معنی مصرع بروکارمیکن مگوچیست کار

عبارت معنی مصرع بروکارمیکن مگوچیست کار مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت معنی مصرع بروکارمیکن مگوچیست کار میباشد.



ادبیات نهم(معنی اشعار)نیایش صفحه ی 10

درس اول ص 10 معنای مصرع اول : به نام خداوندی آغاز می کنم که دو نعمت بزرگ عقل و جان را به انسان عطا کرده است زیرا فکر و شه انسان نمی تواند فراتر ازاین برود معنای مصرع دوم : به ذهن و شه انسان ،سخنی بالاتر ازاین خطور نمی کند که سخنش را با نام پروردگاری آغاز کند که به انسان جان و د بخشیده است. معنای مصرع سوم : خداوند متعال صاحب اسما و صفات و القاب متعدّد و آفریننده ی جاو مکان(عالم هستی) است. معنای مصرع چهار : اوست که روزی دهنده موجودات عالم و هدایت کننده آنهاست. معنای مصرع پنجم : خداوند متعال افلاک هفتگانه ( قمر، عطارد، ناهید، خورشید،مریخ ، مشتری، زحل) و آسمان در حال حرکت را آفریده است معنای مصرع ششم : و اوست که به خورشید و ماه و ستارگان نور و روشنی بخشیده است. معنای مصرع هفتم :با چشمان و وجود جسمانی و مادّی نمی توان خدا را درک کرد معنای مصرع هشتم : پس برای این کار بیهوده به چشمانت زحمت مده. معنای مصرع نهم :انسان حتّی با افکار تیزو شه های باریک بین نیز نمی تواند به وجود خداوند متعال دست یابد معنای مصرع دهم :زیرا که ذاق اقدس پروردگار فراتر از محدوده اسما و نام ها و مکان ها است. ( خداوند لامکان است.) معنای مصرع ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هدایت...

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی پیش تر زانکه چو گردی ز میان برخیزم حافظ مصرع دوم تشبیه بسیار زیبایی داره که ایهام لطیفی هم درش نهفته است؛ ولی اصل همان حرف مصرع اول است. خدایا برسان طراوت باران هدایت را... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غزل شماره ۳ حافظ-اگر آن ترک بدست آرد دل مارا

در این غزل بیت زیر را دوست تر میدارم: فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغمایی را حافظ در مصرع اول به صفتی اشاره دارد به نام شوخ شیرین کار که در یکی از سخنرانی های الهی قمشه ای به نحوه زیبایی به کار رفته بود. در مصرع دوم به نظر میاد حافظ به شدت دل بی قراری داشته. به نحوی که اون رو به غارت خوان یغما توسط ترکان اشاره کرده. در مصرع دیگه ای می فرمایند: به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را که من رو یاد این تجربه میاندازه که اکثر زیبارویانی که دیده ام خود زیبا بوده اند و نه به ضرب پنکیک و رژ لب و مداد و خ ر. حافظ در باب موسیقی و راز دهر نگشودن می گوید: حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو. که نگشود و نگشاید به حکمت این معما را ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حیدربابا ، بیزى آزدیریب

در ترجمه این مصرع عنوان شده که ما را گول زده است در حالی که من فکر می کنم که ترجمه روشن این مصرع عبارت خواهد بود ازاین نکته که ما را گمراه نموده است واگر معنی و ترجمه درست این باشد آن وقت این ابهام پیش می آید که ما ابتدا در راه بوده ایم وراه را می شناختیم ولی ما را از راه بیرون نموده استبراستی آیا زمانی را سراغ دارید که ما در راه بوده باشیم تا بر مبنای دلایل متقن در راه بودن بتوانیم را محکوم کنیم که ما را از راه بدر نموده است؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مامان نوشته ها

... مرثیه خوانی برای اهل بیت رو خیلی خیلی دوست داشت و همه توی خونه ی ما این نیم مصرع رو بارها و بارها از مادر شنیده بودند که در سکوتهاش با آهنگی حزین میکرد:شب ها که درِ بقیع را می بندند... همیشه منتظر بودم مصرع بعدش رو کنه که انگار هیچوقت بغض امانش نمیداد! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دو مصرع،کنار هم،یک شاه بیت!

داشت برایم شعر میخواند که پ میان یکی از مصرع ها و گفتم بوسه دارید؟ ابروهایش را گره زد و با لبخند نگاهم کرد! تکرار شما بوسه دارید؟! از آن بوسه ها که انتها ندارند! که دوستت دارم هایم را لابلایش بچشی و بفهمی! از آن بوسه ها که دهانم را طوری پر کند از گوشه ی لبهایم بچکد روی لباسم؛ گل کند ، شکوفه بزند ، بهار برسد! از آن بوسه ها که تا ماه ها لبهایم را بچشم و با لبخند بگویم چقدر شیرینی ! خندید ... خندید و با چشمهای بسته نگاهم کرد ! خندید و با لب بسته دیوانه خطابم کرد ! بلند گفت : دوستت دارم مجنون جان ! و من از خوشی میان شعری که میخواند قافیه در قافیه ، ردیف شدم! زندگی انگار این بود ؛ دو مصرع ، کنار هم ، یک شاه بیت! با طعم بوسه ! حامد نیازی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مصرع ا شدم

آمدی, تنها نباشم حیف تنها تر شدم....از یقین گفتی برایم،پاک بی باور شدم.....ساده گفتی باورم کن ! با تو می مانم ولی....رفتی و در شعر تو خط خورده ای دیگر شدم....باز هم در وحشت بی انتهای فاصله.......با هجوم تلخ شب تا صبح همبستر شدم.....در میان شعله ناباوری ها سوختم....سوختم در لحظه های بی تو،خا تر شدم....گفته بودی اولین بیت غزل های منی....حیف رفتی و دوباره مصرع آ شدم.... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم(علی قیصری)

ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم از کندوی لبهایت با بوسه عسل گیرم جاری بشود شعرم آن لحظه که می خندی ازخنده ی شیرینت صد گونه غزل گیرم در هر نفسی قلبم مغلوب تپش گردد وقتی که سراغت را از اهل محل گیرم یک مصرع پرگل را از گلشن اندامت یک مصرع دیگر را از شیخ اجل گیرم ژرفای نگاه من تا خط افق رفته تا رّد تو را شبها بر روی زحل گیرم از عشق تو شیرینم ریزش د ص ه وقتی که پیامت را در کوه و کُتل گیرم باید که عسل آ از راه نیایش ها پروانه ی وصلت را از عزوجل گیرم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم(علی قیصری)

ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم از کندوی لبهایت با بوسه عسل گیرم شیرین بشود شعرم آن لحظه که می خندی ازخنده ی شیرینت صد گونه غزل گیرم در هر نفسی قلبم مغلوب تپش گردد وقتی که سراغت را از اهل محل گیرم یک مصرع پرگل را از گلشن اندامت یک مصرع دیگر را از شیخ اجل گیرم ژرفای نگاه من تا خط افق رفته تا رّد تو را شبها بر روی زحل گیرم از عشق تو شیرینم ریزش د ص ه وقتی که پیامت را در کوه و کُتل گیرم باید که عسل آ از راه نیایش ها پروانه ی وصلت را از عزوجل گیرم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گشتم و گشتم در شهر...

ی باشد به جای پول و قیافه و متراژ خانه و تعداد مقالات آی اس آی و جایگاه اجتماعی و محل تحصیل و مدرک و ... بپرسد قد خی چقدر است؟ بلدی عصرانه را یک جوری درست کنی که بعد از خوردنش آدم خوابش ببرد و در خواب ی را ببیند که دلش تنگ اوست؟ می توانی حوصله کنی یک غزل را با هم تا ته بخوانیم؟یک مصرع من یک مصرع تو!؟ ی که وقتی پیشنهاد پیاده روی شبانه را بشنود بال دربیاورد و ی که به بهارنارنج و انار و باران و نامه و قصه و دلبری و سرمه و رنگ فیروزه ای و بغل و زندگی اعتقاد محکم داشته باشد. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

باید که تو را یک شب آرام بغل گیرم (علی قیصری)

باید که تو را یک شب آرام بغل گیرم از کندوی ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻋﺴﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﺷﻌﺮﻡ بشود جاری ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺷﯿﺮﯾﻨﺖ ﺻﺪ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺰﻝ ﮔﯿﺮﻡ یکباره دل از شادی ﻣﻤﻠﻮﯼ ﺗﭙﺶ ﮔﺮﺩﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻫﻞ ﻣﺤﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﯾﮏ ﻣﺼﺮﻉ ﭘﺮﮔﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﺸﻦ ﺍﻧﺪﺍﻣﺖ ﯾﮏ ﻣﺼﺮﻉ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﺍﺟﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﮊﺭﻓﺎﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺧﻂ ﺍﻓﻖ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺭّﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﺣﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺷﯿﺮﯾﻨﻢ ﺭﯾﺰﺵ ﺑﮑﻨﺪ ﺻﺨﺮﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺖ ﺭﺍ از ﮐﻮﻩ ﻭ ﮐُﺘﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻋﺴﻞ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻧﯿﺎﯾﺶ ﻫﺎ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﯼ ﻭﺻﻠﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺰﻭﺟﻞ ﮔﯿﺮﻡ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

امشب اگرچه چشم تو یک جور دیگر است

درود دوستان عزیز. مدتی است کار جدیدی نداشته ام، یعنی کاری که دلم بخواهد منتشرش کنم نداشته ام. یکی از غزل های قدیمی ام را با هم در این پُست می خوانیم. این غزل را یک بار در جلسه ی شعر شنبه ها در بهمن ماه 1390 خوانده ام. امیدوارم خیلی بد نباشد. مصرع اول این شعر این بود: "معصوم چشم های تو یک چیز دیگر است" و وقتی در جلسه خواندم دوست خوبم آقای عباسی گفت که این مصرع به نظرش آشناست. بعد که جستجو دیدم حق با وی است و این مصرع از شاعر نیشابوری آقای خدابخش صفادل است. من هم مثل دیگر شاعران شعر زیاد می خوانم و موقع سرودن ناخودآگاه تحت تاثیر اشعاری که خوانده ام هستم. هم اکنون که تصمیم به انتشار این شعر گرفتم مصرع اول را عوض . هرچند اگر منصف باشم هنوز باید بگویم این مصرع با الهام از آن مصراع سروده شده است. نظرتان مانند همیشه مهم است. امشب اگرچه چشم تو یک جور دیگر است از هر چه هست و نیست به من آشناتر است اشکت چکیده ی غمِ دنیاست، ماه من! در چشم های تو غمِ عالم شناور است من مثل دشت های اسان کویری ام باران دست های تو بارانِ جَرجَر است عطر فرانسوی ِ تو، هرچند معرکه، بوی تنِ خودِ تو که از عطر بهتر است در عمق چشم تو به خودم خیره ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دلم لک زده برایت ح س ی ن جان

دلم لک زده برای این مصرع: آ ش تو کربلا میکشی مرا ح س ی ن... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سیزده سال

بی تو بی حالم و بی حوصله خیلی پکرم پرم از غصه پر از قرص،پر از درد سرمحال من بی تو به آینده ی بی حال رسیدآه ،آینده ی خود را به چه حالی ببرم؟! تف به این سیزده هایی که به در بی تو شدند سیزده سال تمامست که من در به درم سیزده سال که با خون جگر طی شد و رفت سیزده سال نگفتی که چه خاکی به سرم...،؟! سیزده سال که بی روی تو باروت شدم سیزده سال که از بمب خطرناکترم! سیزده سال که تو بی منی و با اویی سیزده سال که من بی تو فقط یک نفرمسیزده سال که بازیچه ی احساس شدمسیزده سال که در دست قضا و قدرممی روم باز از این شهرو خودم می دانم((که من بی دل بی یار نه مرد سفرم))1شهریارو من و سعدی همه هم درد همیم((پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم))21-این مصرع از سعدی شیرین سخن است2-این مصرع از شهریار است ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو نیستی و من اما می بی نم تو را، من هستم و تو حتا نمی بی نی مرا

اوج غم این قصه در این شعر همین جاست من بی تو پریشان و ... تو انگار نه انگار !!! پ.ن : این تیکه اش، مخصوصا مصرع دوم م بود. اصلا چسبید به روحم. کل شعر که از خانوم رویا باقری ست در اولین کامنت بخونیدش:) نمی دونم چرا اما بنظرم این ع با مصرع دوم این بیت آ خی لی هماهنگه....این فقط نظر منه و بس. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

غنیمت شمردن فرصت

امشب در غزلی از حافظ خواندم که می گفت :در بزم دور یک دو قدح در کش و برو یعنی طمع مدار وصال دوام را بیت زیبایی بود از آن جهت که خیلی خودمانی میگوید وقتی نوشیدنی ات رو مصرف کردی محل رو ترک کن و برو و مانع ب و کار ما نشو ؛) و در مصرع دوم هم میاد مصرع اول رو معنی میکنه و میگه که انتظار نداشته باش که پیوسته از طرف ما (یا هر جای دیگه) به تو سرویس ارائه بشه. خب حالا من با اگر بخوام (یادگیری تطبیقی) رو بکار بگیرم و تطبیق بدهم به زمان امروز (چند قرن بعد از زمان حیات اقای حافظ) : زمان هایی از روز رو که سر حال هستی رو پیدا کن و تو اون زمان ها به فکر این باش که کار های دوست داشتنی ات رو انجام بدی. مثلا من به پست گذاشتن توی وبلاگ علاقه دارم و یا خوندن متمم و اولین فرصتی که پیدا م این دو تا رو انجام میدم و جالبه که یک روز کامل رو نمیتونم به این دو تا فعالیت انجام بدم و حافظ هم مثل اینکه داره همین رو میگه (طمع مدار وصال دوام را) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

با خدا قرار بذار از علیرضا محدثی

با خـــدا قرار بذار "پاشو از خواب زمستون، پا توی بھار بذاردل بده به قـُمریا ، سر به سرِ یه سار بذاربا ترانه ھای بلبل ، دل غنچه وا میشهپیش ھر غنچه ی بسته ، یه دونه ھزار بذارتب داغ سَروِ باغو توی عاشقی بچشرُو اجاقِ دلبرا بساط عیشو بار بذاردِ ببند اون چشاتو گذشته ھا رو بی خیال !یه پا رو بذار توُ امسال ، یه پا روی پار بذارمثل یک چریک برو تا قلّه ھای پیروزیبمب امّیدو توُ قلب ناامیدی کار بذارزندگی حقیقته ؛ جنبل و جادو دغلهآتیشی توی بساطِ دَد و دیو و مار بذارتوی رگ ھای تا تون جوشش عشقو ببینردّ پایی از ترنّم توی سبزه زار بذا یش پای دختر رَز ، بھترین ھا که دارییه دل تمیز و خالی ، یه سر خمار بذاربرای خدا رو دیدن ، راه دوری نمی خوادیا شروع کن از خودت ، یا خودتو کنار بذار!توی ھر قطره ی بارون یه پیام دعوتهبردار اون گوشی عشقو با خدا قرار بذار(علیرضا محدثی )پ . ن :با اجازه ی اساتید محترم ، توضیح بعضی موارد برای عزیزانی که نیاز دارند :- در مصرع چهارم کلمه ی "ھزار" به معنی بلبل و عندلیب به کار رفته .- "پار " یعنی پارسال .- دختر رزَ ، کنایه از و باده است ( عشق الهی)- در مصرع پنجم و آ ، به ترتیب کلمات " باغو" و "عشقو" به جای " با ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود کاین شاهد بازاری وان نشین باشد

بیت فوق بسیار تفسیر بردار و شبهه برانگیزاننده است از دو جهت 1- منظور اصلی حافظ چیست؟ 2- مصداق عناوین مصرع دوم کدام یک از اجزا مصرع اول می باشند؟ مقایسه دو ابجکت که هر دو به ساحت یک سابجکت مربوط اند و اینکه به حکم ازلی درباره این دو ابجکت چه بوده به خصوص با توجه به بیت قبلی : جام می و خون دل هر یک به ی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد که بیتی جبرگرا می باشد . و نشان از عدم اختیار و تفویض جبرگرایانه سعادت و سختی دنیوی دارد. حال تک تک اجزا و سناریو های احتمالی مقایسه میگردد. ادامه به زودی ....... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت معنی مصرع بروکارمیکن مگوچیست کار توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.