از در میکده

عبارت از در میکده مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت از در میکده میباشد.



با خدا بودن ژست خاصی نداره

در میکده دوش زاهدی دیدم مست تسبیح به گردن و صراحی در دستگفتم ز چه در میکده جا کردی؟ گفت از میکده هم به سوی حق راهی هستشیخ بهایی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ماییم امروز میکده !

2 years agosee your memorieschevron-righttouradj parsi22 june 2015 · ماییم امروز میکده !تورج پارسی بیست و دوم جون دوهزار پانزدهما آمدیم اما چِرا ، یار سیه مو .ه است ماییم امروز میکده در سرسرای لحظه ها ...removetag peopleadd what you're doing or how you're feelingtag a location ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بهایِ مستی

( بهایِ مستی ) به درِ میکده رفتم امشب تا زِ ساقی میِ ن گیرم پشتِ در ماندم و بی اذنِ ورود بر درِ میکده آرام نشستم غمگین پیرِ میخانه مرا دید و... ...پیش آمد و گفت کیستی ؟ اینچنین زار و پریشان شده ای گفتم از ساقیِ این میکده ات دلگیرم جرعه ای مِی خواهم میِ سرخی که برَد از هوشم و مرا مست کند تا دلِ شب سالهایِ عمرم بر درِ میکده ها زنجیرم پیر گفتا که بهایِ میِ ناب ارزان نیست بازگرد ! بگذر از مستیِ امشب مات و مبهوت شدم گفتم ای مُرشد میخانه بگو چه متاعی باید بابتِ مستیِ امشب بدهم هست و نیستم بِستان ندهی کام اگر میمیرم پیرگفت نتوانی که بهایش بدهی؟ ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غزل 047 - به کوی میکده هر سالکی

دکلمه غزل به کوی میکده هر سالکی با صدای نسرین محمدی به کوی میکده هر سالکی که ره دانست دری دگر زدن .شه تبه دانست زمانه افسر رندی نداد جز به .ی که سرفرازی عالم در این کله دانست بر آستانه میخانه هرکه یافت رهی ز فیض جام می اسرار خانقه دانست هر آنکه راز دو عالم ز خط ساغر خواند رموز جام جم از نقش خاک ره دانست ورای طاعت دیوانگان ز ما مطلب که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان چرا که شیوه آن ترک دل سیه دانست ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات

منم که . شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا .اب کنم نقش خود پرستیدن به رحمت سر زلف تو واثقم ور نه کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن ز خط یار بیاموز مهر با رخ خوب که گرد عارض خوبان خوش است گردیدن ?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در کوی .ابات

درکوی .ابات ، .ی را چه نیاز است هشیاری و مستیش ؛ همه عین . است اسرار .ابات ، بجز مست نداندهشیار چه داند ، که در این کوی چه راز است ؟ خواهی که درون حرم عشق ، .امی ؟در میکده بنشین ، که ره کعبه دراز است از میکده ها ناله ی جانسوز ؛ برآمددر . ی عشق ، ندانم که چه ساز است !. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

میکده

نگاه مرا از تا تان بمب های خوشه ای درد چیده اند و چشمان تو...تنها میکده ی دایر به رنگ تسکین خماران این شهر جنگزده #آرشید بیا دست بدست هم بدهیم تو مرا.... غرق در آغوش باز چشمان ات کن!من با خمره خمره شعر دوست و دشمن را مست می کنم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اشعار حافظ المنه لله که در میکده

اشعار حافظ المنه لله که در میکده باز است غزل 40 غزل 40 حافظ المنه لله که در میکده باز است زان رو که مرا بر در او روی نیاز است خم ها همه در جوش و .وشند ز مستی وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است از وی همه مستی و غرور است و تکبر وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است اشعار حافظ _ غزلیات حافظ رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او محرم راز است شرح شکن زلف خم اندر خم جانان کوته نتوان کرد که این قصه دراز است بار دل مجنون و خم طره لیلی رخساره محمود و کف پای ایاز است اشعار حافظ _ غزلیات حافظ بردوخته ا... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

میکده بازاست!(رباعی) شعر:محمدکدخ (عرفان)

شکر خدای را که در میکده باز است بر آنکه به زنجیر و غل است شب دراز است ای بت شیرین، دل مردم همه پر رنج وعذاب است وز ستمِ معتکفِ مسجد اضرار، بسی قصه دراز است mohammad-erfan.mihanblog.com sheroerfan.blog.ir عرفان و اعتراض ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نظر باز

بر کنج لبت گشته دلم باز نظر باز بر نوش لبت مستم و بر سوز و به آواز بر جلوه شهباز تو صد توبه ش تم تا نقش تو بینم همه بر می کده راز بر خاطر خال لبت ای مرغک نازم عمریست که سوزم همه بر لحظه پرواز از طعن رقیبان شده رخساره من زرد دل هم که بر آه و چو پیله شده دمساز بر میکده عهدیست که بر جام پیاپی بر طاق دو ابروی تو بر دار روم باز دل پیر و به سودای تو چون لاله گلگون از لاله رخان نیست نشان ای گل غماز ای سرو دلارا که امی همه بر ناز عشاق تو بر میکده آیند به آواز ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دوش رفتم به در میکده خواب آلوده

دوش رفتم به در میکده خواب آلوده قه تردامن و سجاده آلوده آمد افسوس کنان مغبچه ی باده فروشگفت بیدار شو ای رهروی خواب آلوده شست و شویی کن و آن گه به ابات امتا نگردد ز تو این دیر اب آلوده حافظ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از تو ای می زده در میکده نامی نشنیدم

از تو ای می زده در میکده نامی نشنیدم نزد عشاق شدم قامت سرو تو ندیدم از وطن رخت ببستم که تو را باز بیابم هر چه حیرت زده گشتم به نوایی نرسیدم گفتم از خود برهم تا رخ ماه تو ببینم چه کنم من که از این قید منیت نرهیدم کوچ د حریفان و رسیدند به مقصد بی نصیبم من بیچاره که در خانه خزیدم لطفی ای دوست که پروانه شوم در بر رویت رحمی ای یا که از دور رسانند نویدم ای که روح منی از رنج فراقت چه نبردم ای که در جان منی از غم هجرت چه کشیدم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بود آیا که در میکده ها بگشایند

بود آیا که در میکده ها بگشایند گره از کار فروبسته ما بگشایند اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند به صفای دل رندان صبوحی زدگان بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند نامه تعزیت دختر رز بنویسید تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب تا حریفان همه خون از مژه ها بگشایند در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه تزویر و ریا بگشایند حافظ این قه که داری تو ببینی فردا که چه ر ز زیرش به دغا بگشایند ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ساقی جبهه......نوبت ما که رسید میکده را بست نداد....

ساقی جبهه سبو بر لب هر مست ندادنوبت ما که رسید میکده را بست نداد....حال خوش بود کنار آه دریغ!بعد یاران شهید حال خوشی دست نداد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست به ناله دف و نی در وش و ولوله بود مباحثی که در آن مجلس جنون می رفت ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی ز نامساعدی بختش اندکی گله بود قیاس و آن چشم جادوانه مست هزار ساحر چون سامریش در گله بود بگفتمش به لبم بوسه ای حو کن به خنده گفت کی ات با من این معامله بود ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش میان ماه و رخ یار من مقابله بود دهان یار که درمان درد حافظ داشت فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در میکده بهانه کرد دلم ، پریشان گیسورا شانه کرد دلم .... به ساز

در میکده بهانه کرد دلم ، پریشان گیسورا شانه کرد دلمبه سازاهل هنرغزل میخوانم ، هزارشکرتورا بهانه کرددلمقفس بشکن ونظاره کن ، توبه های بش ته ی ماره میجوست غلام درکویر ، نه کاروانی بود نه رفیق مابه درگه اودست جاب بردم ، هزاران اخترره ونشانه اوستبه شورنغمه زدم جنگ به تار ، که اینهمه روح درمیخانه اوست غ..ر..آ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مناجات

در میکده ی عشق بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باشوین سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده که در میکده عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش دلدار که گفتا به توام دل نگران استگو میرسم اینک به سلامت نگران باش تا بر دلش از غصه غباری ننشیندای سیل سرشک از عقب نامه روان باش در قه چو آتش زدی ای عارف سالکجهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش آن که ترا شناخت جان را چه کندفرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشیدیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند با صدای فوق العاده محمد معتمدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

. شهر!

منم که . شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالوده ام به بد دیدنوفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیمکه در طریقت ما کافریست رنجیدنبه پیر میکده گفتم :که چیست راه نجات؟!بخواست جام می و گفت :عیب پوشیدن!مراد دل، ز تماشای باغ عالم چیست؟به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدنبه می پرستی از آن نقش خود زدم بر آبکه تا .اب کنم نقش خود پرستیدن!به رحمت سر زلف تو واثقم ور نه...کشش چو نبود از آن سو ،چه سود کوشیدن؟!عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلسکه وعظ بی عملان واجب است نشنیدن!ز خط یار بیاموز مهر با رخ خوبکه گرد عارض خوبان ،خوش است گردیدن مبوس جز لب ساقی و جام می حافظکه د ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پرستار

از نقش تو مدهوشم و بر میکده هوشیار بر خال لب لعل تو دل گشته به گ ار هر دیده پی ات گشته به محراب چو غرقاب بر نقش رخت گشته دل و دین سر پیکار از روی تو صد فتنه فتد بر دل تب دار آرد دل بیمار مرا در پی گفتار دردی و یکی نوشه درمان چو بر این تن بر چشمه این دیده کشی ثرمه تیمار بر جلوه شهبازی و بهر خم زلفت خشنود و بر ون طره چنان زاز و گرفتار آری منم و مستی و پیمانه و ساقی تا بوده مرا فتنه چشم تو پرستار بر نقش تو مدهوشم و بر میکده هوشیار بر شهد ت همه پر شورم و سرشار ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در کار جهان

بی روی رخ دوست ز میخانه نه نام است زان رو که چو بی روی رخش باده حرام است میخواره ومست وچو به یک باره نظرباز پیمانه ما پر ز می و باده به کام است چون پیر مغان باشی و بر کنج ابات بر صومعه و میکده هم پای به دام است درویش که امروز به میخانه غلام است فردا چو به میخانه رسد مست مدام است در میکده مست و چو به مسجد همه زاهد در کار جهان خلق چو انگشت به کام است نیست به میخانه یکی مست و نظرباز در خانه ساقی تو بگو ننگ کدام است سلطان جهان باشی و بر کرسی شاهان چون مست به میخانه شوی کار تمام است ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بر ماه شب نیمه ی این میکده سوگند

بر ماه شب نیمه ی این میکده سوگند مثل تو ندیده است .ی کودک دلبند خورده دلم از صبح همان روز نخستین با مهر تو ای دست گل فاطمه پیوند در لطف و عطا و کرم و بخشش و رحمت گشتیم و ندیدیم .ی را به تو مانند هر گوشه ای از نام تو حاجات گرفتند از کوفه بگو تا به بخارا و سمرقند حاتم که زبانزد شده در جود و سخاوت یک عمر، بساطش به در خانه ات افکند در بند توام، عبد توام، نام تو بردم کوه گنهم را به تو بخشید خداوند حکاک ازل شیر اُحد، نام حسن را با خط خوشش سر در تالار دلم کند تو زندگی ات .ج فقیران شده عمری هر سائل محزون به کنارت شده .سند آن شامی بد خُلق هم از سوی تو حتی... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هر که در این میکده زحمت نکشیده

صوت شعر با نوای حاج آقا هر که در این میکده زحمت نکشیده راه کجِ سِیرش به سعادت نکشیده مردم به تملق به بزرگی نرسیدند شاهیم به احسان تو، منت نکشیده خسران زده آن است که در عالم فانی با جان و دلش بار محبت نکشیده از شام سیاه دل ما بی خبران است خورشید اگر ز صورت نکشیده درد است که در خنده ی معصیت و غفلت از چشم ترت بنده خج نکشیده تأثیر دعای سحرت بوده که زهرا بر اسم من بی سر و پا خط نکشیده یابن الحسن امروز بیا درگذر از من تا کار به فردای قیامت نکشیده مانند حسین بن علی هیچ شهیدی با جوهر خون، صحنه ی عزت نکشیده در رخت اسیری است ولی دختر حیدر پیروز نب ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ره کعبه

در کوی .ابات، .ی را که نیاز است هشیاری و مستیش همه عین . است آنجا نپذیرند صلاح و ورع امروز آنچه از تو پذیرند در آن کوی نیاز است اسرار .ابات بجز مست نداند هشیار چه داند که درین کوی چه راز است؟ تا مستی رندان .ابات بدیدم دیدم به حقیقت که جزین کار مجاز است خواهی که درون حرم عشق .امی؟ در میکده بنشین که ره کعبه دراز است هان! تا ننهی پای درین راه ببازی زیرا که درین راه بسی شیب و فراز است از میکده ها نالهٔ دلسوز برآمد در .ٔ عشق ندانم که چه ساز است؟ در زلف بتان تا چه فریب است؟که پیوست محمود پریشان سر زلف ایاز است زان شعله که از روی بتان حسن تو افروخت جان همه م?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

" بزرگداشت مقام شیخ بهایی

تاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانهخواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟ای تیر غمت را دل عشاق نشانهجمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانهرفتم به در صومعهٔ عابد و زاهددیدم همه را پیش رخت راکع و ساجددر میکده رهبانم و در صومعه عابدگه معتکف دیرم و گه ن مسجدیعنی که تو را می طلبم خانه به خانهروزی که برفتند حریفان پی هر کارزاهد سوی مسجد شد و من جانب خمارمن یار طلب و او جلوه گه یارحاجی به ره کعبه و من طالب دیداراو خانه همی جوید و من صاحب خانههر در که زنم صاحب آن خانه تویی توهر جا که روم پرتو کاشانه تویی تودر میکده و دیر که جانانه تویی تومقصود من ا ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شعری از شیخ بهایی

تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود، از هر مژه چون سیل روانهخواهد به سر آید، شب هجران تو یانه ای تیر غمت را دل عشاق نشانهجمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانهرفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجددر میکده، رهبانم و در صومعه، عابد گه معتکف دیرم و گه ن مسجدیعنی که تو را می طلبم خانه به خانهروزی که برفتند حریفان پی هر کار زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمارمن یار طلب و او جلوه گه یار حاجی به ره کعبه و من طالب دیداراو خانه همی جوید و من صاحب خانههر در که زدم، صاحب آن خانه تویی تو هر جا که روم، پرتو کاشانه تویی تودر میکده و دیر که جانانه تویی تو ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وصیتنامه وحشی بافقی

فکر کنم اینو همه هزار بار خوندن.. ولی من دوست دارم بازم بخونمش برای همین گذاشتمش :) بعد مرگم همه را مست کنید از می ناب.. باده نوشید فراوان همگی مست و اب.. بهر آمرزش من ، میکده خیرات کنید.. بهر آرامش من غسل دهیدم به .. شب ختمم نه ان جامه خود را بدرند.. نه و روزه ی قضا ز ملا ب ند.. واعظ و قاری و مداح ورودش ممنوع.. مرده شور ِهمه مرده خوران را ببرند.. جمله سیمین بدنان کنان ناز کنند.. حیف زیبایشان است لچک باز کنند.. همه اموال مرا میکده ﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻴﺪ.. آنقدر مست نماﻳﻴﺪ که پرواز ﻛﻨﻴﺪ.. روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و اب از می انگ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کانال مشروب تلگرام

لینک کانال تلگرام مشروبات الکلی که واقعا برای بدن شما ضرر دار انال معرفی مشروبات الکلی عضو نشین، چون مشروب کلا برای بدن ضرر دار انال مشروبات الکلی در تلگرام رو داره به ی ند انال تلگرام میکده مشروب و ... وای چقدر من باهاش مخالفمکانال تهیه رو خود تلگرام تا الان تایید نکرد انال میکده تلگرام و ساز و دوهولکانال سازی. خدایا مگه اینقدر تلگرام پیشرفت کرد انال تلگرام و انگور ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نذر

نذر . گر از این غم به در آیم روزی تا در میکده شادان و غزلخوان بروم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نیاز

نذر گر از این غم به در آیم روزی تا در میکده شادان و غزل خوان بروم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه ...

کز دست غم خلاص من ... آنجا مگر شدن . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

عشق دردانه ست و من غواص و دریا میکده سر فرو . در آنجا تا کجا سر بر کنم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مبوس جز لب معشوق و جام می حافظ...

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجاتبخواست جام می و گفت راز پوشیدن... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

ز کوی میکده دوشش به دوش می بردند شهر که سجاده می کشید به دوش.. $ /حافظ/ است دیگر!خوب میداند شهر چگونه باید باشد.. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو خوبتر ز ماهی، من اشتباه

ای کاش شب تیره ی ما را سحری بود تا در سحر این ناله ی ما را اثری بود طلب مرغ دل از عشق،نشان داد دیدم که در آن کنج قفس مشت پری بود از بیم ملامت رهم از میکده بستست از خانه ی ما کاش به میخانه دری بود... #نراقی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انتظار تو...

ما جز انتظار در وصف کوی تو راهی نداریمدر این میکده جز راه حق سویی نداریم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

باده م عید گوارای وجودتان

نغمه ریزید غیاب مه نو آ شد باده م عید است که در ساغر شد روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر که ببخشند هر آن که در این دفتر شد . . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کجاست پیک صبا

ز دلبرم که رساند نوازش قلمیکجاست پیک صبا گر همی کند کرمیقیاس و تدبیر عقل در ره عشقچو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمیبیا که قه من گر چه رهن میکده هاستز مال وقف نبینی به نام من درمی [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خواب!

در هر نگهت، مستی صد جامِ استبیچاره منم من، که در این میکده خواب است!"راضیه خدابنده"بشنوید؛ "حیران"، از گروه دارکوبhttp://opload.ir/ f-8f0e0f786baf1-mp3.html ... ادامه در لینک سایت منبع ...

...

بود آیا که در میکده ها بگشایند؟! گره از کار فروبسته ما بگشایند؟!اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند… ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ساقی که دم از حق و انالحق می زد

ساقی که دم از حق و انالحق می زدازش شادی بسیار معلق می زد مشروب نمی خورد ولی زاهد شهر در میکده داشت روی خم می زدjameolmozakhrafat@ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

با باد بهاری چمن و گل شده پیدا

با باد بهاری چمن و گل شده پیدا از عشق رخ گل شده مست بلبل شیدا رندان .ابات کجایید که بیایید در سایه ی هر گل .ید میکده بر پا ****** بیگی (سینا) لنگرودی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قلب مست میکده!شعر:محمدکدخ (عرفان) in the heart of the tavern! poem: mohammad khodkhodaee

تو ای زیباترین دریا مرا با خود ببر زین ساحل خسته به شهر دور رؤیاها مرا بر بال امواجت نشان زین ساحل خونین مرا بیرون کشان ! ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

cargo 200

محموله 2002007aleksei balabanovداستان :دختری به نام آنجلیکا به پیشنهاد یک پسر جوان راهیه یک میکده بین راهی غیر مجاز شده ولی نمی داند که اسیر یک فرد روانی که آن طر فها می پلکید می شود واز این پس مجبور است بدترین زجرها را تحمل کند ......... [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ویرایش

این دو کلمه را نباید با هم اشتباه کرد.❇️ کحل، به ضم اول و س دوم، به معنای «سرمه» است:به سر جام جم آن گه نظر توانی کردکه خاک میکده حل بصر توانی کرد (حافظ)❇️کهل، به فتح اول و س دوم، صفت است برای «مرد میانه سال (از سی تا چهل و پنج و پنجاه سالگی)»:«فراتر شدم، سه مرد مرا پیش آمد: یکی پیر، یکی کهل، یکی جوان» (قصص قرآن، ۱۹۴).منبع: ، ابوالحسن.#غلط_ننویسیم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بود آیا که در میکده ها بگشایند؟...

عجب حال غریبی ست حس دوست داشتن و قلبی که دیگر از آن تو نیست....* و غریب تر آن که قلبی که مال تو نیست؛ دست دیگری هم نیست!پ.ن: "تکرار" .؛ باشد که رای "سبز" من، گل "بنفش " بدهد.... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ذوقی به دل

همیشه روم نمی شد بهش بگم که دوسش دارم تا چشمام باز که بهش بگم دوسش دارم، فهمیدم که خیلی ها دوسش دارن دلم برات تنگ شده : ) ... عمری در میکده عشق را می فروختیم / ببین که چگونه عشق ما را فروخت ساقیا از سر ذوق پیمانه ها ده مهر ماه ۹۷ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

من دوش خیال جام

من دوش خیال جام زان خطّه به جان سلام آیینه شدم به هشت گیتیت دم و جلوه تام سرمایه دیده باد دادمتا آن دل شرزه رام از جادوی دلبرانه ی دوستجوشیدم و خوش ام زان چشمه که آب خاص می دادنوشیدم و قصد عام آن قسمت کهنه بار دادمنو گشتم و نو کلام حلمی که پیاله وام می برددر میکده پردوام ... ادامه در لینک سایت منبع ...

من دوش خیال جام

من دوش خیال جام زان خطّه به جان سلام آیینه شدم به هشت گیتیت دم و جلوه تام سرمایه ی دیده باد دادمتا آن دل شرزه رام از جادوی دلبرانه ی دوستجوشیدم و خوش ام زان چشمه که آب خاص می دادنوشیدم و قصد عام آن قسمت کهنه بار دادمنو گشتم و نو کلام حلمی که پیاله وام می برددر میکده پردوام ... ادامه در لینک سایت منبع ...

*حضرت حافظ*

*بود آیا که در میکده ها بگشایند**گره از کار فروبسته ما بگشا یند***اگر ازبهر دل زاهد خود بین بستند**دل قوی دار که از بهر خدابگشایند***بصفای دل رندان صبوهی زدگان**بس در بسته به مفتاح دعا بگشا یند* **نامه تعزیت دختر رز بنویسید **تا همه مغبچگان زلف دو تا بگشایند* ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اومدم تو میکده دل پیش دلبر باشه

اومدم تو مِیکده دل پیش دلبر باشه مولودی (سرود) – عید سعید غدیر خم 1392 ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از دیده خون دل همه بر روی ما رود

از دیده خون دل همه بر روی ما رود بر روی ما ز دیده چه گویم چه ها رود ما در درون هوایی نهفته ایم بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک گر ماه مه رور من در قبا رود بر خاک راه یار نهادیم روی خویش بر روی ما رواست اگر آشنا رود سیل است آب دیده و هر که بگذرد گر خود دلش ز سنگ بود هم ز جا رود ما را به آب دیده شب و روز ماجراست زان رهگذر که بر سر کویش چرا رود حافظ به کوی میکده دایم به صدق دل چون صوفیان صومعه دار از صفا رود ... ادامه در لینک سایت منبع ...

* ترک عشق نمی کنم*

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم صد بار توبه و دیگر نمی کنم باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور با خاک کوی دوست برابر نمی کنم تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم هرگز نمی شود ز سر خود خبر مرا تا در میان میکده سر بر نمی کنم ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن محتاج جنگ نیست برادر، نمی کنم این تقویم تمام که با شاهدان شهر ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم حافظ جناب پیر مغان جای ت است من ترک خاک بوسی این در نمی کنم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قصد یار-یامهدی عج******** تضمین به غزل حافظ

قصد یار-یامهدی عج******** تضمین به غزل حافظ روم به میکده یکدم به باده نوشیدن که بلکه مست شوم بهر نکته سنجیدن منم که شهرۀ شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انجمن روجین

سلام بر دوستان نازنین روجینی جلسه این هفته انجمن فرهنگی روجین فردا شنبه مورخ ۹۶/۱۰/۱۶ از ساعت ۱۶ الی ۱۸ در مرکز ساری شناسی برگزار می شود.عشق دُر دانه است و من غواص و دریا میکده***سر فرو بردم در آنجا تا کجا سر برکنم! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هنگام است !(عرفان) شعر:محمدکدخ (عرفان)

وان می که من طالب آنم نه مجاز است آنجا که حقیقت توان دید چه حاجت به مجاز است شکر خدای را که درین میکده خمها همه صافی ست ما را به غم ودرد و می دُرد ،چه حاجت به نیاز است ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

.ِ موهایت را(افشین یداللهی)

.ِ موهایت رااز آن سویِ آرزوها و رویاهابه من تعارف کرده اینخورده مست ترین مشتریِ میکده ای بسته امکه حتیاز توَهُم ِ بویِ موهایِ بازَتتعادلِ خود را از دست می دهمتعادلی کهمن رابه تونمی رسانَ شین یداللهی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خموشیم

چون باده ای از عشق چشیدم خموشیماین ح. مستانه به دنیای موهم نفروشیمآن نرگس بیتاب که تایش به جهان نیستدیدیم و به شوقش ره میخانه گزیدیمدر میکده جمعیم و به رازند و نیازنددر راه حقیقت چو رسیدیم به هوشیماو خواند و چنان غرق در آغوش نگاریمکه این کار جهان را دگر اصرار نداریم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مداحی ماه محرم - پیش زمینه

تو این شبای پریشونی شدم آقا نوحه خون تو در خونه ت باز به روم بازه ممنونم... ممنون تو «المنة لله که در میکده باز استزان رو که مرا بر در او روی نیاز استدر کعبه ی کوی تو هر آن که بیایداز قبله ی ابروی تو در عین است»ذکر لبم بی عدد / یا ثاراللهنوکرتم تا ابد / یا ثاراللهای پسر فاطمه / من رو دریابارباب ارباب / ارباب ارب ابن ا هرا حسین - یا ثارالله ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فال حافظ

از مشاهده خون دل همه بر روی ما رود بر روی ما که دیده اید چه گویم چه ها رود ما در داخل هوا نه اندفتیده هستیم بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود خورشید خاوری کم از رشک جامه چاک ماه مهر مهرورو من در قبا رود روی خاک راه یار نهادیم روی خویش بر روی ما رووست اگر آشنا رود سیل است آب دیده و هر که بگذرد گر دل خودم سنگ بود هم ز جا رود ما را به آب در شب و روز ماجراست زان رهگذر که بر سر قیش چرا رود حافظ به کوی میکده دیم به صدق دل چون صوفیان صومعه دار از صفا رود +این غزل بنظر من یکی از شا ار های حافظه، پر از ایهام های شیرین... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سلیمان زمان ..

‏از غم دوست در این میکده فریاد کشم‏ ‏دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم‏ ‏داد و بیداد که در محفل مارندی نیست‏ ‏که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم‏ ‏شادیم داد غمم داد و جفا داد و وفا‏ ‏با صفا منت آن را که به من داد کشم‏ ‏عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری‏ ‏بار هجران و وص بدل شاد کشم‏ ‏مردم از زندگی بی تو که با من هستی‏ ‏طرفه سری است که باید بر کشم‏ ‏سالها می گذرد حادثه ها می آید‏ ‏انتظار فرج از نیمه داد کشم‏ ‎ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مداحی ماه محرم - پیش زمینه ((جدید))

تو این شبای پریشونی شدم آقا نوحه خون تو در خونه ت باز به روم بازه ممنونم... ممنون تو «المنة لله که در میکده باز استزان رو که مرا بر در او روی نیاز استدر کعبه ی کوی تو هر آن که بیایداز قبله ی ابروی تو در عین است»ذکر لبم بی عدد / یا ثاراللهنوکرتم تا ابد / یا ثاراللهای پسر فاطمه / من رو دریابارباب ارباب / ارباب ارب ابن ا هرا حسین - یا ثارالله ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فال١٣٩٦

خووو اینم فالمون من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم صد بار توبه . و دیگر نمی کنم باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور با خاک کوی دوست برابر نمی کنم تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم هرگز نمی شود ز سر خود خبر مرا تا در میان میکده سر بر نمی کنم ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم این تقویم تمام که با شاهدان شهر ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم حافظ جناب پیر مغان جای .ت است من ترک خاک بوسی این در نمی کنم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

صفای دل

بُوَد آیا که درِ میکده ها بگشایند، گره از کار فروبسته ی ما بگشایند. اگر از بهر دلِ زاهدِ خودبین بستند، دلْ قوی دار که از بهرِ خدا بگشایند. به صفای دلِ رندانِ صبوحی زدگان، بس درِ بسته به مفتاح دعا بگشایند... [حافظ] با توکل به خدا بر هر ناامیدی غلبه کن و قوی باش. راستی و صداقت. به دانش خود بیافزای. خودت را دریاب و امیدوار باش :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فال حافظ

ااز دیده خون دل همه بر روی ما رود بر روی ما ز دیده چه گویم چه ها رود ما در درون هوایی نهفته ایم بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک گر ماه مه رور من در قبا رود بر خاک راه یار نهادیم روی خویش بر روی ما رواست اگر آشنا رود سیل است آب دیده و هر که بگذرد گر خود دلش ز سنگ بود هم ز جا رود ما را به آب دیده شب و روز ماجراست زان رهگذر که بر سر کویش چرا رود حافظ به کوی میکده دایم به صدق دل چون صوفیان صومعه دار از صفا رود +این غزل بنظر من یکی از شا ار های حافظه، پر از ایهام های شیرین... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کاش که او صحنه نمایی کند

کاش که او صحنه نمایی کند در دلِ من باز خ. کند روز و شبم را غم و هیهات بُرد کاش خدا شعبده بازی کند از قفسِ سردِ تنم شاکی ام کاش دمی بنده نوازی کند رو به کجا می روَد این قلبِ من کاش که او اهلاً و هادی کند بال و پرم را غمِ غربت ش.ت کاش دراین میکده بازی کند شاد نِی ام از شرر .گان کاش که وِی دست درازی کند هرچه نویسم همه عصیان گری است کاش که خود قصه سرایی کند. "راضیه خدابنده" (راضیل) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

1) خاطری دارم سرزنده ز عشق نشکند ناخوش ایام این خسته دلم گرچه ایام تبوده است بکام لیک من اهل می و میکده و راه و ره مجنون وفرهادم رنج و هجران بیابان گردی ناله ی تیشه و تتهایی کوه قصه گویی غم پنهان منند گرچه این راه پراز پست و بلند , گرچه این فاصله دور ,لبک من منتظرم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عصر ع************ مخمس به غزل حافظ

عصر ع************ مخمس به غزل حافظ دوش بلبل به در میکده غوغا میکرد شکوه از رنج و غم و محنت دنیا میکرد هاتفی کین سخن از دلبر رعنا میکرد سالها دل طلب جام جم از ما میکرد وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غزل 080 - عیب رندان مکن

دکلمه غزل عیب رندان مکن با صدای نسرین محمدی عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر ی آن درود عاقبت کار که کشت همه طالب یارند چه هوشیار و چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت سر تسلیم من و خشت در میکده ها مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل تو پس چه دانی که که خوب است و که زشت نه من از تقوا به در افتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دس ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کربلایی جواد مقدم شب ۴ محرم ۹۶

هیئت غریب مدینه اگر حسین حر رو ید (زمینه) تا که از عشق حسین (ع)(شور) حافظ این بیرق و پرچم لبیک (شور) نام بچه هیئتی (شور) شور و ذکر بیا و بشین و ببین حالمو (واحد) ذکر دم عیسی حسین (واحد) دوباره عشق غم تو (شعرخوانی) منظومه دلبری (شور) در میکده ام شور و شعف می چسبد (شعرخوانی) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یارب مباد . . .

ترسم که اشک در غم ما . در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود از کیمیای مهر تو زر گشت روی من آری به یمن لطف شما خاک زر شود در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب یا رب مباد آن که گدا معتبر شود بس نکته غیر حسن بباید که تا .ی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود این س ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت از در میکده توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.