ما بی خبرانیم ز این عالم هستی

عبارت ما بی خبرانیم ز این عالم هستی مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت ما بی خبرانیم ز این عالم هستی میباشد.



مراتب عالم هستی از دید فلاسفه وعرفا؛ از ناسوت تا هاهوت

عرفا و فلاسفه مراتب عالم هستی را عالم ملک یا جهان مادى وجسمانى، عالم ملکوت یا جهان برزخى،عالم جبروت یا عالم فرشتگان مقرب،عالم لاهوت یا عالم اسماء و صفات الهى و عالم هاهوت یا ذات که همان مرحله غیب الغیوب ذات بارى تعالى دانسته اند. ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خورشیدِ عالم گیر

تو یک خورشیدِ عالم گیر هستی شکوه وحی را تفسیر هستی می آیی، بعد از این تاریک تو تنها صبحِ بی تأخیر هستی #سیدحبیب_نظاری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درخواست کن ؛ دریافت می کنی

عالم هستی شاگرد تنبلی است ؟ زیرا به اصل حداقل تلاش اهمیت می دهد . اکنون همه مخلوقات طبیعت هم از این قانون پیروی می کنند ؛ البته به جز افرادی که قرار است روشنفکر ترین انسان ها باشند و آن هایی که دیوانه وار کار می کنند تا چیزی را خلق کنند !!! اگر واقعا مایل هستید چیزی خلق کنید ؛ عدم تعادلی در هستی به وجود آورید . با ایجاد موج فکری و فرستادن آن به عالم هستی ؛ شما عدم توازن به وجود آورده ید . این موج شکل آرزو به خود می گیرد . و عالم هستی باید به آن پاسخ دهد . برگرفته از وبسایت مونسهای روحی ویدا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سرود مبعث

از حرا امشب می آید بر مشامم عطر ایمان 2 می رسد بر گوش جانم آیه آیه صوت قرآن 2 پیچیده صوت اقرا در عالمی یا احمد تو رسولی و خاتمی 2 هستی غرق شورو نوا شده جشن مبعث مصطفی شده مولا یا رحمت للعالمین ......... ای یتیم مکه دیگر به همه عالم سروری 2 یامحمد از امر حق تو پس از این پیغمبری 2 با نورت ظلمت شب را روشن کن عالم را با وجودت چون گلشن کن مکه پر زعطر خدا شده جشن مبعث مصطفی شده مولا... ......... سایه ابر رحمتت تا ابد بر سر عالم 2 به خدا تا زنده هستم به وجود تو می بالم 2 بر لبها نام زیبایت نثارت هستی ام ابا الفاطمه هستی ز شما با صفا شده جشن مبعث مصطفی شده مولا...... ......... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جلسه بیست و نهم

اما اینکه حالا جایگاه حضرت حق در این عالم کجاست❓❓❓ آیا خدا در عالم است❓❓ یا عالم در خدا❓❓آیا خدا احاطه بر عالم دارد❓❓ یا عالم احاطه بر خدا دارد❓❓ متاسفانه گاهی از وقتها چنین تصور می شود که خدا در عالم است، یعنی عالم احاطه بر خدا، هستی احاطه بر خدا دارد نه این غلط است. هستی بر خدا احاطه نمی تواند داشته باشد. این خداست که بر هستی، احاطه دارد الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى طه5 همان بخشنده اى که بر عرش مسلّط است خدا احاطه بر همه هستی دارد، این را در سوره طه به این شکل بیان فرموده. معنای احاطه حضرت حق وقتی می فرماید بر عرش احاطه دارد، عرش چون احاطه بر کرسی دارد و کرسی هم بر قلم تا بیاید پایین، پس خدا وقتی به عرش احاطه دارد بر همه هستی که زیر مجموعه عرش هستند احاطه دارد، دامنه احاطه حضرت حق از عرش تا فرش است! از این طرف در هستی، از عرش تا فرش تا دل هسته اتم، خدا دامنه وجودش احاطه دارد. اما این احاطه هم می دانید، از نوع احاطه مثلا فیزیکی نیست، ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بره آهو :)

بنام خدا بیا ای باد شبگیری گذر کن مرا از حال مهرویم خبر کن الا مهتاب زیبای دل افروز از آن رفعت به حال من نظر کن ببین حالم ز دوری اش چگونه ست شب تنهاییم را پر شرر کن دلم پامال آن سیمین بدن شد رقیبم را به عالم در بدر کن به یک لبخند او هستی ببازم که را گویی ز لبهایش حذر کن؟ در این سودا اگر سودی نباشد به غمزه گویدم جان را ضرر کن وداع ای امن و آسایش، وداع خواب ز چشمش لحظه هایم پر خطر کن دلم افتاده در چوگان زلفش سوارانش به میدان سر بسر کن به فتراکت ببند و در پی ام کش مرا از خاک ره کحل بصر کن به یک لحظه چراغ هستی ام را فدای قد آن زرین کمر کن از سِرّ یارت ناله سر ده همه عالم ز عشقش در کن خدا شوقم به دیدارش شب و روز وگرنه زنده بودن بی ثمر کن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نوحه شهادت حضرت ع

یتیم شهر کوفه امشب غذا دگر ندارد بارون اشک خونین ازغم زابر دیده بارد علی غریب عالم وای وای علی غریب عالم زهجرروی مولا غمین وبیقراره به روی خاک غربت دوباره سرمی ذاره زندبه وسر وای وای امان ازاین ج نداره شهرکوفه دیگر زبعد تو صفایی علی غریب عالم وای وای علی غریب عالم صوت مناجاتش دیگر نمی رسدبرگوش مسجد ومحراب کوفه شده دگرخاموش شده دگر راحت زدست این دنیا گشوده پرسوی عزیزخودزهرا علی غریب عالم وای وای علی غریب عالم دیدارزهرا وحیدر باشد تماشایی کندزحیدراو امشب نکوپذیرایی علی غریب عالم وای وای علی غریب عالم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خیر فراگیر ماه رمضان

هر آنچه که در عالم هستی وجود دارد، حقیقت و باطنی دارد؛ زیرا دنیا تنزّل یافته عوالم بالا است، هرچه در عالم دنیا هست نمونه ای است از آنچه در عالم معنا است. احکام و قوانین الهی هم که در دنیا به صورت دین و دستورات عبادی ظهور د، اسرار و باطنی دارند. -------------------------------------------------------------------------------- ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ملک و ملکوت !

هرچند آدمی در عالم ملک یعنی دنیا جای دارد اما همه آنچه به او میرسد از عالم ملکوت است! و همین است رمز عظمت و بزرگیش! و گرنه اگر که او بود و همان ظاهر دنیا و راهی به عالم باطن و ملکوت نداشت از حد حیوان عبور نمیکرد.همچنانکه اگر فقط در عالم ملکوت میبود و ارتباطی با عالم ملک نمیداشت از جمله فرشتگان محسوب میشد.لذا همه اهمیت قضیه در اینجاست که او ظاهرا در دنیا و عالم ملک بسرمیبرد اما با حقیقت هستی کاملا در ارتباط است.پس اگر ی در همین دنیا و ظاهر متوقف شود گویا از حقیقت هستی هیچ نفهمیده است! همه زیبایی ها از ملکوت به ملک سرازیر میشوندواگر این ارتباط نباشد تنها زشتی میماند وبس!حسن روی تو چو در آینه جام افتادعارف از خنده می در طمع جام افتاد! این جلوه ملکوت الهی است که در عالم تجلی میکند و همه این زیبایی ها و نقش ونگارها از آنجاست که ظاهرمیشود.پس اگر انسان از آن حقیقت وباطن غافل شود گویا کور و کر شده است! "..صم بکم عمی فهم لایعقلون" آیه 170 سوره بقره. آری تا انسان از اسارت نقش ظاهر آزاد نشود و تعقل در باطن هستی نداشته باشد و تا از ملک به ملکوت راه نیابد به حقیقت انسانیش راه نیافته است.معنی آن باشد که بستاند تور ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کار فلسفه

آیا اسرار هستی برای انسان به طور تمام قد گشوده می شود؟ علوم ادعای کشف تمام اسرار را ندارند و می گویند که ما در آزمایشگاه تا به اینجا رسیدیم و بیشتر از آن هم ادعایی ندارند. اما فلسفه، ادعای بیشتری دارد. فلسفه ادعا می کند که جهان را به طور معقول برای انسان آشکار می کند تا جهان را بشناسد.. یکی از تعریف های فلسفه این است: «صیرورت عالم الانسان عالما عقلیا مضاهیا للعالم العینا» یعنی فلسفه انسان را یک عالم عقلی می سازد که این عالم عقلی مشابه عالم عینی است. انسان، مشابه هر آنچه در عالم هستی هست می شود.بله این ادعایی است که فلسفه دارد اما سوال این است که آیا فلسفه، واقعا می تواند اسرار هستی را کشف کند؟ اصلا از فلسفه چه کاری برمی آید؟ یک عمل از فلسفه بخواهید، آیا می تواند؟ علوم مختلف مثل فیزیک و شیمی و ریاضی، عمل می کنند و تا کره مریخ می برند؛ مردم می پرسند که کار عملی فلسفه چیست؟ و اصلا فلسفه چه چیزی را تغییر می دهد؟ علم همه چیز را تغییر می دهد. جواب این سوالات چیست؟ فلسفه، عالم را تغییر نداده است و عالم را هم تغییر نمی دهد اما دیدِ عادت کرده­ معتادِ شما را تغییر می دهد، تا بتوانید تغییر عالم را ببینید! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وضع ما آدم ها درست مثل ی است که در داخل قطار نشسته است

وضع ما درست مثل ی است که در داخل قطار نشسته است و همه بارش را روی سرش گذاشته است. مسافران دیگر او را متقاعد می کنند که بار خود را بر زمین بگذارد و می گویند چرا خود را بی خودی رنج میدهی؟ قطار هم تو و هم بارت را حمل می کند. بدانید بار کلی این عالم نیز بر دوش هستی است، تمام اجرای امور عالم توسط هستی است. اما ما مسافران عجیبی هستیم. در طول مسافرت با قطار هستی تمام بار را بر روی سر خود گرفته و حمل می کنیم. و اینگونه است که همواره زندگی مان در رنج و عذاب طی می شود. به هستی اعتماد کنید. بارتان را زمین بگذارید. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چه می شود ای مدار هستی زنی همین سر به عالم

یک اعتنا در شبی که ظلمت به جرأت افشانده پر به عالم توقّـــع است از فروغ ماهی که افکند شور و شر به عالم امید حتّــــی در احتضـــار است اگـــر نتـــابد سـتاره ای تا سحـــر کـــه در انتظارنوریم از آسمــان شعـله ور به عالم امید اگـــر محتـضر نباشـــد د نمـــی گـــردد آسمان جُل نمی زنـــد شیطـــنت ســـر از غم زنـد دمادم ضرر به عالم تبسّمـــت را به جان خـــرد دل که شد شکوفا به آن تعـالِی نگاه خورشیدی ات نبخشـــد ثمـــر مگر جـز گهر به عالم طــراوتی طلـــق و مستـی ای ناب اگر نباشی دریغ یک دم نزیـــبد ایـــن آنقـــدر بـــه آدم نزیبـــد آن اینـقـــدر به عالم یقین ما حاصــــل اســـت باری اگــــر بیـــایی نمـــاند آری از آن پـــس آنـــی خَتَنـــبَری با تبخـــتُری معتـــبر به عالم شـــود اگر تر دماغ هستی ، پُـر ازدهار اســـت باغ هستی نه ناروا باشـــد آن زمــــان دل ببنـــدد آسان بشر به عالم اگر از آدینه گفتـــگو شـــد مشامـــم آکنـــده شاهـــبو شــد چه می شـود ای مدار هستی زنی همین سربه عالم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

برزخ از دیدگاه سهروردی

چکیده یکی از عوالم هستی از نظر سهروردی عالم مثال ، برزخ یا صور معلقه است که این عالم با مثل افلاطونی یکی نیست زیرا مثل افلاطونی انواری هستند در عالم انوار عقلیه در حالیکه این صور معلق در عالم اشباح اند در این مقاله نظرات سهروردی درباره عالم مثال از دو جنبه هستی شناسی و معرفت شناسی مورد بررسی قرار گرفته است که از بیان ایشان می توان دریافت که عالم مثال(برزخ) عالمی مستقل است که بین انوار و برازخ واقع شده است به این لحاظ برخی از ویژگی های عالم بالا و پایین تر از خود را داراست. ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غوغای ستارگان

امشب در سر شوری دارمامشب در دل نوری دارمباز امشب در اوج آسمانمرازی باشد با ستارگانمامشب ی ر شوق و شورمازین عالم گویی دورم***از شادی پرگیرم که رسم به فل رود هستی خوانم در بَرحور و ملکدر آسمانها غوغا فکنمسبو بریزم ساغر شکنم***امشب ی ر شوق و شورمازین عالم گویی دورم***با ماه و پروین سخنی گویموز روی مه خود اثری جویمجان یابم زین شبهاماه و زهره را به طرب آرماز خود بیخبرم ز شعف دارمنغمه ای بر لبهاامشب یک سر شوق و شورمازین عالم گویی دورم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امروز با قاتح ...بی عشق

به نام خداوند عشق ....................................... بی عشق کجایست ، توان این دل ما را مستی به کجا باد و به دل باد هوا را آزاد و بباید که زنی جرعه ی خوش فام گل باشی و گل بویی و گل باد تو جا را با باده سر که چه زیباست به جانت اینگونه بگیری تو ز آن باده نوا را تا عشق به جان است تو دیوانه ی آنی دیوانه ی عاشق به دلش باد خدا را باور به خدا دارم از آن عشق حقیقی عشقی که دهد بر دل و جان بار صفا را پرواز کن از عشق به آن وادی ِ پُر نور مستانه بیا هم بده دل را به قضا را در عالم قدسی ای یار تو پرواز با عشق به او دفع هر چه بلا را باران نیایش اگرم باد و ستایش مستان شوی ای یار و به دل باد شفا را اویست به این جان و به این عالم هستی جز او به کجا باد به جان دار و دوا را بیچاره تویی «فاتح » اگر عشق نداری بی عشق ِ خدا هیچ مبین دست عطا را . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عالم

عالم قال رسول الله -صلی الله علیه وآله - رکعتان من عالم افضل من سبعین رکعة من غیر عالم دو رکعت دانشمند بهتر از به جای آوردن هفتاد رکعت دیگران است . (نهج الفصاحه ، ص 350) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انسان کامل ، قلب عالم

انسان کامل قلب عالم است و همه مظاهر و موجودات نهایتا در ید قدرت و تدبیر او هستند انسان کامل مثل متن است و عالم شرح آن . کل عالم شرح این متن است... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عالم هستی محضر خدا است

خداوند متعال در آیه ۱۴سوره علق می فرماید : « اَلَم یَعلَم بِاَن الله یَری » « آیا او (انسان) نمی داند که خداوند همه اع را می بیند؟ » در تفسیر نمونه در توضیح این آیه آمده است : عالم هستی محضر خدا است . توجه به این واقعیت که هر کاری را انسان انجام می دهد در پیشگاه خدا است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عید فطر

همه عالم از غیب و شهادت مانند یک خم خانه اند از هستی و محبت فطری حق جـل و عـلا، و هـر ذره ای از ذرات عالم به حسب قابلیت و استعدادی خاص که دارد پیمانۀ محبت او است پر شدن پیمانه فطرت شما، بر شما مبارک باد. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اشارات اشراقیه 16

بسم الله الرحمن الرحیم اشاره شانزدهم: بیان تثلیث در عالم و این که عالم مثل اعضا و جوارح برای انسان کامل است. در تقسیم بندی محسوسات یک قسم را اوائل و یک قسم را اوا گفته اند.ملموسات را اوائل از محسوسات می­نامند؛ به جهت اینکه انسان با یک شئی که برخورد کرد، قبل از بو و طعام آن، حرارت و برودت آن را درک می­کند. این عالم هم یک شهادت دارد که ظاهر آن است. بدن مادّی ما شهادت ماست که با شهادت عالم محشور است.بدن ما با بدن عالم محشور است و خداوند به ما یک شبکه­ها و تورهایی داده است که با آنها شکار می­کنیم و با آنها با خارج خودمان در تماسیم و با این عالم انس پیدا می­کنیم. طبع انسانی تحقیقا این طور است. عالم را بر حسب روایات و برهان عقلی من حیث المجموع به سه قسم تقسیم کرده­اند: 1ـ عالم شهادت مطلقه، 2 ـ عالم مثال و برزخ، 3 ـ عالم عقول و مجردات محضه. و انسان هم همین تقسیم را داراست؛ چون جزئی از عالم است. ادامه در بقیه مطلب... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بزرگترین گزافه عالم

مرد جوان شگفت زده پرسید:و بزرگ ترین دروغ عالم کدامست؟! اینست: در زندگی ما لحظه ای فرا می رسد که تسلط بر زندگی را از دست می دهیم و از آن پس، سرنوشت، بر هستی ما مسلط می شود. و این بزرگ ترین گزافه عالم است.کیمیاگر/ #پائولو_کوئیلو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عالم میسرش

مستغنی است ز عالم و عالم میسرشسیمرغ عشق رفته به دام و مس شبودند ، جمعی از ملائک به بزم اودیدند ، پر کشیدگانه به باورشگفتند راز مگو را مگو و گفتحلاج ما که بر سر دار است پیکرشگفتند رمز می و می گساریت زچیستگفتم ز دست پیر ابات و ساغرش ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

لبخند خورشید/بر ارض و سما/شور و شعف شد/در دل هویدا نور ت/شد جلوه گر در/شمس جمال ِ/مهدی زهرا شاهنشهی و عالم هستی گدایت/ یا حجة بن العسکری جانم فدایت نهم ربیع عید ولایت/تابد به عالم نور هدایت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

(بدون عنوان)

توی این دنیا لیلی ای بود که دو تا مجنون داشت یکی شرق دنیایش بود و دیگری غربش. هر دو مجنون مستقل از هم اما دغدغه ی مشابهی داشتند و هر دو، دغدغه شان را با طرح یک سوال ی ان بیان می د!! مجنون غرب عالم اما خوش بینانه این سوال را گاهگاه می پرسید و مجنون شرق عالم تند تند. این وسط فقط لیلی بود که علی رغم دوست داشتن هر دویشان می دانست که نه مجنون غرب عالم و نه مجنون شرق عالم در رقابت با تنهایی فعلی اش شانسی ندارند. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هشتم

ی نمی خواهم امروز.فقط یک عالم حوصله می خواهم .یک عالم تحمل.در فضایی که می دانم متشنج است از وجود من، از ناخدمتی های من! از تن ندادن های من یک عالم حوصله می خواهم.یک عالم سکوت.یک عالم حرف نزدن.یک عالم هیچ بودن.زیاد پیش روی هم هستیم.درفاصله های اندک اندک.در وسط ذهن و زبان یکدیگر. حوصله می خواهم.که هیچ نشنوم و هیچ نگویم. که خودم را مشغول نشان دهم با وجود همه ی هیاهوی درون.سمتی بروم.بخوابم.کت دست بگیرم.ظرفی بشویم.لباسی.چیزی.که غیر از خودم و دیگران باشد. آدم ها بزرگ می شوند و بزرگتر.باید بدانم که هیچ چیز مال من نیست.این حس مالکیت به همه و همه چیز مز ف است. این به ناچاری ها.این حرف های بیهوده .این تحمل خود .این پذیر ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هشتم

ی نمی خواهم امروز.فقط یک عالم حوصله می خواهم .یک عالم تحمل.در فضایی که می دانم متشنج است از وجود من، از ناخدمتی های من! از تن ندادن های من یک عالم حوصله می خواهم.یک عالم سکوت.یک عالم حرف نزدن.یک عالم هیچ بودن.زیاد پیش روی هم هستیم.درفاصله های اندک اندک.در وسط ذهن و زبان یکدیگر. حوصله می خواهم.که هیچ نشنوم و هیچ نگویم. که خودم را مشغول نشان دهم با وجود همه ی هیاهوی درون.سمتی بروم.بخوابم.کت دست بگیرم.ظرفی بشویم.لباسی.چیزی.که غیر از خودم و دیگران باشد. آدم ها بزرگ می شوند و بزرگتر.باید بدانم که هیچ چیز مال من نیست.این حس مالکیت به همه و همه چیز مز ف است. این به ناچاری ها.این حرف های بیهوده .این تحمل خود .این پذیزش این چهار دیواری .این جای دیگر نداشتن.این پذیرفتن.صبح از ابتدایش مز ف است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خاک دو عالم به سرم

رازدل سوی که برم به دوران همدمی نیستخاک دو عالم به سرممردم از چشم انتظاریمحرم راز نیامد خاکدوعالم به سرمخاک عالم فتنه دیرینه ماستحیرانیم محرم راز کجاست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وفات حضرت خدیجه

سلام علیکم وفات سیده ام المومنین حضرت خدیجه(س) رو به همگی تسلیت میگم خدیجه تا به احمد اقتدا کردرضا از اقتدای خود خدا بی را گشته او شایسته همسرکه ب ابرو از مصطفی کردبه عالم هرچه بودش هستی و مالبرای یاری قرآن فدا کردپی ترویج دین و شرع احمدبه سهم خویش دین خود ادا کردهزاران طعنه از مردم شنیدستتحمل در مصایب یا بلا کردبه همت ثروت او کرد کاریکه شمشیر علی مرتضی کردبه پای ثروت او هادی کللوای حق پرستی را به پا کردخدا بهر تلافی از عنایتبه او زهرای اطهر را عطا کردچه زهرایی که نسوان جهان رابه معنای حقیقت آشنا کردچه زهرایی که از دریای عصمتبه عالم یازده گوهر عطاکردچه زهرایی که از شرم و حیایشقلم از گفتن وصفش حیا کردچه زهرایی که حق از هستی اوبنای هستی عالم بنا کرد یاعلی(ع) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هر دو عالم، یک فروغ روی اوست

هر دو عالم، یک فروغ روی اوست یکی از رازهایی که عرفا فاش د این بود که "هر دو عالم، یک فروغ روی اوست". حافظ عارف است و طرفدار الهیات تجلی. اما عرفا ناچار بودند در و نیم پنهان و نیم آشکار حرفشان را بزنند: دوستان در می گویم سخن گفته خواهد شد به دستان نیز هم هر دو عالم یک فروغ روی اوست گفتمت پیدا و پنهان نیز هم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عالم لاهوت

عالم لاهوت را برترین عالم به لحاظ مرتبه (نه مکان) بر همه عوالم شمرده اند، و لاهوت مربوط به عالم آفریدگارست و این عالم را عالم غیب، عالم معنا، عالم امر ووو ذکر کرده اند و گفته اند؛ خداوند در منزلت و عالمِ لاهوتی خود در غیب مطلق بود، اقتضای ظهور عشق فرمود و تجلی نوری از ذات خود را بر خود هویدا کرد، بدون این که در آن تجلی، زمانی یا مکانی یا جهتی یا کمی یا کیفی یا اشاره و یا وضعی غیر این ها را که از خواص اجسام است، لحاظ شده باشد... الله، اسم اعظم ذات پاینده که شامل همه اسماء، صفات و تجلیات حق هست، از امر خود، روح را که از نور فعلی و ارادی خویش است، فرمود تا در آفرینش هستی با نظام و ترتیب خاصی حضور یابد و عوالم آفرینش یعنی عوالم وجود؛ جبروت و ملکوت و ناسوت را خلق نماید. که این همه کثرت که خواهم گفت؛ از آثار وحدت و جلوه های الهی هستند، و این سه عالم شئونی مخصوص بخود دارند و هرعالم به ترتیب، علتِ عالمِ دیگرست و بر آن احاطه وجودی دارد... و اوست که امر عالم را به نظام احسن و اکمل از آسمان تا زمین تدبیر می کند، سپس در روزى که مقدارش به حساب شما بندگان هزارسال است، باز (حقایق و ارواح) به سوى او بالا می رود... «آیه 5 ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بتم از غمزه و ابرو ، همه تیر و کمان سازد

بتم از غمزه و ابرو ، همه تیر و کمان سازد به غمزه خون دل ریزد به ابرو کار جان سازد چو در دام سر زلفش همه عالم گرفتار است چرا مژگان کند ناوک چرا ابرو کمان سازد ؟ ها کند چشمش که نتوان کرد در عالم چه شاید گفت با مستی که خود را ناتوان سازد ؟ دل و جان همه عالم فدای لعل نوشینش که چون جام طرب نوشد دو عالم جرعه دان سازد غلام آن نگارینم که از رخ مجلس افروزد لب او از شکر خنده عاشقان سازد بتی کز حسن در عالم نمی گنجد عجب دارم که دایم در دل تنگم چگونه خان و مان سازد ؟ عراقی بگذر از غوغا ، دلی فارغ به دست آور که سیمرغ وصال او در آنجا آشیان سازدف الدین عراقی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قلب عالم

# _قلب_عالمالسّلامُ عَلیکَ یاقُطب العالَم...سلام_بر_تو_ای_قلب_عالم صادق(علیه السلام) می فرمایند:تنها به یمن وجود ماست که درختان میوه می دهند ومیوه ها به ثمر می رسند و رودها روان میگردد واز آسمان باران می بارد واز زمین گیاه می روید.امروز قلب عالم هستی و عالم،حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد که در دعای عدیله می خوانیم:✓به خاطر حیات او دنیا ب است وبه یمن وجودش تمامی جهانیان (مومن وکافر)روزی میخورند وزمین وآسمان آرام وقرار گرفته است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عالم ذر کجاست ؟

بدون تردید باید گفت زندگی با بدن مادری، اولین دوران زندگی هر انسانی نیست. هر که در این دنیا زندگی می کند، زندگی های دیگری نیز داشته و خواهد داشت. آنچه همه بدان معتقدیم، زندگی در جهان آ ت است؛ اما بحث فعلی ما در مورد جهان آ ت نیست. بلکه قصد داریم به عوالم قبل از این دنیا نظر کنیم. عالم ذر چیست؟ همۀ انسان ها قبل از ورود به عالم دنیا، حداقل در دو عالم دیگر نیز زندگی کرده اند. این دو عالم عبارت اند از: ۱- عالم ارواح ۲- عالم ذر ...................................... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حضرت عالم

بسم اللهِ عالماز اساتید 2 ریال.ی ساختمان های 2 قران.ی دانش.گاه نما ها علم نخواهی آموخت.... علم را در جای درست.ش و از ((حضرت عالم)) خواهی آموخت... آن که دانسته می خورد، دانسته می گوید، دانسته می نگرد و وحوش نفس را اسیر عقل و دل ساخته است. چنین است؛ چه، هر عالم.ی، سبب.ی است از عالِم مطلق... خشوع کنیم در مقابل حضرت.ش ، سر بنده گی و شاگردی فرود آوریم...باشد که ما را از خزانه ی ((غیب.ش)) علم آموزد.... اتقو الله و یعلمکمو الله(عزّ و جل)....سبحان ربی العظیم و بحمده.... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شدعشق علی حلقه و ما حلقه به گوشیم

چه در هیبت، چه در غیرت، چه در عشق اولین هستی میان بهترین اولاد آدم بهترین هستی جهان عمریست درمانده است در تردید و شک، اما، تو خود علم الیقین، عین الیقین، حق الیقین هستی من از فتح در خیبر به دستان تو فهمیدم که تو دست توانمند خدا در آستین هستی سر در چاه را باور کنم یا ذوالفقارت را؟ که گاهی آنچنان هستی و گاهی اینچنین هستی بگو از استخوان در گلو، از خار در چشمت که پر از خطبه های ناتمام آتشین هستی بگو چشم نبی روشن؛ بگو چشم حسودان کور، برای فاطمه تنها تو در عالم قرین هستی هلا ای عشق! ای معشوق! ای عاشق! هلا ای جان! تو رویایی ترین مضمون شاعر در زمین هستی از آن روزی که چشمم باز شد در گوش من خواندند: که «تو» تا لحظه ی آ « المؤمنین» هستی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عقلی که تابع حس شود....

اگر (انسان) عقلش را تابع عالَم حسّ که عالم طبیعت و عالم سِجّین است نماید و مُنْغَمِر (فرو رفتن) در عالم طبیعت بشود و أَخْلَدَ إِلَى الارْضِ باشد، خدا مى‏داند که بعد از مفارقت روحش از این بدن چه ابتلائى، و چه شقاوتى، و چه ظلمتى، و چه شدّتى، به او خواهد رسید؛ لاسیّما (مخصوصا) در قیامت کبرى که یَوْمَ تُبْلَى السَّرَآئِرُ (باطنها آشکار می شود) است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عالم مرگ و حقایقی عجیب درباره آن!

عالم مرگ و حقایق نهفته در آن همیشه برای انسان ها باعث کنجکاوی و وحشت بوده است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خسته ی دو عالم

دوستام همه امتحاناشون تموم شده و من بدبخت تا 14 تیر دو تا امتحان اختصاصی باید بدم =((( نفرین دو عالم بر امتحانات =| ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ای که اخمت به دلم ریخت غم عالم را *

ای که اخمت به دلم ریخت غم عالم را خنده ات می بَرَد از دو عالم غم را برق لب های تو یادآور ِشاتوت و چشمه ی اشک ِتو بی قدر کند زمزم را گاه از آن غنچه فقط زخم زبان می ریزی گاه با بوسه شفابخش کنی مرهم را بسته ای غنچه ی سرخی به شب گیسویت کرده ای باز رها من ابریشم را "نرگست عربده جوی و لبت افسوس کنان" با همین هاست که دیوانه کنی آدم را بهمن صباغزاده ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ای که اخمت به دلم ریخت غم عالم را *

ای که اخمت به دلم ریخت غم عالم را خنده ات می بَرَد از دو عالم غم را برق لب های تو یادآور ِشاتوت و چشمه ی اشک ِتو بی قدر کند زمزم را گاه از آن غنچه فقط زخم زبان می ریزی گاه با بوسه شفابخش کنی مرهم را بسته ای غنچه ی سرخی به شب گیسویت کرده ای باز رها من ابریشم را "نرگست عربده جوی و لبت افسوس کنان" با همین هاست که دیوانه کنی آدم را بهمن صباغزاده ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ورای عالم جسمانی در بیان فلوطین

هو نکته ۶۴ در ورای این عالم (جسمانی) آسمانی وجود دارد که هیچ شئ زمینی آنجا وجود ندارد ، حقایق آن عالم شبیه عالم ما هستند ولی نورانی تر و کامل تر اند ، آن عالم دارای آسمانی است و ستارگانی ؛ زمینی که در آن عالم است فاقد سنگریزه و بلکه آبادی تمام است نهرها و دریاهایی در آن عالم جاری اند و در آنجا حیواناتی وجود دارد. فلوطین شواهدالربوبیه ، ملاصدرا ___________________ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

و حجاب؛ جهاد کبیر و اکبر بازی جراحی نفس

و حجاب؛ جهاد کبیر و اکبر بازی جراحی نفسزن مسلمان افزون برحضور درجبهه جهاد اکبر درجبهه دیگری به نام جهاد کبیر هم حضورفعال دارد؛ یعنی بارعایت موازین وقوانین شریعت فرهنگ سازی و فضاسازی دینی رارقم می زند.صدای شیعه به نقل از رسا: مصیبت بزرگ دردانه عالم هستی در این ایام از درد جانکاه روحی و بدنی به عالم اعلی و ملکوت پرواز کرد، او که تنها یادگار اکرم (ص) بود در عنفوان جوانی بر اثر صدمات روحی و بدنی قالب تهی کرد و علی مظلوم را تنها گذاشت.اگر عزیز را عصاره عالم هستی بدانیم -که چنین است- حضرت زهرای مرضیه (س) عصاره وجودی است؛ یعنی هر چه آن پدر داشت -جز ی- در وجود فاطمه مظلومه اش تجلی یافته بود. ادامه مطلب... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عالم بی عمل به چه ماند؟

عالم بی عمل به چه ماند؟از زنبور بی عسل خیلی خیلی بدتر است. ی که بهره ای از دانایی، هوش یا د یا استعدادی خاص دارد اما هرگز ذهنیتش به مرحله ی عینیت درنیامده، از زنبور بی عسل هم بدتر است چون توی مغز خودش درد می کشد. اینکه بعد از انجام عمل چقدر موفقیت حاصل کند چیز دیگری است. اما بی شک تا قبل از عمل در برزخی کشنده دست و پا می زند. عالم بی عمل به ه ای ماند که به پشت افتاده و نمی تواند برگردد! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عوالم در لسان سید جلال الدین بخارایی

هو نکته ۴۸ ..مشایخ رضون الله تعالی علیهم در راه خداوند جل ذکره برای سالکان علی سبیل الأجمال چهار منزل نشان داده اند تا از آن گذشته به مقصود رسند. منزل اول عالم ناسوت است منزل دوم عالم ملکوت است منزل سوم عالم جبروت است منزل چهارم عالم لاهوت است فرمودند عالم ناسوت عالم حیوانات است ؛ و فعل این منزل از حواس خمسه است. ..چون سالک به ریاضت و مجاهدت از این عالم بگذرد و این صفات را بگذارد به عالم ملکوت می رسد ؛ و فعل اهل این منزل تهلیل و قیام و رکوع و سجود و قعود است. عالم جبروت عالم روح است.تا صفات حمیده چون شوق و ذوق و محبت و طلب و وجد و سکر و صحو و اثبات و محو حاصل کند و چون سالک ازین منزل بگذرد و از این صفات مجرد شود به عالم لاهوت رسد. و عالم لاهوت عالمی است بی نشان. چون سالک آن جا برسد ، از خود برسد [بگذرد] ،و در خود برسد ، و آن را "لا مکان" گویند آن جا نه گفتگویی است نه جستجویی. خلاصه الالفاظ جامع العلوم حضرت سید جلال الدین بخارایی (پیر مخدوم جهانیان) ______________________ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غدیر نزدیک است ...

تاجر بغدادی همسایه خود را که عالم شیعی بود برای ناهار دعوت کرد وبرای اینکه او تنها نباشد وهم زبانی داشته باشد دوست دیگرش را که اتفاقا عالمی از اهل سنت بود نیز دعوت کرد. این دو عالم درخانه میزبان ناگهان با یکدیگر مواجه شدند وتعجب د که چرا تاجر اینگونه مهمان دعوت کرده است. بالا ه چاره ای نبود. عالم سنی به عالم شیعه گفت بیا امروزبا هم مناظره نکنیم واو قبول کرد. بعد از ناهار بالا ه عالم سنی طاقت نیاورد و گفت : نظر شما در مورد ابو بکر چیست؟ عالم شیعه:او مقامش از ص بالاتر بود. عالم سنی شگفت زده گفت چطور؟ شما که اصلا او را قبول نداشتید . عالم شیعه: بله بالاتر بود. عالم سنی :چطور؟ عالم شیعه:چون ابوبکر برای خودش جانشین انتخاب کردو مردم را به دست مشکلات وحوادث نسپرد ولی (ص) این کار را نکرد و بسیاری از مردم پس از او گمراه شدند. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مناسبت

میلاد اشرف مخلوقات، سرسلسله هستی و وجود ، انگیزه خلقت ، نگین یاقوتی آفرینش، هادی کل موجودات ، شافع عالم و آدم ، وسالارانبیا ، ومبشرعشق وعد ومهربانی ، محمدامین(ص) و میلادششمین گل گلستان ت( الصدیقین) ، مبارک باد. سرانجام پس از قرنها، انتظار عالم خلقت به سر آمد و بزرگ هدایتگر انسانها پا به عرصه و جود نهاد. برترین مخلوق خدا ظاهر شد، ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ولادت منجی عالم زمان(عج)

ولادت منجی عالم زمان(عج) برهمه شیعیان عالم مبارک باد ولادت منجی عالم زمان(عج) برهمه شیعیان عالم مبارک باد ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غرض از عشق

در دل بی خبران جز غم عالم غم نیستدر غم عشق تو ما را خبر از عالم نیستخاک عالم که سرشتند غرض عشق تو بودهر که خاک ره عشق تو نشد آدم نیستاز جنون من و حسن تو سخن بسیارستقصهٔ ما و تو از لیلی و مجنون کم نیستگر طبیبان ز پی داغ تو مرهم سازندکی گذاریم که آن داغ کم از مرهم نیستبس که سودای تو دارم غم خود نیست مراگر ازین پیش غمی بود کنون آن هم نیستمن که امروز هلاک دم جان بخش تو امدم عیسی چه کنم؟ چون دم او این دم نیستغنچهٔ می از خاک هلالی مطلبکه سر روضهٔ او جای دل م نیستهلالی جغتایی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ساغر هستی . آهنگ از جمشید شیبانی با شکوه اجرائی بی نظیر از زنده یاد تقدیم دوستان همیشه همراه

تو ای ساغر هستی به کامم ننشستینه دانم که چه بودینه دانم که چه هستیدر بزم من ش ته ایدر کام او نشسته اینوشی تو بر سنگین دلانزهری به کام خستگانمن همان اشک سرد آسمانمنقش دردی به دیوار زمانمبی سرانجام و بی نام و نشانمچون غباری بجا از کاروانمچون غباری بجا از کاروانمتو ای ساغر هستی به کامم ننشستینه دانم که چه بودینه دانم که چه هستیتو ای ساغر هستی به کامم ننشستینه دانم که چه بودینه دانم که چه هستیتنهاترین تنها منمسرگشته و رسوا منمآه ای فلک ای آسمانتا کی ستم بر عاشقانبشنو تو فریاد مراآه ای خدای مهربانعشق تو خو بود و بسنقش سر بود و بساین آمدن این رفتنمرنج و عذ بود و بسای فلک بازی چرخ تو نازمبی گمان آمدم تا که ببازمای دریغا که شد چشم سیاهیقبله گاه من و روی متو ای ساغر هستی به کامم ننشستینه دانم که چه بودینه دانم که چه هستیتو ای ساغر هستی به کامم ننشستینه دانم که چه بودینه دانم که چه هستیhttps://www.youtube.com/watch?v=calbmfrarxs ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مگیر آینه پیش ز خویش بیزاران

ای صبح سپید از شب تار بگو از گیسوی پ یچش دلدار بگو از قبح گناه و زشتیش می دانم از سرخی بی حد لب یار بگو پ ن: صبح:طلوع اوقات و احوال را گویند که از افق عالم غیب سر برآرد و ظلمات تعینات را در دل سالک بزداید. شب:مقام عالم غیب و عالم جبروت را گویند. فرهنگ نمادهای عرفانی از شرف الدین حسینی پ ن ۲:ولش کن بیخیال اصلا... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کشف داغ ترین سیاره عالم هستی با دمای ۴۳۲۷ درجه سانتی گراد

اتاق این هتل لاکچری مخصوص گیمرها است / ع به گزارش خبرآنلاین، این سیاره سه برابر مشتری است اما نیمی از آن متراکم بوده و اجازه می دهد تا بخار ف ات سنگین آن را شکل دهد.{لینک} بخار آهن و تیتانیوم در اتمسفر این سیاره فراخورشیدی یافت شده و این چیزی است که معمولاً در ستاره ها مشاهده می شود. گفتنی است دلیل آن ستاره موسوم به kelt است که گرمای باورن ی معادل 10000 درجه سانتی گراد دارد و در مقایسه با فاصله زمین با خورشید، 30 برابر نزدیک تر به سیاره kelt-9b قرارگرفته است. به همین دلیل گردش 36 ساعته داشته و این سیاره گرم تر از برخی ستارگان است. جزییات این کشف بزرگ را اینجا بخوانید.{لینک} 5656 منبع ... ادامه در لینک سایت منبع ...

علی(ع)

از عالم زر حب علی را داریمما تا به ابد سائل کوی یاریم صد بار اگر دوباره دنیا آییماز دشمن مرتضی علی بی زاریمهر ی را اسم اعظم داده اندبر لبش نام علی بنهاده اندعشق بر حجاج احرام ولاست کعبه کعبه علی مرتضاستدین حق با نام او کامل شده هل عطا در شان او نازل شدهبا علی درهای رحمت باز شد یا علی گفتیم و عشق آغاز شداین حدیث دل بود تصنیف نیست شیعه در م بلاتکلیف نیست شیعه پایش در مسیر اولیاست شیعه مولایش علی مرتضاستعشق او از دل تجلی می کند یا علی گفتن گره وا می کند یا علی گفتن رموز انبیاست یا علی گفتن شعار مصطفاست یا علی گفتن مرام فاطمه است مزد هر شیعه سلام فاطمه استپیش او افتاده مرحب از نفس بت شکن کار حیدر هست و بستا علی فرمانده دهر است دهر شیعه با ضد علی قهر است قهراو نه تنها در زمین نام آور است نام او در آسمان ها حیدر استآنکه او فرمانروای م است حیدر است و حیدر است و حیدر استدل اگر در جستجوی کعبه است نام حیدر آبروی کعبه است هر که حیدر گفت حجش کامل استور نه اع سراسر باطل استآیت کبرای هستی حیدر است قهرمان حق پرستی حیدر استکعبه یعنی خلوت دل با خداکعبه یعنی زادگاه مرتضا یک جهان سر مست با نام علیستامتیاز شیعه با ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اسرار عالم ....

ماه مبارک رمضان ، مله خوبی است برای رسیدن به اسرار عالم . در این ماه انسلن باید سعی کند که غذای کمتری یخورد به اندازه ای که انرژی اش را تأمین کند ؛ ی از طریق پرخوری به هدف خود نمی رسد . در احادیث ی وارد شده که : ما ملئ ابن آدمی وعاء شرا من بطنه ....: انسان ظرفی بدتر از شکمش را پر نکرده است. اگر شکم انسان پر شود راه فهمیدن معمولا بر انسان بسته می شود ؛ انسانِ بخور (پر خور) بر اسرار و حقایق عالم واقف نمی شود. پس سعی کنیم به اندازه کافی غذا بخوریم و از پرخوری بپر م تا بتوان از این راه به اسرار عالم پی ببریم و حقایق برای مان منکشف شود.... منبع: حکمةالعبادات ، الشیخ العلامة جوادی الآملی دام ظله ، الصفحة ١١ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شب ها در عالم چه میگذرد؟

بعضی شب ها نباید خو د تا ببینیم شب ها در عالم چه میگذرد؟ مخصوصا اگر شب نیمه ی رجب باشه... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غلبه ملکوت بر ظاهر در هستی

«محمد بن یعقوب: عن علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن معاویة بن عمار، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: «لو قرئت الحمد على میت سبعین مرة، ثم ردت فیه الروح، ما کان عجبا»(البرهان،ج1،ص96)؛ مطابق با معارف آیات و روایات،هستی دارای دو بعد ملکوتی و مادی است و بعد ملکوتی حقیقت وجودی هستی و جنبه مادی،قشر ظاهری هستی را تشکیل می دهد،از همین روی در تمامی معادلات و حالات موجود در هستی،جنبه ملکوت توفق داشته و می تواند تغییرات محسوسی را در جنبه ظاهری عالم ایجاد نماید،روایت فوق نیز ناظر به همین زمینه بوده و قرائت سوره حمد با وجود معرفت و ادراک کافی،به دلیل دربرداشتن عصاره از تمام حقائق هستی،توان زنده نمودن مرده را داشته و می تواند روح توفی شده به عالم غیب را دوباره به عالم ماده بازگرداند،همانطور که در خصوص تأثیرات این سوره شریف در تشفی بیماری نیز بیان شده است؛«و عنه: عن محمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد بن عیسى، عن محمد بن إسماعیل بن بزیع، عن عبدالله بن الفضل، رفعه، قال: «ما قرأت الحمد على وجع سبعین مرة إلا سکن»(همان). از جمله موارد غلبه باطن بر ظاهر هستی و تغییر معادلات ظاهری در آیات شریفه،داستان ج ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ببر مرا به عالم جنون خود _آهنگ

ببر مرا ... به عالم جنون خود حوالی تو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از جنون این عالم بیگانه را گم کرده ام

از جنون این عالم بیگانه را گم کرده امآسمان سیرم، زمین خانه را گم کرده ام نه من از خود، نه ی از حال من دارد خبردل مرا و من دل دیوانه را گم کرده ام چون سلیمانم که از کف داده ام تاج و نگینتا ز مستی شیشه و پیمانه را گم کرده ام از من بی عاقبت، آغاز هستی را مپرسکز گرانخو سر افسانه را گم کرده ام طفل می گرید چون راه خانه را گم می کندچون نگریم من که صاحب خانه را گم کرده ام؟ به که در دنبال دل باشم به هر جا می رودمن که (صائب) کعبه و بتخانه را گم کرده ام صائب تبریزی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اسرار عالم

باسمه تعالی برداشتهایی از اشعار حافظ غزل ۷_ بیت دوم اسرار عالم راز درون ، ز رندان مست پرس کاین حال نیست، زاهد عالی مقام را منظور از راز درون ،عبارتست از اسرار هستی،راز عالم معنا ، راز عالم غیب و آنچه در عالم ماورالطبیعه است.رندان به انی گفته می شود که به هیچ چیز ،جز خدای متعال،پایبند نیستند و از عادات و رسوم خلایق بیزارند.اینان به این حقیقت رسیده اند و آنرا درک کرده اند که بجز خداوند ، هیچ چیز دیگر فریادرس انسان نیست و آنها را اوج نمی دهد.لذا رندی و زرنگی د و همه دنیا را رها و فقط خدا را گرفتند.لذا به آنها رندان گویند. خدا برای انسان،نقش آب برای ماهی را دارد.ماهی که در خارج از آب باشد ،دیر یا زود می میرد.انسانهایی که خدا را در زندگی خود فراموش می کنند.دیر یا زود روح و روان خود را از بین می برند و دچار اضطراب می گردند.لذا گفته می شود تنها با ذکرو یاد خدا دلها آرامش می گیرد. مست شدن،یعنی غرق چیزی شدن است. ی که عاشق و دلداده است.منظور از حال،یعنی خوشی ،و هیچ خوشی بالاتر از این نیست که انسان اسرار عالم را کشف کند.زاهد به ی گفته می شود که ترک دنیا می کند و فکر می کند به این طریق می تواند به اسرار هستی دست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ما بی خبرانیم زِاین عالم هستی

۩۩☫ ما بیخبرانیم زاین عالم هستی (طریقت) اشعار ☫۩۩ما بی خبرانیم زِاین عالم هستیکِی بهر برانیم زِ شادی وُ زِمستی پیوسته روانیم به منزگه مقصود گه مُرده پرستیم گهی پول پرستی با کذب و ریا برسرخود گاه کلاهیم آئین افات شد، آلوده پرستی گر زنده به عشقیم ی آگه آن نیستآئین وفا گشته بسی مه رستیخواهی ببری بهره ز کوتاهی این عمرآلوده مکن هرزه مشو،در ره پستیدر دام تب اری افکار گرفتا یوسته بزن چوب افات بدستیایام به کام آور وُ پندار بپرور زین جمع بیاموز وفا مه رستی ۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمّدمهدی طریقت چوپانى پدر دمندى داشت. روزى به پدر گفت: اى پدر دانا و دمند! به من آن گونه که از پیروان آزموده انتظار مى رود یک پند بیاموز! پدر دمند چوپان گفت: به مردم نیکى کن، ولى به اندازه، نه به حدى که طرف را لوس کند و مغرور و خیره سر نماید. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خونبهای هر دوعالم

ملک دل را با فروغ نرگست آراستی با نگاهی خونبهای هر دو عالم خواستی هر چه افزودی به مقدار زلیخای درون در مقابل نرخ یوسف های عالم کاستی در میان عقل و عشق و شیخی و شوریدگی گفتگوها برفکندی، وز میان برخاستی کرد تقوا رو به محراب دو ابرویت معترض شد می، که مسجد نیستی، میناستی کوهها شد دشت وار از تیشه فرهادها زین گمان محض که شیرین لب آنهاستی آن طرف درویش ها یا هو و هوهو می کنند این طرف مجنون ها پابسته که لیلاستی آن طرف در علت و معلول اهل فلسفه این طرف نی نامه و شمس الحق ملاستی خال مشکینت محمد، جعد گیسویت با خدای عشق ارنی گویی و موساستی کفر زلفت ابن ملجم ها به مسجد می کشد نور رخسارت بشارت می دهد مولاستی مه ز رویت، شب ز زلف مشکبویت عاریت عاریت از توست عالم، عالم بالاستی ای تو عشق و ای تو مشق و ای تو عقل و ای تو وحی عشق و مشق و عقل و وحییی، کل من اسماستی ای تو درد و ای تو درد و ای تو ساغر ای تو می ای که در میخانه هستی تو ام صهباستی ای معاد و مقصد انا الیه راجعون لای عشق غیر گفتم، مر تو ام الاستی مانده ام در وادی حیرانی ات، دستم بگیر دستگیری، دست غیب کل ما فیهاستی گه فضولی می شوم از شور گه ملای روم من کی ام؟ اینجا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قربانی

عالم ، عالم تزاحم است و کثرات ،حرکت است و تکامل اما راه تکامل از قربانی می گذرد قربانی رسم دیرینه و همیشگی هستی است! داستان قربانی ه ل و ق ل ،داستان اسماعیل ما همواره درحال قربانی و فدا هستیم فدا چیزی برای چیز دیگر هر روز هزار ها قربانی داریم اما نمی دانیم از سنخ کدام قربانی است ه ل یا ق ل صعود و سقوط ما نیز به قربانی است که از چه گذشتیم تا به چه برسیم از وقت و عمر گذشتی تا به ... از مال گذشتی تا به... از جان گذشتی تا به .... بستگی به خودت دارد که جای خالی را با چه پر کنی! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فطرت ، دین ، زندگی

فطرت ، دین ، زندگی .... واژه هایی با مفهوم هایی مشترک ... جالب است انسان با تفکر به فطرت خویش خودش را می شناسد و با دین به فطرت خود شکل میدهد و اینجاست که زندگی مفهوم خودش را پیدا میکند و انسان به جایگاه اصلی خود در این هستی میرسد .. شاید مهم ترین مساله ای که برای انسان حل میشود این است که از خود چه میخواهد ؟ و میخواهد به چه چیزی برسد ؟ سوالهایی به ظاهر ساده که اگر انسان به معنای واقعی پاسخی برای آنها بیابد میتواند استعدادهای خود را بروز دهد و اینجاست که خود انسان و وجودش معجزه ای در این عالم خواهد شد . آری بزرگترین معجزه ی این عالم خود انسان است. انسانی که قرار است کاری را صورت دهد و جایگاهی را به عنوان انسان در این عالم متصور باشد ، تا وجودش برای این عالم منفعتی ببخشد ... انسانها در هر کجای این گیتی باشند یک مقصد مشترک دارند و آنهم رسیدن به حقیقت این عالم است و نقطه ی شروع این مقصد از فطرت خود انسان است فطرتی که اگر حقیقتا برای انسان ظهور و بروز پیدا کند فراورده ای نخواهد داشت جز شناخت حقایق ها ، چرایی ها ، چگونگی ها ، انگیزش ها و هزاران مسائل دیگر .... آری انسان معجزه ای برای این عالم است ..... ادامه دارد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خونبهای هر دوعالم

ملک دل را با فروغ نرگست آراستی با نگاهی خونبهای هر دو عالم خواستی هر چه افزودی به مقدار زلیخای درون در مقابل نرخ یوسف های عالم کاستی در میان عقل و عشق و شیخی و شوریدگی گفتگوها برفکندی، وز میان برخاستی کرد تقوا رو به محراب دو ابرویت معترض شد می، که مسجد نیستی، میناستی کوهها شد دشت وار از تیشه فرهادها زین گمان محض که شیرین لب آنهاستی آن طرف درویش ها یا هو و هوهو می کنند این طرف مجنون ها پابسته که لیلاستی آن طرف در علت و معلول اهل فلسفه این طرف نی نامه و شمس الحق مولاستی خال مشکینت محمد، جعد گیسویت با خدای عشق ارنی گویی و موساستی کفر زلفت ابن ملجم ها به مسجد می کشد نور رخسارت بشارت می دهد مولاستی مه ز رویت، شب ز زلف مشکبویت عاریت عاریت از توست عالم، عالم بالاستی ای تو عشق و ای تو مشق و ای تو عقل و ای تو وحی عشق و مشق و عقل و وحییی، کل من اسماستی ای تو درد و ای تو درد و ای تو ساغر ای تو می ای که در میخانه هستی تو ام صحباستی ای معاد و مقصد انا الیه راجعون لای عشق غیر گفتم مر تو ام الاستی مانده ام در وادی حیرانی ات، دستم بگیر دستگیری، دست غیب کل ما فیهاستی گه فضولی می شوم از شور گه ملای روم من کی ام؟ اینجا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مواظب کلاممان باشیم که بی ثمر باز نمی گردد

انسان ها از کلام خود شناخته می شوند.از کلام تو بر تو حکم می شود.پس همیشه مواظب کلام هایی که از زبان ما خارج می شود باید باشیم.کلام با هر چه انرژی در بدن ما موجود می باشد از درون ما خارج می شود و به عالم هستی می رود و هیچ گاه بی ثمر باز نمی گردد.چون ارتباط ما با همه محیط اطرافمان با کلام است وای کلام تو را دوست دارم که هر انچه در درون من است به خالقم می رسانی و مرا به این اعتقاد می رسانی که خالقم مرا می شنود و من با کلام است که ستایش می کنم و شاکر خداوند هستم و نام خداوند است که تمام وجودمان را به ارامش می رساند.کلام ما را به اوج واقعیت می برد.کلام جاری شدن تمام درون به بیرون است و از انچه که بیرون می اید ما در زندگی مان ان را را خواهیم دید.کلام می تواند ما را به اوج افلاک ببرد و همین کلام را اگر از راه نادرست به کار ببریم،می تواند ما را تا قعر فلاکت و تباهی ببرد.وما را به نیستی و نابودی بکشاند و بدانیم نیروی حاصل از کلام ما نیرویی است که عالم هستی را طی می کند و دوباره به ما باز می گردد.پس باید در مورد کلامی که می خواهد از دهانمان خارج شود،بسیار شه کنیم و بدانیم باز گشتنش به زندگی خودمان است.صفحه70 کتاب اش ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ملک دل را با فروغ نرگست آراستی

ملک دل را با فروغ نرگست آراستی با نگاهی خونبهای هر دو عالم خواستی هر چه افزودی به مقدار زلیخای درون در مقابل نرخ یوسف های عالم کاستی در میان عقل و عشق و شیخی و شوریدگی گفتگوها برفکندی، وز میان برخاستی کرد تقوا رو به محراب دو ابرویت معترض شد می، که مسجد نیستی، میناستی کوهها شد دشت وار از تیشه فرهادها زین گمان محض که شیرین لب آنهاستی آن طرف درویش ها یا هو و هوهو می کنند این طرف مجنون ها پابسته که لیلاستی آن طرف در علت و معلول اهل فلسفه این طرف نی نامه و شمس الحق ملاستی خال مشکینت محمد، جعد گیسویت با خدای عشق ارنی گویی و موساستی کفر زلفت ابن ملجم ها به مسجد می کشد نور رخسارت بشارت می دهد مولاستی مه ز رویت، شب ز زلف مشکبویت عاریت عاریت از توست عالم، عالم بالاستی ای تو عشق و ای تو مشق و ای تو عقل و ای تو وحی عشق و مشق و عقل و وحییی، کل من اسماستی ای تو درد و ای تو درد و ای تو ساغر ای تو می ای که در میخانه هستی تو ام صهباستی ای معاد و مقصد انا الیه راجعون لای عشق غیر گفتم، مر تو ام الاستی مانده ام در وادی حیرانی ات، دستم بگیر دستگیری، دست غیب کل ما فیهاستی گه فضولی می شوم از شور گه ملای روم من کی ام؟ اینجا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نقش خدا در آفرینش

باسمه تعالی برداشتهایی از اشعار مولانا نقش خدا در آفرینش اگر به یک گلستان نگاه کنیم.در آن گل های متنوع با بو های گو ناگون می بینیم.چنانچه دقت کنیم شکوفایی و رشد آنها به خاطر این است که همه آنها ریشه در یک چیز بنام خاک دارند. حیات کلیه مو جودات با تمام تنوع خود ،بخاطر حقیقتی است که همگی به آن وابسته هستند و آن حقیقت خداست.لذا چنانچه از عالم ظاهر خارج و به عالم معنا رویم ، جز وحدت و یگانگی چیزی دیگر نمی بینیم .برای مثال،اگر چند نوع میوه را که به ظاهر متمایزند ،در آب میوه گیری مخلوط و آب آنها را بگیریم.در اینصورت از کثرت به وحدت رسیده ایم.دیگر تمایزی بین انواع میوه ها نمی بینیم و قابل تمایز نیستند.اگر چه قبل از آب گیری قابل تشخیص و تمایز بودند.انسانها نیز چنانچه حقیقتی که در پس مخلوقات است را درک کنند ، جز خدای یکتای چیز دیگری نمی بینند و آن خداست. مبدا هستی خدا و آ هستی خداست می توان گفتا که او از ابتدا تا انتهاست خود نمایی می کند در عالم و قرآن وانس ذکر یزدان در بیان و در کلام انبیاست علی رجالی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

معنایی برای نورالسموات والارض

نور السموات والارض می تواند تشبیهی به خالقییت پروردگار دربارهء آسمانها وزمین باشد به عبارتی چون هر مخلوقی بنا به رابطهء علییت وابسته به دلیلی است که در اینجاهمان خالق است ،قرآن به زبانی شیوا میخواهد بگوید عالم وجود خود محضر وجود خالق میباشد.یا به عبارتی با دیدن عالم هستی ما پی به وجود خالق میبریم وچون نور مظهر روشنایی و دیدن است در اینجا به آن تشبیه گردیده است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عذاب های دنیا

انسان ها بسته به نوع اع ان در دنیا در عالم برزخ به نوعی زندگی خواهند کرد و در جای خاصی هستند. خیرات و اعمال نیک بازماندگان همانند باقیات الصالحات برای مردگان در عالم برزخ و عالم قیامت سودمند است و این را هم می توان در روایات دید و هم عقلایی است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در عید غدیر خم ...

دریا به غدیر آمد برخیز و ره غم زنسرمست و غزلخوان شو دستی دوسه برهم زنگر ریخته بر جانت غم آتش نمرودیبر شعله ی جان آبی از رطل دمادم زندر ملک ولا آنک بر پاست علم بشتاببر سرو روان خود زان سلسله پرچم زنبا اهل دلی بنشین در جمع خداجویانبیتی دوسه انشا کن وز مدح علی دم زندر دامگه عنصر گر مانده ز رفتاریبر خنگ طرب بنشین رو بانگ بر ادهم ز رتبه ی لاتلقوا چون رخت فرا بردیبر تهلکه ی جانت صد ضربه ی محکم زننفی ات چو مسلّم شد اثبات پدید آیدهستی اگرت باشد بر لا و لن و لم عراض و جواهر را یکدم به کناری نهنقش خفی از وحدت بر لوح معظّم زنگر پای طلب داری با شاهد بازاریب ام به گ اری دم از غم دل کم زنمولا چو تو را خواهد چشم از همه عالم پوشساقی چو تو را جوید پا بر سر عالم زن. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انتظار ۲۷۶ _ باغ هستی

کندوی باغ هستی, بی تو عسل ندارد بی تو کتاب عاشق, ضرب المثل ندارد گفتا که بین خوبان,مهدیست یا که یوسف گفتم که در دو عالم, مهدی بدل ندارد اللهم عجل لولیک الفرج ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت ما بی خبرانیم ز این عالم هستی توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.