این است و جز این نیست

عبارت این است و جز این نیست مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت این است و جز این نیست میباشد.



شعری در باب وجود خدا

بسم الله الرحمن الرحیم شورش عشق تو در هیچ سری نیست که نیست منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست ز فغانم ز فراق رخ و زلفت به فغان سگ کویت همه شب تا سحری نیست که نیست نه همین از غم او ما صد چاک است داغ او لاله صفت بر جگری نیست که نیست موسی ای نیست که دعوی انا الحق شنود ورنه این اندر شجری نیست که نیست گوش «اسرار» شنو نیست وگرنه اسرار برش از عالم معنی خبری نیست که نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

sanayi

گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست، هست ور چنان دانی که جز تو خواستگارم نیست، هست یا به جز عشق تو از تو یادگارم هست، نیست یا قدم در عشق تو سخت استوارم نیست، هست یا به جز بیدادی تو کارزارم هست، نیست یا به بیداد تو با تو کارزارم نیست، هست یا سپید و روشن از تو کار و بارم هست، نیست یا سیاه و تیره بی تو روزگارم نیست، هست یا بر امید وص شب قرارم هست، نیست یا در اندوه فراقت دل فگارم نیست، هست یا فراقت را به جز ناله شعارم هست، نیست یا وص را شب و روز انتظارم نیست، هست گر دگر همچون سنایی صید زارم هست، نیست یا اگر شیری ست او آنگه شکارم نیست، هست ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غزل 069 - نیست که افتاده

دکلمه غزل نیست که افتاده با صدای نسرین محمدی نیست که افتاده آن زلف دو تا نیست در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست چون چشم تو دل می برد از گوشه نشینان همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست روی تو مگر آینه لطف الهی است حقا که چنین است و درین روی و ریا نیست نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست از بهر خدا زلف مپیرای که ما را شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست باز آی که بی روی تو ای شمع دل افروز ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هست و نیست

چشم به قفل قفسی هست و نیست مژده فریادرسی هست و نیست می رسد و می گذرد زندگی آه که هردم نفسی هست و نیست حسرت آزادای ام از بند عشق اول و آ. هوسی هست و نیست مرده ام و باز نفس می کشم بی تو در این خانه .ی هست و نیست کیست که چون من به تو دل بسته است مثل من ای دوست بسی هست و نیست #فاضل_نظری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هست و نیست

چشم به قفل قفسی هست و نیست مژده فریادرسی هست و نیست می رسد و می گذرد زندگی آه که هردم نفسی هست و نیست حسرت آزادای ام از بند عشق اول و آ. هوسی هست و نیست مرده ام و باز نفس می کشم بی تو در این خانه .ی هست و نیست کیست که چون من به تو دل بسته است مثل من ای دوست بسی هست و نیست #فاضل_نظری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

417 : از آن من نیست...

از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست بر خاکی نشسته ام که از آنِ من نیست با نامی زیسته ام که از آنِ من نیست از دردی گریسته ام که از آنِ من نیست از لذّتی جان گرفته ام که از آنِ من نیست به مرگی جان می سپارم که از آنِ من نیست. احمد شاملو ١٣٣٨ شعر: فقر دفتر: باغ آینه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شعر \ خبرت نیست\

به نام خدا" خبرت نیست "خبرم هست که . و آرام خبرت نیست که من بر چه امیدمخبرم هست که با یار به چه حالیخبرت نیست که اشک از چه بریزمخبرم هست که دستش چه فشاریخبرت نیست که در قلب چه فشارمخبرم هست که لبخند به لبت هستخبرت نیست که بر لب چه نگارمخبرم هست که چشمت به چه خیرستخبرت نیست که از چشم چه ببارمخبرم هست ز آرامی قلبتخبرت نیست ز قلب و دل زارمخبرم هست از آن عشق و امیدتخبرت نیست از آن فکر پلیدمخبرم هست ز پریشانی مویتخبرت نیست ز پریشانی خویمخبرم هست ز زیبایی رویتخبرت نیست ز ویرانی رویمخبرم هست ز آبادی قلبتخبرت نیست ز .اباتی کویمخبرم هست ز تو لحظه به لحظهخبرت نیس ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نفس

فکرشو باهم آروم قدم بزنیم توی کوچه هایی که نیست....خیس بشیم زیر بارونی که نیست......و بلکیم عاشقت بشم دوباره عاشق اونی که نیست ... .این همه تصورای زیبا توی زمستونی که نیست.....غرق بشم توی موج موهایی که نیست....شاید یه روز برگردی از خیابونی که نیست....و اینبار عاشقم میشی دوباره عاشق منی که نیستم.....این همه خیال هایی که نیست....این همه بودنهایی که نیست.....این همه حس هایی که نیست....این همه کوچه هایی که نیست....بارونایی که نیست.....زمستونایی که نیست....وعشق هایی که نیست..... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غزل 073 - روشن از پرتو رویت

دکلمه غزل روشن از پرتو رویت با صدای نسرین محمدی روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست منت خاک درت بر بصری نیست که نیست ناظر روی تو صاحب نظرانند آری سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب خجل از کرده خود دری نیست که نیست تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست تا دم از شام سر زلف تو هرجا نزنند با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست من از این طالع شوریده ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد ما اقتصاد و این ها نیست

درد ما اقتصاد و این ها نیست فقر یا رشد نرخ کالا نیست رانت خواری و مافیا کذب استنفت، آن قدرها گوارا نیست چند معدن اگر .ی داردداخلش غیر سنگ خارا نیست فیش های نجومی منحوسفیش های نجومیِ ما نیست وام های کلانِ یک طرفهارزشش غیر مال دنیا نیست سطح فکر عموم پایین استمجرم آن که کشید بالا نیست یک قران از ذخیره ی ملی.ج صندوق اخذ آرا نیست منتقدها دروغ می گوینددر پس . «آن» قضایا نیست نرخ نقدینگی چرا بالاست؟!چون که ترویج فقر زیبا نیست ملت ساده زیستی هستیمپس توان .ید مبنا نیست این شکافی که بین اقشار استاختلاف ندار و دارا نیست یک قلم جنس خارجی اینجاتو ب?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مسئله ای نیست

هم حوصله ای نیست مرا هم گله ای نیست باشد گله ای هم که ولی حوصله ای نیست آب از سر من یکْ دو وجبْ بیش گذشته است بگذار بگویند در این دل گله ای نیست کو گوش شنیدن که بگویم غم دل را ؟! انگار در این شهر دلِ یک دله ای نیست یک عمر برایش بِسُرایی و نخواند... یک عمر بخوانی و ببینی صله ای نیست دل ، ارگ بمی بود که از غصه فرو ریخت از غصه فرو ریخت ، ببین ز له ای نیست تا دور ترین نقطه ی دنیا هم اگر رفت با خاطره هایش که به او فاصله ای نیست از عالم و آدم که به من زخم رسید است این بار تو ای عشق ، بزن ، مسئله ای نیست سجاد نوبختی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عذر ما را خواستن کار تو نیست

سازگاری با رفیقان ظاهراً کار تو نیست از وفا و مهربانی دم زدن کار تو نیست تو شریک بودی و رفیق قافله غارتم کردی ولی گفتی به من کار تو نیست پیش از آنی که بخواهی از کنارت می روم تا بدانی عذر ما را خواستن کار تو نیست ناز کم کن ، عشوه بس کن ، اشتباهی آمدی دلبری از ما جوانان پیرزن! کار تو نیست لایق تو خسرو بود و مایه دارانی چو او با ی چون کو ن کار تو نیست شیر کی دیدی که با کفتارها دمخور شود ؟! دور شو از من، نبرد تن به تن کار تو نیست لب مطلب: « کار هر بز نیست من کوفتن نر می خواهد و مرد کهن » کار تو نیست شاعر : کاظم بهمنی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خبرت هست ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذرى کن که ز غم راهگذر نیست مراگر سرم در سر سودات رود نیست عجبسر سوداى تو دارم غم سر نیست مراز آب دیده که به صد خون دلش پروردمهیچ حاصل بجز از خون جگر نیست مرابى رخت اشک همى بارم و گل مى کارمغیر از این کار کنون کار دگر نیست مرامحنت زلف تو تا یافت ظفر بر دل منبر مراد دل خود هیچ ظفر نیست مرابر سر زلف تو زانروى ظفر ممکن نیستکه تواناییى چون باد سحر نیست مرادل پروانه صفت گر چه پر و بال بسوختهمچنان ز آتش عشق تو اثر نیست مراغم آن شمع که در سوز چنان بى خبرمکه گرم سر ببرند هیچ خبر نیست مراتا که آمد رخ زیبات به چشم خسرو بر گل و لا? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ی اینجا نیست؟!

ی اینجا نیست من باش حرف بزنم؟؟ ی نیست؟ ی نیست با هم صحبت کنیم و حالامون خوب تر از عالی شه؟ ی نیست من پیشش خودم باشم؟؟ ی نیست سرشو بذاره روی پام چشماشو ببنده و ... محو چشماش بشم؟ ی نیست؟! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نیست تو را

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو راخبر از سرزنش خار جفا نیست تو رارحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را فاتی به اسیران بلا نیست تو راما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو رابا اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بسیج . است اما...!؟

بسیج . است اما،سیاست زده نیست،. کار نیست،جناحی نیست؛بسیج مجاهد است ، اما بی انضباط نیست، افراطی نیست؛بسیج عمیقا متدین ومتعبد است،اما متحجر نیست،.افی نیست؛بسیج بابصیرت است، اما ازخودراضی نیست؛بسیج اهل جذب است...گفته ایم جذب حداکثری...اما اهل تسامح در اصول نیست؛بسیج غیور است،پاسدار خطوط فاصل است؛بسیج طرفدار علم است، اما علم زده نیست,بسیج متخلق به اخلاق .ی است،اما ریاکار نیست؛بسیج در کار آباد. دنیاست، اما خود اهل دنیا نیست؛بسیج . است تا برای آینده نظام .ی کادرسازی کند.بسیج . است تا منابع انسانی عرصه مدیریتی کشور را تأمین کند.بسیج . است تا از ظرفیت خود ب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رفتی تو ولی هجر تو در باور ما نیست

چندی است دگر سایه ی تو بر سر ما نیست رفتی تو ولی هجر تو در باور ما نیست از بس که به یاد تو و عشق تو نوشتیم نامی به جز از نام تو در دفتر ما نیست ماییم که در دور فلک جز قدحی غم چیز دگری بهر دل ساغر ما نیست دین و دل ما بر سر عشق تو اگر رفت تقصیر تو شد جرم دل کافر ما نیست طوفان غمت آمد و کشتی دلم برد غرقیم و به جز یاد تو یاور ما نیست منصور به یاد تو چه بسیار غزل ها گفتست ولی این غزل آ ما نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هیچ چیز جز

هیچ چیز عیب نیست جز قضاوت ومس ه دیگران هیچ چیز گناه نیست جز حق الناس هیچ چیز ثواب نیست جز خدمت به دیگران هیچ اسطوره نیست الا در مهربانی و انسانیت هیچ دینی با ارزشتر از انسانیت نیست هیچ چیز جاودانه نمی ماند جز عشق هیچ چیز ماندگار نیست جز خوبی و بدی هیچ سعادتی بالاتر از آگاهی نیست هیچ دشمنی خطرناکتر از جهل نیست karandishan ... ادامه در لینک سایت منبع ...

برگ و. باد (41)

مسعود رضایی بیاره دریای خیال در .من عمر حاصلی نیست کـه نیست انــدوه زمــانه در دلـــی نیست که نیست جـز بــر لب دریـــای خیــ. ای دوست در این شب تیره ساحلی نیست که نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گریه ی عاشقان بی اثر نیست ...

گریه ی عاشقان بی اثر نیست / مهدی از حال ما بی خبر نیست بی تجلاّی خورشید رویش / روشنی در نگاه بشر نیست او به جز شیعه یاری ندارد / شیعه را غیر خون جگر نیست ای بسا شب که رفت و سحر شد / شام هجران ما را سحر نیست بی چراغ است و دلگیر و تاریک / آسمانی که در آن قمر نیست شیعه باشد جدا از .ش / مثل طفلی که او را پدر نیست کشتی ار ناخدایش نباشد / ایمن از موج خوف و خطر نیست در دل تنگ چشم انتظاران / جز غم مهدی منتظر نیست یابن زهرا کجایی که بی تو / روزی از روز ما تیره تر نیست تربت مادرت را نشان ده / قبر مادر نهان از پسر نیست نخل «میثم» که سبز است دائم / جز به مدح شما بار ور ن... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نیست...

فریاد چیست دوست من در که باز نیست یا دستی ازدریچه به سویت دراز نیست انگشتها به قول تو این مشتهای کال خونخواه مثل سرخی در اهتزاز نیست بر ما چه رفته است که سر درگمیم باز بوی اذان می آید و وقت . نیست چرخی بزن ب. بلرزان به هم بپیچ ماتم گرفتن . چاره ساز نیست حق طبیعی . – عشق و دوستی- اینجا در این ولایت غربت مجاز نیست از ما گرفته اند گروهی و گفته اند: این سیب کرم خورده سزاوار گاز نیست حال آنکه عشق دوست من عشق عشق عشق وقتی که نیست ثانیه ها دلنواز نیست نه قفل بی کلید نه قاب تهی نه قاف پایان عشق هیچیک از این سه فاز نیست لافی و لقمه ای لقبی شعری و شبی وقت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یادت نیست...

افسوس که یادت نیست دست من سرد بود و دست تو گرم زمستان را دوست داشتم و تابستان را هم هر چند سرد بود و هر چند گرم دلیلی بودند تا دست هایمان باشد در دست هم پاییز مگر فصل عاشقی نیست پس چرا دست من هست دست تو نیست افسوس که یادت نیست تو کوچ کردی از قلب من که این کوچ را بازگشتی نیست دل من منتظر بهار می ماند این حرف ها که سرش نیست آ.، کار خودش را می کند پیامی خواهد فرستاد پیامی که جوابش نیست افسوس که یادت نیست هر روز .ماس می کند به من این دلم که دل مغروری نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آتش بسری نیست

آتش به سری نیست که ما را نشناسدجز تو دگری نیست که ما را نشناسدشمعی نتوان یافت که او را نشناسیمشام و سحری نیست که ما را نشناسدگیرم من و دل دور ز آشوب نشستیمآشوبگری نیست که ما را نشناسدما زخم ترین ساقۀ این جنگل خشکیمتیغ وتبری نیست که ما را نشناسداز خویش بریدیم و در این راه ِ نفس گیرصاحب جگری نیست که ما را نشناسددر دفتر اندوه به دیباچۀ حسرتزیر و زبری نیست که ما را نشناسدبا برگ خزان دیده رفیقیم ، پریشاپا در سفری نیست که ما را نشناسد "مهدی محمدی" ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نفــس صبـــــح

نفس صبحخوب بپرس حال دلم اینکه گناه نیست بپرسغیر صبح نفست آب و هوا نیست بپرسبسته ای پای دلت پای نگاهم کر اهدم درد من است جور شما نیست بپرسبر لب بلبل هر باغ سخن های تو بودقصه ای عطر گل و سرو رسا نیست بپرسنیست در مسجد و در کنج کلیسا یقلب تو جای خدا است ریا نیست بپرسمست هر دیده و هر چشم سیاه کی گشتمجز لب لعل تو ما را دوا نیست بپرسخم گردیده اگر قامت من از پیریجز تب عشق دگر شور و نوا نیست بپرسآتشی میزند امروز به من آتش توخوب بسوزان مرا آب بقا نیست بپرسخسته از جور زمان جور زمینم امشبدل ما را به خدا هیچ صدا نیست بپرسغزلی باز به سنگ دل تو حک تا بدانی که بجز عشق ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چشم تری نیست

دل را مشکن بیش ش تن هنری نیست در کوچه دل ش تگان نقل تری نیست ما را تو مترسان زجفاهای نکرده آنرا که هوانیست به سر، بال و پری نیست چون یوسف ناکرده گنه در ته چاهم خنجر تو مزن جان برادر ، سپری نیست گفتی ندهم یک سرموبت به دو عالم کو موی؟ کجا؟ برتن بیمار سری نیست بیهوده مکش زحمت ویران شدن من آنسان شده ام مسخ که از من اثری نیست گفتم که نسیم آید و بوی خوشش آرد او رفته از اینجا و بدین کو گذری نیست دیدند همه درد دل و رنج "رسا" را افسوس به غمخواری ما چشم تری نیست #گیتی_رسائی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

چشم به قفل قفسی هست و نیست مژده فریادرسی هست و نیست می رسد و می گذرد زندگی آه که هردم نفسی هست و نیست حسرت آزادای ام از بند عشق اول و آ. هوسی هست و نیست مرده ام و باز نفس می کشم بی تو در این خانه .ی هست و نیست کیست که چون من به تو دل بسته است مثل من ای دوست بسی هست و نیست #فاضل_نظری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ثروت

سگ و گربه دگر ضرب المثل نیست کچل دیگر به فکر موی سر نیست تمام فکرها مال است و ثروت به جز ثروت ملاکی بر هنر نیست اگر اموال داری تو بزرگی حرامی یا حلالش در نظر نیست اگر داری لباس نو وماشین موفّق هستی و خاکت به سر نیست بهشت هم عرضه میگردد به بازار دیانت در ید مدّ نظر نیست در این مکّاره بازار دورنگی دعا را در دل خالق اثر نیست نشانی نیست از تغییر اوضاع شب دیجور را قصد سفر نیست برای مالداران قفل ها باز کلیدی جز ریال بهر خطر نیست عجوز زشتِ ثروتمند زیباست به زیبای فقیر جز یک نظر نیست اگر بیچاره زیبا شد ، اب است بجز چشم طمع چشمی دگر نیست به وقت حرف اهل خ ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

زلفِ دوتا !

تفسیری زیبا و شیوا بر یکی از غزلیات ناب حضرت عشق حافظ ... تا انتها بخوان :)) . . نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست چون چشم تو دل می برد از گوشه نشینان همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست روی تو مگر آینه لطف الهیست حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست از بهر خدا زلف مپیرای که ما را شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ی هست که نیست

نفسم بند نفسهای ی هست که نیست بی گمان در دل من جای ی هست که نیست غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها شاعری محوتماشای ی هست که نیست درخیالم وسط شعر، ی هست که هست شعر آبستن رویای ی هست که نیست کوچه درکوچه به دستان توعادت میکرد شهری ازخاطره ، منهای ی هست که نیست مثل هرروز نشستم سرمیزی که فقط خستگی های منوچای ی هست که نیست زیر باران دو نفر,کوچه،به هم خیره شدن مرگ این خاطره ها پای ی هست که نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

" مهم نیست... "

هیچوقت برای فهمیده شدن فریاد نزنید آنکه شما را بفهمد ،صدای سکوتتان را بهتر می شنود. "جبران_خلیل_جبران" آسمان دلم ابریست ، مهم نیست... سهم چشمان خمارم نگرانیست ، مهم نیست... انتظارم شده عادت ، همه عمر... غیر از این چاره اگر نیست ، مهم نیست... در پی نیل به آینده ای روشن... سیل افکارم اگر همیشه جاریست ، مهم نیست... من در اینجا نتوانم بنویسم سخن دل... همه کار دل من گر که صبوریست ، مهم نیست... گر که نالید دل از جور زمانه ، اما.... زندگی قصه ی شیرینی و تلخیست ، مهم نیست... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عاشق دیدار

عاشق دیدار کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست کو .ی کو؟ به دل و دیده .یدار تو نیست دور کن .، ز رخسار و رقیب از پهلو که مرا طاقت نادیدن دیدار تو نیست در تو حیرانم و آن .، که ندانست تو را وندر آن .، که بدانست و طلب کار تو نیست در طلب کاری گ.ار، وص. امروز نیست راهی که درو پای من و خار تو نیست شربت وصل تو را، وقت صلای عام است ز آنکه در شهر، .ی نیست که بیمار تو نیست من به شکرانهٔ وصلت، دل و جان پیش کشم گر متاع دل و جان، کاسد بازار تو نیست در بهای نظری، از تو بدادم جانی بپذیر از من اگر چند سزاوار تو نیست وص ... ادامه در لینک سایت منبع ...

. ها به بهشت نمیروند

مهم نیست چقدر مهربان باشید مهم نیست به چند تا گدا کمک کرده اید مهم نیست چقدر پدر و مادرتان را دوست دارید مهم نیست تا چه اندازه در قید اخلاقیاتی هستید که از بچگی در گوشتان خوانده اند مهم نیست چه میخورید با چه افرادی در معا. اید مهم نیست چه کتاب هایی میخوانید مهم نیست . های سانسور شده میبینید مهم نیست پاکدامن هستید مهم نیست بد دهن نیستید ! و مهم نیست زندگی کوفتی تان را در راه رضای خدا تا چه اندازه برای خودتان سخت کرده اید و مهم نیست مثل ناصر خسرو یا عطار یا . محمد غزالی زندگی میکنید و مهم نیست نمرات درسی تان تا چه اندازه ممتا?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

زلفِ دوتا !

تفسیری زیبا و شیوا بر یکی از غزلیات ناب حضرت عشق حافظ ... تا انتها بخوان :)) . . نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست چون چشم تو دل می برد از گوشه نشینان دنبال تو بودن گنه از جانب ما نیست روی تو مگر آینه لطف الهیست حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست از بهر خدا زلف مپیرای که ما را شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است جانا ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سگ و گربه

سگ و گربه دگر ضرب المثل نیست کچل دیگر به فکر موی سر نیست تمام فکرها مال است و ثروت به جز ثروت ملاکی بر هنر نیست اگر اموال داری تو بزرگی حرامی یا حلالی در نظر نیست اگر داری لباس نو وماشین موفّق هستی و خاکت به سر نیست بهشت هم عرضه میگردد به بازار دیانت مورد و مدّ نظر نیست در این مکّاره بازار دورنگی دعا را در دل خالق اثر نیست نشانی نیست از تغییر اوضاع شب دیجور را قصد سفر نیست برای مالداران قفل ها باز کلیدی غیر اسکن بی خطر نیست عجوز زشتِ ثروتمند زیباست به زیبای فقیر جز یک نظر نیست اگر بیچاره زیبا شد ، اب است بجز چشم طمع چشمی دگر نیست به وقت حرف اهل خ ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مرا بهاری نیست

مرا بهاری نیست بهار آمد و باغ مرا بهاری نیست به باغ باد خزان دیده روزگاری نیست به عمر خویش ندیدم بهار با آیین بر این بهار که می آید اعتباری نیست دلی به همره گل بشکفد به موسم گل که در زلال وجودش غم و غباری نیست مرا که شور جوانی و وحشت پیری تفاوتی نکند لیلی و نهاری نیست بسا که فصل گل و بلبل آمد و طی شد چه بوده حاصل آن که در شماری نیست برای یک دل پر درد و خیل بی دردان قفس خوش است(رها)گر ترا بهاری نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حوصله شرح قصه نیست...

بی لشکریم، حوصله شرح قصه نیست فرمانبریم، حوصله شرح قصه نیست با پرچم سفید به پیکار می رویم ما کمتریم، حوصله شرح قصه نیست فریاد می زنند ببینید و بشنوید کور و کریم، حوصله شرح قصه نیست تکرار نقش کهنه ی خود در لباس نو بازیگریم، حوصله شرح قصه نیست آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند یکدیگریم، حوصله شرح قصه نیست همچون انار خون دل از خویش می خوریم غم پروریم، حوصله شرح قصه نیست آیا به راز گوشه ی چشم سیاه دوست پی می بریم؟ حوصله شرح قصه نیست شعر از فاضل نظری پ.ن∶ دعا کنید برای این حقیر، چون... بیخیال. حوصله شرح قصه نیست... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

راه عشق..

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ما را ز منع عقل مترسان و می بیار کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست از چشم خود بپرس که ما را که می کشد جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست او را به چشم پاک توان دید چون هلال هر دیده جای جلوه آن ماه نیست فرصت شمر طریقه رندی که این نشان چون راه گنج بر همه آشکاره نیست نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست ستاره ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رنگین کمان

⚡ رازِ عشقت را مگو ، این مست دار نیست آسمان را بنگری رنگین کمان پیدا نیست رنگ ها رنگ باخته و رنگ در قلم پیدا نیست هیچ از بوی باران و زمین آگاه نیست بعد هر ابر سیه رنگین کمان در کار نیست تا ابد این عشق محکوم است و هیچ اِنگار نیست تا که لب هایش نبوسم رنگ در رنگدان نیست حیف ای خواجه که معشوق در بغل پنهان نیست از قضا این عشق ، عشق است هیچگاه آزاد نیست "پروین بنی اسدی" *عیدتون مبارک ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شعر گریه عاشقان بی اثر نیست

★★گریه عاشقان بی اثر نیست★★ ★★مهدی از حال ما بی خبر نیست★★ ★★بی تجلای خورشید رویش★★ ★★روشنی در نگاه بشر نیست★★ ★★او به جز شیعه یاری ندارد★★ ★★شیعه را غیر خون جگر نیست★★ ★★ای بسا شب که رفت و سحر شد★★ ★★شام هجران ما را سحر نیست★★٭ ★★بی چراغ از تو دلگیر و تاریک٭★★ ★★آسمانی که در آن قمر نیست★★* ★★شیعه باشد جدا از ش★★ ★★مثل طفلی که او را پدر نیست★★ ★ ★ مثل طفلی که او را پدر نیست★★ اللهم عجل لولیک الفرج ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عشق از شناخت می گذرد، اتفاق نیست

ما هر دو یک دلیم، ولی این وفاق نیست * از احتیاج بگذر اگر اشتیاق نیست * ما خسته ایم و تشنه، ولی دست و پا زدن راه نجات یافتن از باتلاق نیست آیینه ایم و غیر حقیقت نگفته ایم در ما به قدر یک سر سوزن نفاق نیست هرگز دو لفظ را مترادف گمان مکن جایی که عشق نیست؛ ج ، فراق نیست هر روز بیشتر به تو دلبسته می شویم عشق از شناخت می گذرد اتفاق نیست * دنیا هزار پنجره بر ما گشود و بست * اما دریغ، آینه ای در اتاق نیست * فاضل جان نظری یک بیت از این غزل رو گذاشته تو صفحه اش، قشنگ نیست؟ :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حسش نیست

دیگه حسش نیست . نمیدونم چی شده اما حسش نیست. حس کار؟ بیخیال حسش نیست، حس شادی؟ وللش حسش نیست، شیشه و نوش و ؟ نه بابا حسش نیست. دو ساعت حرف حساب ؟ بی خیال حسش نیست.حرف ناحسابتم حسش نیست.بیا با هم بشینیم پای بساط، باباجون حسش نیست، منم این یار قدیمی، یه لب و بوس و بغل ، نه نه حسش نیست...شاید افسرده شدم،باید برم پیش یه روانپزشک، همه چیرو براش تعریف میکنم . میگم که دیگه حسش نیست.میگم که از اون همه حرف. حرفای قشنگ حرفام اینه که باباجون حسش نیست.آقای همش میخوابم.میخورم ارام بخش.دیازپام؟ اره دیازپام بیسته.خواب؟اره خوب میخوابم. رویاهام خوب و قشنگه .خواب ویلا دیدم.خ ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یادم هست،یادت نیست

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست روز خا.تری سرد سفر یادت نیست ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من در شب آ. پرواز خطر یادت نیست تلخی فاصله ها نیز به یادت مانده ست نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست یادم هست یادت نیست ... خواب روزانه اگر در خور تعبیر نبود پس چرا گشت شبانه ، دربدر یادت نیست من به خط و خبری از تو قناعت . قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست یادم هست یادت نیست ... عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید کوزه ای دادمت ای تشنه ، مگر یادت نیست تو که خود سوزی هر شب پره را می فهمی باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست تو به دل ریخته گان چشم نداری بیدل آنچنان غ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شهرعشق

ای دلا،گردونه ها برکام نیست کام جویی هست وسرانجام نیست هرکه رادیدم زغم نالد همی شادبودن شرط این ایام نیست یانداری مِی لبت را ترکنی یاکه مِی پیداکنی، آن جام نیست هرکه می آید به دنیا می رود چون کنی خود را بَزک اندام نیست لحظه ای بام ا در شهر عشق بین قیامت را بما ابهام نیست میهمان ما،میزبان خاک زمین می خورد مارا ولی بدنام نیست رفت وآمدها، و این گردونه ها کان مپنداری که در ارقام نیست ای دلا چشمان خود را بازکن رسم این برنامه، بی پیغام نیست وین تو خود شه کن، (میلاد) را بیشتر، گفتن که چون الهام نیست خوان دعایی، روح مارا شاد کن عشق ای دل، گر ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شعری از زبان حال . زمان علیه السلام

شعری از زبان حال . زمان علیه السلام خانه ی تک تک تان را زده ام درب ولی اثر از یاری ما در دلتان نیست که نیست انتظارم ز شما بیشتر است از دگران یک دعای فرجی بر لبتان نیست که نیست اگر هم هست فقط لقلقه ای باشد و لیک گریه بر غربت ما در شبتان نیست که نیست به کجا روی ز سویم بکشیدید افسوس یک نفر مرد عمل در صفتان نیست که نیست تا دعایی ز برایم نکنید از ته قلب صبح امید و ظهور در کفتان نیست که نیست اللهم عجل لولیک الفرج ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غزل: کار آسانی که نیست

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست می نشینی روبرویم،خستگی در می کنی چای می ریزم برایت،توی فنجانی که نیست بازمی خندی ومی پرسی که ح بهتر است؟! باز می خندم که خیلی،گرچه می دانی که نیست چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی دستهایم را بگیری،بین دستانی که نیست..؟! وقت رفتن می شود،با بغض می گویم نرو... پشت پایت اشک می ریزم, توی ایوانی که نیست بعد تو این کار هر روز من است باور این که نباشی،کار آسانی که نیست..... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو ز من خسته و من از تو بسی خسته ترم

روز و شب پرداز غم خویشتنیم بهر ما خسته دلان ی چنگ که نیست بر لب ما نبود جز نفس سرد سکوت در شب ما غزل مرغ شباهنگ که نیست چشم پر اشک مرا چون نگری طعنه مزن گریه در خلوت تنهایی خود ننگ که نیست ما عقابانِ فلک، سیر جهان پیماییم عرصه ی بال و پر ما قفس تنگ که نیست تو ز من خسته و من از تو بسی خسته ترم سر خود گیر و برو ما و تو را جنگ که نیست من غزل خوان بهارم تو بدآواز خزان قول ما و تو در این نغمه هماهنگ که نیست عشقبازیست نه بازی، که مرا مات کنی! نازنینا دل من صفحه ی شطرنج که نیست چشم گریان تو آتش فکند بر دل من تاب این غصه ندارم دلم از سنگ که نیست گل گ ار غ ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مشخص نیست...

گرفته مه همه ی جاده را مشخص نیست که صاف می شود آیا هوا ؟ مشخص نیست چطور باید از این راه مه گرفته گذشت از این مسیر که یک ردّ پا مشخص نیست و من چقدر در این مه به گریه محتاجم ... ولی برای خودم ؟ یا خدا ؟ مشخص نیست چه حسّ خوبِ غریبی ؛ به جستجوی خودت شبانه راه بیفتی ... کجا ؟ مشخص نیست و تا همیشه از این شهر مرده کوچ کنی و دورِ دور شوی ... دور... تا ... مشخص نیست درست می روی آیا ؟ و یا ... نمی دانی صحیح می رسی اما ؟ و یا ... مشخص نیست... ی شبیه نسیم از کنار من رد شد غریبه بود ؟ وَ یا آشنا ؟ مشخص نیست حسن بیاتانی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

.ی هست که نیست..

نفسم بند نفسهای .ی هست که نیست بی گمان در دل من جای .ی هست که نیست غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها شاعری محو تماشای .ی هست که نیست درخیالم وسط شعر، .ی هست که هست شعر آبستن رویای .ی هست که نیست کوچه در کوچه به دستان تو عادت می کرد شهری از خاطره منهای .ی هست که نیست مثل هر روز نشستم سر میزی که فقط خستگی های من و چای .ی هست که نیست زیر باران دو نفر، کوچه، به هم خیره شدن مرگ این خاطره ها پای .ی هست که نیست احسان کمال ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مرگ هم چاره نیست...

خواب دیدیم که رؤیاست، ولی رؤیا نیست عمر جز حسرت دیروز و غم فردا نیست هنر عشق فراموشی عمر است، ولی خلق را طاقت پیمودن این صحرا نیست ای پریشانی آرام! کجایی ای مرگ؟ در پری خانه ی ما حوصله ی غوغا نیست ما پلنگیم مگو لکه به پیراهن ماست مشکل از آینه ی توست! خطا از ما نیست خلق در چشم تو دل سنگ، ولی من دلتنگ لا الهی هم اگر آمده بی "الا" نیست موجِ شوریده دل آشفته ی ماه است ولی ماه را طاقت آشفتگی دریا نیست بر گل فرش، به جان کندن خود فهمیدیم مرگ هم چاره ی دل تنگی ماهی ها نیست فاضل نظری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

روزگار

روزگاریست که ... از عشق خبر نیست از سوز خبر نیست از شور خبر نیست از بغض خبر نیست از گریه مستانه خبر نیست در دل خبر از بی هدفی هست و سوالی که مرا سخت پریشان بنمودست بی عشق و معشوق نفس بهر چه خواهم؟ شاعر: حسرت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مرگ این خاطره ها پای ی هست که نیست...

نفسم بند نفسهای ی هست که نیست بی گمان در دل من جای ی هست که نیست غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها شاعری محوتماشای ی هست که نیست درخیالم وسط شعر ی هست که هست شعر آبستن رویای ی هست که نیست کوچه درکوچه به دستان توعادت میکرد شهری ازخاطره منهای ی هست که نیست مثل هرروز نشستم سرمیزی که فقط خستگی های منوچای ی هست که نیست زیر باران دو نفر,کوچه،به هم خیره شدن مرگ این خاطره ها پای ی هست که نیست احسان کمال ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سلول تنهایی

چشم وا . و دیدم خبر از رویا نیست هیچ . این همه اندازه ی من تنها نیست بی تو این خانه چه سلول بزرگی شده است که دگر روشنی از پنجره اش پیدا نیست مرگ؛ آن قسمت دوری که به ما نزدیک است عشق؛ این فرصت نزدیک که دور از ما نیست چشم در چشم من انداخته ای می دانی چهره ای مثل تو در آینه ها زیبا نیست هیچ دیوانه ای آن قدر که من هستم نیست چون که اینگونه شبیه تو .ی شیدا نیست مردم سر به هوا را چه به روشن بینی!؟ ماه را روی زمین دیده ام آن بالا نیست مهدی فرجی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سوختیم پای این جمله..

که اکثریت همیشه حق نیست که اکثریت همیشه حق نیست که اکثریت همیشه حق نیست که اکثریت همیشه حق نیست که اکثریت همیشه حق نیست که اکثریت همیشه حق نیست که اکثریت همیشه حق نیست که اکثریت همیشه حق نیست که اکثریت همیشه حق نیست که اکثریت همیشه حق نیست که اکثریت همیشه حق نیست .. و جایی که دموکراسی هست ولی اکثریت همیشه حق نیست.. باید خفه شد! :) اگر نمیتونی تبلیغ کنی و جاذبه داشته باشی بیشتر از همه هم خفه شو.چون بدترش میکنی! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وحشی بافقی

دلتنگم و با هیچ م میل سخن نیست در همه آفاق به دلتنگی من نیست گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست از آتش سودای تو و خار جفایت آن کیست که با داغ نو و ، ریش کهن نیست بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست در چو بینند بدانند که وحشیست آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وحشی بافقی

دلتنگم و با هیچ م میل سخن نیست در همه آفاق به دلتنگی من نیست گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست از آتش سودای تو و خار جفایت آن کیست که با داغ نو و ، ریش کهن نیست بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست در چو بینند بدانند که وحشیست آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جز آستان توام در جهان پناهی نیست

جز آستان توام در جهان پناهی نیست سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم که تیغ ما به جز از ناله ای و آهی نیست چرا ز کوی ابات روی برتابم کز این بهم به جهان هیچ رسم و راهی نیست زمانه گر بزند آتشم به من عمر بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست چنین که از همه سو دام راه می بینم به از حمایت زلفش مرا پناهی نیست خزینه دل حافظ به زلف و خال مده که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مرگ یک راک استار

جایی نیست که بخوام بمونم مرزی نیست که ازش بگذرم حقی نیست که بخوام بگیرم سهمی نیست از بودن ببرم راهی نیست که نرفته باشم رنگی نیست که ندیده باشم میلی نیست تا برنده باشم طوری نیست که نبوده باشم چیزی نیست که بخوام بگم هیچکی نیست که بخوام بیاد برای رفتن حاضرم... یادی نیست... سهمی نیست... میلی نیست ... چیزی نیست... هادی پاکزاد یکی از بچه های راک مشهد که یجورایی پایه گذار راک توی ایران هستند و از نامجو و عبدی و... گرفته، در سی و چهار ساله گی مرد ! پسر عجیبی بود و فضای کارهاش خیلی سیاه بود! ترانه ی بالا تکه ای از قطعه ی «چیزی نیست» از هادی پاکزاد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وحشی بافقی(غزلیات)

دلتنگم و با هیچ م میل سخن نیست در همه آفاق به دلتنگی من نیست گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست از آتش سودای تو و خار جفایت آن کیست که با داغ نو و ، ریش کهن نیست بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست در چو بینند بدانند که وحشیست آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

منتظران؟؟؟

ابری ام بارانی ام حال و هوایم خوب نیست چشم سر خیس است اما چشم دل مرطوب نیست آفت عصیان به جان نخل دل افتاده است علتش این است که محصول ها مرغوب نیست سود بازار عمل از عرف هم کمتر شده ای دریغ اوضاع کار و بار من مطلوب نیست این دل بی در اگرچه جای این و آن شده غیر تو اصلا برای من ی محبوب نیست واقعا من دوستت دارم عزیز فاطمه!!! غیر یوسف هر ی دلبر یعقوب نیست با من بیچاره هم حرفی بزن چیزی بگو جنس این دل که دگر از جنس سنگ و چوب نیست طاقت دوری ندارم رحم کن بر عاشقت صبر من مانند صبر حضرت ایوب نیست کربلا می خواهم آقا ... ماست می کنم ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جان

جان به لب می خوائی ام , خود کرده را تدبیر نیست دل اگر دل باشد از دنیای بی تو سیر نیست دل اگر دل باشد اینگونه که شهرت یافته چشم تو در مرگ و میر شهر بی تقصیر نیست هر.ی را بهر کاری ساختند و این دل ِ- مای بیچاره بجز پیش دل تو گیر نیست موپریشان .ت ای ماه تر از ماه در رونق بازارِکار و بار بی تأثیر نیست .ت و سردم شبیه برکه می دانی توهم روی خوش بی روی تو هرگز در این تقدیر نیست کفر مُنعم می شود با دوریت , برگرد تا چشم در چشمم برای توبه . دیر نیست #سید مهدی نژادهاشمی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست

حاصل کارگه و مکان این همه نیست باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست ت آن است که بی خون دل آید به کنار ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست پنج روزی که در این مرحله مهلت داری خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست دردمندی من سوخته زار و نزار ظاهر? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خبری نیست .

غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست جایی خبرى نیست که از غم خبرى نیست پروانه پرش سوخت ولى آبرویش داد ما هم دلمان سوخته این کم خبرى نیست دنیا نتوانست ز ما گریه بگیرد بین غم تو از غم عالم خبرى نیست من توبه ن مگر از راه توسل بی نام تو از توبه آدم خبرى نیست گفتند در خانه غیر تو شلوغ است گفتند ولى رفتم و دیدم خبرى نیست رزق همه اینجاست و رزاق هم اینجاست والله در خانه حاتم خبرى نیست "گرماى گنه سوز حرم"خورد به ما ؛ پس از سوختن بین جهنم خبرى نیست از ناحیه توست عنایات خداوند بى تو بخدا پیش خدا هم خبرى نیست ده ماه همه منتظر ماه تو هستند در سال به جز ماه محرم خبرى نیست ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند، .ی را به .ی نیست . و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست این قافله از قافله سالار .اب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آن آینه هم جز تو .ی نیست من در پی خویشم، به تو بر می خورم اما آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست امروز که محتاج توام، جای تو خالی است فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است وقتی همه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

من خود مس نابم، هوس زر شدنم نیست...

با زور نصیحت، سر بهتر شدنم نیست من خود مس نابم، هوس زر شدنم نیست تا تیغ زبان هست، چه حاجت به نبردی ؟ باری که سر دست به خنجر شدنم نیست قد می کشم از باغ، بخواهند، نخواهند دیوار حسد سد صنوبر شدنم نیست دریا نتوانست، چه باکم ز سراب است ؟ رد می شوم از جوی و غم تر شدنم نیست هر چند که زین قوم فلاکت زده راهی جز مست پناهنده به ساغر شدنم نیست طفلند و ندانند که این سنگ پراندن جز پر زدن از بام و کبوتر شدنم نیست حسین جنتی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هر لحظه مزن در،که در این خانه .ی نیست

هر لحظه مزن در،که در این خانه .ی نیست بیهوده مکن ناله،که فریاد رسی نیست شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست . اگر می طلبی،غرقه به خون باش کاین گلبن نو خاسته بی خار و خسی نیست دهقان دهد از زحمت ما یک نفس اما آن روز که دیگر ز حیاتش نفسی نیست با بودن مجلس بود . ما محو چون مرغ که پابسته ولی در قفسی نیست گر موجد گندم بود از چیست که زارع از نان جوین سیر به قدر عدسی نیست هر سر به هوای سر و سامانی ما را در دل بجز . ایران هوسی نیست تازند و برند اهل جهان گوی تمدن ای فارس مگر فارس ما را فرسی نیست در راه طلب فرخی ار خس... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در همه آفاق به دل تنگی من نیست

دلتنگم و با هیچ م میل سخن نیست در همه آفاق به دلتنگی من نیست گلگشت چمن با دل آسوده توان کردآزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست از آتش سودای تو و خار جفایتآن کیست که با داغ نو و ، ریش کهن نیست بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هستاما به ستمکاری آن عهد شکن نیست در چو بینند بدانند که وحشی ستآنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست "وحشی بافقی" ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آدم کمی نیست

باید بروم غم کمی نیست در زندگی ام دم کمی نیست وقتی که گذشتم از زمانه گفتند که آدم کمی نیست دیوانه شدن هم عالمی داشت دیدیم که عالم کمی نیست درکوچه به کوچه زمانه غمناله ی ماتم کمی نیست افسوس برای ماندن رنج دلداده مبهم کمی نیست از زندگی و زمانه سیرم باید بروم غم کمی نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

. کیست؟بسیج . است اما «سیاست زده، . کار و جناحی» نیست.بسیج مجاهد است اما بی انضباط و افراطی نیست، عمیقاً متدین و متعبد است اما متحجر و .افی نیست،با بصیرت است اما از خودراضی نیست،اهل جذب حداکثری است اما غیور است و درباره اصول تسامح نمی کند،طرفدار علم است اما علم زده نیست، اخلاق .ی دارد اما این اخلاقش ریاکاری نیست،در آباد . دنیا فعال است اما خود اهل دنیا نیست. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سخت نیست

سخت نیست اصلا سخت نیست از روی شانه ام تاب بخوری روی دستم توی چشمهایم زل بزنی و بگویی حواست هست امروز . است؟! سخت نیست بگویم مگر حواس گذاشته ای؟ سخت نیست چنان ببوسمت که . در تقویم از خج. سرخ شود گونه اش! سخت نیست... . ها صدایت کنم و بگویم من رفتم! بگویی کجا؟ بگویم قربان عطر تنت!! سخت نیست . این طور جان . را بگیریم؛ قبل از اینکه بفهمد غصه را چطور توی دلهایمان جا کند! سخت نیست فقط دستت را به من بده! راستی... من رفتم! "حامد نیازی" (نامه های سوخته) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیمار - عاشقانه ????

بیمارم و افسوس که درمان شما نیست بر آتشِ دل رحمتِ بارانِ شما نیست هر بغضِ ترک خورده به دامن چکد آ بر ژاله ی ما حیف که دامانِ شما نیست صد زخم اگر بر دلِ بیچاره نشیند کاری تر از این زخمه ی مژگانِ شما نیست چندین غزل از عشق تو در دفتر دل بود از من غزلی در دلِ دیوانِ شما نیست گفتی که صبوری کنم از موج نترسم سکانِ بلا دیده به فرمانِ شما نیست بی رنگ شده آبیِ دریا و سپهرم برخیز و بیا طاقتِ هجرانِ شما نیست #سپهر ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت این است و جز این نیست توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.