فرق من و زندانبانم را می دانی

عبارت فرق من و زندانبانم را می دانی مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت فرق من و زندانبانم را می دانی میباشد.



دانی چت

,دانی چت,دانی چت ,آپارات ,دانی چت,چت دانی,چت روم دانی,دانی گپ,چت دانی,چت روم دانی ,چت ناز ,تصاویر برای دانی چت,دانی چت ,چت روم دانی ,بارش غم ,چت دانی خاطرات دانی چت ,bloemlezing uit maleische geschriften ,al,دانی چت ,sya?ir ken tamb?han dan sya?ir yat?m must?fa,بایگانی های دانی چت ,دنیـــای مـــن ,دانی چت ,چت روم دانی چت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فرق من و زندانبانم را می دانی ؟

در کتاب خاطرات نلسون ماندلا،،،، آمده است: فرق من و زندانبانم را می دانی ؟ زمانی که پنجره کوچک سلولم را باز می کند او تاریکی و غم را می بیند ومن روشنایی و امید را ..... زیبا گفت............ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در کتاب خاطرات نلسون ماندلا آمده..

در کتاب خاطرات نلسون ماندلا آمده..فرق من و زندانبانم را میدانی.....؟زمانی که پنجره کوچک سلولم را باز می کند...او تاریکی و غم را می بیند و من روشنایی و امید را........دید شمابسیار مهم است زیبا بنگرید... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مکالمه

می دانی که چیست؟ نمی دانم! می دانی که کیست؟ نمی دانم! می دانی چرا؟ نمی دانم! پس چه می دانی؟ نمی دانم! پس چیست آنکه هست و نمی دانیم؟ نمی دانم! راست میگویی؟ نمی دانم! دروغ میگویی؟ نمی دانم! چه هستی یا که هستی؟ نمی دانم! می شود یا که نه؟ نمی دانم! نمی دانی؟ نمی دانم! آرزو کن:... نمی دانم! مرگ را دوست داری؟ نمی دانم! خودت را؟ نمی دانم! می دانی دوست داشتن چیست؟ نمی دانم! پس چه می دانی؟ نمی دانم! تنها می دانم که نمی دانم.یا نمی توانم که بدانم و آنان نیز نمی خواهند بدانند که نمی دانند. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دانی چت: دانی چت توسط علی

,چت روم دانی توسط علی به دلیل بی ادبی مدیر ما ,دانی چت شد: علی ,دانی چت شد: علی,ویدئوها,گفتگو با نفر اول کلش آو کلنز در ایران(+ع ) ,چتروم ایرانی+چت روم+نیواچت+نیوا+داستان+اموزش +ع ,چگونه از شدن جلوگیری کنیم؟ ,آموزش ساخت چت عمومی وایبر (public chat) ,بهترین هاست ایران و مقایسه بهترین هاست های ایرانی + کد ,چت در مسنجرهای ایرانی ,جستجوهای مربوط به دانی چت: دانی چت توسط علی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تصاویر بی ادبی مدیر ما و شدن

,چت روم دانی توسط علی به دلیل بی ادبی مدیر ما ,دانی چت شد: علی ,دانی چت شد: علی,ویدئوها,گفتگو با نفر اول کلش آو کلنز در ایران(+ع ) ,چتروم ایرانی+چت روم+نیواچت+نیوا+داستان+اموزش +ع ,چگونه از شدن جلوگیری کنیم؟ ,آموزش ساخت چت عمومی وایبر (public chat) ,بهترین هاست ایران و مقایسه بهترین هاست های ایرانی + کد ,چت در مسنجرهای ایرانی ,جستجوهای مربوط به دانی چت: دانی چت توسط علی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

توسط علی به دلیل بی ادبی مدیر ما

,چت روم دانی توسط علی به دلیل بی ادبی مدیر ما ,دانی چت شد: علی ,دانی چت شد: علی,ویدئوها,گفتگو با نفر اول کلش آو کلنز در ایران(+ع ) ,چتروم ایرانی+چت روم+نیواچت+نیوا+داستان+اموزش +ع ,چگونه از شدن جلوگیری کنیم؟ ,آموزش ساخت چت عمومی وایبر (public chat) ,بهترین هاست ایران و مقایسه بهترین هاست های ایرانی + کد ,چت در مسنجرهای ایرانی ,جستجوهای مربوط به دانی چت: دانی چت توسط علی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دمی با حافظ

1 نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانیگذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی2 تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهتبه مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی3 بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا راز لعل روح‏فزایش ببخش آن که تو دانی4 من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانستتو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی5 خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب استاسیرخویش گرفتی بکش چنان که تو دانی6 امید در کمر زر کشت چگونه ببندمدقیقه ای‏ است نگارا در آن میان که تو دانی7 یکی‏ است ترکی و تازی در این معامله حافظ حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پوستم شکافت

در این سالها که بی وقفه و پر درد گذشت، بارها و بارها روی زانوهایم زمین خوردم و از اعماق وجودم به نیستی شیدم. بازترکش این آرزوهای شوم و غریزه نبودگی افسردگی دامن گیر و جنون ادواری بود. آرزوهای بیمارم را چه باید می ؟ جهان تاریک و ناشناخته درونم را چه؟ از این میان پناهندگی به زهدان موجودی را برگزیدم و قریب شش سال چون جنینی بی قرار در آن زیستم. هر بار از هزاران باری که خواستم از این زندان رها شوم، به در بسته خوردم. تا که روزی، جایی و در حالی که حتی تصورش را هم نمی درد زایمان محافظ و زندانبانم شروع شد. کمی هیجانزده شدم؛ بیشتر ترسیده بودم و به کل شوکه بودم. وقت خداحافظی با دنیایی فرا رسیده بود که حالا برای خودم ساخته بودم. باید به تبع آرزوهایم به دنیای ناشناخته وارد می شدم. باید به تبع اسمم می جستم. باور ی نبود. تلاشهای ک نه ام برای پا گذاشتن به دنیای آدمها. پوست کرگدن شکافتن آغاز کرد و از لای جسد متعفن او نوزاذی به دنیا خواهد آمد. چهل روز برای دیدن، شنیدن و پا گرفتن زمان دارد... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

معنی غصه ی من را تو فقط می دانی

راز دلخسته شدن را تو فقط می دانیمعنی غصه ی من را تو فقط می دانیآن زمانی که تویی معنی مام وطنمدرد دوری ز وطن را تو فقط می دانیهر که عاشق بشود سهم دلش غم بشوددرد این حرف و سخن را تو فقط می دانیجز من و ماه شب و پنجره ی خانه تانعلت پرسه زدن را تو فقط می دانیز همه مردم دنیا ز همه شهر فقطمعنی غصه ی من را تو فقط می دانی محمدصادق رزمی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو می دانی من کیستم؟

از مقابلم گذشت؛ چنان مضطرب و آشفته بود که مرا هم ندید؛ کمی که رفت دوباره برگشت. چشمانش در حدقه دودو می زدند: امروز چندشنبه است؟ انگار جواب سوال به جانش بسته بود؛ در صدایش اوج اضطرار و درماندگی نهفته بود. گفتم: فکر می کنم باشد؛ بگذار به تقویم نگاه کنم؟ حتی منتظر نماند تقویم را از روی میز بردارم: تو نمی دانی چقدر از این بدم می آید، درست وسط هفته است؛ تا هفته تمام شود جان آدم در می آید. رفت و درست چند دقیقه دیگر برگشت: تو می دانی من می خواستم کجا بروم؟ بدنش از شدت اضطراب و ناتوانی آشکارا می لرزید. فکر اگر دستش را نگیرم همین الان غش خواهد کرد: نه عزیز، من حتی نمی دانم کار خودم چی هست چه برسد به اینکه بدانم تو می خواهی چکار ی؟ : فکر کنم هی دور خودم می چرخم و هی برمی گردم اینجا. دلداریش می دهم: کمی به خودت مسلط باش بنشین یک لیوان آب خنک بیاورم تا ح جا بیایید. منتظر تمام شدن حرفم نماند و دوباره رفت. این بار باز هم برگشت آیا خود او بود یا شبیه او؛ هرچه بیشتر نگاهش می آشناتر به نظر می رسید. انگار شباهت دوری به خود من داشت؟ آیا همان نفر قبلی بود که چند ساعت و شاید هم چند ثانیه بیشتر نبود که ترکم کرده بود. : تو می دا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سلام بر محرم

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟ یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟ بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟ اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید م الله الله است می دانی چرا؟ یک بغل باران الله الصمد آورده ام نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟ راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟ از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟ از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟ از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بایگانیهای ورودی چت

,تصاویر برای طراحی قالب دانی چت,ساخت قالب چت روم ,دانی چت,بایگانی های طراحی قالب ورودی چت ,قالب ورودی چت روم به صورت html ,قالب آدور , artisteer v4.3.0.60745 + v4.1 ,مانند ساخت یک زباله ,چت نکن، حرف بزن! – شرکت درایت سنجش مرجان در,چت روم فارسی گی ها,جستجوهای مربوط به طراحی قالب دانی چت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مرگ دانی چیست

مرگ دانی چیست ؟؟من نباشم و توباشی و مردی شبیه من در اغوشت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش؟ زیرا که خدا نیز عزادار حسین است...

به نام خدای مهدی عج دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش؟زیرا که خدا نیز عزادار حسین است... دانی که چرا آب فرات است گل آلود ؟ شرمنده گی اش از لب عطشان حسین است .. دانی که چرا چوب شده قسمت آتش ؟ بی حرمتیش برلب و دندان حسین است .. دانی که چرا جغد به ویرانه نشیند همه ی عمر ؟ خاکم به دهن باد که آن جای یتیمان حسین است .. دانی که چرا کوفی و شامی شده بد نام ؟ خائن به حریم و هدف و راه حسین است .. دانی که چرا ماه رخش گشته مکدر ؟ ت ده سه شب بر تن حسین است .. دانی که چرا آب روان دارد ؟ این از غربت طفلان حسین است .. دانی که چرا وقت تمنای دلت آب ؟ سوزد جگر از سوز علمدار حسین است .. دانی که چرا کرببلا کوی منا شد ؟ چون ذبح عظیم غایت ایثار حسین است .. دانی که چه سریست به شش گوشه مزارش ؟ دوگوشه ی آن قبر علی جان حسین است .. دانی که چرا گریه کند سید سجاد همه ی عمر ؟ چون شاهد لبهای عطش بار حسین است .. دانی که چرا یاد ابه به دل ماست ؟ چون تربت نورانی زهرای حسین است .. دانی که چرا ذکر حسین بر لب دانا ؟ جاری شده از بهر تولای حسین است .. دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش ؟ گویی که خدا نیز عزادار حسین است .. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فاتح غم ها

می نویسم فاتح غم هاست، می دانی چرااز تو شوری در دلم ب است، می دانی چرااین دلیل از تو گفتن بر ی پوشیده نیستمی نویسم چَشمِ تو زیباست، می دانی چراقصهء دلدادگی و قصهء آوارگیاولش هم آ ش پیداست، می دانی چرااز ی پنهان نبوده، از تو هم پنهان مباداین قلم هم عاشق رویاست، می دانی چراآنچه من حس می کنم شاید نمی داند ولیمی نویسم آ دنیاست، می دانی چرادر سرم پیچیده یک دردِ به ظاهر مشترکمثلِ موجی در دلِ دریاست، می دانی چرا....# _اخوان ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پوشک بچّه

بازیگر نقش منفی ام میدانی؟در هیبت یک هبوط مرزی ام می دانی؟تو برومند شدی در این زوال بی معنی لیکمن هنوز هم همان کمال فرضی ام می دانی؟زیباست بدانی که شروع ما را که نوشتمن سرنوشت یک خیال قرضی ام میدانی؟می دانم و می دانی و می دانمش این را که نمی دانیدر قوص میان قله عرضی ام می دانیگاهی به کمال زیبا خودم می شمایجاز کثیف و هرزی ام می دانی؟بیچاره تر از آنکه تو پندار کنی یا نهدر پوشک خود ی و لرزی ام می دانی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اگر . . . آزاده باشید !

*** از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟ یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟ بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟ اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید م الله الله است می دانی چرا؟ یک بغل باران الله الصمد آورده ام نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟ راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟ از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟ از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟ از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟ (علیرضا قزوه ) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قالب ورودی چت روم به صورت html

,تصاویر برای طراحی قالب دانی چت,ساخت قالب چت روم ,دانی چت,بایگانی های طراحی قالب ورودی چت ,قالب ورودی چت روم به صورت html ,قالب آدور , artisteer v4.3.0.60745 + v4.1 ,مانند ساخت یک زباله ,چت نکن، حرف بزن! – شرکت درایت سنجش مرجان در,چت روم فارسی گی ها,جستجوهای مربوط به طراحی قالب دانی چت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دانی چرا

دانی چرا؟خانه حق گشته سیه پوش چونکه خداونددایما عزادارحسین است دانی چراجغدبه ویرانه نشیندهمه عمر خاکم به دهان چون به یاد یتیمان حسین است دانی که چراآب فرات گشته گل آلود چون که شرمنده ازلب عطشان حسین است دانی که چراچوب شده ط آتش چون بی حرمتی اش برلبودندان حسین است ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قدر دانی علی مشهدی از ی حرم در برنامه خندوانه

علی مشهدی از شدهای حرم قدر دانی کرد ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید ... ادامه در لینک سایت منبع ...

لبخند تلخ ...

خنده ام می گیرد ! ... می دانی چرا ؟ ... چون نمی دانی و فکر می کنی که می دانی! .... نمی دانی که زمان می گذرد و فاصله ات فرسنگها دورتر می شود و در باتلاق تفکرت فرو می روی و حق را به خود می دهی ... ... .. . به دور و برت نگاه نکن با خودِ تو هستم ! ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دانی چت| کاری مدیر ما در چت روم دانی

دانی چت| کاری مدیر ما در چت روم دانی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دانی چت+دانی چت+ مدیر ما کاری

دانی چت+دانی چت+ مدیر ما کاری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سرو بلند قد

بی انصاف! چه می دانی...؟ "او".. چند بار جانش به لب رسیده که...تو را بازگو کند؟ چه می دانی؟ "او".. چند بار تا آستانه ی صدا زدنت، جرات جمع کرده و آ ین لحظه.. صدا در گلویش مرده! چه می دانی؟ چند بار مشت گره کرده تا توان قلبش باشد ولی باز آن دیوانه.. همراهش نبوده است چه می دانی؟ تو را دیدن و نبوییدن چقدر سخت است! چه می دانی؟ تو را دیدن و لال ماندن چقدر زجر است! چه می دانی؟ تو را خواستن و نتوانستن چه درد ماندگاری است! چه می دانی؟ یغمای من مرد نبوده ام ولی مردانه... ایستادگی را ایستاده ام نمردن را... تو به جانم آموخته ای ای..سرو سبز همیشگی +قدرتم تویی..اگر بدانی،اگر بدانی،اگر بدانی +صبر میکنم..تا رسیدنت..تا ر س ی د ن ت + :-) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نمی دانی چیست

تو که عاشق نشدی، درد نمی دانی چیستآنچه غم با دل ما کرد نمی دانی چیستشب به باران نزدی تا که سحر برگردیچتربارانی و شبگرد نمی دانی چیستکوه قبل از فورانش به خودش می لرزدلرزه بر شانه ی یک مرد نمی دانی چیستکنده ای بودم و تبدیل به تابوت شدمآنچه قسمت سرم آورد نمی دانی چیستاز غمم هرچه بگویم تو نخواهی دانستتو که عاشق نشدی درد نمی دانی چیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو را به صبر م، مرا به بی قراری ام...

می دانی عزیزِ دلممی دانی این روزها چقدر غصه می خورم؟«چقدر غصه می خورم که هستی و ندارمت؟» #سید_تقی_سیدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو را به صبر ت، مرا به بی قراری ام...

می دانی عزیزِ دلممی دانی این روزها چقدر غصه می خورم؟«چقدر غصه می خورم که هستی و ندارمت؟» #سید_تقی_سیدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

طمع به وصل تو دارم ولی تو نمی دانی

به دست هجر تو زارم تو نیز می دانی طمع به وصل تو دارم، تو نیز می دانی چو در دل آمد عشق تو و قرار گرفت نماند صبر و قرارم، تو نیز می دانی حضرت.عشق.مولانا @divaneshams ... ادامه در لینک سایت منبع ...

محرم

دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است دانی که چرا چوب شود قسمتش آتش بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است دانی که چرا آب فرات است گل آلود شرمنده زه لعل لب عطشان حسین است دانی که چراکعبه ی حق گشته سیه پوش یعنی که خدا هم عزادارحسین است ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هوای دل

اربعین شد آقا....دلـــــــم هوای زیارت کـرده است ...می دانی؟دلــــــم هوای حـرم کـــرده است ...می دانی؟دلــــــم هوای زیارت آن شش گـوشه کــرده است ..می دانی؟دلــــــم هوای ایوان طلاودورکعت بالاسرکـــرده است ...می دانی؟دلــــــم هوای ابوالفضل وکف العباس کرده است ..می دانی؟دلــــــم هوای کــــوه یارکــــرده است ...؟می دانیدلــــــم هوای تل زینبیه ودل بیقرارزینب کرده است . می دانی؟دلــــــم هوای آن بیابان گــرم کـــرده است ...می دانی؟ دلـــــــــم هوای زیــــارت آقاحسینم کــــــــــرده است ...می دانی ...مهـــــدی فاطمه؟؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رنگِ شب

رنگِ چمنی را دوست دارم، زیباسترنگ یشمی اما رنگِ نهانِ من استمردمَم خا تری داننددوستان خا تری دانند مادرم خا تری داند مرا .....سبز یشمی اما رنگِ نهانِ من است ....تو می دانی چرا .....تو می دانی چرا بعد از تو خا تری پوش شدم ....تو می دانی چه شب ها نقاب بر صورت، زیر نور ماه ..... و جای خالیه تو .....تو می دانی که من از نگاهت دارم این رنگ را ....تو می دانی تمام زندگیِ من در لحظه ی س ِ نگاهِ خیره ات خلاصه می شود ..... تمام می شود .....می دانی و باز رفته ای ......می دانی و تنهایم گذاشتی ......می دانی و ......رنگِ چمنی را دوست دارم ......اما عاشقِ سبزه یشمی ام ....... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قحط وفا

چقدر زندگی ام مبتلاست می دانی دلم گرفته تر از ابرهاست می دانی تمام عمر کنار قفس گرفتارم دلم کبوتر در غم رهاست می دانی؟ کنار خلوت خود شبیه بارانم سکوت من همه غرق صداست می دانی نمی شود نفسی خوش کشید انگاری در این زمانه که قحط وفاست می دانی بیا وو خستگی ام را به عشق درمان کن چقدر زندگی ام مبتلاست می دانی؟ شکیبا شهیدی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عارفی عارف به کویش گر نمی دانی بدان

عارفی عارف به کویش گر نمی دانی بدان بوسه ای گیری ز رویش گر نمی دانی بدان با همه مانع تراشی بهر دیدار باده آید در سبویش گر نمی دانی بدان گر بنالد دل ز دوری ها و اوقات زمان میزنم سیلی به رویش گر نمی دانی بدان همچو عاشق پیشه ای افتاده در دام مقام می بری پس آبرویش گر نمی دانی بدان دست باقی چون رسد بر مرز افکارتمام چنگ زند بر تار و پودش گر نمی دانی بدان من تتبع کرده ام اشعار زیبای تورا این همه بود آرزویش گر نمی دانی بدان « رامین نظری » ... ادامه در لینک سایت منبع ...

روزهای انتظار

درد بزرگی است ی را دوست داشته باشی اما خودش نداند. می دانی در ای خواهد آمد اما تو او را نمی بینی. چشمانی است که او را می بیند اما آن چشمها چشمهای تو نیست. خیالش می کنی، تصویر می سازی، با او حرف می زنی اما می دانی که حرفهایت را نمی شنود چون می دانی که لایق دوستی او نیستی و می دانی که در شماره ی دوستان او هم نیستی. می دانی جای دیگری است دور از تو، دست زیر چانه، غریبانه چشم به راه ها می نشینی. ها می آیند و می روند و تو او را نمی بینی. گاه حسادت می کنی به چشمهایی که چشمهایش را می بیند، گاه غبطه می خوری که چرا چشمهای تو لایق دیدار نیست، گاه حسرت می خوری که عمرت شتاب دارد و گاه می ترسی که به انتها برسی و لحظه ای او را ندیده باشی. روزهای انتظارت را که از روزهای زندگیت کم کنی جز به شماره ی انگشتان دست چیزی نمی ماند. تو یعنی انتظار، تو یعنی حسرت دیدار. به غروب که می رسی می دانی این هفته هم آ شد و او را ندیدی. بغض می کنی می خواهی گریه کنی اما فقط دعا می کنی خدایا هر کجا هست به سلامت دارش. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

زلف وا کرده ای و باد نمی دانی چیست گریه در ح ِ فریاد نمی دانی چیست بارها خواستم از فکر ِ شما در بروم بخدا قدرت ِ صیاد نمی دانی چیست هی بیفتد ی از چشم ندیدی هرگز رفتن ِ یک شبه از یاد نمی دانی چیست . . . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

محرم بهترین ماه

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟ یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟ بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟ اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید م الله الله است می دانی چرا؟ یک بغل باران الله الصمد آورده ام نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟ راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟ از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟ از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟ از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کاش می دانستیم

نگاهم می کنی این بار نگاهت با عشوه ای ریز همراه است دلم می خواهد این طور برداشت کند که شناختی ام قلبم هری می ریزد فشارم می رود بالا قندم می آید پایین مختل کرده ای سیستم عین ساعت بدن را دلم می خواهد فریاد بزنم می خواهد بلند شوم و محکم درآغوشت بگیرم اما من هم چنان آرام هم چنان بی تفاوت روی صندلی ام نشسته ام همیشه در تضادند این دو می دانی؟ می دانی برای همین نگاه های چند ثانیه ایِ طولانی ست که این همه راه را می آیم این جا حتما نمی دانی نمی دانی "کجای قلبمو گیری نشونه" نمی دانم "تو که با ما سر یاری نداری چرا هر نیمه شو آیی به خوابم" نمی دانی " ابه حاله هر کی نی چشای تو کرده" نمی دانم "چه می خواهی از این حاله ابم" نمی دانی"من بی تو از رویای خود تنها ترم" نمی دانم"با این خزان آرزوهایم چه خواهی کرد" نمی دانی "من آن کوه صبرم" نمی دانم"نمانده قراری" نمی دانی"از این جا می روم روزی" نمی دانم"ساعتی بی تو بر من نمی گذرد" نمی دانم نمی دانی چیزهای زیادی ست که نمی دانیم نه تو نه من و نه هیچ دیگر ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بوی محرم

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟ بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمامبر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟ اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهیدم الله الله است می دانی چرا؟ یک بغل باران الله الصمد آورده امنوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟ راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرفراه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟ از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توستفرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟ از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزیدانتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟ از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکدباز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

محرم بهترین ماه

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟ بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمامبر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟ اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهیدم الله الله است می دانی چرا؟ یک بغل باران الله الصمد آورده امنوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟ راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرفراه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟ از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توستفرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟ از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزیدانتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟ از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکدباز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

43|اس ام اس محرم

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟ یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟ بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هفته دفاع مقدس گرامی باد

بعضی از آنها که خون نوشیده اند ارث جنگ عشق را پوشیده اند عده ای « حسن القضا » را دیده اند عده ای را بنزها بلعیده اند بزدلانی کز هراس ابتر شدند از ها تر شدند آی، بی جانها ! دلم را بشنوید اندکی از حاصلم را بشنوید تو چه می دانی تگرگ و برگ را غرق خون خویش، مرگ را تو چه می دانی که رمل و ماسه چیست بین ابروها رد قناصه چیست تو چه می دانی سقوط « پاوه » را « باکری » را « باقری » را « کاوه » را هیچ می دانی « مریوان » چیست؟ هان ! هیچ می دانی که « چمران » کیست؟ هان !... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بی تو اما عشق بی معناست ،

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟ دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟ آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چه می دانی؟

و تو از این غم چه می دانی؟و از این غم دمادم چه می دانی؟تو که ندیده ای لحظه مرگم راکه به فکر تو ام چه می دانی؟تو که نبوده ای لحظه ای جای منو ندیدی فریاد مرگ منو نبودی میان آتش هاو ندیدی هرگز سوختن منتو نبودی که می مردمو نبودی پای دل سپردن هاو تو که نش تی در دل کوهو ندیدی مرگ روح!و ندیدی خش الی چشمو ندیدی هوای زهر آلود و نبستی دست دلو ندیدی تو مرگ منو نخوردی ز دل شلاقو ننشست خنجر جوربر دل هزار هزار غمگینتچه می دانی؟چه می دانی؟چه می دانی... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

این روزها ...

این روزها عجیب میگذرند ! خیلی عجیب !این روزها تو انگار درست قلب مرا نشانه گرفته ای دختر !حرکات و حرف هایت !اخ که نمی دانی چه می کند با من ! نمی دانی !شیرین زبانی هایت دیگر امانم را بریده ، باورت می شود ؟!گاهی حرف هایی میزنی که من میمانم حیران ! که از کجا و چه ی شنیده ای !این روزها حرف هم نزنی حتی ، با جشم هایت مرا می بری به اوج !این روزها تو عجیب رنگ و بو داده ای به روزها و لحظه های من ! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عاشق نشدی زاهد / دیوانه چه می دانی ؟!

در شعله ن یدی پروانه چه میدانی ؟! عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه می دانی؟ در شعله ن یدی، پروانه چه می دانی؟ لبریز می غم ها، شد ساغر جان من خندیدی و بگذشتی، پیمانه چه می دانی؟ یک سلسله دیوانه، افسون نگاه او ای غافل از آن جادو، افسانه چه می دانی؟ من مست می عشقم، بس توبه که بش تم راهم مزن ای عابد، میخانه چه می دانی؟ عاشق شو و مستی کن، ترک همه هستی کن ای بت نپرستیده، بتخانه چه می دانی؟ تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را مقصود یکی باشد، بیگانه چه می دانی؟ دستار گروگان ده، در پای بتی جان ده اما تو ز جان غافل، جانانه چه می دانی؟ ضایع چه کنی شب را، لب ذاکر و دل غافل تو ره به خدا بردن، مستانه چه می دانی؟ هما میرافشار ... ادامه در لینک سایت منبع ...

می دانی در صدایت چیست

می دانی در صدایت چیستوسط یک باغچهگُل یخ با حریر آبیبرای سیگار کشیدنبه طبقه یِ بالا می رویمی دانی در صدایت چیستزبانِ ترکیِ بی خواباز کارت راضی نیستیاین شهر را دوست نداریمردی رو مه اش را تا می کندمی دانی در صدایت چیستبوسه هایِ قدیمیشیشه یِ یخ بسته یِ چند روزی ناپدید شدیترانه یِ دورانِ مدرسه هستمی دانی در صدایت چیستخانه ای آشفتههر بار دستت را بر موهایت می کشیتنهاییِ پریشان در باد رامرتب می کنیمی دانی در صدایت چیستکلمه هایی ناگفتهشاید چیزهایی کوچکاما در این ساعتِ روزمثلِ بناهایِ یادبود می ایستندمی دانی در صدایت چیستکلمه هایی ناگفتهجمال ثریا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جنگ و صلح

مهربانم ...! می دانم آن هنگام که خسته و نفس ن باز می گردم ، جز تو را نمی یابم ...می دانم که دست های من جز آرامش دستان تو را نمی خواهد ...می دانم افسانه ای جز تو را نمی خوانم ...می دانی ، می دانم .... مهربانم ...! امروز پس از یک عمر ، خود را دیدم ..خود را یافتم ..در کنار خود ، بهت زده بودم ...بهت زده ماندم ..از خود چشم بر نمی داشتم ...می دانی که چقدر مانند آن روزها نیستم ...می دانی که چقدر خود را در میان هیاهوی جنگ جویان گم کرده بودم ..می دانی که امروز ، پس از یک عمر به خود در آینه نگاه و برای اولین بار بود که خودم را می دیدم ..می دانی آن زمان بود که دانستم گیسوان ِ سفید من حاکی از آن است که سال ِ زیستنم آرام و بی صدا رو به زمستان یخ بسته و سرد ِ پیری می رود ...برف های سفید ِ سفید را از صورتم کنار زدم و با حیرت نگاهم به نگاهم گره خورد ! مهربانم ...!حالا بغض گلویم را می فشارد ...از درگیر ِ تو بودن ، از اسیر ِ تو بودن بود که در تکاپوی نجات ِ خود از بندها بودم ...و چه سخت می جنگیدم ...و تو از دور می ایستادی و نگاهم می کردی ...و چه سخت نگاهم می کردی ... مهربان ترین ِ نامهربانان ِ من ...!چه جنگ سخت و طاقت فرسایی میان ِ من و زندگی ام بود ...جنگی که ه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

blue

غریب نیست که وقتی حُزن هجوم می آورد، در شکم ات احساسّ درد می کنی؟ اندوهی که متراکم شده باشد انگاری، اینقدر متراکم که انگار کلّ وجودت چگال شده باشد، الان انگار در تخت از شدّت فشردگی و چگال شدن، دارم غرق می شوم و فرو و فروتر می روم. احساس دلتنگی می کنم حتّی، و بقول دوستی، دلتنگی هرجورش« یاغی » است. مُدام احساس می کنم که الان می خواهم گریه کنم،نچشمانم داغ شده اند و انگار چیزی در جایی فروپژمرده باشد و نمی دانی چه چیزی و کجای وجودت، یا می دانی و جرأت نداری اعتراف کنی؟ ، غم و اندوهی که نمی دانی از کجا آمده، و دلتنگی ای که می دانی از کجا آمده، ولی چیزی هست که می دانی: « چیزی که ای بسا می دانسته ئی، چیزی که بی گمان به زمانهای دور دست می دانسته ئی... » می دانی غم و اندوهی که نمی دانی از کجا و دلتنگی ای که می دانی از کجا، فلج ات می کند، به زانو بر زمین ات می زند... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نمی دانی .. 116

تو نمی دانی . .نمی دانی بطن زندگی چیست ..نمی دانی ارتباط بین سکوت و خاطره را .نمی دانی رابطه ی عمیق فاصله و عشق را .نمی دانی جدال ساعت و تنهایی را . .دور شو ,که مبادا طاعون ابرهای استراتوسی ام ,اسمان دلت را احاطه کند . . از من چه می خواهی ؟!وقتی تنهایی مانند گلوله ای مذاب ,از میان ام عبور کرده ,و هر بار که یاد تو در من زنده می شود ,قلبم , ,صدای خشک سوختن را می دهد ..و درد هایی که تمام بدنم را لمس می کنند . .از من چه می خواهی ؟!وقتی سکوت ,روح مرا همچون غبار سرگردان ,همچون روح صوفیگری که در خلسه فرو رفته , با خود می برد ..تا به جایی که عطر تو را مثل پیراهنی بر بدنم لمس می کنم .افسوس که جسم ادمی محصور دنیاست . .من ,عطر تو را لمس می کنم . .و این استمرار ثانیه های من است ..چگونه است که برای نیامدن ,همیشه وقت جاریست . . . !!..............................و دوباره ,لحظه ای بود ,و دوستان قدیمیو ,صدای موسیقی کلاسیک .اعماق شب و لیوانی از اسید .. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نازپروده ای درد نمیدانی چیست

ناز پرورده ای و درد نمی دانی چیست گریۀ ممتد یک مرد نمی دانی چیست روی پوش و پوشاندن این ماه تمام آنچه با اهل زمین کرد نمی دانی چیست در کجا علم سخن یاد گرفتی که هنوز ظاهراً معنی «برگرد» نمی دانی چیست شادمان باش ولی حال مرا هیچ مپرس آنچه غم بر سرم آورد نمی دانی چیست گفتم از عشق تو دلخون شده ام، خندیدی نازپرورده ای و درد نمی دانی چیست #سجاد_سامانی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غزل "دلم گرفته برایت"

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای دلم یک غزل نمی خوانی؟غزل بخوان که بمیرد میان منغم سکوت خیابان ، غمی که می دانی و بغض پنجره بشکن، ببین چه کرده غمتبه این دو وادی وحشت، دو چشم بارانی بیا غزل به فدایت! درانتظار توامبیا صفای تبستان! تب زمستانی !ببر مرا به نگاهی، ببر مرا گم کننشان نمانده برایم... خودت که می دانی بیا که پر زند از دل به موج چشمانتکلاغ شب زده یعنی غم پریشانی و باورت د بار دیگر این دل مندل ش ته ی ساده....مگر نمی دانی ؟! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تنها تو می دانی

تنها تو می دانی و من از آنچه در باران گذشتاز آنچه زیر چتر تو هنگامه ی عصیان گذشتتنها تو می دانی و من باران که با گرفترگبار بوسه آمدُ سیلاب از دامان گذشتتنها تو می دانی و من دیوانگی ها کرده ایمدرگیرودار وسوسه کار از تب وُ درمان گذشتتنها تو می دانی و من فصل جنون و حادثهحس عجیب بین ما از شورش ُ طغیان گذشتتنها تو می دانی و من این راز بین ما دوتاستهمپای بغض آسمان از حال ما طوفان گذشتتنها تو می دانی و من از آنچه در باران گذشتاز آنچه زیر چترتو هنگامه ی عصیان گذشتبتول مبشری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شعری از امین اله بخشی مشکول

دفتر نشر وحفظ آثار امین الله بخشی مشکول از لابلای یادداشتهای ایشان به سروده ای ناتمام که در وزن غریبی سروده شده است دست یافت واقدام به انتشار آن نمود.عنوان شعر هست «یک چشم بارانی» از گذشته های دور برایم چیزی نمانده جز یک چشم بارانی فریاد از این ابنای بیدردان بهتر زمن دانم که می دانی در کوچه های پر زدار وظلم فریاد از این ناب دان فریاد می داند و می دانی ودانم که می دانی. بر کهنه سروای کهن یک آشیان قمری است اینک خا تری مانده است اجاقی،وانگهی یک داغ پیشانی داغ دلم تازه شد از شعر کهن گفتن در سرزمین شعر وبلبل تا بگویم راز پنهانی ای سرزمین پاک ای مام من ایران ای قلب تو زخمی زخنجر های نادانی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شعری از امین اله بخشی مشکول

دفتر نشر وحفظ آثار امین الله بخشی مشکول از لابلای یادداشتهای ایشان به سروده ای ناتمام که در وزن غریبی سروده شده است دست یافت واقدام به انتشار آن نمود.عنوان شعر هست «یک چشم بارانی» از گذشته های دور برایم چیزی نمانده جز یک چشم بارانی فریاد از این ابنای بیدردان بهتر زمن دانم که می دانی در کوچه های پر زدار وظلم فریاد از این ناب دان فریاد می داند و می دانی ودانم که می دانی. بر کهنه سروای کهن یک آشیان قمری است اینک خا تری مانده است اجاقی،وانگهی یک داغ پیشانی داغ دلم تازه شد از شعر کهن گفتن در سرزمین شعر وبلبل تا بگویم راز پنهانی ای سرزمین پاک من، ای مام من ایران ای قلب تو زخمی، زخنجر های نادانی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مرا با خاک می سنجی، نمی دانی که من بادم؟؟!!

مرا با خاک می سنجی، نمی دانی که من بادم نمی دانی که در گوش کر افلاک، فریادم نه خود با آب کوثر هم سرشتم، نز بهشتم من که من از دوزخم، با آتش نمرود، همزادم نه رودی سر به فرمانم که سیل وشانم که از قید مصب و بستر و سرمنزل آزادم حسین_منزوی پی نوشت: هه قضاوت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ریشه ها را نبرید

با توام ای قاصدک بیگانه آسمان،مردمک چشم من است این زمین ریشه وهم خویش من است.می دانی؟ خاک با بوی نمش،دشت با خاروشنش باغ و گلستان من است.می دانی؟ ریشه ها را نبرید ریشه ها کرده سر سرو و صنوبر به هوا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شرح حال ماوقع1

امسال فقط فارسی چهارم، پنجم، ششم دارم:) یه کمم اجتماعی و هنر چهارم خوبه ولی سردرگمم...نمیشه سه تا کلاس رو از بعد تزئینات و پوشه کار رسیدگی کرد. اصلاً فرصت نمیشه و تو چه دانی که صد و ده ای شاگرد داشتن یعنی چه و تو چه دانی با صد و ده ای والدین در این روزگار، سر و کله زدن یعنی چه و تو چه دانی هربار صد و ده ای برگه تصحیح یعنی چه ولی خوشیم که عاقبتش خوش باشه:) اگه برخی بگذارن بفهمیم، ما هم میفهمیم چکار کنیم از اون ولایت بوق، نجات پیدا بالا ه و امیدوارم اینجا خوش بگذره...همین مدلی هم پیش بره من راضی م. توقعی ندارم! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نازپروردهای و درد نمیدانی چیست

نازپرورده ای و درد نمی دانی چیستگریه ممتد یک مرد نمی دانی چیستروی پوش و پوشاندن این ماه تمامآنچه با اهل زمین کرد نمی دانی چیستدر کجا علم سخن یاد گرفتی که هنوزظاهرا معنی «برگرد» نمی دانی چیستشادمان باش ولی حال مرا هیچ مپرس !آنچه غم بر سرم آورد نمی دانی چیستگفتم از عشق تو دلخون شده ام، خندیدینازپرورده ای و درد نمی دانی چیست ... . .شعر از سجاد سامانی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قصیده برای انسان ماه بهمن

تو نمی دانی غریو یک عظمت وقتی که در شکنجة یک ش ت نمی نالد چه کوهی ست! تو نمی دانی نگاه بی مژة محکوم یک اطمینان وقتی که در چشم حاکم یک هراس خیره می شود چه دریائی ست! تو نمی دانی مردن وقتی که انسان مرگ را ش ت داده است چه زندگی ست! تو نمی دانی زندگی چیست، فتح چیست تو نمی دانی ارانی کیست و نمی دانی هنگامی که گور او را از پوست خاک و استخوان آجر انباشتی و لبانت به لبخند آرامش شکفت و گلویت به انفجار خنده ئی ترکید، و هنگامی که پنداشتی گوشت زندگی او را از استخوان های پیکرش جدا کرده ای چه گونه او طبل سرخ زندگیش را به نوا درآورد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو فصل رویشی

نگاهت شع ر شوربهاران است ،می دانی صدایت بارش موزون باران است ،می دانی تو دریایی،پرازامواج پرشور وتلاطم زا وجودت ساحل آرامش جان است ،می دانی کدامین جمله راگفتی ،که شوری بر دل افکندی شنودن، با تو بودن ،سخت آسان است ،می دانی بیا تا قاصدکها را ،به راه عشق بسپاریم برای عاشقی راهی فراوان است ،می دانی تو فصل رویشی ،عشقی، پرازگل های امیدی بهار زندگی بی تو زمستان است، می دانی تو خود آرامشی ،آرامش این جسم سوزانم جدا از تو تنم تفت و گدازان است،می دانی علی اکبر خلیلی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شعر

توای اشنای دلم اشنا چه می دانی ؟نخوانده درس محبت وفا چه می دانی؟ ندیده درد ج جدامشو ازدل.طبیب روح ودل من دواچه می دانی؟ نخورده خون جگر حال من کجا دانی ؟ بلای زندگی من بلا چه می دانی؟فقیردرگه این عشق خانمان سوزم. تو شاه ملک وجودی گداچه می دانی؟مگر خدادلتو مهربان کند بامن. ولی توکافرمطلق گداچه می دانی؟ چه شام ها که دلم باتو گفت وگودارد.توقبله گاه دل من دعاچه می دانی؟ صفای اهل نظر روی باک وروشن توست.به بای دل ننشستی صفاچه می دانی؟ زرشک مردم وبرروی غیر خندیدی. توای امید دل من حیا چه می دانی؟ب از سرکویت به سنگ طعنه دریغا بتا توجغدشناسی هماچه می دانی؟ شعروفا چه می دانی .شاعر :هم افشار ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو دانی

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را ز لعل روح فزایش ببخش آن که تو دانی من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی امید در کمر زرکشت چگونه ببندم دقیقه ایست نگارا در آن میان که تو دانی یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عاشقانه ای برای بی وفاها

عاشقانه ای برای عاشقی بی وفا این واس تمام ایی که فکرمیکنن عاشقی خیلی کار شاقیه؟ خیلی خوش خیال بودم.یه روزی فکرمی درقلب عشقم محکوم به حبس ابدم.یکباره جاخوردم وقتی زندانبانم برسرم فریاد زد:هی تو.ازادی.وصدای گام های غریبه ای که به طرف سلول من میرفت...ش تم.ش تم زمانی که دیدم ی که به جرم بااون بودن همه تنهام گذاشته بودن.تنهای تنها... نمیدونم به چه جرمی؟ولی مر وفاخطاب کرد.هه.اخه بیمعرفت یکی نبود بهت بگه من بی وفای کدوم باوفاباشم؟؟؟ میدونی از چی میسوزم.نه از این که منو نخواست نه از این میسوزم که من باگریه بهش اس میدادمو اون باخنده میخوند؟؟؟ اخه یکی نبود بهش بگه چطور دلت میاد؟حق نداشت نه نداشت.وقتی از دوستداشتنش مطمعن نبود نباید منوبه دستاش عادت میداد وقتی موندنی نبود حق نداشت از اینده های خوش برام حرف بزنه .وقتی دلش به خواستش شک داشت حق نداشت بهم بگه عشقم وقتی میدید که بهش اعتماد وتکیه گاهم شده حق نداشت زمینم بزنتم!!! اما اینا رونگفتم که دله ی برام بسوزه.از دلسوزی بدم میاد .گفتم تاهواستون باشه درسته که پیش میادراهو برید ولی هواستون باشه که هیچوقت با یه راه نرید... این جمله مخصوص اقاپسراست:هیچوقت دخت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تقدیر از خادمین محرم93

برنامه های دهه محرم 93 روستا چند روزی است پایان یافته ولی ادامه آن هم اکنون در حسینیه دامغانیهای مقیم مرکز در حال پیگیری است.جا دارد از کلیه انیکه به نحوی در اجرای برنامه های محرو روستا دخیل بودند تشکر و قدر دانی نمایم:- تشکر و قدر دانی از هیات امنای حسینیهآقایان:حاج ابراهیم هاتفی- حاج مرتضی نادعلیزاده-حاج غلامرضا صدقی- حاج رجبعلی نصرتی-ابوالفضل نصرتی- محمد صدقی-تشکر و قدر دانی از نیروهای خدماتی آشپزخانه-تشکر و قدر دانی از نیروهای خدماتی و انتظامی- تشکر و قدر دانی از بانیان مجالس-تشکر و قدر دانی از نیروهای آبدارخانه-تشکر و قدر دانی از گروه نوحه خوانی-تشکر و قدردانی از عوامل اتاق سمعی و بصری-تشکر و قدر دانی از گروه تعزیه خوانی روستا-تشکر و قدر دانی از چایخانه حسینیه-تشکر و قدر دانی از اهالی محترم روستا -تشکر و قدر دانی از بکی های مقیم تهران - بهشهر- دامغان و سایر ا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مراافسون چشمانت ز ره ، برده است. این دل ... توخوب دانی ومیدانی

مراافسون چشمانت ز ره ، برده است. این دلتوخوب دانی ومیدانی ، مگرسنک است دللبانت باده ای دارد که میخانه ، درش تختهاگربیهودمیگفتم:گریزپا ، می شد این دلازاین ترسم که برگوید ، میان جمع خاموشفدای لحظه هایکه ، رویایست این دلازاین ساغرکه میِ دارد ، لبت پرترزپیمانهچنان مستم کن ای ساقی ، که ره گم کرد دل خانهعجب افسون چشمانش ، غلام را کرد دیوانهسراپا درد وانده است ، نباشد عشق درخانه غ..ر..آ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو نخواستی شاید. نمی دانم

خودت نمی دانی، اما من آن ستِ مشکی را فقط به خاطر تو با خودم تا تهران بردم. خودت نمی دانی، اما هنوز هم ح لب ها و خماری چشمانت که به من نگاه می کردی و انگشتانت خیس بودند را جلوی چشمانم می بینم. خودت نمی دانی، اما گاهی دوست دارم بگویم که گاهی دلم برایت تنگ می شود. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گر نمی دانی بدان

سوختم در آرزویت، گر نمیدانی بدانبا همه زنجیر و بند و حیله و مکر رقیبخواهم آمد من به کویَت، گر نمیدانی بدانمشنو از بد گو سخن، من سُست پیمان نیستمهستم اندر جستجویت، گر نمیدانی بدان...گر پس از مردن بیائی بر سر بالین منزنده می گردم به بویت، گر نمی دانی بداناینکه دل جای دگر غیر از سر کویت نرفتبسته آن را تار مویت گر نمی دانی بدانگر رقیب از غم بمیرد، یا حسرت کورش کندبوسه خواهم زد به رویت، گر نمیدانی بدانهیچ می دانی که این لاهوتی آواره کیست؟عاشق روی نکویت گر نمی دانی بدانعاشقم عاشق به رویت، گر نمیدانی بدانسوختم در آرزویت، گر نمیدانی بدان ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نمی دانی

.................. گاهی نمی دانی از کجا باید شروع کنی بخاطز اینکه نمی دانی چرا باید شروع کنی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کارمند جدید

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چند ملیتی درآمد. در اولین روز کار خـــود، با مسوول کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: « یک فنجان قهوه برای من بیاورید ».‏ص از آن طرف پاسخ داد: « شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی با چه ی حرف می زنی؟ »‏کارمند تازه وارد گفت: « نه »صدای آن طرف گفت: « من مدیر اجرایی شرکت هستم، ابله »‏مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: « و تو می دانی با چه ی حرف می زنی بیچاره ؟!!»مدیر اجرایی گفت: « نه»کارمند تازه وارد گفت: « خوبه » و سریع گوشی را گذاشت. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت فرق من و زندانبانم را می دانی توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.