باقی بمانم

عبارت باقی بمانم مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت باقی بمانم میباشد.



متن غمگین تنهایی

تنهایی چیزهای زیادی به انسان می آموزد اما تو نرو! بگذار من نادان بمانم... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مراقبه روزانه از کتاب "ی.ال معجزه" 29 بهمن

بیست و نهم بهمن: بگذار کیش و آیین تو به جای حرف زدن به عمل در آید. اگر عبارت « بیداری .» را جایگزین « مذهب» کنم با آن بیشتر ارتباط برقرار می کنم. اگر اصول . نهفته در قدم های دوازده گانه را فقط برای مشکل اعیتاد نیکوتین به کار برم نمی توانم رها از نیکوتین باقی بمانم. باید این اصول را در تمام امور زندگی خود به کار بندم. هر زمان احساس آشفتگی می کنم به قدم اول باز می گردم. اقرار می کنم که در برابر آن شخص یا موقعیت عاجزم و نیرویی از خود ندارم و با این موضوع که اختیار زندگی از دستم خارج گردیده ارتباط برقرار می کنم. ممکن است خشمگین شوم. ممکن است مشکل خواب داشته ب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تصمیم گرفتم بیشتر باهاش آشنا بشم

از آدمهای نکته سنج خوشم می یاد، هوشمند و طنازبه خانه دوست مودب و محترمی رفته بودم که اصرار کرد شب را بمانم، به شوخی و جدی و با ادا و اطوارگفتم :نه مسواک و لباس خوابم را نیاوردم و شبها عادت دارم دوش بگیرمبدون مکث و با همان آرامش و نرمش گفت: اشکال نداره کتری براتون تو حیاط می ذارمتبصره: اشاره به سفر مغولستان من که با کتری از چاه آب کشیدم و با آن خودم را شستم! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مراعاشقم من عاشقم ، مشکن تو ایمان مراای که با افسونگری ، آتش به جانم می زنییک نظر با ما نشین ، بستان همه جان مراکوه صبرم در فراغت ، لیک از داغ غمتغصه ها دارم به دل ، برکن تو بنیان مراخم شده این قامتم از بس کشیدم بار غمداغ هجرانت کنون پر کرده دامان مرا شعله ای افکنده در جانم چنان آن رفتنتعاقبت می گیرد آهم از تو ، تاوان مرادل سپردم من به چشمان تو ، اما بی خبرساده بگذشتی زمن ، بردی تو سامان مرابعد تو دیگر نخواهم ، تا بمانم در جهانیا که بینم عشق دیگر ، بین تو پایان مراآنجلا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به عنوان...

به عنوان .ی که اسمی چنین مقدس دارد... کم گذاشتم... از هرچه... به عنوان فاطمه نامی که الگویش بانوی دو عالم بوده و هست... همانند دوست نیمه راه گشتم... و حال چنین پشیمانم... ولی میدانم که راه برگشتی هم هست... میدانم که بانویم بخشنده تر از آنچه که من فکر میکنم است... اما من چه؟ خدایا به من بگو... میتوانم برگردم؟ خدایا... ای که تمام هستی از توست... بگذار اینطور بمانم... بگذار الگویم باز هم او باشد... خدایا راه را نشانم بده... راهی به سوی او... به سوی او که بهترین است... به سوی او که برای پدرش همچون مادر است... به سوی او که درختان هم به احترامش خم می شوند... به سوی سرور .ن عا... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

موبایلت را زمین بگذار ; جمع بندی می کنیم

با امروز 55 روز مانده به ارشد نمی توانم بگویم خوبم و نمی توانم بگویم خوب نیستم و تلاش میکنم خوب باشم و خوب بمانم. درس هایی که قدرتمند هستم و بیشتر تست میزنم زبان عمومی و تخصصی .ی نرم افزار اصول مبانی مدیریت درس هایی که به سطح مناسبی رسیده ام و باید علاوه بر تست نقاط ضعفم را برطرف کنم : پایگاه داده هوش . سیستم عامل دروس باقیمانده را بیشتر تست میزنم و نکات خلاصه نویسی رو مطالعه میکنم.شاید این عبارت "دیگه وقت نیست" و ... زیاد جالب نباشه . بودن افرادی که تو همین مدت مطالعاتی داشتن و به موفقیت هایی رسیدن و این یعنی "هیچ وقت دیر نیست" . شاید بهترین تو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نیمه ی دی هم گذشت...

نیمه ی دی ماه هم تموم شد... سالِ 95 داره به ماه های پایانی میرسه... بهمن و اسفند دارن میرسن از راه و بدو بدو های آ.ِ سال داره شروع میشه برای نو شدن دوباره و روزهای تازه سالِ جدید... سالِ جدید؟ فروردینِ 96 که بیاد باید گزارش مالی رو بدم به بابا... چه گزارشی!! اگه قرار به اومدن عمو نبود تا آ. بهار صبر می.... میدونم فروردین و اردیبهشت روزهای بهتری خواهند بود و میشه امیدوارتر بود ولی حالا با اومدن عمو نمی تونم ارائه ی گزارش های مالی رو به تعویق بندازم... فرصتم همین 52 روز باقی مونده و با ارفاق 57 روزِ کاری باقی موندست... سالِ پیش درست از همین موقع ها ورق برگشت و روزهای پر از... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از دوست به یادگار زخمی دارم....

مرهم آورده ای غم آوردیم یا سریع الرضا... کم آوردیم جای هزار زخم روی . ام باقی مانده... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دوست سفر کرده

در و بی در حرف می زدیم. بعد از دو سال دوری از این شهر، چاک عیان شدن .ن این شهر(مانتوهای جلو باز) برایش ‏شگفت انگیز بود. من گفتم قبلا خیال انگیز بودند .ن این دیار. این روزها .ن این شهر یک عمر دروغ شنیدن در مورد ‏بدن های شان را به رخم می کشند. همین . ها را هم اگر بگذارند کنار دیگر جذ.تی باقی نمی ماند. و خنده رفت.‏ گران بودن غذاها و خوردنی ها هم برایش عجیب می نمودند. در ناف کاپیتالیسم و انسان گرگ انسان هم سیر . شکم ‏این قدر سخت نیست. نسبتی از درآمد متوسط که صرف سیر . آن خندق بلا می شد، غیرقابل قیاس بود و من یادم آمد ‏که از ابتدای سال 1395 .یدن هر گونه ن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بازیکن سابق پرسپولیس عزادار شد

خبرآنلاین/ سهراب انتظاری صبح امروز مادرش را از دست داد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛سهراب انتظاری بازیکن سابق پرسپولیس تهران صبح امروز مادرش را از دست داد.مرحومه صادقی مادر دچار ایست قلبی شد و دیار باقی شتافت. سهراب انتظاری ...ادامه خبر ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بازیکن سابق پرسپولیس عزادار شد

خبرآنلاین/ سهراب انتظاری صبح امروز مادرش را از دست داد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛سهراب انتظاری بازیکن سابق پرسپولیس تهران صبح امروز مادرش را از دست داد.مرحومه صادقی مادر دچار ایست قلبی شد و دیار باقی شتافت. سهراب انتظاری ...ادامه خبر ... ادامه در لینک سایت منبع ...

. چسیت؟

روز . تنها مدت کمی به اوا. بهمن ماه و اواسط ماه فوریه باقی مانده که روز عشق فرنگی (.) و روز عشق ایران باستان (سپندارمذگان) یا همان . ایرانی به فاصله ی چند روز از هم قرار دارند یعنی 26 بهم ن ماه (.) و 5 اسفند ماه (سپندارمذگان) ! چند سالی است که 26 بهمن (۱۴ فوریه) روز . و .ید گل و عروسک، شکلات و … در کشورمان باب شده است. اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این . خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در روز . باید برای .انی که دوست دارند هدیه ب.ند.. تاریخچه روز .: روز .-تاریخچه کامل و دقیق . در دست نیست و آنچه از پیشینه روز . می دانیم با افسانه درآمیخته اس ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حضوری به موقع و بزنگاهی

تو می‎آیی درست در همان لحظاتی که برخی ها می‎خواهند زیر پا بگذارند تمام آنچه را که تو و رفیقانت بر جای گذاشته اید، می‎خواهند ردّ پاها را گم کنند اما تو سر بزنگاه می‎آیی و دیگر حرفی باقی نمی ماند!قرار نبود که راه تو را پایانی باشد و تو تنها در خاطره‎ها بمانی با یک نشانی به نام «سنگ قبر»، قرار این بود که تا ابدیت تاریخ بمانی و هر روز راه تو را تکرار و هدفت را دنبال کنیم. دانستی که در تلاطم زندگی‎های امروزی، گاه تو را از یاد می‎بریم و شاید نیم‎نگاهی حتی بر مزارت نیندازیم، دانستی که خطاها ما را به فراموشی می‎برد، دانستی که باید خود دست به کار شوی و... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

۳۰ دی

به نام خالق ۳۰ دی امسال مثل ۳۰ دی پارسال برف نبارید. به جایش هوا به قدری آلوده و پر از گرد وخاک بود که نفس های عمیقت را در نطفه خفه کند. دیروزش بیرون بودم و دنبال نشانه ای برای دل خوشی. نگاهم نشست روی برف های باقی مانده از روزها پیش در گوشه و کنار پیاده رو ها که لایه ای خاک( که البته گِل شده بود) رویشان نشسته بود! ۳۰ دی امسال مثل ۳۰ دی این چند سال حالم غریب بود. میخواستم خوشحال باشم و نبودم و اصلا نمی دانم روزهای ۳۰ دی چه مرگم می شود. به گمانم از عوارض بالارفتن سن است یا به عبارتی عامیانه تر از عوارض پیری!! تمام روز را خانه بودم و ساعاتی را نیز تنها. سراغ هما ... ادامه در لینک سایت منبع ...

...coming soon

قبل نوشت: راستش از شدت نگاه . به مانیتور چشمام به شدت درد می کنه، اما تصمیم دارم این پست و منتشر کنم تا هم یک مقداری ذهنم سبک شه هم یادم بمونه که در موردش کامل تر بنویسم. نوروز داره نزدیک می شه و خب اکثر آدمها به این فکر میکنن که یک ارزی. برای سالی که گذشت و داشته باشند. راستش و بخواین من خودم خیلی به این موضوع فکر نمی . تا زمانی که با خوندن پستِ دوستم در وبلاگش متوجه شدم که عه! یک ماه و چند روز به پایان سال بیشتر باقی نمونده! به نظر خودِ من [ که چندان هم مهم نیست:) ] اول فروردین و در واقع ابتدای سال یک عدد و یک تاریخه که به صورت قراردادی تعیین شده تا مردم بتونن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اسفند قشنگ

خوب شد اسفند مثل همیشه ی خودش شد. نیمه بهاری و نیمه گرم و نیمه دلبر. نه اصلا تمام دلبر. آنقدر که تا تاریکی بچرخی توی خیابان ها و حوض های ماهی را نگاه کنی. تخم مرغ های رنگی را و گلدان های پامچال را و سرما نرنجاندت. خوب است هرچیزی مثل خودش باشد. مثل خود خوش. اصلا ادای یک چیز دیگر را درآوردن خوب نیست. حال بهم زن است. اسفند اگر قرار بود سرد و یخ باقی بماند ، من دق می .. مُردم بس که هی چیزهایی را که دیگر مثل خودشان نیستند ، کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم که غصه شان را نخورم اما باز هم رفتم سراغ کیسه ی دور انداختنی ها و فکر . ( کاش اینطوری نمی شدی).خوب است که پ.و را روی چوب رخ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حجاب تاریکی

با تو ام ای رفته از دست هر کجا باشم غمت هست سال نود و دو رو که گذروندیم، بعد از تلخی های همه جوره، فهمیدم آدم نباید بخواد که دردها و رنج هاش کم بشن. چون نمی شن. بلکه با کیفیت تر می شن. دلم مرهم های بیشتر خواست. مرهمی که می تونست هرچیزی باشه. حتی خودم. حالا امسال، با این حجم از اندوه که از هر طرف هر روز سر بر اورد و شاید تو این یک ماهه ی باقی مونده هم بیاره، مونده بودیم چجوری ببینیم و بشنویم و لمس کنیم و تحمل کنیم؟ چجوری خون به جیگرمون نشه. مثلا چجوری حسرت نخوریم از رفتن آدمی که می تونست نره. چجوری گریه نکنیم برای انسانی که زیر آوار موند. از جوانی ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیا اینم عنوان!

اصلا از امروزم راضی نیستم! تا صبح نشستم سریال با 60% ژانر ترسناک دیدم که از وقتی خو.دم تا وقتی که بیدارم شخصیت ها ولم نمیکنن :| به طرز وحشتناکی رفتن تو مغزم و هِی تصور میشن! از بد روزگار . اینقدر جدی گرفتم که خودم جزئی از ماجرا شدم :(( + کتاب گرفتم دستم منتظرم بخونمش! x راستی چرا تایم اذان زدنا میزون نیس؟! مثلا 2تا مسجد و تلویزیون و تبلت مامانم هرکدوم با فاصله های زمانی متفاوت شروع . به خوندن که به طرز وحشتناکی که منتفر شدم از این اذان! مثل باقی صداهایی که بد موقع و مدجور تو مُخ آدم میره! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

الحمد لله علی کل حال...

.ب یه بچه رو آورده بودن درمانگاه با سابقه ی تشنج. . دارو نوشت و رفتن. چند دقیقه بعد با سر و صدا و گریه، بدو بدو بچه رو در حال تشنج آوردن، دیازپام رکتال زدیم و زیر ا.یژن گذاشتیم. . میگه داروهاش رو که گرفتی بده که واسه تبش شیاف هم بذارم. گفت همه تو راه افتاده. بنده خدا دستپاچه شده بوده کیف با محتویاتش از رو موتور از دستش افتاده. حالا میخواستن برن خونه، کلید نداشتن. خونوادگی هم اومده بودن، یعنی پدر، مادر، دختر و پسر(که مریض بود). باز جای شکرش باقی بود که گوشی هاشون رو خونه جا گذاشته بودن و بجای پول هم عابربانک برداشته بودن که تو جیب پدر خانواده بود. نصفه شبی سا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عنوان اولین مطلب آزمایشی من

بهره گیری از سرمایه عمرتاریخ پخش: 06/08/95بسم الله الرحمن الرحیم«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی .قوی»در جلسه گذشته بحث این بود که عمر ما دارد آتش می گیرد و عمرمان را به چیز کمی می فروشیم. به گرفتن یک سیکل و دیپلم و فوق دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس قانع می شویم و حال اینکه استعداد و ظرفیت ما از این مدارک بیشتر است. ما بیش از اینکه هستیم، هستیم. منتهی باقی اش را تلف می کنیم فکر می کنیم بیش از این نشد. باید بنشینیم تدبیر کنیم. اگر تدبیر کنیم خیلی چیز گیر ما می آید.من یکوقتی مثل زدم و یک عده هم خندیدند. خوب بخندند. ما در یک سبزی که می .یم چون مدیریت ند ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت باقی بمانم توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.