آسمان امشب ازجلوه مهتاب روشن درخیال توام وخواب میگریزد

عبارت آسمان امشب ازجلوه مهتاب روشن درخیال توام وخواب میگریزد مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت آسمان امشب ازجلوه مهتاب روشن درخیال توام وخواب میگریزد میباشد.



آسمان امشب ازجلوه ، مهتاب روشن ... درخیال توام وخواب ، میگریزد

آسمان امشب ازجلوه ، مهتاب روشندرخیال توام وخواب ، میگریزد ازمنمی نهم گوش به دنبال ، نغمه های باد ه وحشی برگهای ، پائیز درباددربلورلطیف آوای باد و ، برگه ونیزارمی ید ماه در ، لابه لای نیزاربازنسیم نفسهایش ، گونه ام را بوسه زدبه غزلهای عطر نسیم ، بوسه زدمی شکفت هاله راز ، درشعرغلامپنجه برچنگ غلام و ، لب کشاید بسرود غ..ر..آ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیا باران، در آ مهتاب

بیا باران، در آ مهتاب، دلم امشب به سر دارد، هوای مهر مزدا را، به جامم پر کنید امشب، مهین پند اوستا را؛ بزن باران، ز جا بر کن، لگام و گه دشمن، بگو با من ز مدین، بیادم آر نوشرون؛ کنون گر نیست مهر روی یار، برابر با مردمم امشب، بگو مهتاب ز آتوسا، ز گردیه، پوران را؛ دلم پر ز اندوه است، آرش، رهایش کن، به تیر فر آزرتشت، ز سر چنگال اهریمن؛ بیا باران، در آ مهتاب، کویر شه را بر کن؛ مه گمگشته پیدا کن... امید م. ۲۴ اسفند ۱۳۹۳ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جنس خیال ...

صبح چه زیباست ... اگر ... دیده شد به مهر ... آسمان زیبا تر از شب ... چون افق نیلوفری شد ... شد جهان روشن تر از آب ... لحظه لحظه ... نور مهتاب ... از افق آمد ص ... مخملین بود و حنائی ... روز روشن ... ماه تابان ... ابر آبی ... دختری در جنگل خیس ... زیر باران های مهتاب ... آسمان روشن تر از نور ... دخترک در زیر باران ... جنس باران ... جنس خورشید ... برق شادی ... برق امید ... تا افق باید رسیدن ... با طبق های پر از نور ... بال پرواز و رسیدن ... با سبد های خیالی ... جنس خواب ... از جنس رویا ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غزل محمد اکبری کوچ رایی "هامن"

هر نفس عطر تو می بویم وسرشار توامهر غزل شاعرچشمان غزل بار توامدشت مهت درشب موسیقی و گلهر بغل یک سبد ازجلوه ی گ ار تواممستم از جام نگاهت چو مرا می نگریهر لبی تشنه ی پیمانه ی می سارتوامباغ رخسار تو شد آینه آرای بهشتهرقدم زائر گلخانه ی دیدار توامشرق چشمت نفسم غرب نگاهت قفسمهر نفس را به قفس مرغ گرفتار توامآتشم زن به نگاهی که ببینی به چه شوقهرشبی تا به سحر شعله ی بیدار توام“هامن” ازعشق تولبریز جنون شد قلمشنامت ای مشق دلم یار وفادار توام "هامن" ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بے تو مہتــــــــــــــــــــآبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ݜبے

«بی تو مهتاب شبی» را همگان میدانند همگان شعر دو چشمان تو را میخوانند تو که از کوچهٔ غمگین دلم میگذری تو که از راز دلم با خبری تو چرا رسم وفایت گم شد؟ برق چشمان سیاهت گم شد؟ با توام ای مه مهتاب شبان با توام زلف پریشان جهان بی تو صد خاطره ام گریان است بی تو اشکم نفسم باران است بی تو دیگر نفسم بند آمد قافیه یک دل خوش چند آمد؟ بی تو جوی دل من خشکیدست بی تو مهتاب نهان است ز ابر ابر غم باریدست با تو گفتم با شرم با "تو" گفتم از دل با تو از قصهٔ عشقم گفتم و تو در اوج سکوت با نگاهی پُِر تردید و خمود گفتی از عشق حذر کن نفسم بند آمد اما «بی تو مهتاب شبی» را باز هم میخوانم چه تو باشیّ و نباشی باز هم میخوانم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ماه و مهشید

در آسمان خیالم فقط تو مهشیدی به جای ماه تو امشب به شعر ت دی تو چشمه سار محبت، تو منشا خوبی تو مهربان و فروزان شبیه خورشیدی دو چشم روشن خود را بهم زدی یکبار به بیت بیت غزل ها تو نور پاشیدی غزلسرای نگاهت شدم زمانی که برای دفتر شعرم ستاره می چیدی تو روشنایی ماهی در این شب مهتاب در آسمان خیالم فقط تو مهشیدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مهتاب

می بینید ماه امشب چه دلبرانه در آسمان می درخشد؟ :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مهتاب

می بینید ماه امشب چه دلبرانه در آسمان می درخشد؟ :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عطر ناب

با نگاهت باز شعر بی حساب آورده ای نم نمک با گیسوانت عطرِ ناب آورده ای آسمان را دیدم و امشب ندیدم ماه را با سر مویت به روی مه نقاب آورده ای؟ خنده ی مستانه ات پر کرده امشب خانه را سخت مستم کرده ای با خود آورده ای؟ آسمان ام مهتاب را گم کرده است در دل شب با حضورت آفتاب آورده ای با تو من حالی به حالی میشوم دیوانه جان! با خودت یک شور،و انقلاب، آورده ای! اعظم فردوس ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سردی مهتاب

آسمان در هجوم ابرهای بارانی پاییززمین در سیطره باران مهردرختان و تکانه های پاییز و برگ ریزان شاخه های در انتظار مرگشب و ماه و مهتابدر خلوت خیالم، خواب آلوده می بینمت در وهم مهتابآسمان امشب اما خشمگین می نماید، همچون نهنگی در تلاطم دریای وشان!.....آسمانم تومهرم توماه و مهتابم تورهایم کی کنی از این امواج سهمگین دلتنگی؟ آرام دل، پاییزم را به بهار کی رسانی؟چه مهتاب سردی دارد آسمان امشب...پ. ن:اینجا اتاقِ من است پنجره هایش رو به نیامدنِ تو باز می شود وَ هایش را باد از غبارِ خاطراتت می تکانَد... تو رفته ای وَحالِ تمام خاطره ها ابری است در شبِ چشمهایم ستاره ستاره درد چشمک می زند دیر رسیده اند مَردُم اشکِ زیادی از من رفته است...مینا_آقازاده ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آ ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی من مگر طالع خود در تو توانم دیدن که توام آینه بخت غبار آگینی باغبان خار ندامت به جگر می شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید که کند شکوه ز هجران لب شیرینی تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد ای پرستو که پیام آور فروردینی شهریارا گر آئین محبت باشد جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی شاعر: شهریار ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاستآه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاستمثل ع رخ مهتاب که افتاد در آبدر دلم هستی و بین فاصله هاستآسمان با قفس تنگ چه فرقی داردبال وقتی قفس پر زدن چلچه هاستبی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن استمثل شهری که به روی گسل ز له هاستباز می پرسمت از مساله و دوری عشقو سکوت تو جواب همه ی مساله هاست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

باز بی بی این دلم را دیوانه کرده

باز امشب این دلم نم نم هوای گریه دارد باز امشب غربت و عالم نوای کهنه دارد باز امشب آسمان گویی نفس در دارد باز امشب آسمان گویی غمی صد ساله دارد باز امشب شانه هایش یک خم مردانه دارد باز امشب دست و پایم لرزشی مستانه دارد ح.د 23:35 93-12-12 ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چشم هایت سبز روشن ، قامتت نیلوفری

چشم هایت سبز روشن ، قامتت نیلوفریمن بلا گردان چشمت ، ماهت یا پری ؟دست آن نقاش را بوسم که این نقش آفریدگیسوان ابریشمی ، رخسار و گردن مرمریمی درخشد چشم صد رنگ تو چون فیروزه هاآسمان سبز هم حیران این مینا گریشانه ات را طاقت ابریشم مهتاب نیستبرگ گل با من همآوازست در این داوریگلبنان سر می کشند از باغ با لبخند عشقگر امان بگذری با قامت نیلوفری را مکن در چشمه ی مهتاب هاتا بماند آسمانرا فرصت روشنگریدختر ماهی ؟ رقیب زهره ای ؟ روشن بگوخواب می بینم مگر ؟ فریاد از این ناباوریای دریغا وقت پیری ، سوختم از تاب عشق ام پر آتش است و موی من خا تریمهدی سهیلی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آ ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چه ها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی من مگر طالع خود در تو توانم دیدن که توام آینه بخت غبار آگینی باغبان خار ندامت به جگر می شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید که کند شکوه ز هجران لب شیرینی تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد ای پرستو که پیام آور فروردینی شهریارا اگر آئین محبت این است جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بی تو مهتاب

خانه آرامم نکرد. به خیابان رفتم هوا سنگین بود. مهتاب در آسمان می درخشید و خاطرات تو در چشم های من. راستی این چندمین شب تنهایی من است؟ مگر نگفته بودی عاقبت دست های ما به هم می رسند؟ من تمام پس کوچه های مهت را بدون تو هر نیمه ی ماه وجب و خالی حضورت پر نشد... هیچ وقت... بی تو این شب... بی تو مهتاب... بی تو پس کوچه های بن بست این شهر... بی تو حجم خالی خانه ی من ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امشب ای ماه

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آ ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی من مگر طالع خود در تو توانم دیدن که توام آینه بخت غبار آگینی باغبان خار ندامت به جگر می شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید که کند شکوه ز هجران لب شیرینی تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد ای پرستو که پیام آور فروردینی شهریارا گر آئین محبت باشد جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شب گریه ستاره ها

امشب، شب فرو چکیدن قطره قطره دل هاست؛ شب گریه ستاره هاست. زمین، نظاره گر اشک های مهتاب است و فردا آفتاب مویه می کند .امشب، شب سراسیمگی ابرهای ست، دل آسمان گرفته است.و فردا توفان حادثه ای تلخ، دل های مومنان خدا را سخت می لرزاند.فردا پرندگان سپید بال آسمان آبی، به سوگ می نشینند. ادامه مطلب... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امشب

خسته و غمزه در کوی توام یار امشب همچو شبهای دگر سخت گرفتار امشب گه خدا را به زمین بوسم و گه دست دعا تو چه دانی که چه ها میگذرد کار امشب همه جا چشم تو و قامت و لبخند تو نیز هاجر آسا بدواند به سویت زار امشب مست و بی خویش بخیزم ز پی اُفتادن از غم و رنج بپیچم چو یکی مار امشب شود آیا که ببینی و به رحم آئی باز رخصتم باز دهی تا که شوم خار امشب خار در شاخه ی گلهای وجودت شدنم آرزوئی است که گر باز دهی یار امشب سرو آزاده ی من چهره مپوش از شب من مپسند آنکه چو روزم بشود تار امشب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بی تو مهتاب شبی …

وقتی دلم خیلی تنگ میشود برایتبه آسمان نگاه می کنم .خنده های تو همیشه برای من شبیه هلال احمر ماه است .و چشمانت ستاره های درخشانی که با هر بار پلک زدنت یک چشمک میزنند !و این چشمک ها کنار هر لبخند عجب منظره ای می آفریند و بس !تو ، لبخند ، ستاره ها ، ماه ، یک شب خنک تابستانی !من به تو نگاه می کنم و تو به من لبخند میزنی .و ماه شرمسار از لبخندت رویش را با تکه ای ابر می پوشاند .با هم گپ میزنیم و کمی بعد تو خوابت میگیرد .سرت را روی پایم می گذاری ، دستانت را روی صورتت می گذاری تا نور ماه اذیتت نکند لحظه ای بعد تو به خواب میروی .ماه از تو تقلید میکند . لکه ای ابر روی آسمان را می پوشاند و چند لحظه بعد فقط یک حلقه ی سفید از پشت ابرها پیداست .همه جا ت است . من صدای نفس های تو را میشنوم . نسیم می وزد …امشب یک شب خنک تابستانی نیست . یک شب سرد زمستانی است .تو هم نیستی اما ماه در آسمان است .نسیم هم نمیوزد اما من آه میکشم .هرچند ماه در عشوه گری به پای تو نمیرسد اما امشب مرهم این دل بی درمان است !!!ماهِ من تو که رفتی به صبح نرسیدم . روزهایم شب شد !!! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

صید

عاشق و سرگشته ی کوی توام من گرفتار سر زلف توام عشقرا دیگر گریزی نیست و من تا ابد در بند گیسوی توام همچو صیدی که بیفتد در دام هم اسیر جعد مشکین توام کفر اگر نبود کنم فاش این سخن من بنده و عبد درگاه توام " صاد " ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عشقم! چه می آید به تو این تاج و تور امشب *

عروسی عشقم! چه می آید به تو این تاج و تور امشب این چشم ِ آهو سرمــــه و موهای ِ بور امشب مهتاب ِ من! زیبایی ات غوغـــــاتر از غوغاست م تری از هرچه تندیــــــــس ِ بلور امشب امشب عروسی ِ تو هست، این اشک یعنی چه؟ باید عزیـــــزم بیش از این باشی صبور امشب "داماد" من هستم چرا دستت به دست ِ اوست؟! این کیــست دارد در کنـــار ِ تو حضور امشب؟ گستاااااااخ بیجا میکند لم داده روی ِ مبــــل کرده جــای ِ من را با غــــرور امشب عاشق منم، تنهــــــا خودم دور ِ تو میگردم دور ِ سرت دیگر نگردد ِ نووووور امشب دارند می خندند و می گوینــد: "دیوانه ست" خانه پر است از میهمانان ِ جســـور امشب آ گناهم چیست غیر از "عاشقت هستم"؟ از در چـــــــرا د بیرونم به زور امشب؟! نه شیشه ی ِ ماشین، صدای ِ دل ش تن بود وقتی که از روی ِ دلم کردی عبــــور امشب ای من فدای ِ جیغ ِ تو، این سنگ از من بود یعنی که می بوسم تو را از راه ِ دور امشب این شاهرگ، قربان ِ تیــــــــــغ ِ تیز ِ ابرویت شرمنــده ام سر زد اگر از من قصور امشب آ شب ِ دامــــــادی ِ من هم رسید از راه آ بساط ِ شادی ام شد جور ِ جور امشب ما هر دو خوشبخــتیم، تو تا خانه ی ِ بختت من نیز با ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بی قرار خورشیدک

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مساله دوری و عشق و سکوت تو جواب همه مساله هاست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به مهتاب خیره ام ....

به مهتاب خیره ام ....وقتی که او می تابد، آسمان سیاه شب نیلی می شود....به این فکر میکنم که آیا تو هم آن را می بینی اکنون؟!شاید مهتاب میانمان واسطه شود!!اما...♥♥♥دیدم که چراغ های اتاقت را دستی خاموش می کند....تیک!!دل من هم امشب خاموش شدخوش به سعادت آن دست...که می شود بالشت تو!و چه گرم است آن سری که ء تو را مأوایش دارد!و چه دلپذیر است گرمایی که تن تو در سرد تنهایی ، به آغوشش می دهد!من اینجا دارم از سرمای دیدن خاموشی آن چراغ، به خود می لرزم....و باز تیک!!♥♥♥♣♣♣♣آ ین طپش قلبم....♣♣♣♣ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دوباره آسمانه دیل پورابو

دو واره آسمانه دیل پورابو (دوباره دل آسمان پر شد) سیه ابرانه جیر مهتاب کورابو (مهتاب، پشت ابرهای سیاه کور شد) ستاره دانه دانه رو بیگیفته (ستاره ها، دانه به دانه، [از من] روی گرفتند) عجب ایمشب بساط غم جورا بو (امشب، بساط غم چه عجیب جور شده است) تی واسی مو دامون بوشوم (به خاطر تو به دامان رفتم) افسرده و نالون بوشوم (افسرده و نالان رفتم) جنگل سیاه و سرده (جنگل، سیاه و سرد است) می آه دیل پور درده (آه ِ دل ِ من، پر درد است) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به بهانه ی ز له ی ۲ روز پیش

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاستآه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاستمثل ع رخ مهتاب که افتاده در آبدر دلم هستی وبین من وتو فاصله هاستآسمان با قفس تنگ چه فرقی داردبال وقتی قفس پر زدن چلچله هاستبی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن استمثل شهری که به روی گسل ز له هاستباز می پرسمت از مسئله دوری وعشقوسکوت تو جواب همه مسئله هاست- فاضل نظری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مهتاب در کویر

مهتاب پشت سروآسمان پرستاره کویر،پیش رو.میزنیم به دل جاده تاازقلب کویر،شهرکریمان دورشویم.سوز سرما تا مغز استخوان میرسد ورعشه ای برتن می اندازد.ناگهان به یاد ز له زدگان میافتم:یعنی دراین سرما چه می کنند؟جان پناهی دارند؟وسیله گرمایش ویا لباس گرمی؟خدایا به توپناه میبریمتووسیله سازی.حکمتت را نمی فهمیمامابه رحمت نیازمندیمنیازمند لطف و کرمت هستیمای خالق آسمان و مهتاب وستاره ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مهتاب در کویر

مهتاب پشت سروآسمان پرستاره کویر،پیش رو.میزنیم به دل جاده تاازقلب کویر،شهرکریمان دورشویم.سوز سرما تا مغز استخوان میرسد ورعشه ای برتن می اندازد.ناگهان به یاد ز له زدگان میافتم:یعنی دراین سرما چه می کنند؟جان پناهی دارند؟وسیله گرمایش ویا لباس گرمی؟خدایا به توپناه میبریمتووسیله سازی.حکمتت را نمی فهمیمامابه رحمت نیازمندیمنیازمند لطف و کرمت هستیمای خالق آسمان و مهتاب وستاره ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مهتاب آسمونم تقدیم به یکی که خیلی دوسش دارم

مهتاب آسمونم چرا انقد بیت توم مثل من شبا انگاری نمیخو توم دلت واسه ای خورشید انگار تنگ شده میگم چرا این شبا انقده بیرنگ شده ببین آسمون امشب بدجوری عذاداره ستاره ها که دارن چشم هاشون خون میباره ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از همه دل کندم و پیوسته در بند توام (علی قیصری)

از همه دل کندم و پیوسته در بندِ توام سالها ای باغ گل دلخوش به پیوند توام آنقدَر نازی که مبهوتم هنوز از جذبه ات محو رخسار قشنگ و محــو لبخند توام شاید ای بانوی زیبا رو نمی دانی هنوز در هـوای بوسه بر دست هنرمند توام دین و ایمان را گرفتی با نگاه نافــذت بارها گفتی که در خلـوت خداوند توام دکمه ی پیراهنت را بیگمان وا کرده ای در مسیر باغی از بوی خوش آیند توام ایکه میخندی میان کوچه ی گلها به ناز در پی شعر شکرگـون از لب قند توام حلقه را بر در بزن یعنی به سروقتم بیا ای عسل، ای آرزویم آرزومــــند توام ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بی قرار توام!

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست فاضل نظری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غم عظیم درونم چه سایه ای دارد...

به رنگ خاطره دارم تو را نشان امشب در آستانه ی رویای من بمان امشب ترانه های غم من عجیب تکراریست تو در مدار سکوتم غزل بخوان امشب به یاد ماه خی گرفته ام با خود هزار جشن سپندارو مهرگان امشب چقدر غوطه ورم در هوای خاطره ها گمم میان تو و لحظه و زمان امشب صدای من که ...عزیزم نرو بمان برگرد... نمی رسد به نگاه تو بی گمان امشب دوباره این غزلم از گلایه لبریز است شکایتم زده سر را به ک شان امشب غم عظیم درونم چه سایه ای دارد گرفته گرد مرا تا به هر کران امشب ستاره های سرشکم دوباره می بارند خیال چشم تو شد ماه آسمان امشب ؟؟؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غم عظیم درونم چه سایه ای دارد...

به رنگ خاطره دارم تو را نشان امشب در آستانه ی رویای من بمان امشب ترانه های غم من عجیب تکراریست تو در مدار سکوتم غزل بخوان امشب به یاد ماه خی گرفته ام با خود هزار جشن سپندارو مهرگان امشب چقدر غوطه ورم در هوای خاطره ها گمم میان تو و لحظه و زمان امشب صدای من که ...عزیزم نرو بمان برگرد... نمی رسد به نگاه تو بی گمان امشب دوباره این غزلم از گلایه لبریز است شکایتم زده سر را به ک شان امشب غم عظیم درونم چه سایه ای دارد گرفته گرد مرا تا به هر کران امشب ستاره های سرشکم دوباره می بارند خیال چشم تو شد ماه آسمان امشب ؟؟؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نرگس شهلا

من اب نگه نرگس شهلای توامبی خود از باده ی جام و می مینای توامتو به تحریک فلک فتنه ی دوران منیمن به تصدیق نظر محو تماشای تواممی توان یافتن از بی سر و سامانی منکه سراسیمه ی گیسوی سمن سای تواماهل معنی همه از ح من حیرانندبس که حیرت زده ی صورت زیبای توامتلخ و شیرین جهان در نظرم ی ان استبس که شوریده دل از لعل شکرخای تواممرد میدان بلای دو جهان دانی کیست؟من که افتاده ی بالای دلارای توامسر مویی به خود از شوق نپرداخته امتا گرفتار سر زلف چلیپای توامبس که سودای تو از هر سر مویم سر زدمو به مو با خبر از عالم سودای توامزیر شمشیر تو امروز فروغی می گفتفارغ از کشمکش شورش فردای توامفروغی بسطامی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

من از معراج..........

من از معراج آسمانها می آیم همه ی طبقات آسمان را گشته ام ، در دل ستاره باران نیمه شبهای روشن و مهربان تابستان ، بر جاده ک شان تاخته ام ، صحرای ابدیت را درنوردیده ام ، بال در بال فرشتگان ، در فضای پاک ملکوت شنا کرده ام ، با خدایان ،ایزدان با همه ی الهه های زیبای آسمان ، با همه ارواح جاویدی که در نیروانای روشن و بی وزش آرام یافته اند آشنا بوده ام .از هر جا ، از هر یک یادی ، یادگاری ، برایت آورده ام . از سیمای هر کدام زیباترین خط را ربوده ام ، از اندام هر یک نازنین طرح را گرفته ام ، از هر گلی ، افقی ، دریایی ، آسمانی ، چشم اندازی ، رنگی یده ام ، و ، با دست و دامنی پر از خطها و رنگها و طرح های آن سوی این آسمان زمینی ، از معراج نیمه شبان تنهایی ، به دامان مهربان تو – ای دامن حریر مهتاب شبهای زندگی سیاه من – فرود آمده ام ، نشسته ام تا آن ودیعه ها که از آسمانها آورده ام در دامن تو ریزم . برگرفته از کتاب هبوط در کویر ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شبِِ خدا

امشب شب آرزوهاست .. امشب خواسته های آدم ها روی بالهای فرشتگان است و دارد میرود .. می رود تا ملکوت .. امشب آدم ها می توانند آرزو کنند .. می توانند هر چه می خواهند بخواهند .. آ توی ملکوت خدا هیچ خواسته ای از قلم نمی اُفتد .. .. می گویم امشب چه خوب است خدا .. می گویم خدایا ! تو گفته بودی " ادعونی استجب لکم " پس امشب با دیگر چه تفاوتی دارد؟ خدا! امشب دست های همه توی آسمان دنبال بال فرشته هاست .. امشب آدم های زیادی رو به سوی تو دارند این شب را می خوانند .. امشب آدم ها توی سجده ی طولانی هفتاد بار "سبوح قدوس .." می گویند .. . خدایا ! امشب شبِ توست یا شبِ آدم ها ؟ .. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شبِِ خدا

امشب شب آرزوهاست .. امشب خواسته های آدم ها روی بالهای فرشتگان است و دارد میرود .. می رود تا ملکوت .. امشب آدم ها می توانند آرزو کنند .. می توانند هر چه می خواهند بخواهند .. آ توی ملکوت خدا هیچ خواسته ای از قلم نمی اُفتد .. .. می گویم امشب چه خوب است خدا .. می گویم خدایا ! تو گفته بودی " ادعونی استجب لکم " پس امشب با دیگر چه تفاوتی دارد؟ خدا! امشب دست های همه توی آسمان دنبال بال فرشته هاست .. امشب آدم های زیادی رو به سوی تو دارند این شب را می خوانند .. امشب آدم ها توی سجده ی طولانی هفتاد بار "سبوح قدوس .." می گویند .. . خدایا ! امشب شبِ توست یا شبِ آدم ها ؟ .. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مهتاب شب

اى کاش که مهتاب شبم روى تو باشدظلمتکده ام سلسله موى تو باشدموم لب تو پرشده از شهد عسل تاتلخى لبم حسرت کندوى تو باشددر فصل درو کاش تنم خوشه گندمتا در بغل داس دو بازوى تو باشدچشمى که خمار قدحى باده ناب استمست مى آن نرگس جادوى تو باشدموسى ید بیضا و ا نفسش گرمدرمان دلم گوشه ابروى تو باشدبگذار سرت رابه سر شانه ام امشببر دست دلم حلقه گیسوى تو باشدمن عطر نخواهم ز در خانه ی عطارجایی که در آن ذره ای از بوی تو باشد#طاهره_داورى ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بی قرار

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رحلت جانکاه مهربانی و رحمت تسلیت باد

رحلت جانکاه مهربانی و رحمت تسلیت باد دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟ رحلت اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد رحلت اکرم(ص) و حسن مجتبی(ع) و آفتاب هشتم ت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب مکن اى آسمان روشن چراغ ماه را کز کین چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب گریان، زغمى دیده عالم شده امشب سیماى جهان، غرقه خون دل «یاسر» در سوگ رسول اللّه اعظم شده امشب شده دریاى دیده در عزایش موج زن امشب چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب پایان شب آ ماه صفر است این یا آنکه زنو ماه محرّم شده امشب هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب گریان، زغمى دیده عالم شده امشب آهنگ سرشکم، که رسد بر لب مژگان با این دل سودا زده همدم شده امشب رحلت اکرم(ص) تسلیت باد پیغمبر اکرم ز عالم دیده بسته على خورد خون جگر زهرا کند پدر پدر روز عزاى رحمه للعالمین است آغاز غربت المومنین است در مرگ پیغمبر بودن خون قلب الش بانگ اذان دیگر نیاید از بلاش ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فزت رب الکعبه

شرارتها چه بد رنگ است امشب که پای مردانگی لنگ است امشب نگاه کوچه ها بی نور و مهتاب و چشم آسمان تنگ است امشب هوای دل گرفته از خیانت زبسکه عشق بی رنگ است امشب چه گویم من زدرد قلب مولا جواب مهرورزی جنگ است امشب صدای می آید از چاه نفس در ها تنگ است امشب همیشه ساز عشقش کوک می زد نفیر ناله بدآهنگ است امشب چو فزت رب الکعبه گفت دیدم دل مولا عجب دلتنگ است امشب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

معمای ابرها

امشب آسمان کامل نیست. یک چیزی کم دارد، نمی دانم چه چیز را اما مثل همیشه نیست. یک پارچهء تیره رنگ با روزنه های ریز که بر سر شهرمان کشیده اند. این تمام آسمان امشب است. اما مگر گذشته اش چگونه بود که فکر می کنم امشب ناقص است. من چیزی به خاطر نمی آورم. شاید امشب آنطور که باید سیاه نشده است. این میتواند بخاطر دریافتنِ آیندهء نزدیکش یعنی صبح باشد که او را از تلاش برای نمایندن رنگ اصلی اش بازداشته است. نه! این حدس کمی غیرآسمانی است، باید بهتر ببینم. شاید امشب ابر ها پشت پارچه رفته اند، یا شاید باد از رفتن و حرکت دست کشیده و یا حتی ستاره های بیشتری تاریکند. من نمی دانم. تصورِ اولِ کار چه احساس گزنده ای است برای من، منی که حافظهء خوبی ندارم و از تجسم آسمان بدستِ چشمِ عقل هراسناکم. نوبت توست. کمکم را بشتاب، و بیا. تویی که در ماه اقامت داری و همه چیز را از آن بالا، آن طور که هست می بینی. تویی که مدتی است با من هم صحبت نیستی، البته نباید هم باشی. آ از حجم گفتن برای ی که ذهنش، فقط سطر و سطح را می ادراکد چه نتیجه ای می تواند داشته باشد؟ من نمیدانم امشب چه چیز را کم دارد احتمالا تو به آسمان نمی نگری. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امشب

امشب این پنجره را می بندم و به مهتاب خبر خواهم داد امشب از فکر و خیالم برود ... را خوب بکش تا نبید سحر این لحظه ما و نسیمی نوزد بر تن تب کرده ما عرق شرم نشست دو سه جامی ز لبت خواهم خورد مست بیرون زده از گوشه این میکده سرخ لبت دل به دریا که زدم ، دست من گیر ببر سوی آن ص ه مرجانی چشمان خودت آتشی روشن کن در برم خوب ب بزن آتش به تن پر شررم امشب این پنجره را می بندم و به آن ص ه مرجانی چشمان تو دل می بندم امشب این پنجره را می بندم و به مهتاب خبر خواهم داد امشب از فکر و خیالم برود ... را خوب بکش تا نبید سحر این لحظه ما و نسیمی نوزد بر تن تب کرده ما عرق شرم نشست دو سه جامی ز لبت خواهم خورد مست بیرون زده از گوشه این میکده سرخ لبت دل به دریا که زدم ، دست من گیر ببر سوی آن ص ه مرجانی چشمان خودت آتشی روشن کن در برم خوب ب بزن آتش به تن پر شررم امشب این پنجره را می بندم و به آن ص ه مرجانی چشمان تو دل می بند ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امشب مسافریم

سقفی ندارم واسه امشب واسه خاطره ساختن مشترک ولی غصه نخور سقف میسازم حتما خوش میگذرونیم امشب یه چادر مسافرتی دارم که وقتشه بیرون و ببینه امشب میتونه خاطره موندگار بسازه میتونیم فکر کنیم مسافریم امشب شبم که مهت و پر ستاره است آخ چه شبی بشه امشب آهنگ یه شب مهتاب فرهاد دلنشینه خیلی خیلی شنیده نش واجب امشب آماده باش واسه سفر و رویا چیدن آخ مسافریم امشب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دور و برم شلوغ ولی بی توام...

خانم سلام ، رازقی نارس توام دور و برم شلوغ ولی بی توام صد سال آزگار دراین کوچه های مات بازیچه ی نگاه و نا توام بازیچه ی ش تن عشق می سوزم از درونم و دلواپس توام شعله به شعله غرق غزل می شوم ولی من سالهاست مرده ی آتش بس توام در قحطی ستاره تو تنها منی جغرافیای عاطفه ای اطلس منی کیوان برآهنگ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دور و برم شلوغ ولی بی توام...

خانم سلام ، رازقی نارس توام دور و برم شلوغ ولی بی توام صد سال آزگار دراین کوچه های مات بازیچه ی نگاه و نا توام بازیچه ی ش تن عشق می سوزم از درونم و دلواپس توام شعله به شعله غرق غزل می شوم ولی من سالهاست مرده ی آتش بس توام در قحطی ستاره تو تنها منی جغرافیای عاطفه ای اطلس منی کیوان برآهنگ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چشمه خورشید

ای ماه من مهتاب من ای چشمه خورشید من امشب دعاگوی توام یک امشبی با من بیا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ای بهترینم تولدت مبارک

امشب شب تولد توست ! شبی که ستاره ایی به آسمان زندگیت افزوده می شود ، ستاره ایی که می تواند همانند نقطه عطفی در زندگیت بدرخشد و نورانی تر از تمامی ستارگان شود . امشب شب تولد توست ، کاش میتوانستم آسمان شهر را به افتخارت ستاره باران کنم ، کاش می توانستم ماه را میهمان امشبت کنم ، کاش می توانستم بر سر راهت دریایی از گل نشانم ، هوایت را پر از بوی عشق کنم ! کاش میشد دستانت را بگیرم و با هم به سوی زیبایها پرواز کنیم . کاش میشد امشب ، فقط امشب در کنارم بودی و در کنارت بودم تا هر چه خوبی است نثارت کنم ، هر چه عشق است به پایت بریزم ، هر چه غم است از زندگیت پاک کنم و هر چه زشتی است از روزگارت محو امشب تولد توست ! هدیه ات تمامی ستاره های آسمان ، تمامی گلهای روی زمین ، آواز هر چه پرنده خوش صداست ، تمامی قلبم ، همه زوایای روحم و سراپای جان و تنم ، کاش که بپذیری عشقم را ، قلبم را و روحم را . شب تولد توست ، ستاره ها را تک تک ، به عشق تو شمردم . تولدت مبارک ! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دنیای گل نرگس

دنیای گل نرگس از فرش تا عرش، امتدادِ فرشته است و نور.... ...و مدینه، چشم به راهِ طلوعِ دهمین خورشید، لحظه ها را می شمارد. امشب، دلِ شب، چلچراغی درخشان در آسمانِ مدینه است. امشب، حرم آسمان، چراغانی ست. ستاره ها، فانوسهایی روشن در دستِ فرشتگان، و ماه، روشن ترین آیینه بر طاقچه آسمان است امشب. امشب، فرشتگان بر خانه خورشید نُهُم، سبد سبد گلِ بهشتی می پاشند. امشب، نوزادِ مبارکی به دنیا می آید تا خورشیدِ هدایتِ انسان به ملکوت شود. او می آید تا پرچمدار علم مکتب جعفری باشد. او می آید تا با نورِ دانش، ظُلمت «متوکل عباسی» را بشکافد. او می آید تا خون خدا را در شریان جهان مرده جاری کند. او می آید تا آسمان را چون کوله باری سبز بر دوش گیرد و رس هزاران ساله دین را به مقصد برساند. خورشید دهم، می آید تا پدر خورشید یازدهم و دنیای گل نرگس باشد. امشب، مدینه در باغی از عطر گُل محمدی جاری ست. شانه های شهر، خیس باران گُل و ستاره است. از هفت آسمان، صدای دَف می بارد. و آوای تهنیت فرشتگان در ملکوت شب شنیدنی ست. منبع:تبیان / روزبه فروتن پی / تهیه:عسگری / تنظیم:س.آقازاده ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مهر و مهتاب

در شب تار فقط دیـدن مهتـاب خوش است وای از آن شب که در آن صورت مهتاب نبود دیر بیدار شوم زین شب یلدا چه کنم چه کند دیده اگر ع تو در خواب نبود من به وصل رخ مهتاب نمی شم هر که بر ماه رسد ماه نمی بـیـنـد او* هر که بر قافله عشق نظر می بنـدد آن میان آدم خودخواه نمی بـیـنـد او وای بر من که اگر مایه رنجش شده ام وای بر غصه اگر سهم عزیزی شده است همه قربانی عشق اند ولی مبهم مـانـد عشق قربانی تزویـر چه چیزی شده است!!؟ از پَسِ مرا دست گرفتند ولی این همه دست طبیعی است مگر ؟!! آفـتـ نشود مـاه من از پردۀ غیب پشت این چه چیزی است مگر ؟!! مولوی خیره به شمس است ولی غافل که شمس تا وقت سحر محو قمر می گردد مهر و مهتاب فقط چشم به هم می دوزند دست تقدیر مگر جور دگر می گردد -------------------------------------------- "هر که در ماه زندگی د / رنگ مهتاب را نمی بیند" از یاسر قنبرلو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فرشته و حوّا

شبهای شاعرانگی ِ منسرشار از فرشته و حوّاستاین جا ِ کیست که در آن صدها هزار پولک ِ زیباست؟امشب، شبی که سوره ی والنّجمبرآسمان ِ شهر نوشته ستطوبا ست اینکه شاخه و برگش مانند بالهای فرشته ست؟ از لای شاخ و برگ ِ درختانمهتاب دیده می شود امشبماه است یا که سیب؟ خدایابا دست چیده می شود امشبانگار جبرئیل هم این جاستامشب چه روشن است دوبارهمن در کجایم ای شب ِ زیبا؟همسایه با کدام ستاره؟امشب درخت ِ باغچه ی مامثل ِدرختهای بهشت استامشب زمین، زمینه ی عشق استامشب، هوا هوای بهشت است سید احمد میرزاده/۱۱ تیر۹۶ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یاد یار

لاله دیدم روی زیبای توام آمد به یاد شعله دیدم سرکشی های توام آمد به یاد و گل آسمانی مجلسی آراستند روی و موی مجلس آرای توام آمد به یاد بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم لرزش زلف سمن سای توام آمد ب یاد در چمن پروانه ای آمد ولی ننشسته رفت با حریفان قهر بی جای توم آمد به یاد از بر صید افکنی آهوی سر مستی رمید اجتناب رغبت افزای توام آمد به یاد پای سروی ، جویباری زاری از حد برده بود های های گریه در پای توام آمد به یاد شهر پر هنگامه از دیوانه ای دیدم رهی از تو و دیوانگی های توام آمد به یاد " رهی معیری " ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شب و درد و دل.....

شب بود ، شبی که تصویری سیاهتر از گذشته ها داشت…شبی که مهتابش در پشت ابرهای سیاه به خواب رفته بود.شبی که گهگاهی ستاره های نادری در آسمان سیاه و ابری می درخشیدند .ستاره هایی که نوری نداشتند…شب سوت و کور شده بود ، بدون مهتاب ، بدون ستاره!ابرها به آرامی از کنار ماه می گذشتند…وقتی ابرهای سیاه بر روی ماه می نشستند احساس تنهایی و سیاهی در من بیشتر می شد…شب نمی گذشت ، بی پایان بود…کاش هر چه زودتر این شب بی پایان ، پایان داشت. سکوتی سرد در تنهایی و درد در قلب آسمان دلم احساس می شد…سیاهی شب…تنهایی مرد همیشه تنها !ستاره ها درد مرا نمی فهمند ، مهتاب خاموش مانده است، چون ابرهای سیاه روی آن را پوشانده اند…تنها امیدم به مهتاب بود اما…حالا به چه ی بگویم درد دلم را در این شب غریبه!…ستاره ها هر کدام در آسمان برای یک دل هستندو برای هزار چشم چشمک می زنند …من دلم می خواهد درد دلم را برای ی بگویم که یک دل و یکرنگ باشد اما!..پس همان بهتر که درد دلم درونم بماند و تبدیل به بغض شود و در آ سر بغضم تبدیل به همان گریه شبانه شود…همان بهتر… ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بی تو مهتاب کجا

بی تو مهتاب کجا ، شعر کجا ،شوق کجا ، غم رنجور کجا ، مایه مخمور کجا ، عشق کجا، خنده بی رنج کجا ، بی تو این مانده از گنج کجا ، بی تو این واژه بی رنگ کجا ، نه زمانی که بتابد مهتاب نه کلامی که بریزد به سر خط وصال نه هبوطی نه سقوطی نه صعودی ونه دردی که بریزد در جان ونه درمان کویری که ببارد باران ونه شوری که بنالد در نی ونه حسی که بگیرد لبخند بی تو مهتاب کجا شعر کجا ،شوق کجا شوق دیدار تو لبریز کجا ...... یوسف قاسمی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امشب

امشب شب عروسی ماه و خورشید است. آسمان، جلوی قدم‏هایشان دامن می‏ گسترد.نسیم، دیوارهای کوچه را غرق بوسه می‏کند؛ و ندای زیبای تکبیر، موسیقی شادترین عروسی هستی می شود.چه مبارک شبی است امشب…دیدم که به عرش شور و شوقی بر پاست / ب ا گر این بزم شعف ذات خداستگفتم به د چه اتفاق افتاده / گفتا که عروسی حضرت محمدوخدیجه است امشب.....سالروز ازدواج حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه (س) گرامی باد ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ولادت حسن مجتبی....

ماه رحمت، سفره اش گسترده شد زنده از فیضش جهان مرده شد آسمان پرگشته از شادی و شور آمده از لطف حق میلاد نور میلاد حسن(ع) خسرو دین است امشب شادی و سرور مؤمنین است امشب از یمن قدوم مجتبی(ع) طاعت ما مقبول خداوند مبین است امشب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ایام رحلت اعظم و کریم اهل بیت و ضامن آهو بر زمان تسلیت باد

دختر بَدر الدُجی امشب سه جا دارد عـزا آه و صد واویلتا گاه میگوید پدر، گاهی حسن، گاهی رضا آه و صد واویلتا******رحلت جانسوز ختم الانبیا فاطمه صاحب عزاکشته شد از زهر کینه مجتبی فاطمه صاحب عزا******می روم اما پریشان توام ای دخترم غصه دار حیدرممی خوری سیلی ولی من نیستم ای کوثرم غصه دار حیدرم******می رود از دار دنیا رحمه للعالمین فاطمه شد دل غمیناشک می ریزد از این ماتم المومنین فاطمه شد دل غمین******قاسم نعمتیآسمان خون گریه کن امشب که زهرا مضطر است ماتم پیغمبر استپیکر بی جان او بر شانه های حیدر است ماتم پیغمبر است ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بی رحم رفتن تو ....

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل ع رخ مهتاب که افتاد در آب در دلم هستی و بین فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچه هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل ز له هاست باز می پرسمت از مساله و دوری عشق و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

و مهتاب

شب است و خاصیتِ شب,گریستن...به دامن مهتاب زول زدن, نگریستن... و مهتاب خدایا حالا که همه خوابند بیا تنهایی تا صبح حرف بزنیم... از مهتاب قول گرفته ام که فقط بر ما نور بپاشد و به حرفهایمان گوش ندهد.. راستی خدای خوبم چقدر خوب است که هستی... #افسرمولا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

◕✾ من بد ار توام ای مادر!✾◕

✾◕ ‿ ◕✾ من بد ار توام ای مادر!✾◕ ‿ ◕✾ من بد ار توام ای مادر همه جانی که به من بخشیدی لحظاتی که برای امن من جنگیدی و بد ار توام عمرت را روزهایی که ز من رنجیدی اشک ها یدی، و به من خندیدی من بد ار توام ای مادر! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اون شب

شاعرجان ، مولوی خان میفرماید :آواز داد اختر بس روشن است امشبگفتم ستارگان را مه با من است امشبتا روز ساغر می در گردش است و بخششتا روز گل به خلوت با است امشبامشب وصلت بر خاص و عام ریزمشادی آن که ماهت بر روزن است امشببجای همه امشب ها ، بخونید اون شب ... میشه همون شب فروردینی که قراره یکی از بهترین زندگی من باشه ...آی خدا دلشوره دارررررررررررررررررررررم !شکرت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غزل عید فطر

یک ماه که مهمانت شدم بی تاب کردی دل را! غروب ِ لحظه هارا آب کردی امشب اسارت می رود هر خود پرستی تصویر ِ من را بی خودت در قاب کردی اینک بیا مهمان ِ من باش ای همه من در فطر ِ چشمانت مرا مهتاب کردی تا قدر ِ ماهت شد اجابت ،کوچه کوچه دیوانه ترگشته دلم ،من باب کردی مهمان ِ دریای دلم !یک استکان عشق دور از دلم امشب ،خدا !مرداب کردی هرشب که مهمانت شدم شرمنده تر من امشب که مهمانم شدی ارباب کردی شاید تمام ِ واژهها فصل ِ غزل شد در عید فطرت شعر را جذاب کردی دل را شکوفه می زند تحویل ِ ماهت در لحظه هایی از اجابت ! ناب کردی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یه شب مهتاب...

امشب خیلی فوق العاده بود همه چیز. مخصوصا که سو رایز بود. ممنون خدا برای همه این روزهای خوب. لطفا همین فرمون رو ادامه بده با تچکر ... ادامه در لینک سایت منبع ...

زنده باد مرگ

امشب خواب مرا به اعماق بیدارى خواهد برد سبک تر از ابر در آسمان به پرواز در مى آیم امشب در طوفان کابوس ها غرق نمى شوم شنا را کابوس زندگى به من آموخت امشب تاریک است تاریک تاریک من هم به فانوسى نیازمند نیستم امروز آ ین طلوع را دیدم دیگر صبحى روشن نخواهد شد امشب تنها شبى خواهد بود که دیگر به تو فکر نمى کنم امشب تنها شبى خواهد بود که آرزوى دیدن رویاى تو را ندارم امشب تنها شبى خواهد بود که امیدى به صبح دیدار تو ندارم امشب آ ین شب زندگى من خواهد بود امشب شروع مرگ است زنده باد مرگ، زنده باد مرگ که یاد تو را، تصویر تو را، رویاى تو را از من ربود هم من را تمام کرد هم تو را برایم تمام کرد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیشه ی عشق

من که مجنون حریم حرم کوی توام بسته ی زلف کمند و خم گیسوی توام بوی مشک از سخنم آید و در خاطر عشق ای غزال غزلم شیفته ی بوی توام گذر عمر ببینند لب جوی همه گذرعمر ندارم که لب جوی توام قامت سرو نباشد به دل انگیزی تو در پی فرصتی از سایه ی دلجوی توام گشته تعطیل دگر دکه ی حسن دگران تاجر پسته ی خندان مه روی توام زنده گشتم اگر از لعل لبانت نفسی کشته ی تیر و کمان خم ابروی توام شده ام صالح صیاد در این بیشه ی عشق هر کجا منتظر دیدن آهوی توام ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیشه ی عشق

من که مجنون حریم حرم کوی توام بسته ی زلف کمند و خم گیسوی توام بوی مشک از سخنم آید و در خاطر عشق ای غزال غزلم شیفته ی بوی توام گذر عمر ببینند لب جوی همه گذرعمر ندارم که لب جوی توام قامت سرو نباشد به دل انگیزی تو در پی فرصتی از سایه ی دلجوی توام گشته تعطیل دگر دکه ی حسن دگران تاجر پسته ی خندان مه روی توام زنده گشتم اگر از لعل لبانت نفسی کشته ی تیر و کمان خم ابروی توام شده ام صالح صیاد در این بیشه ی عشق هر کجا منتظر دیدن آهوی توام ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یادداشت 268، مهتاب

مهت ه ها! آسمون... امشب... پ.ن: این قرص دلفریب ماه کیمیاییه واسه خودش توی آسمون دود و غبار گرفته ی جنوب. چه آسمونیه امشب. پ.ن 2: کو؟ ندیدی که! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ماهی ها حریر نور به تن کرده اند

زیر آسمان شب، با سکوت وعده دارم. لب حوض هشت ضلعی با ماهی قرمزهای زیبایش می نشینم. آب را نوازش می کنم. خنکایش که زیر پوستم می دود؛ گویی نوازشم را با بوسه ای نرم و آرام پاسخ می گوید. آب، راه و رسم مهربانی را بهتر از ما آدم ها می داند. به وقتش، در گنجه پاکی و زلالی را می گشاید و تحفه ای از مهر پیشکشت می کند. و مهتاب در خاموشی شب، نور لطیفش را توی حوض ریخته و گوشه ای از حوض، بزم ماهی قرمزها را به تماشا نشسته است. ماهی ها حریر نور به تن کرده اند و گرداگرد مهتاب به درآمده اند. من و مهتاب، میهمان سکوت و آرامش شب یم. مهتاب را نمی دانم از چه دلتنگ است! اما گاهی آدم ها دلت را می زنند. باید دست چین شان کنی. تعدادی شان را باید از زندگیت، لیست تماس ها و دیدارهایت دور بریزی. انگار ماهی ها تو را بهتر می فهمند. تو را بهتر می شنوند. گویی آغوش شب، مهربان تر است. تن احساسم را به آغوش شب می سپارم. بوی آغوش خدا را می دهد. دل گویه هایم را لب حوض، با مهتاب می گویم. می دانی که! مهتاب، به خدا نزدیک تر است! #زهرا_خدری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ماهی ها حریر نور به تن کرده اند

زیر آسمان شب، با سکوت وعده دارم. لب حوض هشت ضلعی با ماهی قرمزهای زیبایش می نشینم. آب را نوازش می کنم. خنکایش که زیر پوستم می دود؛ گویی نوازشم را با بوسه ای نرم و آرام پاسخ می گوید. آب، راه و رسم مهربانی را بهتر از ما آدم ها می داند. به وقتش، در گنجه پاکی و زلالی را می گشاید و تحفه ای از مهر پیشکشت می کند. و مهتاب در خاموشی شب، نور لطیفش را توی حوض ریخته و گوشه ای از حوض، بزم ماهی قرمزها را به تماشا نشسته است. ماهی ها حریر نور به تن کرده اند و گرداگرد مهتاب به درآمده اند. من و مهتاب، میهمان سکوت و آرامش شب یم. مهتاب را نمی دانم از چه دلتنگ است! اما گاهی آدم ها دلت را می زنند. باید دست چین شان کنی. تعدادی شان را باید از زندگیت، لیست تماس ها و دیدارهایت دور بریزی. انگار ماهی ها تو را بهتر می فهمند. تو را بهتر می شنوند. گویی آغوش شب، مهربان تر است. تن احساسم را به آغوش شب می سپارم. بوی آغوش خدا را می دهد. دل گویه هایم را لب حوض، با مهتاب می گویم. می دانی که! مهتاب، به خدا نزدیک تر است! #زهرا_خدری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ماهی ها حریر نور به تن کرده اند

زیر آسمان شب، با سکوت وعده دارم. لب حوض هشت ضلعی با ماهی قرمزهای زیبایش می نشینم. آب را نوازش می کنم. خنکایش که زیر پوستم می دود؛ گویی نوازشم را با بوسه ای نرم و آرام پاسخ می گوید. آب، راه و رسم مهربانی را بهتر از ما آدم ها می داند. به وقتش، در گنجه پاکی و زلالی را می گشاید و تحفه ای از مهر پیشکشت می کند. و مهتاب در خاموشی شب، نور لطیفش را توی حوض ریخته و گوشه ای از حوض، بزم ماهی قرمزها را به تماشا نشسته است. ماهی ها حریر نور به تن کرده اند و گرداگرد مهتاب به درآمده اند. من و مهتاب، میهمان سکوت و آرامش شب یم. مهتاب را نمی دانم از چه دلتنگ است! اما گاهی آدم ها دلت را می زنند. باید دست چین شان کنی. تعدادی شان را باید از زندگیت، لیست تماس ها و دیدارهایت دور بریزی. انگار ماهی ها تو را بهتر می فهمند. تو را بهتر می شنوند. گویی آغوش شب، مهربان تر است. تن احساسم را به آغوش شب می سپارم. بوی آغوش خدا را می دهد. دل گویه هایم را لب حوض، با مهتاب می گویم. می دانی که! مهتاب، به خدا نزدیک تر است! #زهرا_خدری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت آسمان امشب ازجلوه مهتاب روشن درخیال توام وخواب میگریزد توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.