رویاهای کوچیکی که بهشون نرسیدم

عبارت رویاهای کوچیکی که بهشون نرسیدم مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت رویاهای کوچیکی که بهشون نرسیدم میباشد.



رویاهای کوچیکی که بهشون نرسیدم

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هجده سالگی

‏آدم هیچوقت نمیتونه آرزوها و رویاهای هیجده سالگیشو فراموش کنه ‏اگه بهشون نرسی تا عمر داری حسرتشونو میخوری ... شما هم از بچگی کلی ارزو داشتید که منتظر بودید 18سالگی بهشون برسید یا فقط من اینطور بود؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سیصد و سی و چهار

مدام به دنبال اثبات ناتوانی های افراد بهشون نباشیم تا بهشون درس زندگی بدیم. حس خوبی بهشون دست نمیده. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یک هزار و سیصد و نود و چهار

ب سال نود چهار شروع شد! مثل همیشه همه آرزو میکنن سال خوبی برای همدیگه باشه!!!ولی تا حالا فک کردین این روزای عید برای بعضیا زجر آور ترین روزای ساله؟!اونایی که تو خیابون میخوابن یا اونایی که پولشون رو از ما میخوان اره همون گدا ها که بعضی وقتا هم یه فش کوچیکی بهشون میدیم که چرا انقد زیادن، این ادما عید ندارن هیچ ، حتی ایام عید براشون آزار دهنده س!!!کاش دلمون طاقت میاورد اینا رو ببینیم و بهشون فک نکنیم ، اما خواه نا خواه هم بهشون فکر میکنیم!!!کاش الان پاشیم و بریم دست فقط یکی فقط یکی از این فقیر ها رو بگیرم شاید این عید امسال برای یه نفر دیگه هم خوش بگذره!!!سال ن? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

اگه میخوای دیگران برات مهم نباشند،بهشون فکر نکن. تو ذهنت بهشون قدرت نده کلا یک دید معمولی بهشون داشته باش وقتی یک کاری می کنی. به خودت بگو به جای اینکه ببینم دیگران چه حسی نسبت به من دارن و چی فکر می کنند درباره من،به حس خودم فکر می کنم. همیشه شعارت این باشه:به درون برو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نذری

نذری عدس پلو رو هم پختم. الان ظرف . زیادتر از انتظارم شد و از پنج تا قابلمه یه دونه اش به دلم ننشست. حالم گرفته شد. دست تنها بودم و نرسیدم بهشون. تو حجم بالا یه نفره نمیشه برنج دم کرد. امیدوارم حسین قبول کنه. سه تا ظرفش رو رفتم در خونه ی همسایه ها دادم. باقیش مونده. یه داربست سر کوچه زدن. دوست دارم همسر ببره اونجا و بهشون بدهه، هر ی رد شد یه ظرف ببره. 16 تا ظرف شد. دو تاش برا مامان و داداشم. باقیش همسایه ها . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مقایسه دهه شصتی ها و دهه هفتادی ها (2)

دهه شصتی ها فقط به ی سود میرسونن که بهشون سود برسونه. ولی دهه هفتادی ها برع ن، به ی سود میرسونن که بهشون سودی نرسونه. این حرکتشون ناشی از در رفاه بیشتر بودن دهه هفتادی هاست. برای همین به ی که بهشون سلام میکنه دیگه سلام نمیکنن. ولی تا زمانی که بهشون سلام نکنی سعی میکنن از خودشون لطفو کرم نشون بدن.معمولا به خاطر در رفاه بودنشون واقعا میخوان بهت لطف کنن. یکی از دلایل کمرنگش اینه که فکر میکنن تو سودی داری که ممکنه بعدا بهشون برسونی.بنابراین تا به یک دهه هفتادی رسیدین زودی سلام نکنید. تا میتونید سلامتونو به تعویق بندازین. ترجیحا اگر سلام نکنین بهتره. فعلا این ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گذر اول

یسری چیزا تو زندگی هست که وقتی اتفاق بیفتن اگه بهشون فکر نکنی راحت تری و اگه بهشون فکر کنی فقط بیشتر اذیت میشی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

achivement unlocked!!!

یه سری اچیومنت جدید دیروز آنلاک .... حس خوبی دارم بهشون... عجیبه... ولی خوشحالم!!! هنوز بهشون فکر می کنم موهای تنم سیخ میشه...!!! // بی نقص نیست جدن این بشر؟! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کنگ فو

داداشم نوجوون بود میرفت باشگاه گ فو و کشتی, منم اون موقه ها بچه بودمهر وقت که تو باشگاشون یه فن جدید بهشون یاد میدادن میومد تو خونه رو من اجرا می نم به ازای هر فن پول میگرفتمیعنی از کوچیکی من با این سختی پول درمیاوردما ! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از ما بهترون

امروز متوجه یک حقیقت بد در زندگی شدم. اینکه بعضی آدمها "از ما بهترون" هستن. خدا همه چی بهشون داده و میده. واسه خدا عزیزن. خدا بهشون عزت و قدرت و مادیات داده. آدمایی که دست پایینتر از خودشون بهشون نمیرسه. مثلآ نمیشه یکی مثل من باهاشون دوست بشه. و اگه پامو از گلیمم درازتر کنم چوبشو میخورم. هم از اونا هم از خدا. چرا خدا بعضی ها رو اینقد دوست داره حتی اگه مثل آدم نباشن؟! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از سری نوشته های بی سر و با ته آقای خیال

ما ممکنه که خیلی رویاهایی کوچک و بزرگ داشته باشیم، ولی ممکنه نخوایم که به بعضی هاشون دست پیدا کنیم و یا حتی به بعضی هاشون کمی فکر کردیم و توی روزهای خوشی و یا موقعیت خاص، اندکی بهشون فکر کردیم و نهایتا فراموش شون کردیم. اکثر این رویاها ساخته نمی شن و شاید ومی هم نداشته باشه که بهشون برسیم ولی یه سری هاشون هم هستن که واقعا از ته دل مون خواستیم و همیشه ته ذهن مون داشتیم بهشون فکر می کردیم. اینجاش برام خیلی جالبه، اگه به یه چیزی فکر کنی و از ته قلبت بخوای که داشته باشیش بعد از یه مدت به اون می رسی؛ دقیقا همون هایی که برای رسیدن بهشون هیچ ترسی نداشتی و یا ب ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چرا؟

وقتی میتونیم آدما رو خوشحال کنیم و بهشون حس خوب بدیم چرا باید با یادآوریِ چیزای بدشون یا تحقیر ِ سلیقه شون بهشون حس بد منتقل کنیم؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اگه بهت احترام گذاشتن بهشون احترام بذار!

اگه بهت احترام گذاشتن بهشون احترام بذار! اگه بهت احترام نذاشتن باز بهشون احترام بذار! اجازه نده عملکرد دیگران از ادب تو چیزى کم کنه، چون تو ى وجود خودت هستى نه دیگران... مرکز مشاوره یقین ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اندر مزایایِ دیوارِ زندان

من میگم که این دیوارا یه جورایی مس.ه ان اول از اونا بدت میاد بعد بهشون عادت میکنی یه مدتی هم که بگذره یه جوری میشه که بهشون وابسته میشی مورگان فریمن، رستگاری در شاوشنگ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پیام اخلاقی هفته

یکی از ویژگی های آدم های درون گرا اینه که موبایلشون همیشه سایلنته... پس وقتی بهشون زنگ می زنید و جواب نمیدن بهشون ندید... یا اینکه حداقل ناجور ندید... با تشکر. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بدترین جمله به خودم....

زندگی را آنچنان ببینم که پیش روی من است... نه آنچنان که در رویاهای من..... بدترین جمله ی من به خودم،... برای منی که خیلی رویا پردازم این بدترین جمله است... این دوخط تاچهار ماه پیش روی دیوار اتاقم دقیقا روبروی تختم بود...وقتی از خواب بیدار میشدم بهم این هشدارو میداد که اون چیزایی که شب بهشون فکر کردی با چیزایی که تو زندگیت وجود داره متفاوته... واقعیت زندگی تو اون چیزیه که تاچند ساعت دیگه باهاش روبرو میشی، چیزایی که ازت پرسیده میشه و تو از جواب دادن بهشون شرم داری... حرفایی میشنوی که واقعیت خودت و زندگیتو میکوبونه تو صورتت و تو باید بغض کنی و تو چشمشون ز? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بدترین جمله به خودم....

زندگی را آنچنان ببینم که پیش روی من است... نه آنچنان که در رویاهای من..... بدترین جمله ی من به خودم،... برای منی که خیلی رویا پردازم این بدترین جمله است... این دوخط تاچهار ماه پیش روی دیوار اتاقم دقیقا روبروی تختم بود...وقتی از خواب بیدار میشدم بهم این هشدارو میداد که اون چیزایی که شب بهشون فکر کردی با چیزایی که تو زندگیت وجود داره متفاوته...واقعیت زندگی تو اون چیزیه که تاچند ساعت دیگه باهاش روبرو میشی، چیزایی که ازت پرسیده میشه و تو از جواب دادن بهشون شرم داری... حرفایی میشنوی که واقعیت خودت و زندگیتو میکوبونه تو صورتت و تو باید بغض کنی و تو چشمشون زل ب ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آدم های علمی تخیلی عجیب...

بعضی از آدما نمی تونن خودشونو توی ی جمع جا کنن ...مثلا دوران مدرسه ..3 جور آدم هست 1قلدر 2 ی عده دیگه فقط تماشاچی 3 ی عدهم که بهشو اشتباهان میگن آدمای ضعیف ...آدمای قلدور همیشه آدمای ضعیفو تحقیر می کننو بعدشم آدمای تماشاچی ...بهشون می خندن ... ... ویژگی های 3 دسته آدمایی که اشتباها بهشون میگن ضعیف : مهربونن . چون آدمای با پتانسیلی هستن معمولا ی کاری بهشون میدی انجام بدن گند می زنن توش اما وقتی همون کارو دوباره بهشون بدی بادقت تمامو بهترین شکل انجام می دن و هی گیفیت کارو بالاتر می برن . دل رحمن . معمولا درسشون خوبه . از خانواده های خوبی هستن . معمولا مورد حسادت دائ ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

۷۲|جوک فیس بوق????????

اینایی که بهشون درخواست دوستی میدی میان پروفایلتونگاه میکنن بعدتاییدمیکنن.........اینا همونایین که توخیابون بهشون سلام میدی اول سرتاپاتونگاه میکنن بعدجواب میدن!!! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

66 ????

بهش پی ام دادم « میخوام زنگ بزنم و غر بزنم ». بعد از جوابش زنگ زدم و حس غر زدم. اما اون نمی دونه چرا ... نمی دونه از چی ترسیدم... نمی دونه که انقدر به اتفاق های خوب نرسیدم، می ترسم بمیرم و این بار هم بهشون نرسم ... پ.ن: حالا چرا مرگ؟! چون فکر میکنم مرگ از هرچیزی در این زمینه قوی تره. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رفاقت تا ابد

لیست اسامى آدم هارو که توى گوشیت نگاه مى کنى براى بعضیاشون دلت تنگ میشه و بهشون یه پیام میدى، بعضیارو موقع پیام دادن دلت میگه بیخیال، بعضى ها رو به جاى پیام بهشون زنگ مى زنى، یه سرى رو هم میگى چرا هنوز اسمش هست.... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

باز هم سرطان

خانم همسایه طبقه اولمون ، سرطان داشت و از وقتی ما اومدیم این خونه در رفت و آمد بیمارستان بود .بنده خدا امروز به رحمت خدا رفت و همسر و دوتا دخترش رو تنها گذاشت ...خدا بهشون صبر بده ، خدا بهشون رحم کنه ... با صدای گریه زاری بیدارشدم از خواب ، حالم بد شد ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

trencherman

چه بسیار ها و سریال ها و کتاب هایی که فرصت نمی شه راجع بهشون بنویسم. توصیف چند خطی قانع ام نمی کنه. دوست دارم از هر تجربه یه پرونده کامل درست کنم و همه چیزو راجع بهشون بخونم و بفهمم و ببلعم...و بعد شروع به حرف زدن کنم. اما غیرممکنه. برای همه چیز وقت نیست..اما چرا من همه چیز رو می خوام؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیان فانتزی های ذهنی خانم ها برای اطلاع آقایان

سلام بر دوستان عزیز خانواده برتر دختر خانم های مجرد که ذهنشون پر از فانتزیه و همچنین خانمای متاهلی که فانتزی هایی داشتن یا همچنان دارن ، قبل از اینکه بعد از ازدواج بیاین و شکایت کنید که من کلی فانتزی داشتم و الان بهشون نرسیدم و انتظار دارید شوهرتون علم غیب داشته باشه و با فانتزی های شما از قبل آشنایی داشته باشه!، بیاین و تو این پست بگید توی زندگیتون چه فانتزی هایی دارید که انتظار دارید و خیلی سند میشید بعد از ازدواج بهشون برسید ؟ بگید تا پسرای در شرف ازدواج یا حتی آقایون متاهلی که این پست رو میخونن بتونن بیشتر به خواسته های همسر فعلی یا آیندشون توجه د ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

و ما ادراک کنکور ارشد برق ؟:|

یه اتفاقایی افتاد که توی زمستون و اوا. پاییز بهشون خیلی ریز اشاره . و زندگیم رو بهم ریخت و نیمخوام بهشون بیشتر اشاره کنم و حتی بهشون فکر کنم ، چون دیگه گذشتن و مهم نیستن برام، بعضی وقتا میگم کاش اینطوری نمیشد یا حداقل طوری نمیشد که درس خوندن رو ول کنم ولی مدتیه 2باره شروع شده . دوباره خیلی وقته که پر از انگیزم. همش هم میشنوم اینو از خودم که سخت نیست . کافیه بخوای.. امیدوارم امید الکی نباشه.امیدوارم ایندفه زندگی سخت نگیره تا به نتیجه برسم... ی ع. مهمون من و دوربینم(کلیک کنید:) مــــــــــــاه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

birthday selena gomez

tell em that is my birthday بهشون بگو که تولدمه tell em that is my birthday بهشون بگو که تولدمه tell em that is my birthday بهشون بگو که تولدمه when i party like that وقتی به مهمانی اینجوری میرم every night's my birthday هرشب تولدمه they dont know, so it's okay اونا نمی دونن ،پس این خوبه tell em that is my birthday بهشون بگو که تولدمه when i party like that وقتی به مهمانی اینجوری میرم jazz it up, jazz it up صدای جاز رو بالاببر، صدای جاز رو بالاببر happy as can be, falling into you, falling into me شادی اونجوری که میتونه باشه،در تو سقوط می کنم،در من سقوط کن how do you do, calling me the queen, baking cream ازآشنایی تون خوشوقتم،دعوت ملکه از من،بکینگ کرم blow your dreams, blow your dreams, blow your dreams away with ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هعی

وقتی حضورمونو همیشه باید بهشون یاداور شیم, طبیعیه وقتی عقب بشینیم یادشون نمیمونیمفک کنم اینک یادشون نباشم رو ب اینک همش خودمو بهشون یاداوری کنم ترجیح میدم هرچند دلم میشکنه... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مسئولیت دادن

یکی از مشکلات اجتماعی جامعه ما اینه که زیاد به بچه هامون مسئولیت ندادیم. زیاد توانایی اونا رو جدی نگرفتیم و الی آ در مسائل کلان به دانشجو هامون بها ندادیم...حالا اینکه چرا بها ندادیم میتونه دلایل مختلفی داشته باشهو اگر هم بها دادیم بهشون کامل اعتماد نکردیم و در مقابل کوچک ترین خطا بزرگ ترین تنبیه ها رو در نظر گرفتیماگر میخوایم جامعه مون پیشرفت کنه باید از بچگی بهشون مسئولیت بدیمباید بزرگ شدن رو بهشون یاد بدیم. چون آینده سازان ممکلت هستند ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از سری تفکرات فلسفی ستی

+ نوا میگه اگر خدا ما رو افریده اونوقت خدا رو کی افریده- چه سوال جالبی+ خب حالا بگو کی خدا رو افریده-نمی دونم مامان جان+کاش خدا بجای اینکه اسم داشته باشه شکل داشت و میدیدیمش ...می دونستی من خدای نقاشی هام هستم خب اخه من اف شون دیگه ولی من هم اسمم رو بهشون گفتم هم خودم رو بهشون نشون دادم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امروز

1- یکی از وبلاگ ها متنی نوشته بود که منو یاد دست نوشته هام انداخت. دوباره می خوام روزانه هامو بنویسم، بعضیا رو منتشر می کنم، بعضیام می مونن تو آرشیو تا وقتی که بلاگ اسکای هستش...2-امروز داشتم توی پیوندهای وبلاگ می چرخیدم. دیدم خیلی از لینک هایی که دادم یا از سال 95 به بعد به روز ن یا خیلی از وبلاگ ها حذف شدن. واقعا جالبه مث که فقط خودم موندم :( یکی دو تا وبلاگ همچنان فعال بودن که بهشون سر می زنم. وبلا حذفی رو پاک و چند وبلاگی که الان بهشون سر می زنم رو هم اضافه بهشون.3- داشتم به داستانم فکر می و چیزهایی که توی بایگانی هستن و فکرهایی که داشتم برای ادامه داستان که ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امروز

1- یکی از وبلاگ ها متنی نوشته بود که منو یاد دست نوشته هام انداخت. دوباره می خوام روزانه هامو بنویسم، بعضیا رو منتشر می کنم، بعضیام می مونن تو آرشیو تا وقتی که بلاگ اسکای هستش...2-امروز داشتم توی پیوندهای وبلاگ می چرخیدم. دیدم خیلی از لینک هایی که دادم یا از سال 95 به بعد به روز ن یا خیلی از وبلاگ ها حذف شدن. واقعا جالبه مث که فقط خودم موندم :( یکی دو تا وبلاگ همچنان فعال بودن که بهشون سر می زنم. وبلا حذفی رو پاک و چند وبلاگی که الان بهشون سر می زنم رو هم اضافه بهشون.یه تغییراتی هم توی قالب دادم...3- داشتم به داستانم فکر می و چیزهایی که توی بایگانی هستن و فکرهایی ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نمونه حَیوانی از زَندِگی یَک انسان!

یه بار رفتیم باغ وحش. البته حقیقتش بخواین چهارتا جک و جونور جمع کرده بودن و بهش میگفتن باغ وحش. یه گنده، چند تا گراز لاغر و یه س و چندتا هم شیر. از شانس خوب ما وقت غذا دادن بهشون بود. ما رفتیم جلوی قفس س که ببینیم گوشت چی بهش میدن و چه جوری میخوره. منتظر موندیم تا نوبت س شه. طرف اومد یه گونی نون خشک ریخت جلوش و رفت! از طرف پرسیدیم چرا نون خشک؟...گفت اینا وقتی هنوز بزرگ نشدن ناز دارن و گوشت میدیم بهشون؛ بعد که بزرگ شدن دیگه مهم نیست چی میدی بهشون..گرسنه شون که باشه هر چی بدی میخورن. وقتی به سطح توقعم از زندگی و وضع الانم فک میکنم یاد همین سه میوفتم. متوقع کیل ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

من نباید چرخ دنده باشم

لااقل اگه فعلا نمی تونم ضعف های خودمو درمان کنم باید لااقل نهایت تلاشمو کنم که بشناسمشون. باید بهشون فکر کنم. و تازه این شروع ماجراست. کلی چیزای دیگه هم هست که باید بهشون فکر کرد. و کل دوراهی که باید تصمیم گرفت و انتخاب کرد. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

i did not accept

کاش زمان توهمون دقیقه ها و ثانیه های بارونی دیروز ، متوقف میشد.کاش .....موقع چک سایت و لود شدن صفحه که ثانیه طول کشید و اندازه یه عمر گذشت،یه نگاه بُهت زده به صفحه مانتیتور و رد اشک هام رو صفحه کیبورد...سخته دوستات همه منتظر شنیدن خبر خوشی باشن و تو ناخوش ترین خبر باید بهشون بگی.سخته به مامان بابا ،خبر موفق نشدنت بدی و اونا با مهربونی تمام بگن ،رقابت سر ۱ نفر واقعا سخته،قسمت نبوده.تواز اول هم گفتی هدفت آزمون وک . ولی من دوست داشتم خبر خوش بهشون بدم نه این خبر رو...همچنان هم دوستان پیگیر و من چی باید بگم بهشون؟؟؟و وقتی خبر ناخوش منو میخونن یا م ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ینا راجبشون میدونستیمُ به چالش کشید

د اینا راجبشون میدونستیمُ به چالش کشیدن .. من که دیه گیج شدم .. نمیدونم کی راست میگه کی دروغ .. و در نهایت گفتن بهشون بگید یه جلسه بزارن حرف بزنیم .. بابا به ُ زنگ زدُ قضیه رو گفتُ گفت که بهشون زنگ بزنید قضیه رو بگید .. ُ به همزاد اینا زنگ زدن قضیه رو گفتنُ اون ها هم قبول ولی بعد از سفرِ مشهد .. همزاد زنگ زد به tدهابام گفت بهشون زنگ بزنید بگید پشیمون شدن نمیخوان جلسه بزارن با هم حرف بزنن من اصلا به اون فکر نمیکنم .. عمم که همچنان بخاطرِ ازدواجِ پسرش در رفتُ آمدِ از این شهر به ا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نامردی با علاف .

امروز به مامان گفتم بهشون زنگ بزنه بگه علی منصرف شدهمامان زنگ زد (بماند چقدر مامان و بابا اذیت می کنند و چوب لا چرخ میکنند همینکه میگم هر تصمیمی گرفتید با من هماهنگ کنید بعد عمل کنید اینو چند بار تو مواردخیلی مهم بهشون گفتم ولی باز کارشون رو . ، بابا عوض م. دادن هی میخواد مشکلات رو بزرگ جلوه بده و عوض راه حل دادن فقط مشکل و ایراد رو میگه که کمک نمیشه هیچ بدتر هم میکنه این سری گفتم بهشون که به حرف من گوش نمیدین تقصیر خودمه که تا حالا این طور شخصیتی از خودم نشون دادم و همین طور تقصیر اونها هم هست که خیلی به تصمیم بچشون اهمیت نمیدن)و گفت که مشاور احسان رو مر... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فکر های غمگین

بسم الله فکر به اشتباه های نادرست غمگین کنندست.مخصوصا اگه اون فکرهارو هنوز هم بهشون علاقه داشته باشی.یه دوگانگی سختِ درونی ایجاد میکنند.از یه طرف خودتو به خاطر این انتخاب ها شماتت میکنی ولی از یه طرف میگی عیب نداره دلم بهشون بوده.الان هم بین همین فصه ها گیر .نمیدونم باید ناراحت از دست دادنشون باشم یا خوشحال! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در بین ما آدمها

آدما کم کم میمیرن! کم کم جون میدن! هر بار بهشون توهین میشه، یا بهشون کم محلی میشه یا نادیده گرفته میشن، یا بهر شکلی اذیت میشن، یه قسمت از وجودشون ضعیف میشه و میمیره، بعضی ها خیلی جون سختن، انگار وجودشون هزار تیکه اس! هر چی بلا و درد و غم سرشون میاد، هرچی دلشون میشکنه یا بهشون بر میخوره اصلا انگار نه انگار٬ هربار که زخم میخورن، دردشو تو چهرشون نمیارن، هر بار که غمگین میشن با هیچ حرفی نمیزنن میرن یه گوشه، یه جای خلوت، تا یکم تنها باشن و تو تنهایی شون درد ها و غصه ها شونو هضم کنن، اصلا هیچی ازشون در نمیاد، هر چی هست تو خودشونه! اونا زود تر میمیرن! آره زودتر م? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قصه ی خیال انگیز خاطره ی سیاره ی من

انگار همین دیروز بود چند تا موجود ناشناس با نام های هیوا و مهسا و شیوا از ی سیاره ی دیگه به سیاره ی من اومدناونا منو به ی اسم دیگه صدا . اولش حس خوبی داشتم ولی کم کم دلم برای اسم خودم تنگ شدمن از مهمونام تا جایی که تونستم پذیرایی . ولی غذاهای سیاره ی من بهشون نساخت خیلی دلم براشون سوخت . خواستم بهشون ی چیزی بدم حالشون خوب شه ولی وقتی صمیمی تر شدیمفهمیدم ی مریضی دارن که هر چی بهشون بدی براشون ضرر داره دیگه کاری از دستم بر نمیومد من مونده بودم با ی قلب تنگ سوختهاونا از پیشم رفتن ...هرچی به آسمون نگاه . دیگه خبری ازشون نشد ...همه چی به ی خاطره تبدیل شد ...بعدا فهمی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قصه ی خیال انگیز خاطره ی سیاره ی من

انگار همین دیروز بود چند تا موجود ناشناس با نام های هیوا و مهسا و شیوا از ی سیاره ی دیگه به سیاره ی من اومدناونا منو به ی اسم دیگه صدا . اولش حس خوبی داشتم ولی کم کم دلم برای اسم خودم تنگ شدمن از مهمونام تا جایی که تونستم پذیرایی . ولی غذاهای سیاره ی من بهشون نساخت خیلی دلم براشون سوخت . خواستم بهشون ی چیزی بدم حالشون خوب شه ولی وقتی صمیمی تر شدیمفهمیدم ی مریضی دارن که هر چی بهشون بدی براشون ضرر داره دیگه کاری از دستم بر نمیومد من مونده بودم با ی قلب تنگ سوختهاونا از پیشم رفتن ...هرچی به آسمون نگاه . دیگه خبری ازشون نشد ...همه چی به ی خاطره تبدیل شد ...بعدا فهمی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نامردی با علاف

امروز به مامان گفتم بهشون زنگ بزنه بگه احسان منصرف شدهمامان زنگ زد (بماند چقدر مامان و بابا اذیت می کنند و چوب لا چرخ میکنند همینکه میگم هر تصمیمی گرفتید با من هماهنگ کنید بعد عمل کنید اینو چند بار تو مواردخیلی مهم بهشون گفتم ولی باز کارشون رو ، بابا عوض م دادن هی میخواد مشکلات رو بزرگ جلوه بده و عوض راه حل دادن فقط مشکل و ایراد رو میگه که کمک نمیشه هیچ بدتر هم میکنه این سری گفتم بهشون که به حرف من گوش نمیدین تقصیر خودمه که تا حالا این طور شخصیتی از خودم نشون دادم و همین طور تقصیر اونها هم هست که خیلی به تصمیم بچشون اهمیت نمیدن)و گفت که مشاور احسان رو م? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

اگه بهت احترام گذاشتن بهشون احترام بذار. اگه بهت احترام نذاشتن هم باز بهشون احترام بذار. اجازه نده عملکرد دیگران از ادب تو چیزى کم کنه. چون تو . ى وجود خودت هستى نه دیگران. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فقط ب من...

شاعر میفرمایند: فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بزار به پای عشق من بمون هیچ.و جای من نیار مهر لباتو روی تن و لب .ی نزن فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من.. +یه زمانی من معلم دوستام بودم و بهشون خط میدادم که نسبت به جنس مقابل ال کنن بل کنن و اصلا و ابدا بهشون رو ندن؛ یه فمنیست کامل! کی باورش میشه الان تمام خوشحالیم به خوشحالی یکی از همینا وابسته س و سر محکم حرف زدن باهاش ساعتها خودمومیخورم و گریه میکنم... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

750. سلسله دلبری های عروس برای خاندان پرتقالی

از وقتی داستان سالاطون رو برای خانمهای خاندان پرتقالی تعریف احساس خوشبختی توام با وجدان درد دارم. پرتقالی میگه اگر کلا بهشون نمیگفتیم بهتر بود، چون الان خیلی غصه میخورن.هی دلم نمیومد بهشون بگم اما ترجیح میدادم از زبون خودم بشنون، روز آ خونه برادر بزرگه پرتقالی دعوت بودیم و موقع خ ظی همه خانمها رو صدا زدم و خیلی خلاصه بهشون گفتم... یکی از دلایلی که گفتم هم این بود که چک آپ هاشون رو جدی بگیرن.اولش فکر دارم اذیتشون میکنم و مامان پرتقالی حتی نیایستاد گوش بده و به زورمیخواست جمع رو متفرق کنه ...جاری جان ها شوکه و نگران، نگام می د و خواهرهای پرتقالی بی صدا اش ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ح خوب باشه

آدمهای زیادی تو زندگیمون اومدن که بهشون کمک میکرد. همچنین خانومهای زیادی ، کلا اخلاقش اینجوریه میخواد به همه کمک کنه ولی همه اون خانومهایی که یه مدت تو زندگیمون بودن و دائم زنگ میزدن ، بهشون اگه کمکی میکرد یا مثلا رایگان زبان انگلیسی بهشون یاد میداد، پایان نامه شون رو انجام میداد و غیره ولی بعدش به اونها میگفت یه قدم هم برای لیلا بردارید کاری براش انجام بدین. یادم میاد که مثلا یکیشون که داشت از ایران میرفت من رو به جایی که خودش کار میکرد معرفی کرد، به یکی دیگه گفت همراه من باشه تو یک سفر ، یکیشون مارو دعوت کرد شهر خودشون چند روز مهمونشون باشیم. ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کانال باریک

در اصل ایجاد چنین کانال های باریکی در شهر زیر زمینی باعث میشده است که دشمن اولا مجبور بشه یکی یکی وارد بشه که قدرت تسلط بهشون بیشتر باشه دوما باعث میشد قدرت غافلگیری بهشون بیشه بشه و از سرعت دشمن در حین حمله کاسته بشه. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

طالب تحقیر

عجیبه دیگه نیست؟ فلسفه ش چیه؟ قبلا فکر می. همه چون از آدم های بد میترسن بهشون احترام میذارن. مثلا میترسن بهشون آسیب بزنن، میترسن تو روشون وایسن، میترسن حرف بد بزنن، میترسن کارهای ناپسند .ن... پس برای پیشگیری از همه اینها احترام میذارن به این افراد... خیلی به نظرم غیر منطقی نمیومد. جریان همون ضرب المثل که اگر با خوک کشتی بگشیری خودت گِلی میشی... ولی نکته اینجاست که آدم ها نه تنها احترام میذارن به این افراد، بلکه بیشتر بهشون ارج و قرب میدن. در حالی که این قسمت به ماجرای اول متفاوت هست. مثلا ما میتونیم با آدمی که خوب نیست کلکل نکنیم و در مواقع .وم بهش یک احترا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حضرت عباسی

در زندگی اکثرمون ، با افرادی اشنا میشیم که بعد از مدتی یا از همون اول ما ون نیستیم .یا جزو اولویت هاشون نیستیم .اما اصلا کم نمیاریم ! میریم پیششون براشون کادو می یم بهشون میگیم دوسشون داریم کار و زندگیمونو به خاطرشون تعطیل میکنیم بهشون سرویس میدیم چه سرویسایی !! با رفتارمون بهشون میگیم بذار کنیزیتو !! فرد مذکور میره میاد کاراشو انجام میده ، کلاس زبانشو میره ، تی ویشو میبینه ، غذاشو میخوره ، کاای شخصیشو انجام میده ، اگر خوابش نمیومد میاد یه سری هم به ما میزنه .اونوقت ما به خاطر فرد مذکور حتی چند ترم مشروط هم میشیم !!کاش رومون بشه موقع ج یه کادوی خیلی خوش? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

احترام

اگه بهت احترام گذاشتن بهشون احترام بذار!اگه بهت احترام نذاشتن هم باز بهشون احترام بذار! اجازه نده عملکرد دیگران از ادب تو چیزی کم کنه، چون تو ی وجود خودت هستی نه دیگران!! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

احترام...

اگه بهت احترام گذاشتن بهشون احترام بذار! اگه بهت احترام نذاشتن هم باز بهشون احترام بذار! اجازه نده عملکرد دیگران از ادب تو چیزی کم کنه، چون تو ی وجود خودت هستی نه دیگران!! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سلام عطر شهید مو میده...

سلام دیدید بعضی مریضی افکار منفی دارند،برا درمانش هم کاری نمیکنند.. با نقل خاطره یه بار رفتم،مزار ی باغ رضوان ارومیه،یه خانمی سر مزار یه شهیدی دیدم،بهشون سلام دادم،رد شدم،رفتم سر مزار شهید امینی ،ارادت خاصی بهشون دارم،چون ایشون منو با دنیای و خود آشتی داد،خوب بعد از مدتی اون خانم اومد ،دوباره سلام داد،خوب در مورد شهید امینی گفت،تا ا سر ازم پرسید با شهید نسبتی دارید یا از همسایه هاشون هستید(چقدر بعد یه عده قبل از به دنیا اومدنم عشق شون بهمون ثابت د،حالا در مقابل عشق شون تنها انی بهشون سر بزنه،خانواده و همسایه باشه)گفتم نه ،گاها برا عرض ارادت میام، ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

علاقه م رو بعد از سال ها به دختر مورد نظرم ابراز

با سلام و خسته نباشید خدمت اعضای محترم خانواده برتر هستم ۱۹ ساله ، از کودکی عاشق دختری بودم در فامیل ( فامیل بسیار دورمونه ) شاید بعضی به تمس هم بگیرید ولی از جایی که زندگیم یادم میاد عاشق ایشون بودم . شاید از اول دبستان تا به الان در ضمن رفتو امد چندانی هم نداشتیم که اسمشو بذاریم وابستگی و اینجور چیزا ، واقعا عاشقشم خیلی بارها خواستم بهشون بگم حضوری که بهشون علاقه شدیدی دارم ولی نتونستم . تا اینکه چند ماه پیش تو اینستا وقتی داشتم پیچ پدر بزرگشو چک می ایشون به چشمم خورد و بهشون پیام دادم و تو تلگرام حرف زدیم و از هم استقبال گرمی کردیم بعد از چند روز حرف ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چقدر خوب این کار رو انجام می دی

به نظرم چیزهایی خوبی که در نزدیکان یا اطرافیان دیده می شه رو باید بهشون گفت. حتی اگر خیلی کوچک باشه. نه اینکه بوی حسادت یا فریب بدهد که این کار را بدتر می کند. آدمها می فهمند. بلکه با تحسین و احترام. خیلی خوبه. برکات زیادی داره. من حتی می گم این حقشونه که بهشون گفته بشه. مثلا چقدر خوب این کار رو انجام می دی. پ.ن البته با رعایت اصول و قواعد! به هر .ی که نمیشه هر حرفی رو زد :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رویاهای واهی شایدم رویاهای واقعی!

گاهی وقتها تصمیم گیری در مورد چیزهایی که بهشون وابستگی بیش از اندازه داریم یا علاقه بیش از اندازه داریم، خیلی سخت! حدود دوسال پیش گرنبند شرف الشمسی که یادگار عزیزترینم بود رو گم . یا شاید بهتر باشه بگم گم شد! خیلی اتفاقی، بیش از حد ناگهانی. قلبم ش.ت، مدتها همه جا رو دنبالش گشتم. حالا حدود سال از اون روز میگذره و من هنوز که هنوزه ته دلم آرزو دارم و کور سوی امیدی دارم که یکروزی، گردنبندم همون اندازه ناگهانی که گم شد، پیدا بشه! این آرزو اونقدر قوی که گاهی خواب میبینم تمام اینها فقط یک کابوس بوده و گردنبندم روی میز آرایشم کنار باقی گردنبندهام نشسته! این حس ... ادامه در لینک سایت منبع ...

لباس های مخصوص عکاسی بارداری

چی باید بپوشم ؟ این سوالی که همه مامانا قبل از عکاسی برداری میپرسن و این یه مسله خیلی مهمه. من همیشه بهشون میگم لازم نیست شکمتون رو بپوشونی، برای عکاسی بارداری لازم داریمش. من بهشون دو تا پیشنهاد میدم ، یا لباسای خودشونو بیارن یا از لباسهای آماده مخصوص ع بارداری ما استفاده کنن. تو انتخاب هردو هم بهشون کمک میکنیم. یادت نره که لباسهای تنگ برای عکاسی بارداری برای بهتر و بهتر نشون دادن برآمدگی شکم فوق العاده ان. اگه مامان یه لباس توری بلند بپوشه، میتونی باهاش کار کنی ولی باید تو جمع و جور لباس و نشون دادن برآمدگی شکم کمکش کنی و با باد میتونی یه منظره عال? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

إرفَع رأسَک

بسم رب الرفیقخوش به حال اونایی که انقدر مرد بودن و معرفت داشتند که لیاقت پیدا شما بهشون نگاه کنید؛ خوش به حال اونایی که تا دم در جهنم رفتن ولی صدای هل من ناصر شما برشون گردوند؛ خوش به حال اونایی که توو وجودشون انقلاب شد و زیر و رو شدن، اونایی که از شرم سرشون رو انداختن پایین؛ خوش به حال اونایی که بهشون گفتید إرفع رأسک...آقاجان یه گوشه ی چشمی هم به این عبد_فراری ید..شما رو به مادر...ارحم غربتنا!د.دإنّا کنّا خاطئین...پ.نخوش به حال حُر (رجوع شود به سوخته)چهارم محرم 1439 ... ادامه در لینک سایت منبع ...

توی "مرد" لطفا همین قد که س رست و ناظر نباشی ما رو بس

اینجا ایرانه، و تنها حرفی هم که زده میشه اینه که هی خانوما بگن که بهشون میشه. ولی همین حرف اون ها هم در این شرایط به نوعی محسوب میشه. چون ایرانی مرد جماعت به اسم س رست و مرد در می آید این نقشو بازی میکنه. من هم باید بیام اینو به این به اصطلاح س رست بگم. ما زنها باید بریم بالا و دستمون بذاریم رو کله این مردا و فشار بدیم. بعد بهشون بگیم غلط کردین، نقش س رستو به این اسامی بازی نکنین. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تماشای . با چشم های بسته

یک . وحشتناک دیدم که این قدر بد بود که با چشم بسته نگاش . ! ولی یه چیز خوب از . یاد گرفتم .مردها وقتی متوجه بشن زنی بهشون علاقه داره احساس اسارت بهشون دست میده دلشون میخواد توی وضعیت عدم تعهد باشن برای همین هرگز مردی رو دوست نداشته باشید وگرنه بیچاره میشید چون یک دفعه اون حس می کنه خیلی خواستنی بوده که شما خواستیدش واگر حتی شما یه مرد کور و کچل رو از سر ترحم مورد محبت خودتون قرار داده باشید اون فرد باورش میشه .ی هست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

famoonevis_2

جایی که من زندگی میکنم محجبه بودن و حجاب داشتن سختاما شیرینه چون باعث میشه همه یه جور خاص نگاهت ن جایی که من زندگی میکنم اکثر آدم هاش فکر میکنن یعنی جایی که من هستم حجاب یعنی مانتوی گشاد و بلند با شال یا روسری بلند جایی که هستم حجاب داشتن براشون قابل درک نیست مردمش فکر میکنن من بخاطر کتک های پدرم محجبه هستم واما لذت بخش ترین جای ماجرا اینکه تو باید بهشون توضیح بدی در دین ما بانوان باید حجاب داشته باشن و باید ت رو براشون نام ببری تابدونن جلوی چه ایی راحت هستیباید بهشون توضیح بدی که حجاب من ارزش و شخصیت من رو والا میکنهو مهم تر از همه باید بهشون بگی بخا? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یک دنیا عشق

جایی که من زندگی میکنم محجبه بودن و حجاب داشتن سختاما شیرینه چون باعث میشه همه یه جور خاص نگاهت ن جایی که من زندگی میکنم اکثر آدم هاش فکر میکنن یعنی جایی که من هستم حجاب یعنی مانتوی گشاد و بلند با شال یا روسری بلند جایی که هستم حجاب داشتن براشون قابل درک نیست مردمش فکر میکنن من بخاطر کتک های پدرم محجبه هستم واما لذت بخش ترین جای ماجرا اینکه تو باید بهشون توضیح بدی در دین ما بانوان باید حجاب داشته باشن و باید ت رو براشون نام ببری تابدونن جلوی چه ایی راحت هستیباید بهشون توضیح بدی که حجاب من ارزش و شخصیت من رو والا میکنهو مهم تر از همه باید بهشون بگی بخا? ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

میدونم، سخته، ولی...

گاهی وقتا باید دست کشید از چیزایی که دوستشون داریم، دور شیم ازشون، چون ممکنه بهشون آسیب بزنیم. ولی میتونی دلتو خوش کنی که هستن، اره خب هستن، اونقدر قلبت بهشون نزدیک باشه که صدای نبضشون رو هم بشنوی، مثلا داد بزنی اهای فلانی دلم پیش توئه، حسش میکنی؟ ولی میدونی، عمق فاجعه اونجاس که در نهایت دلتنگی نمیتونی تو اغوش بگیریشون سخته اما اگه دوست داشتن واقعی باشه ازش دست میکشیم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

را ار برای اندونزی

تو بازی امشب اسپانیا رعایت ایران رو میکنه. برا همین نهایتش 1-0 ما رو میبره. این روزا هی نشون میدن یک بلایی سر اندونزی میاد. دقت کنید که من یک مقاله دادم به ژورنال اندونزیایی. همین دیروز خبر زیرنویس کرد که 128 نفر سرنشین های یک کشتی جای اندونزی ناپدید شده اند. دلیل این اتفاق اینه که من بهشون مقاله داده ام و هنوز چاپ نکرده اند. باید برم بهشون بگم مقاله ام رو زودتر چاپ کنن وگرنه هی بلا هست که از آسمون سرشون میباره. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود ...

یک سال گذشت. خیلی بیخود و مس.ه. اتفاق مثبتیم توش نمیبینم غیر از اینکه از شر کنکور راحت شدم.هنوز به جواب سوالایی که پارسال بهشون فکر . نرسیدم.میخواستم از بعد از عید کار پژوهشی رو شروع کنم و خیلی هم مصمم بودم ولی تو این چند روز که فکر . به تصمیمم شک .. شاید بهتر باشه بیشتر وقتمو صرف پیدا . جواب سوالام کنم که راهمو پیدا کنم نه اینکه راه بقیه رو برم.البته منظورم از راه، راه کل زندگیه. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه در لینک سایت منبع ...

به... 2#

ساعت یک ربع به چهار بامداد است و من از این تریبون می خوام برینم به دخترایی که توی ذهنشون خودشونو هر لحظه و هرشب تو بغل یه پسر تصور می کنن، اونوقت میان جلو این و اون ادای تنگارو درمیارن... بهشون... که فقط از رابطه با پسر پول و ماشین و امکانات می خوان و هر یو هم که می بینن این چیزارو داره سریع دست و پاشونو گم می کنن ولی مثلا خیر سرشون می خوان وانمود کنن که آفتاب و مهتاب مارو ندیده. اینا ذهناً و دروناً ای بیش نیستن در لباس جعلی مریم مقدس. بهشون که انقدر پوچ و فرومایه و سرتاسر تناقض هستن. نکبتا... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

. تعطیل

سلام عیدتون مبارک . شاید من آ.ین نفر باشم بهتون تبریک می گم ولی خوب بعد دو روز تعطیلی عید میچسبه . در خطبه های . عید . دوباره آتش به اختیار رو معنی کرد . پس دچار کج فهمی نشیم . افراط و تفریط در هر شرایطی به درد نمیخوره پس مواظب باشیم نه کم کاری کنیم و نه زیاد پامونو از گلیممون دراز تر کنیم . البته یادمون نره در زمان . علی هم بهشون میگفتن افراطی شده و سال ها روی منبر . بهشون توهین شد . پ.ن : احتمالا دیگه بحث های . انجام ندم . فعلا سیاست تعطیله مگر در مواقعی که خیلی ضروری باشه و مطلبی بذارم. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اعتقاد

+ راست است که آتش می خورند و نمی سوزند؟ برق به خودشان وصل می کنند و آسیبی نمی بینند؟ - راست است. + شما هم این کارها را می کنید؟ - من نمی توانم. + چطور؟ - آنها با اعتقادِ به من این کارها را می کنند. من با اعتقاد به چه .ی .م؟ همنوایی شبانه ار.تر چوب ها رضا قاسمی پ.ن : اعتقاد مسئله عجیبی ست. من چیزکی می دونم. اما معتقد نیستم بهشون. خیلی چیزها رو نمی دونم و بهشون معتقدم. و غلت زدن و دست و پا زدن تو دنیایی پر از اطلاعات که هیچ اعتقادی و حتی اعتمادی بهش نیست خیلی بده. خیلی تلخ. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دومین شروع

سلام. من هم بالا ه حس که نیاز دارم که یه جا بنویسم. ذهن به هم ریخته شاید نیاز به نوشتن داره. پس اگر نوشته هام به هم ریختس نترسید! ذهنم به هم ریخته. کلا شبا وقت مناسبی برای فکر ه. این که از خودت و مسائل زندگی دور شی و یه بار دیگه از دور نگاهشون کنی. این که ببینی تو کجای زندگی ای و چقدرشی و زندگی چقدره. این که چقدر کوچیکی و برای کوچیک ها جون میکنی تا کوچیکی بزرگتر شی... قبل از اینکه بیام اینجا و شروع کنم به نوشتن داشتم تلاش می که ببینم php چیه و چطور باهاش میتونم یه بات تلگرام بنویسم. ولی خیلی به نتایج دوست داشتنی ای نرسیدم. این همه سایت... این همه اطلاعات... کد ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پانزده دقیقه صبر... f5 f5 f5

از ساعت 8 صبح امروز کارمون شده همین به عنوان ی که حوزه تخصصش وب هست میگم که یک سایت میتونه این مشکلات رو نداشته باشه با اطینان میگم و با اطمینان میگم که هزینه انچنانی هم نیاز نیست بشه سرهنگ دیروز بهم گفت چهارشنبه نیا پادگان بشین خونتون برای من (سرهنگ) تیبا ثبت نام کن منم از 8 صبح داستانم شده همین مس ه بازی در اوردن ، سه بار تا صفحه بانک رفتم و... نمیذاره پول بدیم بهشون حداقل ، مصیبتی شده ماشینی که همه بودنش بهشون ثابت شده اینجوری سرش دعواه؟ عجب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مهمان حبیب خداست.

هر روز می آن کتابخونه. صبح پتو رو کنار نزده، صبحانه خورده نخورده با چشم های پف کرده و لب های همیشه خندون تو کتابخونه اند. کتابخونه براشون یه اتفاق تازه ست. یه دنیای جدید. با قیافه های آفتاب سوخته و ناخن های پرچرک و دمپایی های پلاستیکی تو کتابخونه وول می خورند. به همه چیز دست می زنند. تمام کتاب ها رو بهم می ریزند. حتی «سرعنوان های موضوعی» رو هم دست کاری و جابه جا می کنند. بهشون لبخند می زنی، فرداش باز کتابخونه اند و بهت می گن . می شه هر روز مثل شنبه ها قصه بخونی. بهشون غر می زنی، فرداش باز کتابخونه اند و بهت می گن . می شه هر روز مثل شنبه ها قصه بخونی. باهاشون دع?... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت رویاهای کوچیکی که بهشون نرسیدم توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.