من و ایلیا

عبارت من و ایلیا مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت من و ایلیا میباشد.



آهنگ دلم ریخت امین امینم و ایلیا

آهنگ دلم ریخت امین امینم و ایلیا آهنگ دلم ریخت امین امینم و ایلیا آهنگ دلم ریخت امین امینم و ایلیا موزیک بسیار شنیدنی از خواننده امین امینم و همراهی ایلیا بنام دلم ریخت با بهترین کیفیت و متن ترانه new song by amin aminem ft iliya – delam rikht whit text on saba- متن آهنگ دلم ریخت امین امینم و ایلیا تموم شبامو با یاد تو تو خیابونامچقده قدم زدم به یادت زیر باروناهیشکی ندید اشکامو حتی یه لحظه بغضموحسم هرچیِ الان کاری نداشته باش برومن میمونم با غرورمتو وامیستی تو رو مندیگه حرفام نمیشینه به کرسیهنوزم دوست دارم از هرکی بپرسیهنوزم دوست دارم از هرکی بپرسیحالمو نمیفهمی تو چرا آخهاز گلای رزت موند برام یه شاخههر ساعتی باشه هر جا که باشمنیستی تو نمیخوام خونه باشمحالمو نمیفهمی تو چرا آخهاز گلای رزت موند برام یه شاخههر ساعتی باشه هر جا که باشمنیستی تو نمیخوام خونه باشمحیف اون عمری که رفتتنگ شده برات کلی دلمباعث شدی کفری بشمقفلی بشمببین سه پاکته که شبه تا صبح میکشماگه میبینی که رفتنم آسونهچون دلت با من نیستو با اونهولی منه تنهاتر از تنهازیر بارونهلعنت به اون روزی که دلم ریختبا یه عشوه باختن اصلا ذات عشق ه نمیخوام ببینم باز ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شهادت غم انگیز حضرت فاطمه صغری و یا رقیه علیها سلام، دختر حسین(ع) چنین است:

عصر روز در ابه در کنار حضرت زینب(س) نشسته بود. جمعی از ک ن شامی را دید که در رفت و آمد هستند.پرسید: جان! اینان کجا می روند؟ حضرت زینب(س)فرمود: عزیزم این ها به خانه هایشان می روند. پرسید: ! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.بلافاصله پرسید: ! پدرم کجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل دیگر سخن نگفت، به گوشه ابه رفته زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤیا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد، مجدداً سراغ پدر را از گرفت و بهانه جویی نمود، به گونه ای که با صدای ناله و گریه او تمام اهل ابه به شیون و ناله پرداختند.خبر را به یزید رساندند، دستور داد سر بریده پدرش را برایش ببرند. رأس مطهر سید ال را در میان طَبَق جای داده، وارد ابه د و مقابل این دختر قرار دادند. س وش طبق را کنار زد، سر مطهر سید ال را دید، سر را برداشت و د رآغوش کشید. و در «منتخب» آمده است که او پدرش را مخاطب قرار داده می فرمود:«یا أبَتاهُ، مَنْ ذَاالَّذی خَضبکَ بِدِمائکَ» «پدر جان، کی صورت منوّرت را غرق خون ساخته؟». «یا أبتا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سخنی با همراهان ثبت ایلیا

درود بر دوستان و همراهان همیشگی ثبت ایلیا از امروز تصمیم گرفتیم در کنار وبسایت رسمی ثبت ایلیا، وبلاگ نویسی را هم آغاز کنیم.خوب می دانید ثبت ایلیا یکی از بزرگترین و با سابقه ترین موسسه های ثبتی در ایران است. ما با نام موسسه حقوقی . بین المللی ایلیا (ثبت ایلیا) از سال ۱۳۸۴ فعالیت خود را به صورت رسمی آغاز کردیم. در این سال ها با بهره مندی از کارکنان، کارشناسان، مشاوران و وکلایی بی نظیر و زبده مهارت هایمان افزون شد تا جایی که امروز ثبت و ارائه ی خدمات مالی، حقوقی و اداری به بیش از ۱۰۰۰۰ شرکت را در کارنامه ی خود داریم.برای ثبت ایلیا مشتری مداری و ارائه ی خدمات دقیق و سریع در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. بنابراین با اصلاح زیرساخت ها و راه اندازی سیستم مدیریت ارتباط با مشتری (crm) توانسته ایم گامی موثر در این راه برداریم و موفق به دریافت گواهینامه های iso 9001 (مدیریت کیفیت) و iso 10002 (رضایتمندی مشتری) شویم.از جمله خدمات ما می توان به ثبت انواع شرکت، ثبت تغییرات و تصمیمات شرکت ها، نقل و انتقال سهام، انحلال، ثبت نام تجاری و علائم تجاری (ثبت برند)، ثبت طرح های صنعتی، ثبت اختراع، اخذ کارت بازرگانی، ثبت شرکت های خ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

روزهای زمستونی سال 93

به نام خدا سال 93 هم با تمام خوبی ها و بدی هاش تموم شد و خوشحالم از همه ی تجربیات جدیدی ب سال خنثی ای بود به هیچ سمتی متمایل نبود سالی بود که دور از هر مسئله ای تو زندگی فقط زندگی و لذت بردم از لحظاتی که فقط با بی دغدغه بودن می شه دیدش قطعا سال آینده این جوری نخواهد بود برام نه اینکه لذت نبرم بی دغدغه گی رو می گم کار جدیدی که می خواستیم تو سال 93 شروع کنیم و شروع کردیم بنا به دلایلی متوقف شد و اصلا به مرحله ای نرسید که بشه اومد و بیانش کرد و به سال94 موکول شد و خب بالا پایین هایی که تو زندگی وجود داشت و خوبی ها و بدی هاش به هر حال تموم شد و تمام تلاشمو می کنم که سال آینده به خیلی از هدف هام برسم گزیده ای از ع های روزهای خوب زمستونی رو گذاشتم همراه با طاهای عزیزم و دختر خالم به تولد مهرناز جونی دختر میترا جون رفتیم که تجربه خوبی برای طاها بود زهرای عزیزم و مریم گلی هم از چین به ایران اومده بودن که همدیگر رو دیدیم و خیلی خوش گذشت یه روز هم مهمون لیلای عزیزم و مهراد کوچولو بودم و صحبت با لیلا جونی که خیلی جذبم می کنه نیلسای عزیزم دختر دوستم مونا که بزرگ شده ماشالله حدودا از بعد تولدم ایده گرفتن تولد ایلیا به ... ادامه در لینک سایت منبع ...

و اینچنین ایلیا بهترین کادوی تولد بابا شد!

در پست قبلی آ ین لحظات حساس و نفس گیری را که بعد از برگشتن از بیمارستان و بستری همسرم سپری می را به زبانی خودمانی بین خودم و فرزندی که انتظار ورودش را به زندگیمان می کشیدیم نگارش . هیچ باورم نمی شد که همان دقایقی که در حال نوشتن آن مطالب برای وبلاگ بودم ( ساعت 3 بامداد) کوچولوی زندگی ما داشت به دنیا می آمد و شگفتی زندگی من شکل گرفته بود ......بله پسرک من درست در زمان و روز تولد پدرش چشم به دنیا گشود و همه را شگفت زده کرد ..... و خدا بهترین کادوی زندگیم را توسط همسرم به من عطا کرد. از او سپاسگذارم. نامش را مادرش از قبل انتخاب کرده بود ... پسر ما " ایلیا " شد چرا که " خدا با اوست "عروسک من بواقع اندازه یک عروسک کوچک است جوریکه همه مان ترس داشتیم در آغوشش بگیریم . فندق بابا با وزن 2.350 به طور طبیعی و غیر منتظره بدنیا آمد در حالیکه سونوی آ ش وزنش را 2.750 نشان میداد . همه اش برای من و همسرم و خانواده مان فوق العاده بود . خانواده همسرم که دائی من هم محسوب می شوند با عجله از شهرستان راهی شده بودند که همزمان با رسیدنشان به ترمینال من خبر تولد نوه شان را تلفنی دادم تا از نگرانی ای که از شب قبلش پیدا کرده بودند خلاص شوند. وزن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یکشنبه 14 اردیبهشت

سلام دوستای گلم. دلم برای همتون یه عالمه تنگ شده . از همتون بی خبرم. من و واسه این غیبت طولانی چندماهم ببخشید. ولی به خدا اصلا وقت نداشتم. نه تنها برای وبلاگ نویسی حتی برای یه دوش گرفتن هم گاهی وقت کم میارم. شدم مامان گرفتار . حس هم گرفتار . عاشق بچه هامم عاشق دوتاشون ولی مادر دو بچه بودن با توجه به دانشجو بودن و شاغل بودن من خیلی سخته. از هفت اردیبهشت مرخصی شش ماهم تموم شد و دارم میام سرکار . متاسفانه مرخصی نه ماه تصویب نشد و من مجبور شدم هفته پیش برگردم سرکار و دخترم رو بزارم پیش مامانم. با اینکه بعدازظهرا ساعت دو و نیم از اداره میرم و ساعت سه و نیم می رسم خونه ولی بازم رونیا گلی مامان بی ت و بی قراری میکنه . روزای اول گریه می کرد اما الان بهتر شده ولی مشکل اساسی اینجاست که هیچی نمی خوره تا من برم. شیشه رو به هیچ وجه قبول نمی کنه با اینکه از روز اول هر از گاهی بهش می دادم و هم که می رفتم یک هفته در میون می خورد و حتی گاهی نبات و عرق نعنا براش تو شیشه می ریختم می خورد اما شیرخشک و تو شیشه اصلا نمی خوره. ساعت شیش و نیم صبح شیر می خوره و می زارمش پیش مامانم و میام اداره و دیگه هیچی نمی خوره مگر به زور بهش چند ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تعبیر خواب بیت المقدس

معنی خواب بیت المقدس در سر زمین رویاها آمده: خواب بیت المقدس : یک تجربه تلخ در انتظار شماست . شما به بیت المقدس می روید : یک سفر طولانی در پیش دارید . شما در بیت المقدس دعا می کنید : احترام شما نزد دیگران بیشتر خواهد شد . یک جمعیت در حال دعا در بیت المقدس : فرزندان شما زندگی آسوده ای خواهند داشت . متن از سایت تعبیر خواب جامع in the land of dreams come: sleep jerusalem: a bitter experience awaits you. you go to jerusalem: you have a long journey ahead. you pray in jerusalem: the others will be more respect for you. a community is praying in jerusalem: your child will have a comfortable life. لینک تعبیر خواب از سایت بلاگ اسکای و یا لینک گول سایت تعبیر خواب بیت المقدس , تعبیر خواب قدس , تعبیر خواب اورشلیم , تعبیر خواب ایلیا , تعبیر خواب مسجد اقصی , خواب دیدن بیت المقدس , خواب دیدن قدس , خواب دیدن اورشلیم , خواب دیدن ایلیا , خواب دیدن مسجد اقصی , رویای بیت المقدس , رویای قدس , رویای اورشلیم , رویای ایلیا , رویای مسجد اقصی , تعبیر بیت المقدس , تعبیر قدس , تعبیر اورشلیم , تعبیر ایلیا , تعبیر مسجد اقصی , خواب بیت المقدس , خواب قدس , خواب اورشلیم , خواب ایلیا , خواب مسجد اقصی , ... ادامه در لینک سایت منبع ...

برنامه آزمون عملی ویژه آزمون آنلاین اردیبهشت96

*آوردن کارت شناسایی معتبر ا امی میباشد** استفاده از تلفن همراه به هنگام آزمون تخلف محسوب می گردد*** آزمون دهندگان مجدد می بایست قبل از آزمون هزینه آزمون مجدد را از طریق پرتال پرداخت و نسبت به تهیه فرم آزمون تایک روز قبل از آزمون به واحد آزمون مراجعه نمایند.**** ازآوردن همراهی و کودک به محل آزمون ممانعت به عمل می آید.دوشنبه 96/3/8ساعت 8 صبحتعمیر سیستمهای حفاظتی(دوربین مداربسته)مکان:بلوار جمهوری بعد از چهار راه کبیر مجتمع مراکز فنی و حرفه ای..................................................................................... 96/3/9ساعت8:30فری هند ومجددفلش ومجددکورل دراو ومجددکاربر رایانه ومجددطراح گرافیک رایانه ای ومجددساعت10.......سایرنرم افزارهای کامپیوتر ومجدد به غیر ازicdl1,2مکان:بلوار جمهوری بعد از چهار راه کبیر مجتمع مراکز فنی و حرفه ای......................................................................................یکشنبه 96/3/7ساعت 5 بعدازظهرms-projectمکان :آموزشگاه ایلیا............................................................... 96/3/16ساعت8 صبحنقشه کشی عمومی ساختمان و مجددکارور اتوکد ومجددمکان: بزرگراه روبروی سه راه سلسبیل مرکز شماره 6 فنی و حرفه ای 96/3/2ساعت 8صبحسراج سنتیمکان:بلوار جمهوری بعد از ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ذات آنها برای امت صلح و خیر و برکت بود،

دنیا از حسن بیاموزد صلح را. حسن ع اولین و بزرگترین نوه است، زیرا فقط یک فرزند دختر برایش باقی مانده بود. برای همین کفار اورا مس ه می د و می گفتند: او ابتر است، یعنی بدون فرزند پسر است، و نسل او ادامه پیدا نخواهد کرد. الان هم تکفیری ها همین را می گویند که: نه ارثی دارد و نه وارث، فقط خود او بود که با رحلت ایشان همه چیز تمام شده است. و صاحب اختیار دین محمد ص فقط هست! اما همان موقع خداوند جواب کفار را داد: با نزول سوره کوثر فرمود: دشمنان ابتر هستند، زیرا ما به خیر کثیر و: ونوادگان فراوان می دهیم. خیر کثیر همان فاطمه زهرا س، تنها دختر است و نوادگان هم ، از حسن آغاز می شود. وقتی علی خواست نامی برای این طفل انتخاب نماید، آن را نزد رسول خدا برد و از ایشان خواست. هم صبر کرد تا جبرائیل نام آنها را اعلام کند، و نام ایلیا و شنتیا و شبیر آمد، که ایلیا همان علی ع است و: شنتیا به عربی همان حسن می شود و .. بنابر برخی اظهار نظر ها، ایلیا و ئیل از صفات خدا است. یعنی عالی و بلند مرتبه، پسوند جبرائیل و میکائیل و اسماعیل و اسرافیل از همین ماده است. حتی برخی آن را ال هم گفته اند که: بابل یعنی دروازه خداوند. از این جهت مولود امرو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شب ما

شب یکی از دوستان همسر(به نام ایلیا) به مناسبت پاگشای آقای الف (همون لوک خوش شانس)هممون رو دعوت کرد. همسر تصمیم گرفت پنکیک درست کنه و با خودمون ببریم که یکم از محبتای ایلیا و همسر نازنینش رو جبران کرده باشیم.یکمیشو البته فقط:) وقتی رسیدیم همه اومده بودن و داشتن والیبال ایران و برزیل نگاه می . این دوست همسر خیلی پسر ماهیه.همیشه در خونه ش به روی مهمون بازه و چون هم خودش و هم همسرش اهل تعارف و رودرواسی نیستن خیلی خونه شون خوش میگذره. اولش که رسیدیم ایلیا اسموتی هندوانه واسمون آورد و بعدشم موخیتوی واقعی!!(یعنی با ال*کل) من و همسر که میانه ای با الک*ل نداریم و در حده چشیدن یکم خوردیم ولی به گفته ی بقیه خیلی خوشمزه بود.مخصوصا اینکه عر*قش رو خوده ایلیا از ما گرفته بود و دیگه همه مطمئن بودن که جنسش ناخالصی نداره و نابه. بعدش همسر پنکیک ها که موادشون رو از خونه آماده کرده بود درست کرد و ی عالمه پنکیک هم خوردیم و بعدشم که ایران والیبالش رو برد و کلی بهمون خوش گذشت. زن آقای الف منو کشیده بود کنار و هی ازم میپرسید آرایشگاه گرفتی؟لباس کرایه کردی؟ج ه ت کامل شده؟ و چون جواب من به همه ی این سوالا «نه هنوز»بود کلی ح ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دور از خانه (قسمت دوم)!

بعد از مدت نزدیک به یکماه دوری از همسر و جوجه کوچولوی خودم ، دیگه حجم دلتنگی های ما زیادی قلمبه شده بود واسه همین هم عزم سفر کردیم و رفتیم کنار اهل و عیال .البته مناسبتی هم سبب ساز این حرکت ما شد که همانا فرارسیدن سالگرد ازدواجمون بود .( بادا بادا مبارک و از این حرفا) جیگر بابا توی این مدت یکماهه که ندیده بودمش تا حد مناسبی وزن گرفته و حدود 4.5 کیلو شده و نازتر هم شده . ایلیا تا یک هفته دیگه سه ماهش تموم میشه . یک هفته ای کنارشون موندم و دوباره برگشتم خونه . بنابراین هنوز ایلیا و مامانش خونه باباجون مامانشه ! جوجه دوماه و نیمه من هنوز بیشتر وقتش به خوردن و گریه میگذره .اگه زور زدن رو هم بهش اضافی کنین دیگه وقت اضافی نداره که به ما بده !! البته اتفاق مهم و تغییر اساسی ای که تو رفتار ایلیا مشاهده میشه اینه که .... اینه که .... لبخند میزنه عزیز دل بابا. آخ دل میبره پدرسوخته ! این لبخندش تو ع بالایی یه جورائی شبیه لبخندای ملیحی میمونه که سیاست مدارا سر میز مذاکرات به طرف شون تحویل میدن . دروغ میگم ؟!! خدا ی اگه ایلیا با همین تریپ لبخندش ،توی مذاکرات هسته ای جای محمدجواد ظریف شرکت میکرد یحتمل الان کاترین اشتون پ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ونک چت|چت ونک|میدان ونک چت ولعصر چت

نادیا چت,چت روم نادیا,نا چت,نادی چت چت روم , چتروم ,سایت چت , چت , برنامه چت , نرم افزار چت , ورود به چت , چت رایگان , چت تصویری , ا ین چت , اولین چت , چت باامنیت , شرایط ناظری ومدیریت در چت , ادرس جدید چت روم , جامعه مجازی ,فیس چت , چت روم شهرستان , چت روم عاشقانه ,چت روم زابلی ها , چت روم تبریزی , چت روم ترکی ,چت روم اذری , تهران چت ,چت روم مشهدی ها , مشک چت , چت روم کردی , چت روم فارسی , چت روم اهوازی چت ,چت روم سهندی ها , عجبشیر چت ,مراغه چت , بابل چت , شیراز چت , بندر عباس چت جلفا چت , کلیبر چت , خوزستان چت , چت روم مرد ها , چت روم زن ها , چت روم پسر ها , چت روم دختر ها ,نازترین چت , بهترین چت , اعضا چت , انلاین چت , بانک چت , عسل ناز چت , پگاه چت , مرام چت , دلناز دل ناز چت اصلی ,کتی چت . بیتا چت ,وانیلی چت دریاب چت ,ژست چت ,گذر چت , راز چت . راه چت , چت روم شلوغ , امتیازات چت روم , یاهو چت , ماهور چت , مشاور چت , اویل چت , زن چت , ع چت , گروپ چت , دریا چت , دل انگیز چت , مختل چت ورود به محتل چت روم , چیک چت , میهن چت , رز چت , منو تو چت من چت , ناقلا چت , بارانی چت , لاو چت , ققنوس چت , یو یو چت , گل چت , نازنین چت , ال ا چت , فریاد چت , ستاره چت , درسا چت , نیم باز چ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بعد از مدتها غیبت طولانی سلام

سلام . بعد از یه غیبت خیلی طولانی سلام . باور کنید اصلا اینقدر نیومده بودم بنویسم دیگه روم نمی شد بیام. دلم برای همتون تنگ شده برای خوندن وبلاگاتون برای خوندن کامنتاتون. چقدر جای خالیتون تو زندگیم محسوسه چقدر خوب بود اون موقع شماها رو داشتم. الانم به یاد همتون هستم. به یاد تک تکتون . ولی به خدا قسم که فرصت نمی کنم بنویسم. حتی فرصت نکرده بودم بیام کامنتا رو چک کنم. الان خوندم کامنتای تمام این مدت رو. اینکه چرا نبودم هیچ دلیل مشخصی نداره. فقط خیلی درگیر کار و زندگی و بچه شدم همین. دخترم هفته پیش 9 آبان تولد یک سالگیش بود و یک ساله شد. به همین زودی عشقم دختر کوچولوم یک سال از زندگیش رو پشت سر گذاشت و وارد دومین سال زندگیش شد. از قبل از تولدش تقریبا چند قدم راه می رفت ولی از فردای تولدش کامل راه افتاد و جالب اینجاست که به جای رفتن میدویه . از لحاظ حرف زدن پیشرفت خوبی داشته و کلا خیلی زود حرف افتاد. الان خیلی کلمات و میگه و کلا منظورش رو می رسونه . بی نهایت دختر شیطونیه و از در و دیوار راست میره بالا و حتی به اندازه یک ثانیه هم نمیشه ازش غافل شد چون سر از کانتر آشپزخونه در میاره . باور کنید عین فشنگ هزار ماشا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت من و ایلیا توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.