حکایتی است حکایت نوا و نی

عبارت حکایتی است حکایت نوا و نی مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت حکایتی است حکایت نوا و نی میباشد.



حکایت زندگی

در. این دنیا همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون ، حتی ترس… آدمیزاد میتواند اگر بخواهد کوه ها را جابجا کند. میتواند آب ها رابخشکاند. میتواند چرخ و فلک را به هم بریزد. آدمیزاد حکایتی است. میتواند همه جور حکایتی باشد: حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت و حکایت پهلوانی! بدن آدمیزاد شکننده است ، اما هیچ نیرویی در این دنیا به قدرت نیروی روحی او نمی رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد. دست خودمه میخوام حکایت زندگیم تلخ باشه یک زن پر از درد و رنج که با بیماری و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم میکنه ، یا یک زن که تصمیم میگیره وقتش را با دیوانگی ها و مس.ه با?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نیم پست هایی که ثابت می مانند

در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس... آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جابه جا کند... می تواند آب ها را بخشکاند... می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد... آدمیزاد حکایتی است، می تواند همه جور حکایتی باشد؛ حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت... و حکایت پهلوانی! بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمی رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آقای حکایتی اسم قصه گوی ماست

بعد از اذان مغرب بود که شبکه مستند اختتامیه جشنواره قصه گویی را پخش کرد.یکی از بخش های برنامه،تجلیل از آقای حکایتی بود.آقای حکایتی بهترین خاطره ما دهه شصتی ها هست. قرار بر این بود که وقتی آقای حکایتی وارد سالن میشوند،همه آدمای توی سالن به احترام ایشان بلند بشوند و باهم شعر مخصوص برنامه آقای حکایتی را بخوانند. وااااااااااااااااااااااای خیلی قشنگ بود،تعجب آقای حکایتی..بغضش.. حتما توی اینستاگرام یا آپارات سرچ کنید و ببینید اقای حکایتی اسم قصه گوی ماست زیر گنبد کبود شهر خوب قصه هاست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایتی فوق العاده زیبا

حکایتی فوق العاده زیبا به بهانه شب زیارتی سید ال. (ع) حکایت مردی که در دلداگی بحق مثالش شاید دیگر نیامد مردی که روضه را نه با زبانش که با جانش لمس کرد karballa313 ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایت سر .

حکایت سر .مجموعه: شهر حکایت حکایتی خنده دار از عبید زاکانیروز? مرد مومن? سوار بر . از ده? به ده? د?گر م? رفت.در م?ان راه عده ا? از جوانان که . خورده و مست بودند راه را بر او م? بندند و ?ک? از آنها جام? را پر از . به او تعارف می کند.مرد استغفرالله گو?ان سرباز زد و ول? جوانان دست بردار نبودند. بالا.ه ?ک? از آنها تهد?د کرد که اگر . تعارف? را نخورد کشته می شود.مرد برا? حفظ جان راض? شده و با اکراه جام گرفته و رو به آسمان گفت:خدا?ا تو م?دان? که من بخاطر حفظ جانم ا?ن . را م?خورم.چون جام را به لب نزد?ک کرد ناگهان .ش شروع به تکان دادن سرخودکرد و سر . به جام . خورد و . بر زم?ن ر?خت و جوانانخ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایت اخلاقی

حکایت اخلاقیمجموعه: شهر حکایت حکایت اخلاقی سعدی در بیان حکایتی می گوید:موسی علیه السلام ، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. گفت: ای موسی! دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بی طاقتی به جان آمدم. موسی دعا کرد و برفت. پس از چند روز که از مناجات باز آمد، مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده. گفت: این چه ح. است؟ گفتند: خمر خورده و عربده کرده و .ی را کشته. اکنون به قصاص فرموده اند.«وَلَوْ بَسَطَ اللّه ُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوَ فِی الاَْرْضِ؛ اگر خداوند درِ هر نوع روزی را بر بندگانش می گشود، در زمین ستم پیشه می .د». (شورا:27) موسی علیه السل?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چون شب سی و چهارم برآمد

شهرزاد گفت: ای مَلِک جوان بخت! پادشاه گفت: من چهار نفر شما را بکشم. مباشر زمین را به نشانۀ ادب بوسید و گفت: ای ملک! اجازه بدهید تا حکایتی برایتان بگویم. اگر از حکایت گوژپشت بهتر نبود، دیگر مجازید که ما را بکشید، ما از هم اکنون از خون خود در می گذریم. ولی اگر که حکایت شیرین تر بود، از خون ما درگذر. ملک اجازت داد و مباشر گفت: ای ملک! دوش با جمعیتی از قاریان قرآن در مجلس ختم بودم که کلام خدا را تلاوت می .د. خوان گسترده شد و خوردنی بیاوردند ... ادامۀ قصه را اینجا گوش کنید. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

462- there was not a pair of us

میان ماندن و رفتن حکایتی کردیم که آشکارا در ی کنایت رفت. مجال ما همه این تنگ مایه بود و، دریغ که مایه خود همه در وجه این حکایت رفت. •شاملو • ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایت

به نام خالق ارض و سماوات / به نام داور روز مجازات ب ، با حکایتی دیگر در خدمت شما هستیم . حکایت زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد ...... مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت. روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی، من زر و زیور می خواهم! مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد! زن با نا باوری از خانه خارج شد، زیبا و زیبنده! غروب به خانه آمد . مرد خندان گفت: ? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به جمع ما بپیوندید ❤️

طعم دلنشین کیک هایمان حکایتی دارد. حکایت عشق. همه را با عشق و علاقه تهیه می کنیم. از ما به شما نصیحت، هیچ کاری را بدون عشق انجام ندهید به جمع ما بپیوندید ❤️ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایت فیل و تاریکی

یکی از حکایت های مولانا، حکایتی است از شناخت حضرت حق در بین ما آدمیان. هر با نگاهی او را می بیند. یکی با عقل می جوید او را یکی با چشم و یکی با دل و همه چون صیقل دهند روح را، روشن کنند دل را بینند او را . و باور خواهند داشت که خدا یکی است و همه راه مقصود پیموده اند. اما در طی طریق، هر تصویر و تصوری دارد در خیال خود از او که حقیقت مطلق است. مولانا این پیر جان آگاه بلخ در قالب داستانی بسیار لطیف و شیرین این اختلاف نظر را بازگوکرده است. داستان از این قرار است: شهری بود که مردمش اصلاً فیل ندیده بودند، از هند فیلی آوردند و به خانه تاریکی بردند و مردم را به تماشای آن ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شُوی به نام خشونت علیه .ن

روزها همین جور پی هم می گذرند و می گذرند تا این که قرعه ی فال به نام روز پنجم از ماه آذر می افتد. روز منع خشونت علیه .ن. روزی که به رغم نام زیبای ش حکایتی هم چون سایر روزهای از این دست به خود گرفته است. حکایت این روز قریب شباهت دارد به حکایت روز منع آزمایش سلاح های هسته ای. از آن جهت که گویا کارکردِ این چنین روزهایی نه ایجاد یک بستر و زیربنای مستحکم برای جلوگیری و منع آنچه مدنظر است، بل که برای انجام ندادن آن کار صرفا در همان یک روز است. یک چیز دل خوش کن کی که به بانوان بگویند بله! درک تان می کنیم. علیه شما خشونت می شود. و متاسفانه خود با... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایت مسلمانی که با رفتار نیکش مادرش را نیز مسلمان کرد

در کتاب شریف کافی حکایتی شنیدنی از یک مرد مسلمان نقل شده که چگونه با رفتار نیک خود، مادر نصرانی اش را به آیین درآورد... ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شبی حداقل یک_دقیقه_کتاب بخوانیم

شبی حداقل یک_دقیقه_کتاب بخوانیم تو دیوار نیستی که بر رویت پوسترهای تبلیغاتی بچسبانند. شجاعت داشته باش و خودت باش؛ با همه ی کاستی ها و نقص ها. شجاعت داشته باش و تندیس زندگی خودت را بساز. تقدیس گر دیگران نباش. آنقدر خوبی و توان و استعداد در وجود خود تو هست که دیگران تقدیست کنند. حکایت نویس خود باش، نه حکایت نویس دیگران.زندگی خود تو، حکایتی تر از همه است. عشق قفس پرواز ا برزگر zendegisalam ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بشارتی حیات بخش و بی نظیر برای منتظران گن ار زمان عج الله تعالی فرجه الشریف

استدعا دارم با صبر و حوصله تا پایان مطلب را دنبال فرمایید. اگر شما از محبان و ارادتمندان حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باشید به شما اطمینان می دهم که این حکایت امیدبخش ترین و حیات بخش ترین حکایتی است که به عنوان یک دوستار و منتظر زمان عج الله تعالی فرجه الشریف تا کنون مطالعه کرده اید یا شنیده اید (به خصوص اگر کارنامه عملتان چون نگارنده پر از ... باشد!) حکایتی که خدمت شما عرض می کنم در بسیاری از منابع معتبری نظیر اثباة الهداة (اثر شیخ حر عاملی)، فرج المهموم (اثر سید بن طاووس)، مدینة المعاجز (اثر سید هاشم بحرانی)، ال ائج (اثر قطب راوندی) و ب? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران… ………………………………… برای اولین بار با دیدنش دلم نلرزید برای اولین بار به صورت خود جوش تحویل گرفت برای اولین بار همه چیز عادی بود حدودن هشت سال بیش تو همچین شبی بود شب تاشورا یادش به خیر احتمالن به زباله دان تاریخ بیوست … ………………………………… پله، پل، پل، پله حکایت، حکایت پله نیست حکایت، حکایت پل هم نیست حکایت فاصله است فاصله ای که پل می شود بین ما فاصله ای که پله می شود بین ما حکایت، حکایت سرد دستان ماست... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایت | بیش از 100 ها حکایت

حکایت نوعی از داستان کوتاه است که در آن درس یا نکته ای اخلاقی نهفته است. این درس یا نکته بیشتر در پایان حکایت بر خواننده آشکار می شود. شخصیت های حکایت آدمها، حیوانات یا اشیای بی جانند. زمانی که حیوانات شخصیت حکایتند، ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایتی خواندنی

حکایتی خواندنی به عمروعاص گفتند: چرا پشت سر علی . میخونی ولی تو خونه معاویه غذا میخوری؟ گفت . علی قشنگه اما پلو معاویه هم خوشمزه است! چقدر این روزها، حال و روز بعضی ها اینگونه است... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

. حکایت مملکتی در قدیم !!!!

حکایت مملکتی در قدیم !!! حاکم شهری ، قانونی گذاشت که هر ی از مسافران و نان ی کند آن شخص را سوار بر الاغ به مدت یک هفته در شهر بگردانند ، این گذشت تا که شخصی از دیگری حلوایی ید و بخورد ، به جرم ی به محکمه اش بردند و چون محکوم شد طبق حکم حاکم او را سوار بر الاغی در شهر چرخاندند و مردم کوچه و بازار با دیدن او در آن ح بسیار هیاهو ب د ... هنگام چرخاندن نگهبان از پرسید بسیار سخت میگذرد ؟ گفت نه ، حلوا را که خورده ام الاغ را هم که سوارم ، مردم هم که شادند و شادی میکنند ، از این بهتر چیست ؟؟ حکایتی است شیرین از احوال مملکتی در قدیم !! که بیت المال را میخوردن? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درندگان به فرزندان رسول خدا (ص) آسیب نمی رسانند + حکایت

یکی از کرامات ائمه معصومین اهل بیت رسول خدا علیهم السلام این بود که به خواست خداوند حیوانات درنده به این حضرات آسیبی وارد نمی د. در ادامه این نوشته، حکایتی شنیدنی در این مورد را نقل می کنیم: ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یا من له العزه و الجمال

نه که از تیزی چاقو بترسم نه که نتوانسته باشم دل .م ،نه که حرفت را قبول نکرده باشم و گمانم رفته باشد که دروغ گفته ای،نه... حکایت دروغ و ترس و دل نب. نیست. حکایت ابراهیمی است که از آتش گذشت و حتی گلستانش کرد،حکایت .ی عاشق ،.ی که زیادی عاشق بود اما عشق را درست نفهمیده بود. حکایت دروغ و ترس و دل نب. نیست. حکایت عشق بود.عاشق همیشه معشوق را برای خودش میخواست اما تو ...عشق را برای همه میخواستی.معشوق را برای همه میخواستی. (حکایت تو بود و من) حکایت تو بود که از هر چه دوست داشتی گذشتی و جز زیبایی ندیدی حکایت من بود که همراه دلم پایم هم لغزید و به جای اسماعیل ه... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بازنویسی حکایت صفحه ی 36 هفتم با جواب

بازنویسی حکایت صفحه ی 36 هفتم با جواب انشا باز - پایه ی هفتم-درس دوم-صفحه ی 36-بازنویسی حکایت ... enshabaz.ir/tag/پایه-ی-هفتم-درس-دوم-صفحه-ی-36-بازنویسی-حکا/ ... باجمعی از دوستداران. پایه ی هفتم-درس دوم-صفحه ی ۳۶-بازنویسی حکایت روزی در فصل بهاران ... گفت:این بدبختان از بخیلی و گرسنگی سنگ می خورند.ازخوان و سفره ... بازنویسی حکایت هفتم بازنویسی حکایت صفحه 36 هفتم ... - ... new1396.rozblog.com/.../بازنویسی-حکایت-هفتم-بازنویسی-حکایت-صفحه-36-هفت... جواب انشای باز نویسی حکایت صفحه 36 مهارت های نوشتاری هشتم. ... آشنایی با .... بازنویسی حکایت صفحه ی 95 کتاب درسی انشا کلاس هشتم - . ... متن زیر را با م ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایتی از مردی که زنگ تمام زورخانه های تهران به افتخار ورودش نواخته میشد قسمت دوم

حکایتی از مردی که زنگ تمام زورخانه های تهران به افتخار ورودش نواخته میشد قسمت دوم حکایت مصطفی دادکان ملقب به دیوانه سید مهدی آل احمد» خواهر زاده «جلال آل احمد» خاطرات نیکی ازحاج مصطفی دارد. او درباره برهم زدن جشن های 2 هزار و 500 ساله کاخ گلستان توسط مصطفی می گوید: « سرهنگ زاهدی از فرماندهان شاهی آن دوره پشت تربیون قرار گرفت تا برای مراسم جشن سخنرانی کند. هنگام جشن و پایکوبی مصطفی فریادی کشید پاسبان ها برای دستگیری مصطفی وارد عمل شدند و موفق نشدند مصطفی در ایام جوانی با تیم داش مشتی ها یک شب به باغی در فرحزاد می روند. از آن طرف ?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بهترین حکایت سگی بر لب جوی استخوانی یافت

بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی،استخوانی یافت - انشا ansha.ir/بازنویسی-حکایت-سگی-بر-لب-جوی،استخوانی/ درس اول.پایه دهم حکایت نگاری کتاب پایه دهم بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی،استخوانی یافت. متن حکایت: سگی بر لب جوی،استخوانی یافت.چندان که در دهان گرفت،ع آن در آب بدید.پنداشت که دیگری است.ب شره(طمع)دهان باز مرد تا ان را نیز از روی اب بگیرد.آنچه در دهان بود به باد داد. نگارش حکایت: .در یکی از روستاهای اطراف شهر ری ... تصاویر برای بهترین حکایت سگی بر لب جوی استخوانی یافت 1 روز پیش تصاویر بیشتر برای بهترین حکایت سگی بر لب جوی استخوانی یافتگزارش تصا? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایتی است حکایت نوا و نی

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false"> دریافت قطعۀ سماع نی نوا-حسین علیزاده ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایت ذغال و الماس

حکایت ذغال و الماس حکایت ذغال و الماس حکایت ذغال و الماس حکایت دیرین دو چیز متفاوت از یکدیگر است مثل : گرگ و میش یا آب و آتش … اما حکایت ذغال و الماس با بقیه توفیر داره اونا جنسشون با هم فرق میکنه اما ذغال و الماس جنسشون یکیه اما این کجا … ادامه مطلب .... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دلنوشته

حکایت ما آدم ها …http://حکایت ما آدم ها …حکایت کفشاییه که …اگه جفت نباشند … [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایت ما...

حکایت ما، حکایت آن گنـدمـزاری ست که سر بـر شانه آسیابان گذاشت؛ برای گفتن دردهایش ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هاشمی و دوم .داد

در این شماره " گرا " که محصولی از قرارگاه شهید باقری سازمان بسیج دانشجویی است قصد داریم با بررسی سیر تحولات جریانات . از .داد ۱۳۷۶ به بعد، حکایت تقابل فاتحان دوم .داد با آیت الله هاشمی رفسنجانی در اوایل عمر این جریان نوپا را مرور کنیم. حکایتی که سالها بعد از این وقایع، روایتی متفاوت از آنچه در قبل رخ داده است را بازگو می کند. . چزوه: هاشمی و دوم .داد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حکایتی از رسول خدا (ص) دربارۀ پاک شدن گناهان با

روزی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شاخۀ قطع شدۀ درختی که برگ هایش خشک شده بود را در دست گرفته بود و با شاخۀ دیگری به آن ضربه می زد؛ طوری که برگ هایش پراکنده شد. در این هنگام فرمودند: «آیا میدانید مَثَل مؤمن، حکایت چیست»؟ سپس فرمودند: ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت حکایتی است حکایت نوا و نی توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.