بگذار کنارت زندگی کنم

عبارت بگذار کنارت زندگی کنم مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت بگذار کنارت زندگی کنم میباشد.



بگذار نگویم ...

از غصه ی این فاصله بگذار نگویماز غربت این قافله بگذار نگویماز شمر نگو تو، به تلافیش پدر جاناز چشم بد حرمله بگذار نگویماز قصه ی این صورت زخمی که نگفتیاز قصه ی این آبله بگذار نگویممن پیر شدم جان تو آن دم که به پا شددور سر تو هلهله... بگذار نگویمافتاد به بازارِ غلامان و کنیزانروزی گذر قافله... بگذار نگویماز بابت این درد سرِ معجر دارم ز عمویم گله... بگذار نگویمبابا صدقه هیچ ولی خاری و دشنامدادند به این عائله... بگذار نگویمهر گاه سرت خورد زمین زمین خورددق کرد از این قائله... بگذار نگویموحید محمدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

این متن خیلی قشنگه :

این متن خیلی قشنگه : بگذار ترکت کنند.... بگذار بخواهی ونشود.... بگذار دیگر فرقی بین شب و روزت نباشد.. بگذار جا خوش کنند دستانت رو به اسمان.... بگذار ارزویت براورده نشده بماند.... بگذار اشک شود دریا دریا بباری برایش.... بگذار درد شود..... بگذار زخمش باقی بماند.... بگذار تنها بمانی و باسکوتی تلخ غروب هایت را بگذرانی..... بگذار دنیا هرچه میخواهد سرت بیاورد.... تو اما تحمل کن..... تو خدایت را داری.... خ. که چوبش صدا ندارد.. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار همانطور که هستیم ، بمانیم

دستت را به من بدهبگذار گرمای دستت ، آرام کند دل بی قرارم را بگذار صدایت ، آتش به پا کند در جنگل غمهایم بگذار لالایی م ، به صدای تو مزین شود بگذار آرام باشم بگذار خنده هایم ، گوشه ی چشم هایم چین بیندازند بگذار نگاهت کنم بگذار گاه و بیگاه یه تو زنگ بزنم و یواشکی بگویم دوستت دارم بگذار عاشقت باشم بگذار عاشقم باشی بگذار همین طور که هستیم ، عاشق ، مهربان و ساده بمانیم... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

علاالدین قدیمی و درد دل

سلام علا الدین میخواهم چند دقیقه کنارت بنشینم و با تو صحبت کنم . دقیقا مثل قدیما و بچگی میخواهم کنارت بنشینم و خاطرات دیروز و پریروز را با تو تکرار کنم.کنارت می نشینم و خاطرات را با هم مرور میکنیم. اول بگذار کمی گلایه کنم یادت هست که کلاه و دستکش مرا سوز یادت هست وقتی آنرا سوز و زمانی که من متوجه شده بودم که بوی سوختگی همه جا را گرفته بود و یک لکه قهوه ای رو سوخته روی آن جا گذاشتی؟یادت هست که با بچه ها دورت بازی میکردیم و دورت می چرخیدیم یهو بخاطر بادی که ایجاد شده بود شعله ور شدی؟ یادت میاد چقدر وحشت زده شپه بودیم اما بخیر گذشت و زود خاموش شد.یادت هست که ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار

بگذار یک دل سیر از عشق تو برچینم...بگذار هوای دلم تازه بشود...بگذار در هوایی نفس بکشم که تو نفس میکشی..بگذار جان دوباره بگیرم ...بگذار دوباره دلت هوایی دل من بشود بگذار تا میوه عشقمان ثمر بدهدو جهانی را محو خودش کندتا لیلی شاگردی کندمجنون لب به خنده بگشاید شیرین معرفت بیاموزد فرهاد پای از بیستون بر زمین بگذاردو همه نظاره گر عشقی باشند که هزار ساله می شود ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امشب چراغ غم را بر دوش بام بگذار..."سعید بیابانکی"

امشب چراغ غم را بر دوش بام بگذاردست مرا بگیر و در دست جام بگذار زنهار نشکند دل، این آبگینۀ نابدر خواب مرمرینم آهسته گام بگذار یک سو بریز زلفی، سویی بکار چشمیجایی بپاش بویی، هر گوشه دام بگذار آرامشی است یکدست، تلفیق خواب و مستینام دو چشم خود را دارالسلام بگذار تا فاش گردد امشب رسوایی منِ مستداغی ز بوسه هایت بر گونه هام بگذار دار و ندار من سوخت، آتش مزن دلم رااین بیت را برای حسن ختام بگذار یک شیشه می بیاور، یک جام عطر و لبخند ی ب امشب، سنگ تمام بگذار! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار نگویم...

تلخ است جهان بی تو برای دلم اما بگذار هنوز از مَنِ تنها ننویسم بگذار نگویم که مرا حوصله ای نیست از آدم دور از بَرِ حوّا ننویسم بگذار برایت غزل عشق بخوانم از چشم به در دوخته اما ننویسم بگذار نگویم ز غروری که ش.تی بگذار از این دست معما ننویسم اما تو بگو بعد نبودِ تو چگونه از عاشق دلداده ی شیدا ننویسم؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شهید همت:

شهید همت: سعی کن ی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد. از ایمان سخن نگو! بگذار از نوری که بر چهره داری، آن را احساس کند. از عقیده برایش نگو! بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد. از عبادت برایش نگو! بگذار آن را جلوی چشمش ببیند. از اخلاق برایش نگو! بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد. از تعهد برایش نگو! بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد. "بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند" ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار تو را بکشد...

آنچه را عاشقانه دوست می داری بیاب و بگذار تو را بکشد بگذار غرقت کند در آن چه که هستی بگذار بر شانه هایت بچسبد سنگینت کند تو را به سمت پوچی ببرد بگذار تو را بکشد و تمامت را ببلعد زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت دیر یا زود اما چه بهتر آنچه دوستش میداری تو را بکشد .چار بوکوفسکی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پانصد و نود و یک

+ کی ببینمت؟ - هان !؟ آها ! باشه ! کمی فرصت .. . . [بگذار کمی ! خودم را جم و جور کنم ! خودم را، از ته خودم جمع کنم ! بگذار کمی هم بزنم خودم را ! اَه ! مـ نِ لعنتی ! به هم چپیده ام .. بگذار کمی در انفرادی خودم آب خنک بخورانم به خودم ! فکر فرتوتم را رها کنم ! بلکه رقیق شوم ! بگذار کمی خودم در خودم جاری شوم ! بگذار لبخند ف تنی ام را از زیر آوار صورتک ها بیابم ! بالا بیاورمش ! روی صورتم !.. اَه ! چه طعم تلخی ! تف ! بیچاره ی بی بر و رو ! بگذار یکی یکیِ حرف هایم را هم پیدا کنم ! گم و گور شده اند ! در به درها خاک گرفته اند ! باید خودم را زور کنم بیاورم کمکم کند یکی یکیِ شان را فوت کنیم !.. ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار بکُشَدَت!

آن چه را عاشقانه دوست می داری، بیاب، و بگذار تو را بکُشد. بگذار خالی ات کند، از هرچه هستی. بگذار بر شانه هایت بچسبد، سنگینت کند، به سوی یک پوچی تدریجی. بگذار بکشدت و باقیمانده ات را ببلعد. زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت، دیر یا زود اما چه بهتر که آن چه دوست می داری، بکشدت. | چار. بوکفسکی / ترجمه: مهیار مظلومی | ... ادامه در لینک سایت منبع ...

منبرک

1- سعی کن .ی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد. 2- از ایمان سخن نگو! بگذار از نوری که بر چهره داری ، آن را احساس کند. 3- از عقیده برایش نگو! بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد. 4- از عبادت برایش نگو! بگذار آن را جلوی چشمش ببیند. 5- از اخلاق برایش نگو ! بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد . 6- از تعهد برایش نگو ! بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند ! « الگویی زیبا برای دیگران باش » ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار بگویند

بگذار هرچه میخواهند بگویند!بگویند زیاده روی میکنم در هواداریبگذار بگویندبیش ازاندازه به فکرت هستم(:بگذار بگویند دنیای حقیقی ام را ازدست داده امبگذار بگویند از سرم می افتد!بگذار بگویند فراموشت میکنمبگذار بگویند ازصدایت دل زده میشوم!بگذار بگویند وبگویندوبگویند!چندتفر که هیچ بگذار دنیا بگویدومن بازهم هوادار توباشم...بگذار بگویندوبازبی توجهی کنمآنان که نمیدانند چه دنیایی ساخته ای❤آنها که نمیدانند که چه نوای آرام بخشی داریانان که نمیدانند تکراری؛وتکرار نشدنی هستیبگذار بگویند...و من تا ابد هوادارت میمانم بهترینپ.ن:اسن متن خیلی به دلم نشستیعنی قشن ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد...

اصلا بگذار امشب با این همه ناراحتی همه چیز تمام بشود... بگذار عاشقت باشم و دورت کنند...بگذار بروی و گریه کنم... بگذار آزرده شوم و آزرده شوی... بگذار دلم ش ته شود و دلت ش ته شود... بگذار تمام اشک هایمان را امشب تا صبح بریزیم... بگذار در حسرت دیدنت عذاب بکشم.. بگذار تمام تنم یخ کرده باشد نفسم از گریه های متوالی ام قطع شده باشد ولی همه چیز تمام بشود! بگذار زین پس فقط ع هایت را ببینم... برو عزیزترینم... دلم برایت تنگ میشود...! برای حرکاتت!برای خنده هایت!برای صدایت!برای همه چیزت...! تو را از من دور د و من فقط باید نظاره گر باشم،باید اشک بریزم و اشک بریزم و اشک بریزم...! ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

این نوشته مخاطب خاص دارد...

کجایی پادشاه دلم ملکه بودنم روی دست هایم مانده از ان روزی که کنارت نشستم عادت . که ملکه ات باشم همیشه با تو بدون تو هیچ . اسمان دلم را افت. نخواهد دید بگذار این هوای دو نفره طعنه ام بزند بگذار این ادم ها هوای دو نفره را به رخم بکشند تنها می نشینم تنها زیر باران قدم می زنم خودم اشک هایم را پاک می کنم اما نمی گذارم .ی به جز تو باشد بدان که بعد تو هیچ گاه سر بلند نمی کنم بعد تو حرف های دلم را به هیچ . نمی گویم ارزوهایم را در اعماق قلبم پنهان می کنم ارزوهایی که با تو رنگ بودن و تحقق را به خود می گیرند بعد تو غریبه ای بیش نیستم در این دنیای خاکی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار ...

بگذار تن بمیرد، جان بسازد بگذار حادثه، حادثه بماند رهگذر راه بماند خاطره، خاطره بماند بگذار فردا را برای فردا بگذار من بمانم تنها + اینم یه شعر قشنک دیگه و فقط همین ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بی خی نشوم

یک شب به خیال خویش گفتم ، یکبار بگذار کمی که بی خی بشوم اینگونه مرا به خواب و رویا تو مبر بگذار که بی خیال ِ ح بشوم مارا تو ببین و حال و روز ما را بگذار که فارغ از جم بشوم از خویش بریده ام به تو پیوستم بگذار اب ِ بی مث بشوم در جمع نشسته ام ولی تنهایم بگذار که مست از آن وص بشوم برآتش خود نشسته ام چون ققنوس بگذار که فارغ از مل بشوم ما را چو "رسا" ز خویش بیگانه مخوان مگذار خیال ِ لامح بشوم #گیتی_رسائی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آه بگذار

آه بگذار گم شوم در تو . نیابد دگر نشانه ی من روح سوزان و آه مرطوبت بِوَزد بر تن ترانه من آه بگذار زین دریچه باز .ه بر بال گرم رویاها همره روزها سفر گیرم بگریزم ز مرز دنیاها ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نه عشق

نه عشق نه دوست داشتن...!هیچکدام از این دو حرف را بامن نگو، بگذار احساسی هم اگر هست با دست هامان بگوییم با انگشتان شست با اشارت های موزون...بگذار نوازشت کنم بگذار نوازشم دهی...#حمید_رها ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ای یارِ بی زنهارِ من [یادداشتِ شخصی]

چون بساعت واهمدان آیی، شرحِ این نامه بمشافهه بشنوی و اگرنه این را نیز در کیسه ی حم عسق نگه می دار. (مکتوبات، عین القضات، ص ۱۹۵) ~ یک این بار راحت ام بگذار. یک بار فقط. همین یک بار بگذار من تاریخِ خودم را از یاد ببرم. بگذار از گذشته ام عبرت نگیرم. بگذار این ذغالِ افروخته را چند لحظه بیشتر توی مشت ام نگه دارم. بگذار حرف بزنم. از مواجهه ی من با سپیده چه چیزی در من یا از من ماند؟ بگذار بگویم. یک رشته به باریکیِ مو از من به زمین وصل بود و حالا نیست. تمامِ حاصلِ من از واقعه ب ِ این رشته بود. حالا دیگر هیچ خبری برای من تلخ نیست. من مثلِ تاریکی به هر کجا می سُرم، س? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مجال من همین باشد،که پنهان عشقِ او ورزم...

بیا این اللهم انی وقفت ها را کنار بگذاریم بیا این قی و النقی گفتن ها را کنار بگذاریم بیا این یا سیدنا و مولاناها را فراموش کنیم بگذار جایش بساط عاشقی پهن کنیم بگذار فریاد بزنم و بگویم که چقدر عاشقتم هستم که بگویم عشقت رخنه کرده درتمام روحم درتک تک سلول هایم در بند بند وجودم در این دل خانه اب که یک پایش باب الجواد گیر کرده و یک پاپش باب القبله حرم ارباب بگذار بازی کلمات را فراموش کنم بگذار ارام حرف بزنم بگذار آرام گریه کنم بگذار بگویم که اگر نبودی من یقینا نبودم بگذار این اشک ها سرازیر شوند بگذار بغض ها را رها کنم همین جا همگام با نسیم و خنکای ن? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار زن باشم

بگذار کودکم را شیر بدهم نگران برگشت چک های تو باشم شب ها که دیر به خانه می آیی بهانه هایت را باور کنم و تو را ببخشم . بگذار زن باشم من ه.لم را نمی کشم یوسفم را در چاه نمی اندازم ه. را در بیابان رها نمی کنم و اسماعیلم را به سلاخ خانه نمی برم . بگذار زن باشم و تاریخ را تو رقم بزن . | راضیه بهرامی خشنود | ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار آسمان به زمین بیاید.

یک بار بگو « دوستت دارم». بگذار آسمان به زمین بیاید. یک بار مرا در آغوش بگیر، بگذار آسمان به زمین بیاید. یک بار دستم را در دستت بگیر و زیر باران قدم بزن، یک بار بگذار سرم روی شانه ی گرمت آرام بگیرد،یک بار بگذار گرمی نفست را روی گونه هایم احساس کنم ... از خدا خواسته ام آسمان را نگه دارد، نگران نباش... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار سیر نگاه کنمت

بگذار سیر نگاه کنمت پیچ گیسوانت را کمان ابروانت بگذار سیر نگاه کنمت مهتاب چشمانت را برق لبانت را بگذار سیر نگاه کنمت حرف های شیرینت را اندام سیمینت را بگذار سیر نگاه کنمت . . شاید فر. نباشد آوایی نباشد حسینی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار ...

بگذار تن بمیرد، جان بسازد بگذار حادثه، حادثه بماند رهگذر راه بماند خاطره، خاطره بماند بگذار فردا را برای فردا بگذار من بمانم تنها ... ادامه در لینک سایت منبع ...

. بگذار میترا بخوابد

. بگذار میترا بخوابد با کیفیت بالا. بگذار میترا بخوابد. بگذار میترا بخوابد این . بر اساس رمانی ساخته شده است به نام (بگذار میترا بخوابد) که توسط آقای کامران محمدی نوشته شده است . این رمان بسیار جذاب است و . را بر اساس واقعیت های داخل رمان ساخته اند . این . را فلورا ربیعی ساخته است و تهیه کنندگی آن را بر عهده دارد و نویسنده و کارگر دان این . را نیز آرش سنج. بر عهیده گرفته است . مشخصات . بگذار میترا بخوابد :اسم . : بگذار میترا بخوابداسم انگلیسی : bogzar mitra bekhabadسال ساخت: 1394سال پخش: 95سایت منتشر کننده : ن. لودتهیه کننده: فلورا ربیعینویسنده و کارگردان : آرش سنج. بازیگر?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار

بگذار بگذار لحظه یی فقط لحظه یی سر بر شانه ات بگذارمو بخوابم در آغوشتوآرام بگیرمتا کره ی زمین برای مدتی به توازن برسد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ا ین نامه عاشقانه

چشم هایت را روی هم بگذار بانوی قصه های من،که هنوز هم شیطنت های کودکیت در پس مهربانی چشمانت ه است...بگذار ندای قلب من هر چند مسکوت،هر چند خاموشلمش کند دریچه چشمانت را...بگذار سال های گذشته در خواب فرو روند ...بگذار هر چه گشت،بگذرد...و بگذار فاصله ها به خواب روند...بانوی بازیگوش قصه هایم هر جا هستی شاد و دلت از هر غصه ای دور بادومن بعد از خواب هزارساله فراموشی ،چشم باز کرده ام تا دوباره از تو بگویم حتی اگرنخواهی ،حتی اگر نخوانیمرا دیگر غمی نیست زیرا ی در گوشم کرد است #فریاد قاصدک ها را#با احترام کاکتوسبرای مخاطب خاص ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دو شعر از عزیز نسین

می دانم قبل از آن که بگویی می بینم که روزی گریزان می شوی نمی توانم اصرار کنم، نمی توانم فرار کنم صدایت را اما برایم بگذار می دانم روزی جدا می شوی نمی توانم موهایت را نگه دارم بوی خوشت را اما برایم بگذار می فهمم که روزی می روی همین حالا هم .ابم، نمی توانم فروبریزم رنگت را اما برایم بگذار حس می کنم که روزی از دست می روی که بزرگ ترین درد من است گرمایت را اما برایم بگذار به وضوح می بینم که روزی فراموش می کنی دردْ دریای خا.تری وسیعی ست طعمت را اما برایم بگذار هیچ جا نمی روی حق ندارم نگهت دارم خودت را اما برایم بگذار ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بگذار...

بگذار دردت ز ما بگذرد... قول می دهم... دوباره نفس کشیدن را... به زیر .وارها خاک... آرام آرام تمرین کنم... بگذار فقط لحظه ای از خاطرم بری... تا ببینی ... پیش خدا هیچ گناهی جز... دوست داشتن تو نداشتم... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت بگذار کنارت زندگی کنم توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.