از اونور دلتنگیا

عبارت از اونور دلتنگیا مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت از اونور دلتنگیا میباشد.



و دفاعی که هل داده شد اونورتر !

بلههل دادمش بازم اونورتر ... هرچند دیگه اونور پره و خیلی نباس بره اونور واقعا... تافل بدبختم مظلوم اونور افتاده:(( ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شباهنگام که میگیرند (در شاخ تلاجن...)

ببین میگم به مولا علیا، خیابون تو شب یه چیز دیگه است.. خیلی م ه، عالی... ت، رویایی، سوت و کور.. کاش یکی از ماشین های خیالی واقعی ه نیمه شب در پاریس هم می اومد جلوی پام ترمز میزد میگفت بپر بالا؛ بعد میرفت تو یه محفل، ببین کی اونجاست ملک الشعرای بهار، اون سمت شهریار، اون ور ایرج، اونور فیروزکوهی، اونور صبا، اونور منزوی که میبینم یه گوشه با خودش خلوت کرده، اونور کی اونور کی (فردوسی، رودکی، حافظ،نظامی،عطار، سعدی، صائب، مولوی، محتشم و هاتف هم و ...) ... چه حالی میشد چه احوالی میشد.. حالا هیچی هم خوبه.. این خونه بغلی ه ولی من یقین دارم یه زمانی خونه تیمی بوده، خیلی خ ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو رو خدا اینو دیگه ازم نگیرید/موقت

میبینم که تلگرام و اینستا هم شد بیان نشه صلوات آقا این چه وضعشه ز له از اونور اعتراضات و انقلابات از اون ور قطع شدن شبکه های مجازی از اونور :/ اینجوری بخوام ترک کنم سنگ کوب میکنما ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حس خوب

رفته بودم مزون...خواستم از اینور سالن برم اونور دیدم ی خانومه داره میاد رفتم اونور دیدم اونم اومد اونوری گفتم ببخشید سرمو بالا اوردم رفتم اونور اونم اومد اونور..دیدمم اع این چقد آشناس..دیدم خودمم..فهمیدم آینه اس :)))) خودم ک کلا مرده بودم از خنده...مامانه ام پخش زمین بود از خنده...کلا اینجوریه ک هنور بعد دو روز نشستیم یهو میزنه زیر خنده... بعد رفیقم گیر داده بیا بریم گل بزنیم...خیلی فاز داره..میگم حاجی من چت مادرزادم..گل نزده چتم...گل میخوام چی...ول کن نیس... +چقد خوبه ک هست..عوض شده ولی مهم نیس...همین ک هنوز اولین رفیق زندگیمو دارم و اون فضای مز ف نیس..اینکه میتون? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خونه ی ما..

خونه ی ما_ مرجان فرساد خونه ی ماست اونور آب، اونور موجای بی تاب پشت جنگلای سرو ئه توی رویاست توی یه خواب.. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

میدان

آرام آرام فهمیدم که اینور دارم بیشتر تربیت میشم از اونور + مسئول ورودی- دین پژوه+ مقایسه اندوخته ها در عرصه ی دو جایگاه+دو سال و نیم اونور چی به دست اوردم؟ یه سال اینور چی به دست آوردم؟ + بانک تجربه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عیدتان مبارک

شب عید قربان عموم پاگشامون کرد و بعد شام به سمت آهوانو حرکت کردیم یه ساعتی پیش دوستای همسر بودیم با دو تاشون تازه آشنا شدم.و عید قربان با همون اکیپ همیشگی رفتیم ناهار بیرون از شهر. میخاستیم لب رودخونه بشینیم بچه ها گفتن بریم اونور. منم چون نمی خواستم شلوارمو بالا بزنم مخالفت .. دوست همسر خانومشو کول کرد برد اونور رودخونه انقدر صحنه خنده دار بود و کماکان مس.ه بازی های اون زوج شروع شده بود همسر که خواست منو ببره اونور رود از خنده نتونست کنترل کنه ولو شدیم وسط آب! منم که دیدم خیس شدم دیگه برای برگشت هم خودم از رود رد شدم. عمقش تا زانو بود ولی شدت آب زیاد بود. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به بهانه ی تولد

بسم او... به بهانه ی تولدم اومدم اینجا بنویسم. دلم تنگ شده بود برای اینجا. خواستم اول پست اونور رو بنویسم بعد بیام اینجا بنویسم. پست اونور رو نصفه نیمه نوشته بودم و گذاشته بودم تو پیش نویس ها که دستم خورد و پاک شد کلا ؛) ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

#دنیا ارزش نداره

شب تاسوعا داشتم به سمت مسجد هیئت میرفتم مردی که صاحب مغازه گوشی فروشی بود رو دیدم که داشت به کفاش بدخت که داشت کارش را انجام میداد میگفت بساطتو جمع کن برو اونور تر (حالا خوبه که اونور پیاده داره کار میکنه.)مغازه مال توئه پیاده رو که مال تو نیست. #اینقدر بی انصاف نباشیم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

.سریال no: 309

no: 309 ،شماره 309 زیرنویس چسبیده قسمت 56 اضافه شد نام سریال : no: 309 ژانر : رمانتیک ، کمدی کارگردان : tolga pulat نویسنده : aslı zengin, banu zengin بازیگران : demet özdemir, furkan palalı, sumru yavrucuk, suat sungur محصول : ترکیه زبان : ترکی کیفیت : 480p فرمت : mkv زمان : 100 دقیقه حجم : 550 mb . : چسبیده خلاصه داستان : لاله ی ۲۰ساله بدلیل اینکه نزدیک به ازدواجش خیانت میبینه از عشق و ازدواج . توبه کرده ولی با اصرار مامانشو به قرار با . اونور میفرسته…لیلا که میره سرقرار میفهمه فردی که پشت میز نشسته اونور نیست،این باعث نتیجه های متفاوت میشه..اونور که برای گرفتن میراث پدربزرگش و مدیر شرکت شدن مجبو?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گیج شدم

ای بابا،این دو تا بازی هم زمان امشب،لباس های هر دو تا تیمشون قرمز سفیده.اینور تونس سفید پاناما قرمز،اونور انگلیس سفید دانمارک قرمز.دیگه نمی فهمم چی می شه.گزارش گری تو مغزم این شکلی شده ک:هورا... قرمزای اینور گل زدن!هورا حالا قرمزای اونور گل زدن!این چه وضعیه.گه گیجه. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آهنگ ببینم هنوزم تو ایران دور دور هست | وای لنز وای پورش

آهنگ آی خز ببینم هنوزم تو ایران دور دور هست | وای لنز وای پورش وای بنز وای پوز های بیچ های بیچ | از اونور دندونا سفید از اونور جیبارو بتیغ برای أهنگ کلیک کنید: ( آهنگ در کانال قرار گرفته شده ) آهنگ جدید ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خوووووووووش خبری

21 دیماه 95، بیبی چک صبح و بدنبالش ازمایش خون تو روز تعطیل.. بعد کلی اینور اونور یه خانوم مهربون کارمونو راه انداخت و 5دقیقه بعد گفت مثثثثثثثثثبت همیشه دوس داشتم لحظه ای که نیفهمیم ببینم واکنش همسرم چیه؟ بیبی چک روی سنگ ورودی wc من اینور رو زانوهام و اونم اونور... اولش منفی نشون داد... بعد چند دقیقه همسرم گفت ببین این یکی خطم رنگ گرفت... دیدم اره... و هردو به هم زل زدیم چند ثانیه... نی نی من... امیدوارم سالم بمونی و به ما امید ببخشی... کلی پاقدمش خوب بود ه از صبح 19000000 article citation of daddy فکر می کنم دختر باشه........... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پست شماره چندم

پام پیچ خورده و کشیدگی تاندون شده یا چی. چقد من جلومو نمی بینم همیشه و فرت و فرت زمین بهم می خوره. از بچگی زمین خورم ملس بوده ، حالا ایندفه همینطور که سرمو توی ابرا کرده بودم و می چرخیدم واسه خودم یه پله رو ندیدم، یک فاکینگ پله زپرتی دوهفته منو بگا داده و باعث شده هی بشینم و پاشدن نتوانم. عصا گرفتم. انگار دوتا جسم سخت بهم دادن که علاوه بر راه رفتنم باید اونا رو حمل کنم اینجوری باهاشون برخورد می کنم میکشم دنبال خودم این ور اونور به جای اینکه اونا منو بکشن اونور اینور. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چند کیلومتر اونور تر از شهر شلوغ

دقیق تر که فکر می کنم ما از اولش قرار بود آ ش تنها ی تنها باشیم. قرار بود ته تهش یه ما رو تو یه پارچه ی سفید بپیچونن و شاید یه روز بارونی تو دل خاک نمناک چند کیلومتر اونور تر از شهر شلوغ و پر سر و صدا جا بذارن. بارون قطع بشه. خاک خشک بشه، کفن خشک بشه؛ پاییز بره زمستون بره بهار بره و وقتی مثلا تک تک انگشتای من تجزیه شدن، دخترای شونزده ساله مایو بپوشن و کرم ضد آفتاب ضد آب بزنن و برن دریا شنا کنن. پسربچه های محله ی پدربزرگم اینا هنوزم توی جای همیشگی با توپ پلاستیکی چندلایه فوتبال بازی کنن. پسر دخترای عاشق زیر درختای سبز و بلند شهر دست تو دست هم قدم بزنن و به زلال? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اولین سوتی

اولین سوتی رو هم خودم تعریف میکنم: اقا منو خواهرم چند روز پیش رفته بودیم پارچه فروشی(به گفته خواهر) بعد اونجا دو تا بچه بودن که مثل بزغاله میپ اینور و اونور کفر ما رو در اوردن ا ش خواهرم بهشون تشر زد و مثلا در گوش من(که انقدر بلند گفت همه متوجه شدن)گفت: اینا از اون بچه های وحشی ای هستن که تا بهشون رو میدی پررو میشن یکم که رفتیم اونور تر دیدم یکی از مسئولای اقا داره باهاشون حرف میزنه خیلی با خج !! نگو این بابای بچه ها بوده!!!!!!:)))) اروم به خواهرم گفتم:خاااااک تو سرمون!این بچه های مسئول اینجا بودن خواهرم لحظه ای مرا با تعجب نگریست و بعد هر دو با هم به افق پیو? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وهم نوشت 84

یه آهنگ ملایم با صدای غمگین میخوند : گریه نکن که سرنوشت.... گر مرا از تو جدا کرد .....عاقبت دل های ما با غم خود آشنا کرد.....یکم اونور تر از اینجا درباره زندگی ی که عاشق بوده و حالا باید عاشق نباشه خوندم. و اونور ترش درباره ی که سختی های زندگیش هم معلومه و هم معلوم نیست...یه مقدار زیادی از وهم نوشتامو پاک ء وهم نوشت 2.3.29.34.51.73و....... سعی وبلاگمو یکم تغییر بدم میبینی زندگی چقدر با تغییرات بهتره؟راستش یه حسه عذاب آور و دردناک تویه عمق وجودم هست بخاطر این همه دور بودن از بعضی آدما و اینو خیلی خوب میفهمم که بودنم باعث شده فکر کنن کنشون شدم برای اینکه یه بار نباشم رو دوش ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سنت..مدرنیته..جرخوردگی..

بعضی وقتا احساس میکنم بدجور بین سنت و مدرنیته یا عقاید درونیم و اونچه که در تضاد با عقایدم هست، گیر افتادم. انگار که یه پام اینور جوب(جوی) باشه و یه پام اونور و از هردوطرف دارم کشیده میشم. توی این شرایط، یا باید بیام اینور یا برم اونور و خلاصه یکی از پاهامو بردارم که اکثرِ اوقات هم، همین اتفاق میفته ولی گاهی هم...گاهی هم ادم جررر میخوره! گیر میفتم و نمیدونم به حرف عقل و عقیده قلبیم گوش بدم یا به حرف دلم که کاملا متضاده با عقل و عقیده و تربیت و فرهنگ خانوادگیم..به قول یه رفیق عزیزی نسل ما نه مثل دهه هفتادیا خیلی باز و بی قیده( البته که استثنا هم وجود داره) و ن? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کاسه ماستی بنام معیار؟!

ایران که بودم، کاری .، عملی از من سر زد که دوست خوب و عزیزی که اتفاقآ خیلی هم دوستش دارم بهم گفت:برام خیلی عجیبه که تو اونور دنیا زندگی می کنی ولی هنوز یه سری دیوار ها رو برای خودت نگه داشتی. از این طرز فکر خشکم زد چون آدم روشنیه. گفتم اون دیواری که تو میگی، معیارهای منه. ابرویی بالا انداخت و سری کج کرد به نشانه ی اینکه: عجیبه!نمی دونم چرا این فکر براش مطرح شده بود که اینور آبی ها (یا همون اونور آبی ها) تو یه جور ولنگاری زندگی می کنند. حد و حدودی نمی شناسند و این برام برخورنده بود. ولی به حساب این گذاشتم که: از محیط آزاد دوره. نمی دونست وقتی آدم تو یه محیط کا?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پس از هفته ها اومدم

سلامن علیکم و رحمه الله و برکاتهچقدر زمان زود داره میگذره. مثل برق و باد گذشت این چند وقت. بالا ه به حول و قوه الهی پس از سه ماه، هفته قبل ما از خونه بابام اسباب کشی کردیم به خونه خودمون و از بلاتکلیفی رها شدیم.کار همسرخان هم متاسفانه خیلی اذیت و انتقالی ندادن و اداره مقصد سنگ اندازی کرد و در نهایت تا آ سال شد و اونور سال رو خدا میدونه قراره چی بشه اما به قول یکی خ که اینور سالو ردیف کرد اونور سالو هم جور میکنه ریحانه هم الان 16 ماه و یک روزشه و مهدکودک نزدیک خونمون میره. راه میره حرف میزنه و کلی شیطونی میکنه و خوش به حالشه که اومده نزدیک خانواده من و باباش ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در دفتر مشاور بر من چه گذشت؟!

داشتیم حرف می زدیم یهو گوشیش زنگ خورد قطع کرد بازم زنگ خورد قطع کرد بازم زنگ خورد اینبار گفتم آقا جواب بده خب بنده خدا از دست رفت جواب داد یکی از اونور گفت سوال داره صداش تقریبا به همسن های ما شبیه بود گفت وقتی قطع میکنم یعنی کار دارم نمیفهمی؟! هی از اون اصرار از این انکار قرار شد سوال رو بخونه از اونور این بنویسه تا ۱ ساعت بعد جوابشو بده از این سوال های لامپ و کلید در مرحله n ام بود سوال رو خوند این نوشت شروع کرد دوباره حرف زدن ولی من نمیشنیدم چی میگه... میشنیدما ولی گوش نمیدادم سواله حل شد یه ربع بیشتر وقت نگرفت بهش گفتم سواله حل شد بهش بر خورد گف? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در دفتر مشاور بر من چه گذشت؟!

داشتیم حرف می زدیم یهو گوشیش زنگ خورد قطع کرد بازم زنگ خورد قطع کرد بازم زنگ خورد اینبار گفتم آقا جواب بده خب بنده خدا از دست رفت جواب داد یکی از اونور گفت سوال داره صداش تقریبا به همسن های ما شبیه بود گفت وقتی قطع میکنم یعنی کار دارم نمیفهمی؟! هی از اون اصرار از این انکار قرار شد سوال رو بخونه از اونور این بنویسه تا ۱ ساعت بعد جوابشو بده از این سوال های لامپ و کلید در مرحله n ام بود سوال رو خوند این نوشت شروع کرد دوباره حرف زدن ولی من نمیشنیدم چی میگه... میشنیدما ولی گوش نمیدادم سواله حل شد یه ربع بیشتر وقت نگرفت بهش گفتم سواله حل شد بهش بر خورد گف? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

و شاعرانه ترین ماه، ماه بهمن بود

یادمه پارسال روز تولدم یه جایی نزدیک مرز بودم. مرز پا.تان، اوون پایینای نقشه .. همونجا که هی اومدن کشتن و در رفتن نامردا .. بگذریم. تولدم بود، ولی خیلی عادی، هیچ. از چیزی خبر نداشت، منم اصلن به روی خودم نمیاوردم .. تازه اونروز کلی هم کار داشتیم. تا آ. شب هی ازینور به اونور، از اونور به اینور .. تا اینکه بل.ه قبل خواب اومدم سری به گوشیم بزنم .. از تو سوراخ سمبه های کمدم درش آوردم، روشنش .، دیدم یه اس ام اس تبریک اومده برام. از بانک شهر. ارسالی از یه دوست مهربون :) آپدیت : متاسفانه مرورگر شما، ق.لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.توصیه ما به ش ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اعتراف و خاطره :)

رها: من تقریبا دو هفته پیش به رئیس ادارمون زنگ زدم گفتم: آقای شما تا کی اداره اید که من تشریف بیارم خدمتتون. وقتی کمی مکث کرد فهمیدم که چی گفتم .کاربر: یادمه تازه رانندگی یاد گرفته بودم اومدم ماشین رو بزنم توی کوچه بغل کوچه یک تیر برق بود که بغل ماشین گرفت به تیر برقبعد ماشینو زدم توی کوچه و از ترس بابا نصف شب بیدار شدم به صورت خاموش ماشین رو هل دادم بیرون بعد دوباره ماشینو از اونور زدم توی کوچه به طوری که بغلش که داغون شده بود اونور باشهصبح زود با صدای بابام از خواب بیدار شدم که داشت سر و صدا می نم گفتم نمیدونمشاید یکی بهتون زده و خدتون خبر ندارینب? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به وقت پایتخت

من هروقت تهران میام با یه کتیبه حرف مواجه میشم، یه طومارشم برمیگردونم. ببین دست خودم نیستا، من کلا آدم حرف زنی نیستم ولی این اطرافیان نمیذارن. الان دختره تخت روبرویی دو ساعته داره با موبایل حرف میزنه آلمانی! بعد الان یه ربعه فارسی شده، ده ثانیه م هست داره به طرف اونور خطی میگه ما ترکا تلفظمون خوبه شما فارسا تو اَ ِنتتون مشکل دارین! طرف اونور خطی م با وجود سه متر فاصله صداش پیداست، یه پسره ست که احتمالا تا دو سه جلسه دیگه کلاس آلمانیشون به یه نتیجه ای با این دختره میرسه. چند ساعت قبلم نشسته بودم یهو دیدم تخت بغلی دختره زد زیر گریه آقا اصلا به یه فجاعتی. ب ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پروژه ی اونور آبی

این کارفرمای ما آدم عجیبیه مثلا تازگی ها یکی از آرزو هاش این شده که پروژه از خارج از کشور بگیره و ما انجام بدیم ، حتی اگه اون کشور یه پاپاسی هم بابت انجام پروژه کف دستش نزاره بازم حاضره پروژه رو با جون و دل براش انجام بده :دی پس یه درصد هم فکر نکنید که بابت بالا رفتن قیمت دلار به این مدل پروژه ها علاقه داره بلکه صرفا می خواد پز بده به اطرافیان که پروژه اونور آبی انجام داده :)) خلاصه که هرزگاهی میاد به من میگه خانوم (الف -الف) با شما می خوام م کنم بعدشم میگه فلان دوستم توی فلان کشور یه پروژه میخواد بهمون بده ، نظر شما چیه قبول کنیم یا نه ؟ :/ قبل ترها بهش میگ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

????

امروز زودتر ا بقیه پسرا رسیده بودم دم آزمایشگاه نشسته بودم تو راهرو. اونور خانم مولایی بود فقط پاهاش معلوم بود. ا پاهاش شناختم اصلن یعنی. بعد سعی داشتم ا پاهاش ع بگیرم. بعد مثلن 25 متر اختلاف داشتیم پی ل بود تو دوربین. بعد یه قدم رفت اونور. یه قدم دیگه رفت غیب شد. یهو دیدم جلومه میگه سلام یدم به خودم پشمام ریخت:)))) بعد گفت سوال پنجو نوشتی؟ گفتم نه هیچکدومو ننوشتم کلن:))) بعد گفت بیا بنویس بعدش داد دستم زدم براش اههه اههه. بعد گفتم مرسی، خب خودت نمیخوای پنجو بنویسی؟ گفت خب تو که ننوشتی. گفتم آره:))) بعد گفت باید واستم این دختره کیه؟ الناز بیاد ا اون بگیرم ازش بد ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پیشی!

داشتم از مدرسه برمیگشتم. برای اولین بار تو این دو هفته اتفاقی از توی پارک رد شدم. دیدم تو یه سطل زباله_از این بیضی شکلا_ یه گربه داره اینور اونور میکنه. دقت که دیدم سرش تو یه دبه ماست کوچیک گیر کرده! گفتم شاید بازیشه! راهمو کشیدم و با خنده رد شدم ولی بعد برگشتم. نگاه دیدم نه جدی جدی داره تقلا میکنه کله شو از اون تو در بیاره! یواش ته سطل رو گرفتم و یه کله ی کوچولوی سفید مشکی با چشمای سبز ازش اومد بیرون! خودشو ت داد تا ماستا رو بپاچه اینور اونور:) خندیدم و گفتم خنگول^^ سطلو گذاشتم کنارش و رفتم. حالا ذهنم درگیره که اگه من از همون مسیر همیشگی میرفتم و از پارک ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پوشک مرغ ...

چند وقت پیشا ی برنامه ای نگا می در مورد مسابقات بهترین مرغو وسای تزئینی ...یادمه وقتی تلوزیون تیزر برنامه رو بخش کردو ساعتو روز بخششو گفت من روی ی تیکه کاغذ نوشتمو چسبوندم به تلوزیون، که یادم نره ...یعنی چنان با هیجان نگا می انگار که فوتباله البته من از فوتبال متنفرم ...برنامه کلا در مورد زندگی پرورش دهندها ، چطور نژاد گیری ،روند مسابقهو ، امتیاز دهی برای زیبایی بود .تا اینکه ی چیز عجیب دیدم ...پوشک مرغ ...آره پوشک مرغ ...خلاصه این ور اونور ی خورده تو اینترنت گشتم دیدم میگن اونور مردم کم کم دار نگه داری سگو گربه رو کم می نو نگه داری مرغو وس شده ی کار باکلاس ...ح? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ازخودناگذشته

خواهر من بیماری اختلال هویت تجزیه ای داره. بیشترین تاثیر رو من روی خواهرم دارم و بیشترین کمک برای درمانش رو من میتونم انجام بدم. هرچند کار خاصی هم نمیکنم براش. خواهر من قرار بود بره اوکراین دندون پزشکی بخونه. ینی هدف این بود که بعد از دیپلمش بره اونور. با وجود این بیماری. حالا چرا؟! سال پیش، بعد از نتایج و مشخص شدن اینکه من پزشکی یالغوز آباد هم نمیارم مامان بابای من میخواستن منو بفرستن اونور پزشکی بخونم. اما من دیگه عجیبک پزشکی خواه سابق نبودم. انگار از خواب بیدار شده بودم و فهمیده بودم نه آقا من هیچ علاقه ای به پزشکی ندارم و هرچی بوده توهم بوده. مادر پد? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سکانس از ماست که برماست

هیچ جای دنیا سیاست مدارها آدم های روراست و کلا به معنی کلمه آدم و انسان نیستند!! اونور آب که کلا اصلا قضیه بگم بگم شوخی بیش نیست! طرف نقطه ی تاریک تو زندگیش داشته باشه، رقیبش تو هوا می قاپه و با سند و مدرک و شاخ و برگ سازی می کوبونه تو دهن ک.دا!! تازه مردم هم دیگه گیج نمیشن که منظور ازون قضیه و قضایا چی هست!! اونور حتی طرف با اتهام . هم می تونه به ریاست جمهوری برسه. می خوام بگم یعنی ساست مدار همین شکلیه! سیاست همه جا همین شکلیه حالا با درجه های متفاوت (نمی گم باید اینطور باشه و اصلش همینه، بلکه میگم هست و هستن). یه جا هیولایی تر و کثیف تر و یه جا هم هیولایی و کثیف... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سکانس از ماست که برماست

هیچ جای دنیا سیاست مدارها آدم های روراست و کلا به معنی کلمه آدم و انسان نیستند!! اونور آب که کلا اصلا قضیه بگم بگم شوخی بیش نیست! طرف نقطه ی تاریک تو زندگیش داشته باشه، رقیبش تو هوا می قاپه و با سند و مدرک و شاخ و برگ سازی می کوبونه تو دهن ک.دا!! تازه مردم هم دیگه گیج نمیشن که منظور ازون قضیه و قضایا چی هست!! اونور حتی طرف با اتهام . هم می تونه به ریاست جمهوری برسه. می خوام بگم یعنی ساست مدار همین شکلیه! سیاست همه جا همین شکلیه حالا با درجه های متفاوت (نمی گم باید اینطور باشه و اصلش همینه، بلکه میگم هست و هستن). یه جا هیولایی تر و کثیف تر و یه جا هم هیولایی و کثیف... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

6ماه دیگر

الان نتایج کنکور رسیدن ... همونجایی که میخواستم قبول شدم .. کنار تو... همه ی ج.امون تموم شدن وقتی اسم شهرو میارم جلوشونو میگم اونجا قبول شدم ... مادرم سرم داد میزنه و میگه غلط کردی ؟ بزارم بری اون سر کشور چیکار؟؟من دختر اونور نمیفرستم ... خواهرمم ک حدسشو میزده میگه ..باید از روی جسد من رد شدی بزارم بری اونور ... میخوای بری پیش اقا ارمانت جایی ک اون میره . ؟؟ مارو چی فرض کردی؟ میگم اره ... میخوام برم پیشش میخوام از شما ادمای زبون نفهم دورم خلاص بشم بهتون ک گفته بودم میرم خودتون باور نمیکردین ... من میرم ... حتی ب پولتونم نیاز ندارم ... و ب هزار بدبختی راضی میشن ..... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گم شده طفلک

یه ی از خیلی دور های اونور اومد شد فشن در اینوردلم نیومد بهش بگم عزززززیزمممم کم پی یی( به یاد بچه فامیل دور) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دلخوشی های زندگی

و قسم به طعم گس شنیدن صداش از اونور خط بعد از یک هفته بی خبری ... همین :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

2.8.7

میگمممم ینی از این هشتاد نفر یه بیس نفر نیس که بخواد دُر فشانی هامو اونور بخونه؟ نیگا آخه.. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فکر یه تجربه جدید ٣٤

دستشو میکنه تو موهاى خیس مهناز که تو آشپزخونه بغل یخچال وایساده داره با میترا تلفنى حرف میزنه. مهناز سرشو تکیه میده به . احمد و احمد موهاشو بو میکنه. میترا اونور دنیا زندگى میکنه و هرازچندگاهى که زنگ میزنه، با مهناز از همه چى حرف میزنن. الان به اینجا رسیدن که مهناز تعریف میکنه که تو مهمونى هفته قبل مسعود خان بند کرده بوده که پارسا باید زن بگیره و زنش یعنى همون مامان پارسا حرص میخورده که الان وقت این حرفا نیست. مهناز این جمله رو که تموم میکنه تلفون رو میذاره رو بلندگو. حالا میترا داره از اونور داد بیداد میکنه که: بابا، هیچوقت ملاحظه نمى کنه کجا، چى بگه. ?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

... سی ...

باید یه سوراخ ایجاد کنم اونور مغزم که بشه حرفام از اینورش بریزه بیرون . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

crazy نباشید d:

درس خوندن و رفتن با این سطح آموزشی ضعیف ها که فقط ی ری مطالب تئوری رو به خورد دانشجوها میدن که عملا هیچ کاربردی براشون نداره قطعا یک اشتباه بزرگه ... یکی از دوستام چند وقته که میره کلاس زبان برای گرفتن مدرک ielts ، توی کلاسشون کم و بیش افرادی هستند که به قصد درس خوندن و گرفتن مدرک ، می خوان برن اونور آب ... زباشون حرف خیلی جالبه زده ، بهشون گفته فقط crazy ها برای درس خوندن میرن اونور آب ، توی کشورهای دیگه اکثرا افرادی میرن که می خوان مثلا کارهای تحقیقاتی خیلی خفن انجام بدن یک کاری که هیچ ی انجام نداده مثلا یه کشف یا اختراع ... بقیه نین میرن دنبال ب مهارت و تجربه و ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خانه

شازده کوچولو از گل پرسید:آدم ها کجان؟ گل گفت:باد می بردشان اینور اونور،این بی ریشگی حس. مایه دردسرشان شده...همین گل که خودش یک جایی ریشه دوانیده و برگ داده و گل داده و به ثمر نشسته می دونه بی ریشگی چه دردسری داره؟احتمالا می دونه چون خودش ریشه داره و تصور کن زندگی بدون داشتن چیزی که داری.مثلا برای گل زندگی بدون ریشه میشه هیچ،نبودن،نیست بودن...حالا ما آدم ها پوست کلفت تریم،تحت شرایط سخت تری دوام میاریم،بی ریشه زندگی می کنیم و وقتی باد هم اینور و اونور بردمان هیچ به روی خودمون نمیاریم و به زندگی ادامه میدیم.گاهی فکر می کنم زندگی یعنی همین تحرک و شور جابه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خانه

شازده کوچولو از گل پرسید:آدم ها کجان؟ گل گفت:باد می بردشان اینور اونور،این بی ریشگی حس. مایه دردسرشان شده... همین گل که خودش یک جایی ریشه دوانیده و برگ داده و گل داده و به ثمر نشسته می دونه بی ریشگی چه دردسری داره؟احتمالا می دونه چون خودش ریشه داره و تصور کن زندگی بدون داشتن چیزی که داری.مثلا برای گل زندگی بدون ریشه میشه هیچ،نبودن،نیست بودن...حالا ما آدم ها پوست کلفت تریم،تحت شرایط سخت تری دوام میاریم،بی ریشه زندگی می کنیم و وقتی باد هم اینور و اونور بردمان هیچ به روی خودمون نمیاریم و به زندگی ادامه میدیم.گاهی فکر می کنم زندگی یعنی همین تحرک و شور جابه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ید+ز له= مشوق من کو؟!

چهارشنبه ای بعد از ی ال از خونه رفتم بیرون!با مامانم و خواهرم می خواستیم بریم خانه و کاشانه که رفتیم و دیدیم بسته اس. بعدش یهویی یه مغازه 2000 تومنی دیدیم و رفتیم و ید کردیم. بعد داشتیم بر می گشتیم که دیدیم خانه کاشانه رفته اونور و ما هم رفتیم اونور و راستش هیچ چیز درست و حس نداشت و من فقط از اون قرقره کوچولو ها یدم دوباره برای خودم.بعدشم دوباره رفتیم توی سه تا مغازه ی 2000 تومنی و دسته آ م از لوازم تحریری یه دونه مقوا یدیم برای آبرنگ.بعدا ع اشونو میزارم احتمالا توی اینستایی که هنوز نزدم والا!می دونی مشکل من این وسط چیه؟اینکه مادر من توی هیچ چیزی مشوق من نیست. ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ماجرای خیانت نازنین به فریماه

بعد از اینکه نازنین فهمید فریما با .ش در ارتباطه واقعا روحیه اشو از دست داد و خیلی ضربه خورد. یه طرف خیانت .ش از اونور هم دوستش! حالا از یه طرف نازنین میاد باهام صحبت میکنه و ازم راهنمایی میخواد که کمکش کنم فریماه ببخشتش . از اونور فریماه بهم میگه به نظرت چیکار کنم ؟ در رابطه با نازنین . و اینکه حس. روحیه اشو باخته و میگه حس میکنم من ایرادی دارم و خیلی به درد نخورم که اینقد بهم خیانت میشه ! من سعی میکنم اعتماد به نفسشو ببرم بالا و ازش تعریف کنم و بهش گفتم فقط انتخابات اشتباه بوده . حتی فکر میکنم زیادی خوبی.شاید همین باعث میشه بهت خیانت کنن. زیادی خوب بودن با... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بحث جدید

بحث جدیدی که تو خوابگاه دخترا راه افتاده اینه که چی بپوشم برم بیرون اگه بشه اونور آبی پوشید؟!!! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حسرت در آغوش گرفتنی که به دل ماند...

دیروز مشغول نسخه رد . بودم که مسئول آرایشی بهداشتیمون اومد گفت خانم . یه خانم اونور کارتون دارن ،نسخه رو که رد کردید بیاید اونور.کارم که تموم شد رفتم ،یه خانمه بیست و خورده ای ساله بود که چشماش از شدت گریه باز نمیشد.گفتم چی شده ؟گفت که حامله ام ،آزمایش دادم ،نشون داده بچه ام سندرم داون داره ،آزمایش ژنتیک چقدر طول میکشه تا جواب بده ؟بهم اجازه سقط میدن ؟و همینجور گریه میکرد.جواب سوالاش رو دادم وارجاعش دادم به پزشک .ن واسه مشاوره بیشتر ،و از دیروز تماما تصویر گریه هاش جلوی چش. و به این فکر میکنم که چرا؟چقدر شوق و ذوق داشته واسه این بچه و حالا هیچی ؟دییر گاد ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

...

انسانها هراز گاهی از جایی میافتند، از لبه پرتگاه، از پا، از نفس، از این ور بوم، از اونور بوم، از دماغ فیل، از چاه به چاله، از عرش به فرش، از چشم، از چشم، از چــــــــــشم !!!! + مخاطب خاص دارد... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آهنگ جدید ترکی استانبولی 2018 از اونور onurr به نام ağlayamam (alişan göksu versiyon)

آهنگ جدید ترکی استانبولی 2018 از اونور onurr به نام ağlayamam (alişan göksu versiyon) آهنگ در ادامه مطلب: ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ولی یه ذهن دارم مثل بازار شامه.

من عاشق دسته بندیَ م.کوتاها،بلنداسبزا یه طرف قرمزا یه طرفبسته های کوچیک کوچیککتابا اینور لباسا اونور ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جهنم

اینقدر گیر ندین به این جوون ها! . اخه بهشت که زورکی نمیشه عزیز!. اونقدر فشار میاری که از اونور . __جهنم__ . میزنه بیرون.........................! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

...

خانواده دوست آشنا به هر ی که فکر می بتونه کمکی ه زنگ زدم و فقط منتظر بودم تا از اونور خط بپرسه چه مرگته پسر دریغ از یک نفرناراحتم برای خودم که اینقدر ضعیفم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به یاد بیان

مثل اینکه قبلا بودم اینجا... عجیبه! اینقدر اینور اونور کوچ که شمارش از دستم رفته... ولی الان خیلی وقته که اینجام :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همه چیز و داشته باشی خوبه یا همین چیزی که داریم خوبه؟

جالبه که همه ما ادما دوس داریم در مورد همه جهان بدونیم در مورد همه وی اگاهی داشنه باشیم و بدونیم اونور جهان چه اتفاقی داره میوفته و اینا اما در جایی بخصوص هم هیچ ذوقی برای اینکار نداری مثلال بزنم مثلا وقتی پنجاه س میشه میگی ولکن بابا من با نوه هام خوشم میرم بیرون قدم میزنم و میام شامم میخورم و میخوابم میگم نمیخوای بدونی اونور دنیا چه خبره، لاس وگاس چه شکلی میگه نه بابا من با نوه ام خوشم دیگه برا چی خودمو اذیت کنم میگی بابا تو اسطوره بودی نمیخوای همونجوری باشی میگه نه بابا دیگه حوصلشو ندارم میخوام با خانوادم باشم یعنی انگار در نهایت به این میرسی چرا ای? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بغض

یکی از اونور داد میزد بزنینش دیگ عمو نداره ... + باشه آقا جان باشه نمیام آخه نجسو چه به بهشت ? :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

::325::

واقعا حس میکنم سال 95 یه نحسی خیلی خیلی زیادی داره!!!هر روز خبر مرگ یکی رو باید از این ور اونور بشنویم! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تنهایی . است

اوووف بالا.ه پسر . رفت چای بده و از اونور هم بره روستاشون، پس من تا فردا شب تنهام، تنهایی . است اما بهترین انتخاب است ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تنهایی است

اوووف بالا ه پسر رفت چای بده و از اونور هم بره روستاشون، پس من تا فردا شب تنهام، تنهایی است اما بهترین انتخاب است ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آهنگ جدید ماهان زد و نیلوفر صالحی به نام خیلی هاتی

آهنگ جدید ماهان زد و نیلوفر صالحی خیلی هاتی listen to full song herehttps://bit.ly/2dpwczq mp3https://bit.ly/2pwjivu search results آهنگ جدید ماهان زد دورهمی - جناب موزیک www.jenab .com/.../ - -آهنگ-جدید-ماهان-زد-دورهمی.htm... translate this page aug 3, 2016 - افسرده نیستی باحالی خیلی خوبه وضع مالی پس چرا شلو ولو بی حالی پاتو میمالی. ایول میریم قری مری اینور دلم اوفی نه بابا. اونور دلم اوفی نه والا پایین بالا پایین میپری تو هی منو بپا یهو ندی به وا. اینور دلم اوفی نه بابا اونور دلم اوفی نه. برو ب همه ست همه دست بالا بگیریم ع بدونه مکث. شعر آهنگ جدید ماهان زد ...missing: نیلوفر ‎صالحی آهنگ جدید ماهان زد ب? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عجب سفری

گفت #تاپ_سی کرایه شو میده بهش!!!! بعدش هیچ پیاده که شدم فهمیدم کلیدموی ماشین ش جاگذاشتم!؟! هیچ زنگ ش زدم زیاد فاصله نگرفته بود! اونور خیابون بود کیلدمو ازش گرفتم!عجب سفر خوبی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گوه دونی

حالا برگشتم مسئول آموزش نیست؟ از بسکه امروز این ور و اونور رفتم خسته شدم، هی میگم برم انصراف بدم!!! ۳۷ واحد دیگه مونده لعنت برمن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یه جایی

از یه جایی به اونور آدم رام میشه و اهلی ، آخه مگه یه آدم چقد میتونه آروم و مهربون باشه ، سادگی به ج بده تا هی سیلی بزنن به احساسش ، و ،،، 私はあなたを愛して ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به خانه برمیگردیم

رفتن بهتره... همه آلودگیست این ایام... پاییز با چهرازی خوش است... . پ.ن:باز یه تعطیلی شد ملت ریختن سمت شمال...:\از اونور هراز شلوغ،از اینورم به سمت گیلان...بشینین خونه هاتون خو:دی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بچه

تو رو خدا اگه بچه ی کوچیک دارید و اینور و اونور میرید مهمونی جمعش کنید ! ما حوصله ی جیغ و ویغ و داد و بیداد و لوس بازی بچتونو نداریم .یهو یه داد سر بچتون میزنیم یا مجبور میشیم بزنیمش جای شما تربیتش کنیم . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ور آر یو؟

کلِ آسمون با ابرای گومبولیِ سیاه احاطه شده، هوا شدیدا سوز داره . هوا هوای برف با ِ ولی نمیباره ب از اینور اونور خبر رسید داره برف میباره ولی تو کوچه ی ما خبری از برف نبود ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همین چیزهای ساده

عشق اونجاش که صبح تا شب اینور اونور رفتی و با کلی آدم سر و کله زدی و حرص خوردی و خسته از سرکار میای دستاتو میشوری و با لبخند میای آشپزخونه و میگی "خب، من چی خورد کنم؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دل خون

خون به دل ماه نبود. خون به دل من بود و ع ش روی ماه افتاده بود که تمام ب هی تو خواب از اینور به اونور بشم که چرا نیستی تا ببرمت اونجایی که روی چمنا دراز بکشیم و دو ساعت تمام برنامه سین ماه گرفتگی با موسیقی تپش های قلبت رو مو به مو اجرا کنم... + حرف بزن ابر مرا باز کن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پست ۲۸۳

۱- یک بام و دو هوا؛ بارون شدید و هوای کاملا آفت به فاصله اینور و اونور چهارراه ۲- جلسه دفاع+ جلسه امتحان+ کلاس پسرجان ۳- تعهد محضری تحویل کارگزینی شد+ انتخابات مدیرگروه جدید ... ادامه در لینک سایت منبع ...

31مرداد

با ماشین خودم اومدم پیشت رفتیم خونه آجیت نشستیموقت رفتن باهام کورس بستیهی اینور اونور میرفتی و گیجم میکردینمیدونم آ ش باید چی بشه؟نــــمیـــــــــــــدونمبازم میگم تـــــــــــــــــوکــــل بــــــــــــــــــر خــــــــــــــــــــدا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

-[همیشه اینجاها میرسیم حرم معلوم میشه] -[نه بابا اینجا مشهد نیست] -[چرا....رسیدیم، مشهده!] -[فکر کنم سمت راسته ها...] -[نه سمته چپه] -[یکی اونور رو ببینه من دارم از پنجره نگاه میکنم] -[بچه ها سمت چپ... سمت چپ...] سکوت... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اونور!

شما رو دعوت میکنم به نظاره رخسار گربه شماره ۱ و گربه شماره ۲!!!اینجا! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سوغات اونور آبی!

نه اشتباه نکنید! موقع نیست! ایشون یک عدد شال هستن که از کربلا!! برای بنده سوغات آورده شده :| حالا چیکارش کنم؟ :/ به مامانم گفتم تو 22 بهمن ببندیمش به چوب ببریم آتیشش بزنیم :دی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت از اونور دلتنگیا توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.