باهم از هول این همه همهمه می گذریم

عبارت باهم از هول این همه همهمه می گذریم مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت باهم از هول این همه همهمه می گذریم میباشد.



سی و سوم

خاکش نرم است و آفتابش سوزان از گوشه ی پنجره به آن سمت میان همهمه های . چ . ای و عروسکی میان خواب و بیداری و همهمه های . چادری دستی مردی و کشته های سبز شاید زندگی میان همهمه ها پ.ن راه طولانی است و خستگی بسیار پ.ن ۲ درگیر ع. یادگاری نیستم نگاه می کنم ظرافت ها را در ذهنم یادداشت می کنم شاید چیزی دستگیرم شود ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عشق همهمه ی یاد تو در گوش شب است

عشق همهمه ی یاد تودر گوش شب استو دل، از حسرت دیدار تو در تاب و تب است..آرزو محمدزاده ... ادامه در لینک سایت منبع ...

با هلهله، همهمه، تو از عشق بگو

#رباعی با هلهله، همهمه، تو از عشق بگو با او و من و همه، تو از عشق بگو ما منتظریم و تشنه لب، گوش به تو بی هیچ مقدمه، تو از عشق بگو «حسین شادمهر» ... ادامه در لینک سایت منبع ...

می رسد از علقمه در میان همهمه (محمدی باغملایی)

می رسد از علقمه در میان همهمه غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه دریافت فایل می رسد از علقمه در میان همهمه غرق خون و بر لبانش ذکر ادرک فاطمه از یسار و از یمین در حصار و دل غمین لیک دارد دشمن از آن پور حیدر واهمه اشک ریز و چشمانش بارش باران اشک بر سرش شمشیر و تیر و خنجر و طعم قمه ک ن چشم انتظار تشنه با ح زار ساقی دشت بلا شرم دارد بی شمار گویی دارد آرزو عمرش پذیرد خاتمه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در سماء همهمه در زمین

در سماء همهمه ، در زمین مولودی (سرود) – ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) 1387 ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در سماء همهمه در زمین

در سماء همهمه ، در زمین مولودی (سرود) – ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) 1387 ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همهمه

باد که می پیچد آب که می بارد سرو که میخندد ابر که می پاشد وهم که می باشد ترس که می تابد مه تاب چو مه تابد یک قاب اگر خواهد من نیز به آن باید چون سفر که بر آرد یک همهمه گر خواهد پیدا شود ار باید ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همهمه بی تفاوتی

دیگر .ی به خانه ی ما سر نمی زند یعنی دلی برای دلم پر نمی زند یک آسمان ستاره به چشمان ما ولی دستی برای چیدنشان در نمی زند اطراف ما که همهمه ی بی تفاوتی ست حتی یکی به پشت تو خنجر نمی زند من در . خود به چه . اقتدا کنم؟ وقتی یقین جوانه ی دیگر نمی زند امشب بیا به خاطر من از وفا بگو اینجا دلی برای دلم پر نمی زند 18/10/79 مریم افضلی از مجموعه نگاه کن چگونه می نویسمت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همهمه ی رود

شدم از یاد تو چون قصه فراموش ترین!ای دل از وسوسه ی زلف تو مغشوش ترینتار و پود دل من نقش و نگار رخ توستای به دیوار دلم از همه منقوش ترین!هیچ مثل تو ای اختر تابنده نشدبا هلال مه نو دست در آغوش ترینگاه از همهمه ی رود وشنده تریگاه چون برکه ی چشمانم خاموش ترینشرمم از چشم تو آمد که بگویم مستمور نه هستم هوس آلوده و مدهوش ترینتن خورشید تپیده ست به خوناب شفقیاد می آیدم از خون سیاووش ترین …"بهروز یاسمی" ... ادامه در لینک سایت منبع ...

منو، تو و ماه

چه حال خوبی بود امشب وقتی که من از اینجا و عزیزترینم از جایی دورتر هر دو باهم به ماه نگاه میکردیم و باهم حرف میزدیم.انگار که ماه منو تو رو که کیلومتر ها باهم فاصله داشتیم بهم وصل کرده بود.پانویس:ازت ممنونم که امشبو هم برای من خاطره انگیز کردی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پاو وینت فصل پانزدهم علوم تجربی پایه نهم باهم زیستن

ید پاو وینت فصل پانزدهم علوم تجربی پایه نهم باهم زیستن برای ید پاو وینت فصل پانزدهم علوم تجربی پایه نهم باهم زیستن فقط به سایت ما بیایید. do you پاو وینت فصل پانزدهم علوم تجربی پایه نهم باهم زیستن to help me? if you intend to پاو وینت فصل پانزدهم علوم تجربی پایه نهم باهم زیستن, here. پروژه تحقیقی پاو وینت فصل پانزدهم علوم تجربی پایه نهم باهم زیستن پرسش و پاسخ زیادی در رابطه با پاو وینت فصل پانزدهم علوم تجربی پایه نهم باهم زیستن وجود دارد که با خواندن آن ها به نتیجه خواهید رسید. ارزان ترین قیمت پاو وینت فصل پانزدهم علوم تجربی پایه نهم باهم زیستن how will i get more information wh ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

می کند آشفته ام، همهمه ی خویشتن

غزلی از ی در شِکوه از خویشتن می کند آشفته ام، همهمه ی خویشتنکاش بُرون می شدم از همه ی خویشتن می کشد از هر طرف، چون پَر کاهی مراوسوسه ی این و آن، دَمدمه ی خویشتن پنجه درافکنده ام، در دل خونین خویشگرگ وَش افتاده ام در رَمه ی خویشتن باده ی نابم گهی، زهر هلاهل گهیخود به فغانم از این، مَلقمه ی خویشتن طفلم و بنهاده سر، بر سر دامان عشقتا کُنَدم بیخود از ی خویشتن مست و ابم امین! بی خبر از بود و هستاز که ستانم؟ بگو! مَظلمه ی خویشتن (منبع) (دامنه: امین، تخلُّص شعری ی ست) نُسخۀ خطّی غزل ی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همهمه

بحرطویل بسم رب ال ء والصدیقین این همهمه از نای نوای ثقلین است یاد از دل خونین حسین است قتیل الودجین است ضیاء القمرین است او همانست که میگفت : اناالفضة وابن الذهبین است و همان زاده و ابن العلمین است که پریشان شده از زلف دوعین است بخداوند قسم نوای نی قین است همو وارث بدر و احد و جنگ حنین است پدرش قائم صل القبلتین است بر سر نی زبانش چو لسانٌ شفتین است. غریب است و قریب است حبیب است و ی رب رقیب است دل درمانده ما را چو طبیب است مادرش فاطمه آن دخت نجیب است. پدرش حیدر کرار علی شاه ولایت که د بر و جور و حسادت به محراب صلا داد شهادت و گفتش که رسیدم به ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کولی

بیا ف را بگیرم در ظهر یک روز غیرتعطیل اردیبهشت ماه وسط باغ گلها زیر آلاچیقی رام در همهمه ی قورباغه ها در ای آرام در ابتدای جوانی یک جمع دونفره خودمانی... بیا ف را بگیرم یک شب برفی دی ماه شهر تاریک و سیاه در قلب فاصله ای تکراری بیماری گرفتاری... بیا ف را بگیرم انتهای مهر ماه غریبه هایی آشنا آفتاب بی رمق خزان ابتدای برگ ریزان بی خبر از همه جا ... بیا ف را بگیرم در آ ین ایستگاه جوانی این من تازه کولی در همهمه ی عبور در غروبی پر رنگ کم نور روی نیمکتی کم جا غریبه هایی آشنا ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هادی :)

هادی برادر مهدی ست:) مهدی، شوهر خواهر من است... وقتی خواهرم با مهدی ازدواج کرد من شیش هفت ساله بودم با موهای کوتاه(مثل اکثر مواقع) و هادی پسر بچه ی کچل راهنمایی بود:)) نمیخوام بگم باهم بزرگ شدیم و این حرفا اما پسر قابل اتکایی بود و خیلی جاها کمکم کرد، خیلی وقت ها برام میاورد و یا کامپیوترمون رو درست میکرد، خیلی وقت ها باهم بیرون میرفتیم... آهنگ خواندنم را مس ه میکرد:))) سوار الاکلنگ میشدیم باهم و به زور بالا نگهم میداشت :)) خیلی کم باهم چت میکردیم، اما همیشه همان مقدار کم پر از خنده و شوخی بود... یکبار توی این بیرون رفتن ها باهم بحثمان شد، بهم اس ام اس زد وعذرخو? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سفر میخوام

دلم یه سفر بزرگ و طولانی میخواد... یه جایی که بتونم هی طلوع آفتاب رو ببینم ... هی غروبش رو... بدون وجود کوچکترین آثاری از بشر این یکی غیرممکنه!!! فکرکنم : "این منم که دوباره دارم نفس میکشم ،دوباره س.ا ایستادم، دوباره باید ریاضت بکشم و اسمشو بذارم "نعمت "،منم که باید بیشتر به "من" فکرکنم،منم که هنوز " من " رو مورد بی مهری قرار میدم و دیگه ندم، آینه ای نداشته باشم تابتونم خودمو رو ببینم،بدون آینه به تصویرش.ته و زیبای " من" نگاه کنم، بغلش کنم و باهم حرف بزنیم،باهم بخندیم،باهم گریه کنیم،باهم ب.یم،بجنگیم،.....باهم بمیریم و دوباره زنده بشیم... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

من سفر میخوام

دلم یه سفر بزرگ و طولانی میخواد... یه جایی که بتونم هی طلوع آفتاب رو ببینم ... هی غروبش رو... بدون وجود کوچکترین آثاری از بشر این یکی غیرممکنه!!! فکرکنم : "این منم که دوباره دارم نفس میکشم ،دوباره س.ا ایستادم، دوباره باید ریاضت بکشم و اسمشو بذارم "نعمت "،منم که باید بیشتر به "من" فکرکنم،منم که هنوز " من " رو مورد بی مهری قرار میدم و دیگه ندم، آینه ای نداشته باشم تابتونم خودمو رو ببینم،بدون آینه به تصویرش.ته و زیبای " من" نگاه کنم، بغلش کنم و باهم حرف بزنیم،باهم بخندیم،باهم گریه کنیم،باهم ب.یم،بجنگیم،.....باهم بمیریم و دوباره زنده بشیم... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پروژه آماده ا ریمی کلیپ باغ و دنس باهم با موزیک خارجی

دریافت پروژه آماده ا ریمی کلیپ باغ و دنس باهم با موزیک خارجی پروژه آماده ا ریمی کلیپ باغ و دنس باهم با موزیک خارجی able file here. این فایل پروژه آماده ا ریمی کلیپ باغ و دنس باهم با موزیک خارجی را از سایت ما بخواهید. فروش اینترنتی مقالات با عنوان پروژه آماده ا ریمی کلیپ باغ و دنس باهم با موزیک خارجی به صورت آنلاین. تنوع کار قدرت انتخاب شما را بالا می برد. ما در این وبسایت مقالات متنوعی درمورد پروژه آماده ا ریمی کلیپ باغ و دنس باهم با موزیک خارجی عرضه نموده ایم. با مشاهده فایل های پیرامون پروژه آماده ا ریمی کلیپ باغ و دنس باهم با موزیک خارجی لذت ببرید. فایل ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کمی بغض :)

امشب باهم میبینیم، یک گریه دار که تو از بغل من تکان نخوری و هی هق هق کنی و هی ببوسمت و قلقلکت بدهم و باز گریه ات بند نیاید.امشب برایت شاملو میخوانم که قول داده بودم، باهم مست میکنیم، باهم تانگو می یم. باهم شام میخوریم، شامی که من برایت پخته ام با فلفل زیاد که از تن اخم کنی و بدخلق شوی و من ببوسمت که یعنی لطفا مرا بیشتراز اینها دوست داشته باش... بعد کنار هم دراز میکشیم، برایت شازده کوچولو میخوانم و آنجا که شازده دنبال دوست مار میگردد باهم بغض میکنیم. بعد من تمام اندوهم نگاه میشود و زل میزنم به روی ماهت و با حسرت میگویم نمی شود خیال نباشی؟ لابلای گریه ها می? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رمان ملکه مافیا

رمان ملکه مافیا رمان من درباره ی یک ملکه است که اصلاً لقب ملکه برازندش نیست . یه دختر عادی که می تونست مثل همه هم سن و سالاش، به راحتی زندگی کنه ؛ امّا انتقام یک مرد همه چیز زندگی اون رو عوض کرد. انتقامی که اگه نبود بانو، دلسا نمی شد و....مقدمه:ما هردو اشتباه کردیم... هردو باهم سوختیم...باهم بردیم....باهم زندگی کردیم...و باهم عاشق شدیم...هر دو ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کنکور داریم!

طی یک حرکت انتحاری-حماسی و در جهت قدم برداشتن در راه کنکور و درس خواندن و البته در>,همه رو به جز یکی قطع دنبال زدم.و از این به بعد از طریق اینوریدر تقریبا همونایی که لینک شدند رو میخوانم. اینم بگم در همین جهت دو بخش "باهم ببینیم" و "باهم بشنویم"و بخشی که قرار بود اضافه شه"باهم بخوانیم"هم جمع شد. خلاصه که بعله,خیر سرمون کنکور داریم.:) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همسایه

سکوت به همهمه تبدیل شد و همهمه به صداهاى واضحى از دعوا. مرد: من دیگه خسته شدم مى خوام از این زندگى برم. صداى گریه ى بچه بلند شد. زن در حالى که بچه را آرام مى کرد گفت: لوس نشو! مرد دوباره تکرار کرد: مى خوام برم. زن: خب براى چى. یعنى من حق ندارم اعصابم .د باشه. مرد: نه من مى رم ازین زندگى. و صداى باز شدن در خانه آمد. زن در را بست و گفت: خب اعصابم .ده. مرد: به خاطر یه میلیون؟! زن: اره به خاطر یه میلیون اگه تو اعصابت .د نمى شه من اعصابم .د مى شه. زن در حالى که به گریه افتاد، گفت: مى خواستم وام بگیرم بزنم به زخماى زندگیمون. روش حساب باز کرده بودم. مرد بچه را بغل ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

زوج شناسی(:

بهترین شکل رابطه بین زن و مردی که باهم ازدواج می کنن اینه که یا شبیه همدیگه باشن یا مکمل هم.تو این چند روز با دو تا زن و شوهر برخورد داشتیم و باهاشون کیک و شام خوردیم(: از در و تخته ترین آدمایی که باهم جور شدن پدر و مادر ترانه هستن. هروقت میبینیمشون بسی لذت می بریم. هردو آروم و با شخصیت. حتی با اینکه باهم نسبتی ندارن چهره هردوشون خیلی شبیه همدیگه ست. "ع" و "م" جز زوج های ثروتمند جامعه محسوب می شن و از اون زن و شوهرایی هستن که از اول از نظر اخلاقی خیلی شبیه همدیگه بودن. " ل" می گه زن و شوهرا بعد از یه مدت که باهم زندگی می کنن شبیه همدیگه میشن. بهش می گیم ینی تو ش?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

:) :( |: ؛) بیخیال عنوان

الان دارم مخاطبینم رو میگردم یکی رو پیدا کنم که باهم بریم بیرون ..رو هر کی دست میزارم میدونم که این رفته شهر دانشجوییش و اینجا نیست ... ی هم نیست دوتای باهم بریم قدم بزنیم سر راهم بریم یه ذرت مکزیکی گرم پر از قارچ و پنیر و فلفل بزنیم ،خیلی هم باهم حرف بزنیم ولی جز خودم و خودم ی به ذهنم نمیاد ... خودمم با خوم ،حال ندارم برم بیرون اصلا حسش نیست ... پس تو خونه میشینیم؛|تنبلی .... یکی بیاد باهم بریم بیرون :)ذرتم می م براش :))))کافه هم میبرمش :)))) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یه پسر فسقلی رو مینداختن دنبالشون و محل هم نمیذاشتن نامردا

چنتا تابستون رفتم کلاس زبان ک یکیشو باهم میرفتیم میومدیم صبح ها هم کلاس نبودیم اما,طیبه چند سطح بالاتر بود اونسال دوتا از دخترهای فامیل هم اون ا کلاس میرفتن و از قضا هم تایم ما بودن این دوتا خواهر جدا از فامیل بودن با طیبه دوست بودن,پس همگی باهم مسیر برگشتن رو میومدیم خیلی باهم باهم ک نه,اون سه تا باهم و من گاهی پشت سر و گاهی جلوتر و خلاصه جدا یبار ک پشت سر میرفتم ی مقدار از موهای بافته شده و با کش رنگی بسته شده ی خواهر بزرگتر رو دیدم ک از مقنعه بیرون بود بدون شک حواسش نبود ولی هرکاری خج نذاشت ک بهش بگم این مدل ک خودم اولین بار بود میدیدم برای هرکی جل ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

روز خوب باهم بودن

امروز بعد از مدتها دوستان قدیمی دور هم جمع شدیم؛ دوستانی که سالها باهم همکار بودیم و حالا از هم دور شده بودیم، دوستانی که در عین دور بودن به هم نزدیک بودیم و چقدر این چیزها کم شده اند. خوشحالم که هنوز چنین جمعی را داریم و می شود باهم در فضایی صمیمی و بدون قضاوت و نگرانی، حرف بزنیم و لذتش را ببریم... خداوند افزون کند. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سی امین روز از اسفند مبارک ...

1.هزاربار به سرم زد اکانت اینستاگرام بسازم و دایره ی آدم های دنیای واقعیم رو وسیع تر کنم ،این دیواری که دور خودم ساختم رو بش.م و قاطی شم با همهمه ی دنیا ...اما هر بار چیزی به اسم "دل" منصرفم کرد !واقعا نمیدونم چرا اینقدر سرسخته؟! همون طور که قبلا نوشتم قاطی شدن با دنیا برای رشد و پیشرفت لازمه !و من خارج از این فضا تا یه حدی قاطی شدم تو همهمه ی دنیا ،اما باز هم اون دیوار هست و هر وقت خودم اراده کنم موقتا ازش بیرون میرم ! با وجود هیجان انگیز بودن دنیای بیرون و تجربه های جالبش ،باز هم ترجیح میدم آ. شب بدو بدو خودم رو به این چهار دیواری برسونم و آرامشم رو توی این ف... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سی امین روز اسفند مبارک ...

1.هزاربار به سرم زد اکانت اینستاگرام بسازم و دایره ی آدم های دنیای واقعیم رو وسیع تر کنم ،این دیواری که دور خودم ساختم رو بش.م و قاطی شم با همهمه ی دنیا ...اما هر بار چیزی به اسم "دل" منصرفم کرد !واقعا نمیدونم چرا اینقدر سرسخته؟! همون طور که قبلا نوشتم قاطی شدن با دنیا برای رشد و پیشرفت لازمه !و من خارج از این فضا تا یه حدی قاطی شدم تو همهمه ی دنیا ،اما باز هم اون دیوار هست و هر وقت خودم اراده کنم موقتا ازش بیرون میرم ! با وجود هیجان انگیز بودن دنیای بیرون و تجربه های جالبش ،باز هم ترجیح میدم آ. شب بدو بدو خودم رو به این چهار دیواری برسونم و آرامشم رو توی این ف... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ترس

چون میترسی از آینده میذاشتی اینجا خونه بگیرم. میتونستیم باهم باشیم. حتی اگه به هم نمیرسیدیم یه دوره عالی رو باهم میگذروندیم کاش پای حرفات بودی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

۱۳

دونه دونشون دارن میرن سر خونه و زندگیشون ، دوستایی که از راهنمایی باهم بزرگ شدیم ، باهم زندگی کردیم ... پ.ن : از جمع شش نفره فقط من موندم تنهای تنها.... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یادش بخیر!

یادش بخیر! هر خونه "مادربزرگ" جمع میشدیم ریز تا درشت، کوچک تا بزرگ از همهمه ی زیاد، صدا به صدا نمی رسید آنقَدَر می گفتیم و می خندیدیم که اصلاً متوجهِ گذر زمان نمیشدیم... بوی غذای مادر بزرگ را تا چند خیابان آنطرف تر میشد حس کرد روزهای هفته را روی دورِ تند میزدیم تا برسیم به های بچگی مان را با هیچ روزی عوض نمی کردیم گذشت و گذشت "مادربزرگ" از میانمان رفت... دورتر و دورتر شدیم شاید دیگر در ماه و یا حتی در سال یکبار دورِ هم جمع شویم! آن هم قبلش طی می کنیم که اینترنت داشته باشد دیگر از صدای همهمه خبری نیست همه ی سرها داخل گوشی شان هست و جُ ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شی نا شی نا ( که نیشک ) ( بتول مبشری )

شی ناشی نا( که نیشک )دخترک دل فریب کوردپا. میان خوب هایم دویده ایمیان این همهمه ی میان سالیآسمان آبی ...شی ناعطر وحشی گلهای سردشتلطافت قله های آربابا. های آهناک دالاهوجادوی غار سهولانشی ناهواییم کرده ای دخترکوههای صاحب ا.مان کرمانخفه ام می کنندمرا به خواب هاب گل محمد چکار بودبه لطافت اندام مارالهه سه تانفسنفس بریده امشی نا دخترک کوردنام تو عطر ناکنام تو اشوباسمان آبیبه داد برسمیان زایله میان همهمه میان کویرگیسو به باد دادهنفس میزنمدر هوای ناب کردستانتشی نا شی نانام زیبای کور ولهدل کوبشی نادخترک زیباگیانی گیانمشی نا ..... بتول مبشری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

death sentence

انگار همهٔ دنیا آمده بودند تا شاهد ماجرا باشند. صدای تق تقی بلند شد و همهمه ها خو د. جلسهٔ دادرسی شروع شد. قاضی بی رحم حکم کرد، محکومم کرد به مرگ؛ به جرم تباه زندگی خودم. دوباره همهمه ها بالاگرفت. ی از سمت چپم برخواست، اجازه گرفت و با صدای رسا شروع به صحبت کرد: "دنیاهای رنگین محکوم به مَحو شدن نیستند، فقط متناسب با رنگ، بغض رو باید نقاشی کرد!" نگاهش ، همه چیزش برایم آشنا بود، چشمانش، صدایش، چقدر شبیه ام بود؛ او اصلا خودِ خودِ من بود. نگاهمان درهم آمیخت ، در لحظه ای به بلندای ابدیت درون چشمانش غرق شدم که ناگهان حضار کف زدند و هیئت منصفه قهقهه ای تلخ نثارم ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

چرا به یاد نمی آورم خودم را؟ آن را که اینجا نوشته است.و تحسین می کنم این نوشته ها را! انگار دیگری نوشته است! که هرگز خود را تحسین نکرده ام با چنین شوقی! راه کتابخانه یادم می آید.درخت های حاشیه ی پارک.کوچه ی خلوت منتهی به کتابخانه.و بازگشت شوقناکم و کتاب ها.ابلهانه خوشحالم! از جایی ازشب صدای همهمه می آید صدای زندگی آدم ها.چراغ های این ساختمان بلند روشن است هنوز.امشب خیابان آرام تر است. .ی هنوز شب را جارو می کشد.صدای کوبیدن چیزی می آید.با این همه شب آرام تراست انگار.انگار در ساحلی همهمه ی توفانی از دورها به گوش می رسد .من پرگویی می کنم . دست هایم اما حس ندار... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خاطرات تدریس {39} : اتاق عمل

امتحان میان ترم بود، دانشجوایی که امتحانشون تموم می شد باید میموندن تا بعد از اتمام امتحان همه، ادامه ی درس رو بگم، بنابراین پشت درِ کلاس، اجتماع کرده بودن دانشجوا، بعد تا .ی از دانشجویان داخل کلاس، امتحانش تموم می شد و در رو باز میکرد و میرفت بیرون غریو همهمه از اون بیرونیا برمیخاست و مثلاً ازش میپرسیدن ک چطور نوشتی و اینا، یکی از دانشجویان محترم که داخل کلاس نشسته بود و مشغول امتحان بود دراومد گفت . انگار توی اتاق عمل هستیم تا در باز میشه همهمه بلند میشه و از حال و احوال مریض میپرسن!!!!! دیدم چ خوب گفت و چ تمثیلی ب کار برد، حتی اگر مثلاً قضیه سونوگ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

00:102

باهاش حرف میزدم که بهم گفت کی میای پیشم منم گفتم مگه تو شوهرمی ما باهم دوستیم نمیتونم بیام این سوال ُ سه بار ازم پرسید منم همین جواب رو دادم بعد گفت باشه حالا که تو میخوای از این پس باهم دوست میمونیم و از این پس هر جوری باهات رفتار . نباید ناراحت بشی منم گفتم چ ِ حرفی مگه دو تا دوست نمیتونن باهم خوب باشن اونم گفت نه و طوری رفتار کرد که یعنی براش دیگه هیچی من مهم نیست حتی اگر دیگه بهش زنگ نزنم کَکش نمیگزه : ( خیلی دوسش دارم اما نمیتونم بیشتر از این خودم ُ ناراحت کنم اونجوری مثل سابق بخوایم باهم باشیم من دوباره بی اعصاب میشم ُ هی میخوام خسته بشم ُ غصه بخو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وبسایت شبکه باهم

شبکه تولید و توزیع محصولات سالم، طبیعی و ارگانیک باهم www.bahamiran.ir ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دلهای باهم

دلهای باهم نگران نیستند دورویان رابگو کلاهتان پس معرکه است بی گمان خواهید ش.ت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

صد و نود و هشت

از دلتنگیم؛ از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریم. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آی رضا

چه زود گذشت با تو بودنمان کاش جان میدادم در میان همهمه ی زائرانت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مطهری:دوستان به وجد آمده اند

نمایش تصاویر ن پوش در مجلسمطهری:دوستان به وجد آمده اند در جریان رسیدگی به سوال علی مطهری و ناصر لارگانی از کشور در مورد بی تفاوتی این وزارتخانه به پدیده بانوان پوش تصاویری از این افراد از مانیتور مجلس پخش شد.به گزارش ایسنا، نمایش تصاویر بانوان پوش در صحن علنی مجلس که البته چهره آنان پوشیده شده بود، با واکنش نمایندگان و همهمه زیاد در صحن علنی مجلس همراه شد.علی مطهری با اشاره به همهمه ایجاد شده در مجلس به مزاح گفت: به نظر می رسد دوستان از دیدن این تصاویر به وجد آمده اند. تفاوت فاحش زندگی مسی و رونالدو!+ع یک کنسرت اشکبار از مجید اطها/تصاویرتصاویر/ شا ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گریستن باهم

«هیچ چیز بیشتر از لطف و آرامشی که در گریستن باهم هست، دل ها را به یکدیگر پیوند نمی دهد»اعترافات - ژان ژاک روسو - ص ۶۲۸ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

sarang only you 35

سلام جیگرابلا ه این پارت کمی تا قسمتی خی ون راحت میشهاما قبلش دوتا ع ببینید:وقتی هردوشون صورتی میپوشند و باهم ع میگیرند و بعد باهم اون ع ها رو اپ میکنن! [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یه دیوونه هست...

یه دیوونه هست که به من میگه باهم دوست باشیم.باشه باهم دوست باشیم اونم تا ا عمر .این دوستی رو ادامه میدیم .حتی وقتی که یکیمون دیگه ای رو دوست داشته باشه بازم باهم دوست میمونیم وفقط زمانی به این دوستی پایان میدیم که یکی ازمادوتا بخواد تمومش کنه... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

و من، در شکوه تماشا، فراموشی صدا بودم

قبلنا معتقد بودم کنار هم نبودن باعث دوری و ج نمیشه! مخصوصا الان که اینهمه راه ارتباطی هست و میتونیم باهم در ارتباط باشیم حتی اگه فرسنگ ها هم دور باشیم از هم. اما الان معتقدم نمیشه! نمیشه شما با ی تو واقعیت اشنا شی و یه مدت تو واقعیت باهم باشین و بعد یه مدت مجبور شید دوستیتونو توی مجازی ادامه بدید! چون شما آدم واقعیه زندگی اون ادم بودید نه ادم مجازیش! اما خب اگه توی مجازی باهم دوست شده باشید چرا میشه! میشه که فرسنگ ها دور باشید ولی باهم! البته که برای هر دو مدل هم استثنا مثه هرچیز دیگه ای وجود داره! + بعد سه هفته بیشتر، تلگرام نصب با یه شماره جدید! ولی به هیچ ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

push if you still need my pain.

جز همهمه ای نیست دگر. دهان که باز می کنی.نیستی جز این. همگونِ غیر. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ماجرای کادوی سال قبل

چهارشنبه بعد از کار رفتم یه لباس دیگه هم برای همسر گرفتم. لباس زمستونی هاش کهنه شده. شب از رستوران برگشتیم بهش دادم. پوشید براش کوچیک بود. از مدلشم خوشش نیومد. گفت فردا با هم میریم عوض می کنیم. ب همون فروشگاه رفتیم. از سه تا مدل خوشش اومد. گفتم همه رو بردار. میخواست خودش حساب کنه، نذاشتم. گفتم کادوی منه. یه دفعه نونوار شد. گفتم میخواستم یکیشو عیدی بگیرم، یه دفعه باهم شد. گفت ما که باهم تعارف نداریم، از این به بعد خواستیم لباس کادو بگیریم باهم بریم و باهم انتخاب کنیم. ظهر تو خونه من گله که ب فقط از لباس ایراد گرفتی. گفتم من باهات راحتم. گفتم پیش اومده منم از ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خسته شدم از این همهمه ی حرف زدن ...

بسم الله مهربون :) +خونمون همیشه محیط آروم و تی داره . داداشم که بیشتر روز رو خونه نیست ، طفلک اگه هم باشه ببینه درس دارم خیلی رعایت میکنه ... بقیه ی اهل منزل هم یا خیلی اروم حرف میزنن یا با صدای کم میبینن ، رادیو گوش میدن ، کتاب میخونن و ... کلا محیط خونه خیلی آرومه . عادت دارم به این سکوت ... وقتایی که مهمون داریم و یهویی اینجوری شلوغ میشه کلافه میشم . گرچه همیشه و در هر ح ی درسم رو میخونم . ولی دلم اون سکوتِ همیشگی رو میخواد ! خسته شدم از صدای جیغ بچه ها و این همهمه ی حرف زدن ... نگرانم برای این حجم از درس و این زمان کم ... دلم آرامش همیشگی رو میخواد . اصلا دوست ندار? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حضرت رسول اکرم (ص)وروز خلاصی دنیا

رسول اکرم و روز خلاصی دنیا از رسول گرامی خدا نقل شده که فرمودند:زمانی که صیحه در ماه رمضان شنیده شد پس همهمه و آواز جنگ در شوال بلند می شود و قبایل طعام گرداوری و ذخیره میکنند ودر ماه ذی القعده باهم نبرد میکنند ودر ماه ذی الحجه حجاج بیت الله الحرام قتل ئ غارت می شوند و خونها ریخته می شود و محرم، چه محرمی؟ هرگز نمی توانی درک کنی! نه هرگز! مردم دسته دسته در این فتنه و آن فتنه کشته می شوند (در هرج و مرج)؛ انگاه منادی از آسمان ندا میکند که فلانی پسر فلانی ،مهدی قائم آل محمد صلی الله علیه و اله است. به فرمان او گوش فرا دهید و اطاعت کنید. آن صدا صدای جبرئیل ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پاو.وینت فصل 15 علوم نهم ( باهم زیستن )

اختصاصی از رزفایل پاو.وینت فصل 15 علوم نهم ( باهم زیستن ) . با . و پر سرعت . پاو.وینتی زیبا و جذاب در 18 اسلاید قابل ویرایش به همراه تصاویر زیبا و جذاب. با .پاو.وینت فصل 15 علوم نهم ( باهم زیستن ) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وقتی دستاشو گرفتم*

دلم میخواد دوتایی بریم سفر. میدونی بابا؛ من و شما خیلی حرف داریم باهم. کلمه هم نمیخواد. همیشه داریم باهم حرف میزنیم... روی رفاقتت حساب میکنم. رفیقیم دیگه؛مگه نه؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

7 آبان 96

نقل است که در قیامت گروهی هستند که وزن اع ان سبک است. اعمال زیادی انجام داده اما وزنی ندارد. مثل پنبه. پر از حجم و پر از خالی.پرسیدند این گروه چه انی هستند؟جواب دادند انی که ظاهرشان با باطنشان باهم نخواند. باهم یکی نباشد. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

۲۲ _ برداشت ما از عشق باهم تفاوت داشت ..

خلوت خودخواسته ای دنیام رو برداشته .. در عین اینکه میخوام دور از همه آدمها و بی خبر از تمام اتفاقات باشم ، میل بینهایتی دارم به داشتن ی که تنهاییم رو بهم بزنه و بشینه مقابلم و قهوه ی بدون شیر و شکر بخوریم باهم و از چشمام دلم رو بخونه و از چشماش آرامش و اطمینان بگیرم .. از این تضاد ، از این میل بینهایت ، همین روزاست که بمیرم ! + همه ی یادگاری هات رو از بین بردم ، بجز خودم رو .. + از دست من میری از دست تو میرم تو زنده میمونی ، منم که میمیرم تو رفتی از پیشم ، دنیامو غم برداشت برداشت ما از عشق باهم تفاوت داشت :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

باهم نمایشنامه بنویسیم

باهم نمایشنامه بنویسیمکارگاه نمایشنامه نویسی آکادمی زیر نظر نویسنده برترسال ۱۳۹۴ ایران محسن عظیمیظرفیت پذیرش محدود ب اطلاعات بیشتر 09215847186https://telegram.me/joinchat/cffs0dv0ogpmogngyesmrq ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همهمه

به خودم میگم آروم باش صبور باش و تماشا کن روزهای سخت شب میشهشبهای سخت صبح میشهبه همین آسونی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خدمات مجالس

خدمات مجالس کترینگ و خدمات مجالس پارت به عنوان یکی از بنیانگذاران این حرفه و با در اختیار داشتن پرسنل مجرب و تحصیل کرده ، تجهیزات به روز و دیزاینرهای حرفه ای آماده برگزاری مراسم و مجالس شما ( عروسی ، نامزدی ، تولد ، ترحیم ، همایش ، سمینار ، افتتاحیه و...) میباشد تشریفات عروسی و خدمات مجالس غرب تهران ازدواج ب ایی زندگی دوبارست برای باهم بودن باهم ماندن باهم خندیدن و باهم گریستن آغاز زندگی نو شروع خوش و راه ابدی گروه تشریفات مجالس پارت مجری و برگزار کننده تشریفات عروسی و خدمات مجالس شرق تهران فعالیت خود را از سال 1375 آغاز نموده است و در طی سالها با سرمای? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

27ابان

طبق معمول همیشگی رفتم خونه مامان .یعنی هر عادت کرده بهم زنگ بزنه تا برم اونجا. نمیدونم عادت خوبی باشه برای دراز مدت یا نه.ولی بهرحال ها و روزای تعطیل باهم هستیم. یه جورایی نمیخام عادت کنه که هر باهم باشیم. بهرحال رفتم یه غذایی باهم درست کردیم و باهم خوردیم .اونقد خابم میومد سرظهری که واقعا یه چرت هم زدم اونجا. یعنی 24 ساعت شبانه روزم بذارن میخابم...برگشتنی دوستم بهار زنگید که اگه خونه ای با مامانم و خاهرم بیاییم یکم بحرفیم.دروغ نمیتونم بگم اونقد عادت به تنهایی که واقعا خیلی راضی هستم.نخاستم بگم خاستی با خاهرت بیا .چون وقتی مامانش هم میاد دیگه جمع خونوادگ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بهار !

بهارمی تواند نام تو باشد وقتیکه در همهمه یِ سبزِ دلمدوستت دارم هایت شکوفه میزند. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نا هنجار

ناهنجارم... همچون صدای دو رگه ی انسانی در حال بلوغ... که بهت خش دار حنجره اش میان همهمه ی کودکی تا نوجوانی گم شد .آرشید ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سالگرد ازدواج

سلام بلاگ عزیزمامسال برای سالگرد ازدواج به یاد اوایل باهم فالوده خوردیم. خیلی خوش گذشت. بعد هم با دوستم مایده باهم رفتیم پارک ولایت. بعد مثل بچه ها سوار الاکلنگ شدیم واقعا حال داد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ت89

شب عاشوراست، همه باهم اومدیم زاده و من منتظرم تا منبر همسر تموم بشه، شمع یدم و منتظر م بیاد و باهم روشن کنیمبه نیت ظهور سرور و سالارمون اقا زمانبه نیت خوشبخت تر موندنمون.به نیت شادی همیشگی دلامون به نیت بی پایان موندن عشقمون ...پ.نبمیرم برای دل گرفتت جانه جانان! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ثانیه های باهم بودنمان هرگز تکرار نمیشود

منتظر تکرار لحظه ها نباشزندگی سریال نیستثانیه های باهم بودنمانهرگز تکرار نمیشود پس تا میتوانیمهربان باش ...@enerjey ✨✨ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ز له

زیر آوار مانده است رازمدارد دست و پا می زند واژگانمدر همهمه ی تاریکصدای ش تن پل ها و خانه هادر این میانه اماهیچ صدای فروریختن دل را نمی شنود ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد میکنه قلبم

بریم سفر باهم بلد نیستی گله کنی حتی بلد نیستی قهر کنی بریم سفر باهم که منم حرف نزنم دیگه فقط بریم سفر سکوت کنیم بریم سفر باهم بریم که بگم با چشم بهت که هنوز نشستم رو صندلی ای که سبز بود من هنوز باد دویدنت بعدش رو صورتمه من هنوز توو اون آسانسورم مم هنوز میگردم توو شهر و میرم پمپ گاز من هنوز انبه ی تووی حیاط رو برات میچینم من هنوز از ترس گیر مون توو خونه دیوونه شدم من هنوز پنه ی اولمو یادمه من هنوز سوپی که برات پختمو میچشم من هنوز حیرت میکنم از هنرت من هنوز خیسی اسباب کشیمون توو تنمه من هنوز میگذرم از اسمای خودم از بچه ها من هنوز راه رفتن ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دلخوشی...

سهراب سپهرى چقدر خوب گفته دلخوشم با نفسىحبه قندىچایی"صحبت اهل دلى"فارغ از همهمه دنیایىدلخوشى ها کم نیستدیده ها ن ناست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

زندگیِ درگذر

من امار رو ترم یک افتادم. خیلیا افتادن. خیلیام حذف . ولی فقط من و میم دوباره درس رو برداشتیم. فلذا چون خیلی درس با مح ارائه شده (چون محبوبمه احتمالا براش اسم بزارم) من این ترم باهاش ۷ واحد دارم و بچه ها به طور عادی پنج تا. اینم بگم که من ادم درسخونی نیستم. سرجلسه یه سوال پرسید از بچه ها که هر مال کجاس. به میم که رسید عادی رد شد ولی به منکه رسید خیلی بی مقدمه با یه لحن باحال گفت اینو میدونم چون ما باهم امار داریم، خیلی باهم صمیمی شدیم. من ذوق . عاخه درواقع من هیچ کاری بهش ندارم. و حتی نگفت این با من امار داره، گفت چون باهم امار داریم ^_^ دیروز یه چیزی کشف اینکه من ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پدرم ب خوابم آمد!!

سلام مرسی خدا ...بابت همچی بابت دیدن خواب بابام اونم باهم رفتنمون ب زیارت مشهد...بابا ارزو بدل موندم ک باهم ب سفر مشهد بریم خدا جون خیلی دلم پره من خوب نبودم ولی بدجور دلم ش ت ...من شب تولدم بی پدر شدم اخه من ب حکم کدامین گناه بی پدر شدم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پاو.وینت درس 15 علوم نهم (باهم زیستن)

اختصاصی از حامی فایل پاو.وینت درس 15 علوم نهم (باهم زیستن) . با . و پر سرعت . این پاو.وینت در 18 اسلاید تهیه و تنظیم شده است. با بکارگیری تصاویر جالب و جذاب و دسته بندی مطالب سعی کرده ایم یادگیری مطالب را برای دانش آموزان عزیز تسهیل بخشیم . با انتخاب این پاو.وینت از تدریس و آموزش لذت خواهید برد. بدیهی است عناوین و مطالب و اسلایدها توسط دبیران مجرب و دلسوز در جهت گسترش علم و دانش روزافزون همه دانشجویان با ظرافت خاص جمع آوری شده است.. با .پاو.وینت درس 15 علوم نهم (باهم زیستن) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کفایت می کند

شعار سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۷«افسردگی بیداد میکند؛ باهم حرف بزنید» باهم حرف بزنیدباهم حرف بزنیدباهم حرف بزنیمباهم حرف … با خودم حرف میزنم همین کفایت میکند ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یادداشت بیست و چهارم

آقا اول بگم پستم . زنکیها.شما حستون نسبت به پدر شوهرتون چجوریه؟؟؟همیشه فکر می. پدر شوهرها عروسها رو خیلی دوست دارن.اما پدر شوهر خود من از روز اول چنان شکی بهم داد که تا الان حسم همیشه بهش منفی بوده.کلا هر دو بهم موج منفی میدیم.بذارین اولین برخوردمون رو بگمروز خواستگاری تو جمعی که بزرگترها ی فامیل بودن .وقتی پدبزرگ خد.امرزم گفت دختر و پسر برن باهم یکم حرف بزنن(پدر و مادرم و خانواده ی همسر میدونستن باهم دوست بودیم اما دیگه عمو و . و پدربزرگم که نمیدونستن)نه گذاشت و نه ورداشت گفت نمیخواد آقا,اینا چند ساله باهم حرفاشون رو زدنیعنی من مردم از خج..حالا اینا رو .?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت باهم از هول این همه همهمه می گذریم توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.