انگار حس تموم شدن غمگینه کلا

عبارت انگار حس تموم شدن غمگینه کلا مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت انگار حس تموم شدن غمگینه کلا میباشد.



انگار حس تموم شدن، غمگینه کلا

حالا که قالی بزرگم داره تموم میشه، حس بعد از دفاع رو دارم. نصف سال مطالعه می کنی، می نویسی، می دوی، زحمت می کشی و...، ولی بعد از دفاع یه یأس فلسفی خاصی چنگ می زنه به جونت و میگه «خب حالا که چی؟!». البته که این یه حس موقتی و زودگذره، ولی تا بگذره، کلافه ت می کنه با چرندیاتش. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انگار

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و....تو انگار نه انگاردور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ...یک گوشه ی دیوار و....توانگار نه انگاراز چشم تو افتاده ام و زیر عبورتله میشوم این بار و....تو انگار نه انگاردل تنگی و بی هم نفسی حال ستروی دلم آوار و....توانگار نه انگارمن را به گناهی که نگاه تو در آن بودبردند سر دار و...تو انگار نه انگارجان می کنم و محو تماشایی و هر روز...این حادثه تکرار و....تو انگار نه انگاربی مرگ نشد لایق چشمان تو باشمحالا شدم انگار و....تو انگار نه انگاربا عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه...من می شوم آزار و....تو انگار نه انگارحسین عابدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

من تموم قصه هام قصه ی توست

من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست یدفه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ رو ندیدی دل نبود توی دلم ، تورو گرگا نبینن اونا با دندون تیز، به کمینت نشینن الهی من فدای تو ، چیکار کنم برای تو؟! اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو یدفه مثل پرنده قفس عشق رو ش تی پرزدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا غروبا که تاریکه، نریزن سرت کلاغا !!! نخوره سنگی به ب ، پرت نشه فکروخی ... من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست یه دفه مثل یه گل، رفتی تو دست خزون سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون بردمت تو گلخونه ، که نریزه رو سرت که یه وقت خیس نشه ، یخ کنه بال و پرت نشکنی زیر تگرگ، نریزه از تو یه برگ ... من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست یه دفه مثل یه شمع ، داشتی خاموش می شدی اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی ... آره ، پروانه شدم که پرام سوخته شه تاکه آتیش دلت به دلم دوخته شه ... دارم ازتو می نویسم ، توکه غم داره نگات اگه دوست داشتی بگو، تا بازم بگم برات اونقده می گم ، تا خسته شم ، با عشق تو ش ته شم که بسوزه پروبالم ، که راح ... ادامه در لینک سایت منبع ...

من تموم قصه هام قصه ی توست

من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست یدفه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ رو ندیدی دل نبود توی دلم ، تورو گرگا نبینن اونا با دندون تیز، به کمینت نشینن الهی من فدای تو ، چیکار کنم برای تو؟! اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو یدفه مثل پرنده قفس عشق رو ش تی پرزدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا غروبا که تاریکه، نریزن سرت کلاغا !!! نخوره سنگی به ب ، پرت نشه فکروخی ... من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست یه دفه مثل یه گل، رفتی تو دست خزون سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون بردمت تو گلخونه ، که نریزه رو سرت که یه وقت خیس نشه ، یخ کنه بال و پرت نشکنی زیر تگرگ، نریزه از تو یه برگ ... من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست یه دفه مثل یه شمع ، داشتی خاموش می شدی اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی ... آره ، پروانه شدم که پرام سوخته شه تاکه آتیش دلت به دلم دوخته شه ... دارم ازتو می نویسم ، توکه غم داره نگات اگه دوست داشتی بگو، تا بازم بگم برات اونقده می گم ، تا خسته شم ، با عشق تو ش ته شم که بسوزه پروبالم ، که راح ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مطمعن

انگار منتظرم همه چیز تموم بشه انگار نه ها حتما یه چیزی شده ثابت شده توی ذهنم مثلا امروز تموم میشه شب تموم میشه این ماهیه هم میمیره اون یکی مرد یکی دیگشم مرد اینم میمیره دیگه این گله هم که از اون بوستانه یدیمم پژمرده میشه اون گله که داشتم پژمرده شد اینم دووم نمیاره اصن هر چیزی که دست من باشه یه روز تموم میشه یه روز همه چیز تموم میشه دیگه ذهنم مطمعنه دوست ندارم گلم پژمرده بشه دوست ندارم ماهی توی تنگمون بمیره دوست ندارم ی مریض بشه دوست ندارم دوست دارم همه چیز خوب باشه همه چیز دائمی خوب باشه خوبی همیشه بمونه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کار من اینجا تموم شد:))

تموم شد! 147 روز کنارتون بودم:) روزای قشنگ و بد اینجا نوشته شدن! دوستای خوووبی پیدا :)) اما حالا پدر حرفایی زد که ....! بگذریم:) اومدم بگم بزودی دیگه میرم و انگار نه انگار که اصلا مهدیسی اینجا بوده و چیزی نوشته:)) خیلی دوستون دارمااا دلم براتون تنگ میشه:)) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عصر تماشاگری مرگ

حق می شود انکار و من انگار نه انگارمنصور سرِ دار و من انگار نه انگاربر گرده ادراک حقیقت طلبان بازباطل شده آوار و من انگار نه انگاردر چنگ هوس های خیابانی اشباحعشق است گرفتار و من انگار نه انگاردر قدس و هرات و حلب و موصل و کشمیراردو زده تاتار و من انگار نه انگارکشتند و د د شکم های ن راگرگان میانمار و من انگار نه انگارفریاد از این عصر تماشاگری مرگخورشید سرِ دار و من انگار نه انگار# _سیاه_پوش#میانمارقرائت شده در #دیدار_شاعران با # _انقلاب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انگار نه انگار....

بی تو شهری هم به یغمای طوفان برود، انگار نه انگار... ، بی تو اقیانوسها هم لب تشنه شوند، انگار نه انگار.... ،بی تو عیدی را زمستان ببرد، انگار نه انگار...، بی تو هیچ نخواهم حتی زندگی، بی تو، انگار نه انگار م. م هفت آسمان ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تیری در تاریکی

اخم می کنی.... گفتن این روزا دلخور و ناراحتی... و انگار بار تموم این تقصیرها گردن منه و تو انگار نه انگار گاهی دوس دارم ول کنم... منم مثل همه.... چ نیازی هست به راست رفتن توی این جامعه پر پیچ و خم... اونوقت شاید گناه کج رفتنم دامن خیلی ها رو بگیره باید برم سر کار.... شب تموت رو مینویسم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

677 : فصل هفتم عکاسی هنری

احساس میکنم مغزم داره میترکه. اوووف. فصل هفتمم تموم شد. اما خب ۵۰-۶۰ صفحه بود حدودا اما انگار ۲۰۰ صفحه خوندم. الان اصلا نمیتونم بنویسم باید فکر کنم یعنی نوشتن طول میکشه انگار . یه خورده خوابم گرفته نمیدونم بخوابم یا کتاب رو تموم کنم. در هر صورت باید استراحت کنم یه خورده بعد بشینم پاش. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یادداشت دویست و سه

ببین یجوری میگی دیگه نمیشه انگار که اتفاق فضاییه!! + نه خب،یه چیزی میدونم که اینو میگم،واقعا نمیشه...میدونی تموم شده،تموم شدیم...با چی میخواد پر بشه؟ مگه چندبار تو ظرف عادم میریزن؟ ظرفتو عوض کن،دوباره امتحان کن... + بالا ه یا من به حرف تو میرسم،یا تو به حرف من . . . بعضی اتفاقا یبار عمیق و جذابه...مثه یه صحنه خنده دار،اگر همون صحنه سه بار تکرار بشه،شاید بازم بخندیم ولی مثه بار اول نیست...تموم میشیم،تموم میشه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

33-362

شب بیست و سوم برا من دیگه انگار اون اضطرابه رد شده و مونده حسرت. مثل اینکه حس تشنه ته و تو دستت آب ریختن و بعد داری میبینی که آب داره تند تند از بین انگشتات میریزه زمین و دیگه داره تموم میشه. امشب هم انگار دلش نمیخواست مراسم رو تموم کنه... از حضرت آدم و نوح و ابراهیم و یوسف شروع کرد تا حضرت محمد... از داستان هر کدوم گفت و اینکه هر کدومشون یه نماد میتونن باشن برای سفر ما تو زندگیمون... از انسانیت و عشق گفت و از و خلق عظیم و از حضرت علی و حسین و صادق و رضا و بعد هم توسل به صاحب عصر... یه حال عجیبی بود... انگار دلت روشن شده باشه... پر از امید باشی... وقتی از جلسه اومدیم بیرون حالمون خوب بود... ... خدا حفظش کنه... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

14 اُمین : تموم شُد!

این سریالِ پدر هست که این شب ها پخش میشه، این چیه آقا؟! انگار سریال یوسف رو ساختن. شُل کن بابااا حضرت یوسف یکی بود و تموم شد رفت. جدیدا صدا و سیما زده تو کار سریال های تخیلی مذهبی! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انگار که اینجایی

انگار که اینجایی انگار که حست میکنم انگار که من و خی تنهاییم انگار که تو رو فریاد میزنم انگار نه انگار که نوار احساست یک خط صافه نویسنده: ناشناس ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بعد از کنکور

سلام. بله و ماهم البته من چون بقیه انگار نه انگار که سری میزنن.اومدم.زیاد تعجب نکنید آخه کنکور تموم شد تموم هم که البته واسه ی من فعلا تموم شد و البته سال بعد و سال های بعدی هم هست .ولی امیدوارم از رشته ی پزشکی قبول شم. حالا چند سال مهم نیست فقط قبول شم.برام و برا همه ی کنکوری ها و دیگه باید گفت پشت کنکوری ها.البته امسال از یه رشته ی خوب میشه قبول شد ولی پزشکی نوچ. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تموم شد

تمومش . شاید برای خودم برای اون انگار ادامه داره چون گفت منتظرت می مونم ! گفتم به خودت مربوطه برای من چیزی که تموم بشه تموم شدس ! برای یه بارم شده باب میل خودم عمل و .. اخیش شاید عجیب باشه ولی احساس راحتی می کنم :/ پ.ن: من یه سینگل بدبختم (البته خوشبختی تو سینگل نبودن نیست ) هورررررراااااااااا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پاییز امسالم داره تموم می شه دیگه

کی گفته وقتی یارت پیشت نیس، زمان دیر می گذره؟! اشتباهه.حالا که نیستی، هر یک سالی که می گذره انگار یک ثانیه گذشته فقط. نگاه می کنی عقب و می بینی 7 سال از نبودنش گذشته. بعد کلی فکر می کنی و حساب کتاب می کنی تا مطمئن شی فقط دو سال پیشت بوده. و اون دو سال از همه ی این 7 سال کندتر گذشته. و اون دو سال از همه ی زندگی ات پر تر و سنگین تر بوده. یه سال دیگه هم گذشت. یه پاییز دیگه هم تموم شد. انگار 14 آبان همین سال بود که .... زمان به طرز دیوانه کننده ای بدون تو زودمی گذره! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

1408 : داره تموم میشه

خالم امیدی نیست دیگه بهش ... حرفی ندارم بزنم. اینه زندگی مز ف من... البته کلا این بار بر ع اون بار روی دور کند هست. خیلی یواش یواش یواش. امابوی مرگ میاد. انگار حسم جوری که توی یه تاریکی مطلق گیر کرده باشم انگار یه خلا و مطمئن باشم قراره اتفاق بدی بیفته انا نمیته. خیلی یواش به سمتم میاد. خیلی یواش یواش یهو نیست که تموم بشه هرچند زوال سرعت گرفته. کم کم قلب از کار بیته بعد کلیه بعد داروی فشار اثر نکنه همینجوری ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نگاه تو

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند سر دار و .....تو انگار نه انگار !اوج غم این قصه در این شعر همین جاست:من بی تو پریشان و تو انگار نه انگاردل تنگی و بی هم نفسی حال ستروی دلم آوار و....توانگار نه انگاردور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ...یک گوشه ی دیوار و....توانگار نه انگارجان می کنم و محو تماشایی و هر روز...این حادثه تکرار و....تو انگار نه انگاربا عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه...من می شوم آزار و....تو انگار نه انگار! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پنجشنبه

صبح لعنتی تموم شد. معلمه جدی جدی سگه. یه جوری رفتار می کنه انگار ارث باباشو خوردیم. افتضاح تر از اون اینه که امروز بابایی اومد سر کلاسمون و کاهدی گفت که یکی بیاد جذر رو توضیح بده. منم رفتم. بعد جوابم اشتباه دراومد چون خیلی احمقانه به جای بیست و چهار و نیم ، دویست و چهار و نیم کم . مشق های شنبه تموم شد می خوام سر زبان. کی میشه مدرسم تموم شه. آخ! میرم کلاس سنتور و قرانسه. هورا. الان به نظرم نمیرسم به فرانسه چون بعد تموم شدن یوسی مس میرم سراغ معلم یاری و تدریس. بلافاصله بهد از اتمام زبانم هم کنکوری میشم پس راهی به جز صبر برام باقی نمی مونه! تا درود دیگر بدرود ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گذر ایام ...

سلام انگار چند روز پیش بود که توی اداره خدمتم رو آغاز اما حساب که میکنم می بینم 22 ماه گذشته. همیشه اولای یک دوره (دانشجویی، ایام امتحانات، سربازی و ... ) آدم با خودش میگه همین دوره تموم بشه راحت میشم اما آ اش نگران مرحله بعد زندگیش میشه. سربازی شروع میشه آدم میگه همین خدمتمو تموم کنم راحت میشم، خدمت تموم میشه آدم میگه کار پیدا کنم راحت میشم و ... اما انگار این آدم هرگز نمیخواد راحت بشه، همیشه در نگرانی و اضطرابه. دیگه انگار داره این چیزا طبیعی میشه. البته به من که همیشه خدا لطف داشته، تلاشمو و گفتم توکل بر خدا، اونم دمش گرم کارمو راه انداخته. الان که آ ای خدمتمه باز نگرانی برا کار و ادامه تحصیلم پیش اومده که البته در این زمینه ها هم من تموم تلاشمو و با خی راحت میگم توکل بر خدا، درست میشه. خدایا کار و زندگی تموم جوونای پرتلاش رو خودت درست کن. آمین شاد باشید. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از قابلیت های هدفون جدید آن بود که صداش انقد بلند می شد کن انگار داشتی همینجا بغل گوشم حرف میزدی

ما اشتباه می کنیم که زیاد تلفنی حرف نمی زنیم، حتی اگه خیلیم کوتاه باشه، همون چند دقیقه ای که انگار صدات می ریزه تو گوشم، همش حس خوبه که نمیخوام تموم شه ♥.. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بریده ای از هفدهمین داستان کوتاهم

می گفت : من از جنس مردها فقط به تو اعتماد دارم انگار صدساله میشناسمت. تو دلم گفتم : یالان.و گذاشتم بقیه حرفشو بزنه.انگار قرار بود سه تا جمله مهم بگه و لا به لای این سه تا رو با ملات کلمات پر کنه.ملات که تموم شد گفت : امروز که نبودی دلم برات تنگ شده بود.باز هم تو دلم گفتم:یالان که اگه نمی گفتم دلم خنک نمی شد.یه ست خسته کننده از تنیس حرفهای تکراری مثل مرسی،ممنونم و لطف داری داشت تموم می شد که گفت :تو به طرز عجیبی حس دوست داشتن رو تو دل آدم بیدار میکنی. تو دلم گفتم : ببین ما انقد دروغ شنیدیم که اگه راستها رو هم دروغ فرض کنیم ضرر نمی کنیم.بعد لبخندی زدم و به شوخی هم شده جدی گفتم یالانا باخا ! / زمستان 93 ... ادامه در لینک سایت منبع ...

1363 : اتمام کتاب نقاش زندگی مدرن...

یک کتاب دیگه هم تموم شد. و من مثل همیشه همون حس تموم شدن یه چیز دوست داشتنی رو تجربه میکنم. هرچند که تموم نمیشه. حک شده باشه تو نقظه نقطه ذهنم. شکام اینجوری این دلتنگ میشین وقتی کت رو تموم میکنین. الان که این چیزارو مینویسم اشک تو چشام حلقه زده. بودلر رو خیلی دوست دارم. خیلی زیاد.. میشه گفت مدتی که کت رو میخونم به معنای واقعی کلمه باهاش زندگی میکنم. و بعد تز تموم شدنش مثل افتادن تو یه خلا. خالی پر از دلتنگی. انگار خیلی چیزای دیگه پشتش به خاطرم بیاد. دیگه درباره ی رنگ و به بورژوازی رو ننوشتم. انگار بخوام لج کنم. نمیدونم شاید بی حوصله از تموم شدنش. حالا چی بخونم. کتاب بعدی هم میتونه همینجوری تو روحم رسوخ کنه با زندگیم گره بخوره؟ دلم برای بودلر تنگ میشه. برای آدمایی که به واسطه اش شناختم. دلاکروا، آلن پو... اینم از این. کتاب بی نظیری بود. انگار با خود بودلر تونسته باشم ملاقاتی داشته باشم. یه همچین چیز فوق العاده ای. کتاب نقاش زندگی مدرن و دیگر مقالات نوشتهٔ شارل بودلر ، ترجمهٔ روبرت صافاریان ، نشر حرفه نویسنده ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو کجاییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگه بهم سرنمیزنی انگار.... تقریبا چیدمان خونه تموم شده، تا آ هفته هم قرار هست که می هارخوری و مبلها هم بیاد، بعدش دیگه انشاالله رسما تموم میشه چیدن خونه.... و این یعنی آغاز یه زندگی جدید... به دعای خیرت احتیاج دارم... +++++ تو چرا ازت خبری نیست؟؟؟؟ سرت به کی و کجا گرمه؟!؟!؟!؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

297 : کاش تموم میشد :(

فکرنکنم برسم تموم کنم دفترمو . خیلی حجم مطالب زیاده.خیلی. نمیدونم چرا اینجوری شد . هرچی مینویسم انگار هی بر میگردم عقب تر جلو نمیره.خیلی ناراحتم . خیلی دلم میخواست فردا آماده باشه تا پایان نامه خیلی مونده . اما خب دست بر نمیدارم تا صبح تلاشمو میکنم. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیا بکش تموم شیم دیگه اه

انگار تا نکشه ما رو ول کن نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رسیدن های ناتمام

انگار راحت تر می تونم از غصه ها بنویسم تا حس های خوب انگار این اعتقاد عامیانه که از قدیم بوده که می گفتن خوبیها رو فریاد نزن چشم می خوری بدچوری تو پوست و گوشتمون رسوخ کرده این چند وقت نبودم چون تو اوج نا امیدی تو اوج اینکه فکر همه چیز تموم شد واسم شروعی دوباره رقم خورد از حسم نگم براتون بدون بال پرواز می ولی خوب دل چرکینیم هم سر جای خودش بود ولی لذت شیرین رسیدن رو تجربه شاید این تجربه بعضی جا ها به اندازه نرسیدنه طمع گس رو بهم یاداوری کرد ولی باز هم شیرینه .....ولی رسیدن ها همیشه شالوده ای از نرسیدن ها بوده و هست کاش این ترس از تموم شدن ها رو میشد خط زد ولی شاید اونموقع وصال به این اندازه شیرین نبود ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تموم شد رفت پی کارش

لعنت به که یک سال و نیم از خاطرات ما رو نابود کرد لعنت..... همه چیز تموم شد دبیرستان کنکور همه چیز دیگه تموم شد کنکورم دادیم تموم شد و چن قت دیگه همه میرن دنبال زندگی خودشون اینجا بودیم ک خاطرات دوران مدرسه رو ثبت کنیم خب دیگه تموم شد خاطرات ما تموم شد دیگ دلیلی واس نوشتن نیس از همه ایی ک تو این چند وقت با ما بودن البته ک دیگه الان نیستن ممنونم خداحافظتان .... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

محرم تموم شد ولی

درست محرم تموم شد ولی حرفهای حسین(ع) تموم نشد هدف ایثراش تش نهی از منکرش امر به معرف که تموم نشد یادتون باش فراموش نکنید س.ی.د#مهدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

محرم تموم شد ولی

درست محرم تموم شد ولی حرفهای حسین(ع) تموم نشد هدف ایثراش تش نهی از منکرش امر به معرف که تموم نشد یادتون باش فراموش نکنید س.ی.د#مهدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

محرم تموم شد ولی

درست محرم تموم شد ولی حرفهای حسین(ع) تموم نشد هدف ایثراش تش نهی از منکرش امر به معرف که تموم نشد یادتون باش فراموش نکنید س.ی.د#مهدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

محرم تموم شد ولی

درست محرم تموم شد ولی حرفهای حسین(ع) تموم نشد هدف ایثراش تش نهی از منکرش امر به معرف که تموم نشد یادتون باش فراموش نکنید س.ی.د#مهدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

679 : مشغولیت و سرگرمی، دشمن دیرینهٔ « کار جدی و متمرکز» و «بازدهی» (انباشت سرمایه دار) اینک خود به صنعتی عمده و سود آور تبدیل شده است.

خب کتاب مفاهیم عکاسی نوشتهٔ دیوید بیت ، ترجمه ی محمدرضا رئیسی و مارال زیاری نشر حرفه نویسنده تموم شد. قبلا نظرمو گفته بودم راجع بهش که چقدر به نظرم کتاب خوبی به خصوص برای ایی که هنوز اول راه هستن. واقعا جوییدمش : دی چون یه خورده داغون شده :/ اما باورم نمیشه خیلی زود انگار تموم شد. حالا چیکار کنم؟ این حس که بعد از خوندن هر کت یعنی تموم شدنش به ادم دست میده ها انگار تکراری نمیشه. البته منظورم کتاباییه که دوست دارم نه اونایی که فقط دنبال تموم شدنشم. فصل ا درباره ی جهانی شدن عکاسی بود در دسترس بودنش. یه خورده وحشتناک میاد برام این موضوع. بگذریم. راستش مصر تر شدم با گوشی دیگه اصلا عکاسی نکنم. و این که نمیدونم نباید ع امونو تو شبگه های مجازی به نمایش بزاریم با این چیزایی که نوشته بود یعنی؟؟ممظورم اینه که چجوری بگم نمیدونم نمیدونم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تکمیل ظرفیت

تموم شد ..دیگه همون کور سوی امید هم نیست !حتی دیگه دلم نمیخواست راجبش با ی حرف بزنم ..حتی به قانعی فر ...تو خلوت خودم گریه و دوباره و دوباره در خودم ش تمو توسکوت مس ه اتاقم خوابم برد ..امروز صبح اما به همو ن اندازه که بقیه صبح ها عادی بود ..انگار هیچ اتفاقی نیفتاده ...انگار دختری نش ته ..زحمتی هدر نرفته ..آرزویی محو نشده..امیدی از بین نرفته ...هیچ چیز خوشحالم نمیکنه..چون دیگه آرزویی ندارم ..چیزی نیست که شوق رسیدن بهش رو داشته باشم ..داستان من همینجا تموم شده..!پایان.. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

طنز؛ تموم شو عمو ببینه

گاهی فقط می خوای تموم بشه. فقط می خوای تموم بشه و فکر و ذهنت ذره ای به این سمت نمی ره که بعد از اون تموم شدن، چه برنامه و نقشه ای باید داشته باشی. مثل یکی دو سال آ دوره . مثل ده دقیقه آ ی که توی درمانگاه زیر سرُم هستی. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نفس

قدم هام سنگینه، منی که عادت دارم کوتاه و تند قدم بردارم، کوتاه اما آروم میرم... اصلا انگار نمی خوام که این راه تمام بشه، انگار روی ابری از خاطرات قدم بر میدارم. اون طرف پیرزنه نشسته بود کیفم رو گرفت، این طرف خانمه می خواست تکیه بده به ستون، این وسط همون منطقه ی ممنوعست، اینجا خانمه کلیدشو برا م انداخت و برداره هاج و واج دنبالم نگاه می کرد، اون طرف همه دست دادیم به هم صف کشیدیم تا دعا تموم بشه و .... هر قدم یه نگاه یه یاد یه حس یه... یه نفس، آره نفس هایی که به پشتوانه ی آقای مهربانم کشیدم، لحظاتی که روبرمیگردوندم طرف حرم، صداش میزدم آقااااا جاااان یا رضااااا مگه میشه با این همه هوای دلخوش کنک، قدمهات رو تند برداری... حیفه که تموم بشه! انگار که پاهاتم با دلت.همراهن، ماس میکنند به این زمین مقدس که کشیده شو ... اما تمام میشه تمام میشه و دلت جا میمونه + سلام بر شمایی که میخوانیدم، پیام هام رو بستم که راحت تر بنویسم... اگر روزی حرفی بود، گزینه ی تماس با من در خدمت شماست! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کارخانه ی رویاسازی

گاهی دوست دارم این صفحه رو باز کنم و فقط بنویسم. انقدر زیاد که خستگی هام در بره.نق بزنم انگار ی هست اینجا که داره به حرفام گوش میده میگه سر بزار روشونم موهامو ناز کنه،اشکمو پاک کنه بعد من همه چی رو فراموش کنم.حافظه ی ذهنم پاک بشه. انگار این جا یه دفتره.مثل سر رسی که توش خاطراتمو مینوشتم.وقتی کلمه هام تموم شد خط خطیش کنم تا جوهر خ رم تموم شه. لازم دارم..یه نفس عمیق ،جورابای بلند رنگیمو بپوشم..برم تو رخت خواب سردم..خنکی بالش.عصر مامان بیدارم کنه فقط نگاش کنم فقط..بوی آش بپیچه تو خونه بگه :گل قیزیم قورودی آش پیشیرمیشیم... آش داغ بخوریم و به برفایی که تو سرمای بیرون دارن دونه دونه میبارن نگا کنیم و کیف کنیم.. آآآآآآآ ی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کارخانه ی رویاسازی

گاهی دوست دارم این صفحه رو باز کنم و فقط بنویسم. انقدر زیاد که خستگی هام در بره.نق بزنم انگار ی هست اینجا که داره به حرفام گوش میده میگه سر بزار روشونم موهامو ناز کنه،اشکمو پاک کنه بعد من همه چی رو فراموش کنم.حافظه ی ذهنم پاک بشه. انگار این جا یه دفتره.مثل سر رسی که توش خاطراتمو مینوشتم.وقتی کلمه هام تموم شد خط خطیش کنم تا جوهر خ رم تموم شه. لازم دارم..یه نفس عمیق ،جورابای بلند رنگیمو بپوشم..برم تو رخت خواب سردم..خنکی بالش.عصر مامان بیدارم کنه فقط نگاش کنم فقط..بوی آش بپیچه تو خونه بگه :گل قیزیم قورودی آش پیشیرمیشیم... آش داغ بخوریم و به برفایی که تو سرمای بیرون دارن دونه دونه میبارن نگا کنیم و کیف کنیم.. آآآآآآآ ی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انگار....

انگار تمام قاصدکها، برای بلندای گیسوی تو به پرواز در آمده اند. انگار تمام دریاها، در زیبایی چشمان تو خلاصه شده اند. انگار تمامی شقایقها، برای تماشای قامت زیبای تو ایستاده اند. انگار دلها، در انتظار بی قراری و دلتنگی رازی را باز گو کرده اند. انگار دلم، می خواهد تو را با آن پیرهن گلدار آن سالهایت را، در آغوش بگیرد. انگار دلم،.... انگار ... نه. بطور حتم میدانم که دلم، ترا و ان گیسو و آن چشمان را، عاشق است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پادشاه درخت ها

وسط میدون یه درخت چنار قدیمی هست که این موقع ها تموم برگ هاش میریزه و خیابون رو برگ پوش میکنه؛و چند روزی ماشین هارو مهمون آسف ی از جنس پاییز میکنه. کنار پیاده رو هم پر از درخت های ریز و درشت چنار هست اما هیچکدومشون به درخت وسط میدون نمیرسن؛ اصلا انگار او پادشاه تموم درخت های این ! پادشاهی مهربون که جا واسه تموم پرنده های شهر داره ، پادشاهی که منو زیر شاخ و برگ هاش مهمون هوای پاییز میکرد. پاییز امسال انگار عجله داشت واسه اومدن؛ عجله داشت واسه عاشق مردم! پایزتون مبارک :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همه چیز یه روز تموم می شه اگه...

همه چیز یه روز تموم می شه... حتی اگه اونقدر بزرگ باشه که نتونی حجمی رو براش تصور کنی... اگه قرار باشه فقط ازش برداری یه روز تموم می شه... هفت سال می گذره و من در کمال ناباوری می بینم که خیلی زودتر از اونی که فکرش رو می تموم شده... و من با سرعت غیر قابل تصوری همه چیز رو بلعیدم... حالا روی نقطه صفر هستم... به هفت سال های بعد فکر می کنم... تنم میلرزه از بی توشه بودن... از بد ار شدن... همه چیز یه روز تموم می شه اگه فقط ازش برداری... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مرثیه ای برای یک رویا

این چند روز رو نفهمیدم چطور گذروندم و تو حال خودم نیستم.فکر نمی که با جواب منفیش انقدر بهم بریزم و انگار خیلی بیشتر از اونچه که فکرشو می دوسش دارم اما خب جو داد که همه چیز رو تموم کرد.تو خونه هم انگار خانواده ام متوجه ناراحتیم شدن با اینکه تا جای ممکن سعی میکنم بروز ندم اما خب نمیشه و باز خدا رو شکر که چیزی از این ماجرا نمیدونن و برای ناراحتیم هم بهونه های مختلف میارم.بدترین چیز اینه که یه جورایی با هم همکاریم و در طول هفته چند باری هم رو میبینیم و مطمئنم با دیدنش بیشتر حالم گرفته میشه.انگار سرنوشتم با تلخی گره خورده و کاریش نمیشه کرد.بهش ده نمیگیرم چون من خودم از خودم بدم میاد دیگه چه برسه به اون بنده خدا و ای کاش عمرم هرچه زودتر تموم بشه.این دومین باری بود که قلبم با دیدن ی لرزید و ا ش هم ش ت و دیگه پشت دستم رو داغ میکنم.هر چی بود گذشت و امیدوارم با هر ی که بود خوشبخت بشه. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نمیدونم چه رنگیه؟!

چه جوری شروع شد ؟چه جوری تموم میشه؟برای دیدنش استرس دارم ، دلهره ، اضطراب و .. هرچی حسه بدهولی میخوام برمباید برمباید شروع کنم به نوشتناز همه این سالهااز همه خاطره ها از همه دلخوری ها و ...مس ه است هم اولشهم ا شحالا وسطهاش یکم غیر مس ه هم قاطیش بودحالا انگار مصمم هستم .انگار میخواییم خوش بگذرونیمانگار که فقط یک روزه خوبه و هیچ چیز دیگهفقط باید فلش رو آماده کنم همین .با ی نامه این سختش می کنه ولی شاید بشه . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

10:20

تموم شده ولی من هنوز باورش ن ... باور تموم شدن خیلی سخت تر از تموم شدنه... تموم از همه سخت تره... تنهایی تموم از تموم هم سخت تره... چرا باید سخت ترین سخت ترین ها تقدیر من باشه؟؟؟.... آیا این معنی عشق در سالهای کودتاس؟... یا من به عذ ابدی به جرم پرواز در خلاف جریان باد محکوم شدم؟!...؟!...؟!... یا اینکه قانون پرواز مطلقا بر حرکت در خلاف جریان باده؟؟؟؟!!!! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گاهی وقتها

گاهی وقتها چیز هایست که نمی توان آن را جلو برد . مثللا من دوشنبه با خودم گفتم که امروز سنایی را قسمت داستانهایش رو تموم کنم . ولی نشد . و شب تموم کرد . انگار چیزی باعث جلو رفتن این هدف می شود . ولی انسان با هدف و اراده خودش می تواند آن کار را جلو ببرد . حتی هرچقدر سخت باشد . تلاش و اراده مهم ترین گام برای رسیدن موفقیت است . موفق باشید ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آسون و لذت بخش بگیر و سریع تموم رو تو اولویت قرار بده.....

نکات ساده، کاملاً مرتبط، و مهم رو جمع آوری کن و سریع به زبان خودت بنویس.انگار داری یه نظریه جدید و ساده میدی....انگار داری یه مقاله فارسی ساده مینویسی.... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

1231 : دلم میخواست زودتر این زندگی تموم میشد

چرا من باید مدام با چیزایی سرو کله بزنم که هیچ نقشی توی بودنشون نداشتم. نه یکی نه دوتا نه سه تا دیگه چقدر. چقدر باید طول بکشه تا تموم بشه. انگار یسری مشکل به هم پیوسته یه عامه ضعف کاش خودم کرده بودم خودم مقصر بودم. از همه متنفرم. از همه چی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غزلی جدید

چقدر خورد به لبهای پیمبر انگار...! = آن گلو بوسه که می زد به خنجر انگار بغض باران، عطش رود ...و مشک خالی = همه راوی خبرهای برادر انگار به گمان داشت که می رفت به نزدیک خطر = سمت آن حادثه که گم شده یک سر انگار چقدر چشم حرامی به گلوبندش بود! =...و نگاهی که خبر کرد به خواهر انگار چشم یک گله به ابرهای بخیل افتاده = آسمان خواست ببارد شب دیگر انگار چه شبی بود در آن شب که دوباره دریا = آه...که جاری شده تا پای صنوبر انگار! شاه بیت غزلم دختر زخمی...؟! شاید = آنکه افتاده به آغوش کبوتر انگار. قاسم نعیمی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

چقدر دلم گرفته هر روز با بغض از خواب پا میشم حس میکنم تموم عمرمو الکی تلاش الان هیچم 17سالگی 18سالگی 16سالگی 13سالگی 12سالگی 20سالگی 19سالگی همه اینا یادم میاد چقدر قبلنا شاد بودم اه کاش عید نمیبود از عیدا بدم میاد غم دنیا میاد رو دلم سینم سنگین میشه انگار سنگینی تموم کارایی که و ن ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بالا ه تموم شد

دنـــدون "لــق " زنـدگیـم رو بالاخــره کشـیدم .✘. ← اولـش خیــلی درد داشــــت .✘. ← بعــد چنـد روز حس خالی بـودن جاش هـرروز رواعـصابم بـَود ..✘ ← کـم کـَم داشـَتم بـه نبـَودنش عــادت میــ .. ✘ ← انگار نه انگار روزی دندونی این جاا بـوده .. ✘ ♧ ☜ و ایـن حکایـت بعضَی آدمهـا تو زندگیـمونه♧ ⇦⇦مَن آدَمی هَستم⇨⇨◇◇ ‡‡که رَفتارَم رو ↯↯ ♛♛با شُعور طَرَفَم سِت می کُنَم..♛♛ ⇦⇦پَس اگه یه وَقت⇩⇩ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مساف اییزی من

یجوری که انگار قرار نیست نبودنت تموم شه.... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انگار نه انگار

سلام خدمت همه دوستان و فعالان فرهنگی اجتماعی و اقتصادییکی از اخلاق های بدی که رواج داره اینه که اگر ی بهمون دشنام بده شروع می کنیم به مقابله به مثلانگار نه انگار که اجتماعی هست اخلاقی هست اسوه اخلاقی ای هست انگار نه انگار همسرشون عایشه را از دشنام به یهودیان بنی قریظه حذر دادند [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چه رازی داره ؟

داشتم ای عقدمو میدیدم ، نگرانی و استرس و ی حالی ک انگار رو هوام و نمیدونم کجام و .... تو صورتمه ... اما همین ک خطبه عقد تموم شد انگار صدساله سهیل رو میشناسم ...این خطبه عقد چ رازی داره ک بعد خوندنش اصن آدم زیر و رو میشه ؟یادش بخیرچ روزی بوددددددمنتظر هر اتفاق غیر منتظره ای بودم ! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نیمچه پست ۷ (تموم نشو...)

از همین الان دلهره ی تموم شدن ماه مبارک و دارم.. ماه دوست داشتنی من ماهِِ حالِ خوبِ زمانیِ من... من حتی شرمندگی های این ماهمم دوست دارم! تموم نشو.. به این زودیا تموم نشو... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نیستی ولی یه یادگاری مقدس تو قلبم داری

چه ساده باختم و در بی رحمی لحظه ها انگار سالها پیر شدم. زنده ام اما به اندازه ی یه انسان به زندگی بد ارم... سردی لحظه ها غربت من یه نشونه از آینده که انگار تمومی نداره... دیگه منتظره آینده نیستم منتظره لحظه ی تموم شدن آینده هستم... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

the end

the end خوب اینو باید خیلی زود تر می ذاشتم نه بعد از یه هفته از تموم شده اون جهنم بلا ه تموم شد نمی دونم خوب تموم شد یا بد ولی مهم نیست! مهم اینه که تموم شد :)))) حس خوبیه که این قدر آدم بی کار باشه دیگه دیوارا و چراغ های اتاقم جذ تشونو برام از دست دادن و چیزای دیگه ای جذاب شدن کنکور از چیزایی بود که به نظر می یومد نمی خواد تموم شه ولی مرسی که تموم شدی! دیگه لطفا کلاهتم این طرفا افتاد این طرفا نیا! باشه؟ نظران و پیشنهادات شما را برای گذراندن تابستان پذیراییم ;;) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تولد7تیر

هی امروز تولدم اما انگار از ذهن همه این روز پاک شده انگار از ذهن همه محو شده توی همچین روزی یه نفری بدنیا اومده انگار برای هیچ مهم نیستم انگار برای همه محو شدم قربون همراه ال که 24 ساعت مکالمه داد اما کاش نمیداد به همه زنگ اما هیچ انگار یادش نبود که یه تبریک خشک و خالی هم به ما بگه هیییییییییییییییییییییییییی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یه وجب آرامش...

طلسم شدم انگار! دیگه نوشتنم نمیاد! برع قبل ها که نوشتنم بند نمیومد!!!بعد نوشتنت که نیاد کلی تبعات داره! چون آرامش حاصل از اونم دیگه نیست! خلاصه این که دلم از خودم گرفته! خیلی! و نمی دونم کی تموم میشه این حال مز ف! همون ننویسم هیچی بهتره انگار...به دنبال اینن همه که بهشم نمی رسن هیچ وقت! یه وجب آرامش! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یه وجب آرامش...

طلسم شدم انگار! دیگه نوشتنم نمیاد! برع قبل ها که نوشتنم بند نمیومد!!!بعد نوشتنت که نیاد کلی تبعات داره! چون آرامش حاصل از اونم دیگه نیست! خلاصه این که دلم از خودم گرفته! خیلی! و نمی دونم کی تموم میشه این حال مز ف! همون ننویسم هیچی بهتره انگار...به دنبال اینن همه که بهشم نمی رسن هیچ وقت! یه وجب آرامش! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تموم شده !

همین جا به خودم قول میدم دیگه بهش فکر نکنم چیزی که تموم شده تموم شده .... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پنجره

وقتی که تنگ غروب ، بارون به شیشه می زنه همه غصه های دنیا ، توی ی منه توی قطره های بارون ، می شکنه بغض صدامدیگه غیر از یه دونه پنجره ، هیچی نمی خوام پشت این پنجره می شینم و آواز می خونم منتظر واسه رسیدنت ، تو بارون می مونم زیر بارون انتظارت رنگ تازه ی داره منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره بعضی وقت ها که میای سر روی شونم می ذاری تموم غصه ها رو از دل من بر می داری اما این فقط یه خوابه ، خواب پشت پنجره وقت بیداری بازم ، غم می شینه تو حنجره غم می شینه تو حنجره وقتی که تنگ غروب ، بارون به شیشه می زنه همه غصه های دنیا ، توی ی منه توی قطره های بارون ، می شکنه بغض صدام دیگه غیر از یه دونه پنجره ، هیچی نمی خوام بعضی وقت ها که میای سر روی شونم می ذاری تموم غصه ها رو از دل من بر می داری اما این فقط یه خوابه ، خواب پشت پنجره وقت بیداری بازم ، غم می شینه تو حنجره غم می شینه تو حنجره میگن روزای سخت تموم میشن ولی آدمای سخت ن... میگن هر چی بیشتر سختی بکشی ساخته تر میشی نمیونم این روزای سخت ما کی میخوان تموم شن... خسته ام انگار ساعت ها راه رفتم کاش تموم میشد ...ب هر نحوی... یا مرگ... یا پیروزی پ.ن : خودم شخصا گزینه دوم رو دوست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تموم شد

و بالا ه تموم شد یعنی از اسمون افتادم فک کنم لب مرزی پاس بشم ولی مهم اینه که تموم شد رااااااحت شدیم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تموم شد

و بالا ه تموم شد یعنی از اسمون افتادم فک کنم لب مرزی پاس بشم ولی مهم اینه که تموم شد رااااااحت شدیم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

oh done

اون فصل از کت که فکر می خوندنش تا خود غروب سیزده بدر هم تموم نشه تموم شد! با افتخار لاک پشت مسابقه امروز تموم سعی ش رو کرد. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انگار ..

انگار برف می آمد نگاهی به ساعتت کردی نشستم بند کفش هایم را محکم کنم حواسم به تو نبود انگار تو برای من صبر نکردی و رفتی انگار تو انکار کرده بودی عشق من را همان روزها همان روزهای سرد سرد و زمستانی انگار ...امضا.ناشناس آبی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

به معنای واقعی کلمه زندگی نداریم. صبح تا شبمون شده گوش دادن به جیغ و ویغ های سردرد. و یا گوش به زنگ بودن برلی نوبت بعدی. قبلتر ها چند ماه یه بار بود، بعد شد چند روز حالا چتد ساعت حتی هر بیست دقیقه! من نمی دونم داریم تاوان کدوم گناه رو پس میدیم با این اوضاع مس ه. 4-5 تا دندون هم کشیده تا حالا ولی دریغ. درد بی درمون به این میگن. بعضی وقتا واقعا آدمو ترس بر میداره چند روز دیگه آ مرداده و ترجمه ی من مونده. گفته بود اگه می تونی زود تحویلش بده. اما پنج ماه گذشته تموم که نشده هیچ تازه 40 صفحه ش مونده! ترجمه قبل رو هم ویرایشش ن کامل. حداقل اینو تموم کنم تا آ هفته. این پسره هم یهو تصمیم گرفته عروسی کنه. انگار میخواد بره ماه عسل. گرچه ظاهرا یه مهمونی هم بدن و انگار خانم فرمودن مهمون زیاد دارن نمی تونن کمشون کنن. انگار فقط اونا هستن که فامیل دارن! کلا تو باغ نیست. انگار نه انگار زن طلبه شده. خب البته مردم راحت زتدگی می کنن نه مثل ایناعزاداریشون معلوم نیست کی تموم میشه. علت سردرداش احتمالا عصبیه. یک عمر همیت طور زندگی کرد. ایت زندگی رو مفت باخت. حالا هم عزادار زندگی از دست رفتشه به حرف منم که گوش نمی کنه. اینقدر جوش خونه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انتظار

ما آدما همش منتظریم منتظریم یه چیزی تموم شه تا یه چیز دیگه شوع شه وقتی تموم میشه میگیم حیف تموم شد وقتیم شروع میشه می گیم پس کی تموم میشه و می شینیم روزامونو می شمریم که ببینیم کی تموم میشه الان منم همینم تا وقتی درسمی خوندم و مدرسه می رفتم منتظر بودم مدرسه تموم شه شناس ما که تموم شدن مدرسه با شروع شدن ماه رمضون مصادف شد منتظر بودیم ماه رمضون تموم شه الان اونم داره تموم میشه منتظرم اعلام نتایج کنکور ... خدا کنه قبول شم .... می دونم اگه قبول شم منتظره باز شدن م :)) ولی خوب این حس شیرینیه حس ورود به یه دنیا ی تازه ..... ولی اگه قبول نشم ...... دیگه شاید منتظر چیزی نباشم ...... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

۴۱

در من زنی گریه میکندچرا امروز صبح انقد غمگینم انگار تموم خودم رو بین چند خاطره جا گذاشته ام ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آ ِ خط

مدرسه ها که شروع میشد، چند ماهی که از سال میگذشت، همه از خدامون بود زودتر مدرسه ها تموم بشه و از کلاس و درس و امتحان راحت بشیم اما تموم که میشد یا روز آ دلمون تنگ میشد و همه یک یادگاری از هم میگرفتن اما ته دلمون میدونستیم این بند بریده نشده و سال بعد همدیگه را میبینیم یا توی محله دوباره با همیم! و دوران دانشجویی هم همین قصه بود! توی طول ترم دنبال خلاص شدن از خوابگاه و بودیم ولی آ ترم میدونستیم هنوز تموم نشده و ترم بعد دوباره با همیم! الان هم که شاغلیم همچین داستانیه! با اینکه خیلی وقتها میگیم کی میشه این پروژه تموم بشه بریم یک کار جدید و.... اما روز آ مدرسه یا روز آ یا وقتی کارمون را عوض میکنیم یک غمی داره، انگار میدونیم دیگه راه برگشتی نیست و دلمون نمیخواد تموم بشه اما همه چی تموم شده، تموم! آ خط. علت همه این دلتنگی ها، رابطه هاست، دلبستگی ها و خاطراتِ خوب. گاهی خاطره هاو روزهای خوب همونقدر که شیرینِ، میتونه دردناک باشه؛ وقتی که میدونی دیگه تکرار نمیشه. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت انگار حس تموم شدن غمگینه کلا توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.