هرنگ دل

عبارت هرنگ دل مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت هرنگ دل میباشد.



آرامگاه علمای کو د ـ دوگنبدان کو د

آرامگاه علمای کو د «دوگنبدان کو د» آرامگاه علمای کو د (بارگاه) یا دوگنبدان نام مجموعه ای دو گنبدان است که بر روی قبر چند تن از علماء برجستهٔ کو د بناء شده است. آرامگاه علمای کو د (دوگنبدان کو د) «آرامگاه علمای کو د» از مکان های زیارتی در قبلهٔ دهستان کو د در مرکز بخش کو د واقع در (بخش کو د) در شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان و یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. این بنای تاریخی در سمت جنوب جاده بستک به بندر لنگه در ۵۰۰ متری سمت غرب کو د قرار دارد. این آرامگاه «دوگنبدان» در میان گورستان دهستان کو د و در ۵۰۰ متری غرب دهستان کو د واقع شده است. محل آن ۳۰۰ متر از محلهٔ تازه بنیاد «دهنو کو د» فاصله دارد و در جنوب گود میان ده قرار دارد. در لهجهٔ محلی به آرامگاه، «زیارت» گفته می شود. آرامگاه علمای کو د (دوگنبدان کو د) مجموعهٔ دو گنبدان کو د وثبت آثار ملی این بنای تاریخی یکی از شا ارهای بنائی یکی از مشهورترین معماران بزرگ شهرستان بستک، «حاج محمد شریف کاظم معمار» بنیادگذاری شده است. این بنای تاریخی و مذهبی چند سال پیش از جانب ت به عنوان یکی از آثار ملی توسط سازمان میراث فرهنگی کشور با نام «مج ... ادامه در لینک سایت منبع ...

واژگونی منجر به فوتی در جاده کتل

به گزارش کانون وبلاگ نویسان شهرستان بستک و به نقل از وبلاگ سلام کو د واژگونی منجر به فوتی در جاده کتل به گزارش سلام کو د: شامگاه خبر واژگونی خودروی سمند در جاده کتل به اورژانس بستک گزارش گردید. خودوری سمند پس از طی سربالایی جاده کتل به سمت دوراهی در سراشیبی به سرعت بالا رسید و پس طی مسیر مستقیم بلافاصله با رسیدن خودرو به پیچ بدلیل سرعت بالا راننده در کنترل خودرو ناتوان ماند و خودرو از جاده خارج شد. با تلاش راننده خودرو به جاده بازگشت اما به دلیل عدم کنترل آنچه نباید رخ می داد رخ داد و خودرو واژگون شد. از سه سرنشین این خودرو 1 نفربدلیل شدت ضربه وارده به جمجمه جان باخت و دو نفر دیگر نیز به بیمارستان های بستک و لار منتقل شدند. هر سه سرنشین از روستای هرنگ بوده که در حال برگشت از بستک به سمت هرنگ بودند. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

لمزان از قاجار تا امروز

منطقه مهران(پدل –لمزان) بر جلگه وسیعی در شمال شهرستان بندر لنگه و جنوب شرقی بستک اطلاق می شود که از سمتشمال به رشته کوههای ببیان و برند و از سمت جنوب به سلسله کوه های نه چندان مرتفع کارد منتهی می شود. شهر لمزان در مرکز این منطقه به عنوان مرکز بخش جدید مهران محسوب می شود. این منطقه از دوره قاجار که بحث تقسیمات کشوری مطرح شد برای اولین بار در جلد هفتم فرهنگ جغرافیایی ایران به عنوان دهستان لمزان معرفی شده است. دهخدا در لغت نامه چنین آورده است: لمزان . [ ل ِ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای ششگانه ٔ بخش بستک شهرستان لار، واقع در جنوب خاوری بخش و دامنه ٔ جنوبی کوه ببیان . جلگه است و رود شور مهران از وسط آن جاری است . هوای آن گرم و خشک و آب مشروب از باران و آبیاری زراعت دهستان از چاه و چشمه است . محصولات آنجا غلات ، ما، تنباکو و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . این دهستان از شش آبادی تشکیل شده و نفوس آن در حدود دوهزار و مرکز دهستان قریه ٔ لمزان و آبادیهای مهم آن انجیره و یدل است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). همچنین میرزا حسن فسایی که کتاب فارسنامه ناصری را برای ناصر الدین شاه قاجار نگاشته است رود ش ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چند نام زیبای دخترانه لری!

به این اسامی شیک وزیبا و پرمعنی بنگرید: آسا = ی که بدو مهر فراوان دارند - نام چوبی مقدس در باور لرهاست - عصا - ( در ح تحبیب اصطلاحاً به معنی تکیه گاه والدین گفته می شود) آسو = افق - محل پایین رفتن خورشید آساره = ستاره تیام = چشمهایم. به معنی چشم هایم و در واقع به مفهوم عزیز دل یا همه چیزم می باشد تیارا = چشم آرا. روشنی چشم سایدا = سایه مادر. سایه مادر، پناه مادر برگام = به ضم ب ، ابروهایم سوتیام = نور چشمانم مرکب از سو به معنای نور و روشنایی و تیام به معنای دو چشم است دنا = نام کوهی در کهگیلویه و بویراحمد نَشمی = زن زیبا رو - خوش رو - زیبا نَشمین= زن زیبا رو - خوش رو – زیبا چیدا = مثل مادر. مانند مادر یا از لحاظ مهر و عاطفه شبیه مهر مادرانه، برای دختر چیمه = مثل ماه نامی دخترانه تیدا = چشم مادر ایلماه = ماه ایل ایلدا = مادر ایل تُرنه (torne) = .... تیاناز = ی که چشمهای نازی دارد تی ناز = چشم ناز آساره = آستاره = ستاره داگل = مادر گل سو تیام = نور چشمانم بُرگام = ابروهایم تِی گل = کنار گل تی گل = چشم گل ایل سیت میرا = ایل برایت بمیرد چی گل = مثل گل نَشمین = باوقار دالیا = مادر زیبا سی ناز = می ناز = هانا = فریاد، اسم دختر (لری لرستان) هر ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شعرعیدفطر

هُرْد ﭹـن عید*اُرْدڄن هَیْد (هُرْدِیْن هَیْد) مَرْچی پَدا گۏن سِتْک وُ دل*مَرْچی کَنِن حکّان پَهِل شعرعیدفطر : ایّوب ایّوبی حَکّان پَهِل کــَنِت 1.دۏشی شَپا اِستار وَتی سینْگارْکـُـتَـنْتّ! جِنّ وُ مَـلَکْ سَیْل وُ تماشاها شـُتَنـْـتّ! 2. مَــرْچـی گــُـشــَئ ؛گــُلْ شـَنـْـزَگَــنـْـت؛ بـۏهان پَـدا مَــئ جَـــمْـبَــران ؛ مِـــهْــران پَـــدا رِڃچـَـنْـتّ اِدا 3. وَشـِّـڃـن تِــرَمْـپّ،گـُـۏن اَوْر وُ نـۏد کایــَنــْت مَــرۏ نازِڃـــن پَــــری ، سـاز وُ سُـــرۏد؛ کایَــنْت مَــرۏ! 4. نـَـرمِـڃـن کــَـپُـۏت ؛ چَـمّانی تـیر ما را کــُشـَـنـْتّ! مَــرْچی پَـــــدا بازڃن زَهــــیـر؛ مـــا را کــُـشـَـنـْتّ!! 5.مــَرْچی پَـــــدا بــــاگِـڃن گــُلان پُــلِّڃ جَــنـَـنـْـتّ! نــۏکِـڃن گــُلان ؛ نـــۏکِـڃـن گــُـدِڃ جـانـا کــَـنـَـنـْـتّ! 6) شـَــیْـــرانْ دِلــَــئ ،مَــرْچـــی گـــُـشــَـئ مثـــل طـلا پُــلــِّـڃـن وَطـــن ؛ مَـــرْچــــی نــَـدا ؟ عَـیْـدی دِلا 7. بُـلبُل بُـوان ؛ مَـــرْچی سَـبا سـازڃ پَــدا پادا بِرِیْچ ؛ دردی دل وُ رازڃ پَــدا 8. ای بلبُـلان مَـ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مناجات زیبای خواجه عبدالله انصاری

الهی ............ الهی! در جلال، رحمانی، در کمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مکانی، نه ی به تو ماند، و نه به ی مانی، پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.الهی! یکتای بی همتایی، قیّوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شریک مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزّز به تاج کبریایی، مسندنشین استغنایی، به تو رسد ملک خ .الهی! نام تو، ما را جواز، مهر تو، ما را جهاز، شناخت تو، ما را امان، لطف تو، ما را عیان.الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آن که تو خواهی.یا ربّ دل پاک و جانِ آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم دهدر راه خود اول زخودم بی خود کن بی خود چو شدم زخود به خود راهم دهالهی! از نزدیک نشانت می دهند و برتر از آنی، و دورت پندارند و نزدیکتر از جانی، تو آنی که خود گفتی، و چنان که خود گفتی، آنی، موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذاکرانی.الهی! جز از شناخت تو، شادی نیست، و جز از یافت تو، زندگانی نه، زنده بی تو، چون مرده زندانی است، و زنده به تو، زنده جاویدانی است.الهی! گرفتار آن دردم، که ت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دلْ ش ته اى در راه مکّه

دلْ ش ته اى در راه مکّه در سال ١٣٧٧ شمسى، در مکّه برایم خبر آوردند که خانمى مبتلا به بیمارى صعب العلاج در راه مکّه شفا یافته است. ترتیبى داده شد که ضمن تحقیقات لازم از همراهان ایشان، از نزدیک اظهارات وى را بشنوم. در تاریخ ١۵ / ١ / ١٣٧٧ خانم زاهدى همراه همسرش به دفتر بعثۀ مقام معظّم ى آمدند، ابتدا شوهر خانم زاهدى گفت: «خانم من به علت ابتلا به تشنج، از سال ها پیش فکش قفل شده و باز نمى شد و به همین دلیل نمى توانست حرف بزند. در ایران به چند پزشک مراجعه کردیم، بالأ ه ى به نام آقاى شمشاد ایشان را عمل کرد، ولى نتیجه نداد، گفتند: باید پلاتین تهیه کنید. با ایتالیا و آلمان تماس گرفتیم و نتوانستیم پلاتین مورد نظر را پیدا کنیم، ولى در این پلاتین را به بهاى سه میلیون تومان داشتند که پرداخت این پول براى ما آسان نبود. نتوانستم این کار را م، امسال که اسممان براى حج در آمد، بسیار خوشحال شدیم و تصمیم گرفتیم شفایش را در این سفر بگیریم. سپس خانم زاهدى داستان شفا یافتن خود را چنین تعریف کرد: «بنام خدا، من. . . از بیمارى به شدّت رنج مى بردم و پزشکان ایرانى مرا جواب کرده بودند. شمشاد هم گفته بود که اگر پلاتین پیدا کنى، برا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شمعِ دلْ افروز

یا رب این شمعِ دلْ افروز زِ کاشانه ی کیست جان ما سوخت، بپرسید که جانانه ی کیست حالیا خانه براندازِ دل و دینِ من است تا در آغوش که می خُسبد و همخانه ی کیست باده ی لعلِ لبش، کز لبِ من دور مَباد راحِ روحِ که و پیمانْ دِهِ پیمانه ی کیست تِ صحبت آن شمعِ سعادت پرتو بازپُرسید خدا را که به پروانه ی کیست می دهد هر کَسَش افسونی و معلوم نشد که دلِ نازکِ او مایِلِ افسانه ی کیست یا رب آن شاه وَشِ ماه رُخِ زُهره جَبین دُرِّ یکتای که و گوهر یک دانه ی کیست؟ گفتم: «آه از دلِ دیوانه ی حافظ بی تو» زیر لب، خنده ن، گفت که: «دیوانه کیست؟!» p o: leonard freed پی نوشت: طی چند روزِ گذشته این نکته را بیش از پیش درک که فشارِ بیش از حد، سطحِ توقعات را به طرز چشم گیری کاهش می دهد. کافی ست پنج دقیقه -در حالی که پاهایتان در یک جفت پوتینِ سَقَط است- به صورت نشسته روی دوپا نگه داشته شوید تا بزرگترین آرزویتان س ا ایستادن شود. پُر بیراه نیست اگر به وضعیتِ محیطِ خارج از پادگان نیز، با عینکی از جنسِ نکته ی گفته شده نگاه شود. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

این روزهای من ...

در این روزهای پایان سال، من بُدو بُدو شده ام ولی شکر خدا دنبال آهو نمی دوم که پایم به گَردَش هم نرسد. دنبال کارهای عقب مانده، باقی مانده، بهانه های جا خوش کرده در تنبلی هایم و... می دوم. و این دویدن را دوست دارم. اصلاً خود این روزها را دوست دارم. روزهای چند شخصیتی. روزهای آفت و ابری. سرد و گرم. باران و خورشید تابان. روزهایی که نمی دانم روی روی هم بپوشم و بزنم از خانه بیرون و بعد مکافات داشته باشم برای تو دست گرفتن لباس های اضافی یا کم بپوشم و تیک تیک بلرزم. کارْتکانی این روزها را دوست دارم. بعدش هم نوبت خانه تکانی است و دلْ تکانی. فعلا روی مرحله ی اول تمرکز کرده ام. مرحله ی دوم هم چندان سخت نیست ولی مرحله ی سوم، کاری است کارستان. دلْ تکانی، دشوارترین بخش پرونده ی یک سال است... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ممنون ازتون

یک هفته ای داشتم که نگو و نپرس...یعنی انقد شب ها خسته سرمو میزارم رو بالش که به ثانیه ای خوابم میبره... به برطرف اشکالات مقاله گذشت. از 10 تا کامنتی که گذاشته بود، 5 تاش رو اصلاح و جواب دادم. البته هنوز نفرستادم و البته که نمیدونم جواب هام مورد قبولشون باشه یا نه. دیگه در حد توانایی خودم سعی حلش کنم. 5 تاش مونده ه از اون 5 تا هم فک میکنم 4 تاش قابل برطرف باشه اما یکی که همون تکنیک تحلیله رو نمیدونم واقعا چیکار کنم. با یه متخصص هم صحبت که اونم اطلاعی نداشت و میگفت روشی که داور مطرح کرده مناسب کار من نیست. حالا نمیدونم چی کار کنم...دیگه همون که این 5 تارو برطرف ، فعلا گذاشتمش کنار. چون دانشجوها مرتب پروپزال های اصلاح شده رو میفرستن و من دوباره چک میکنم و مجدد کامنت میزارم و این هفته هفته آ یه که باید تحویل بدن و خب اونا تو اولویت بودن. بعدشم امتحان زبان داشتم امروز که طبق معمول بعد میان ترم دیگه چیزی نخونده بودم. شنبه که کلاس هامو برگذار و شب هم به کار بچه ها رسیدم. یکشنبه صبح رفتم باشگاه و برنامه ام رو تغییر داده بود و خیلی سنگینش کرده. اما راضیم. یکشنبه عصر هم رفتم کلاس زبان. بعد کلاس زبان نشستم به خوندن زب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

لیگ برتر

لیگ برتروالیبال استان- هفته اول نخل شمیل فولادجنوب هرمزگان :7اذر ماه ساعت 15/30 مکان :بندرعباس -مجتمع هفت تیر -سالن جانبازان سایردیدارهابه شرح زیرمی باشد. اساخودروبستک فانوس دریا تیاب ثامن کردر جوانان هرمزگان ی تنبانو پیام نوربستک هرنگ استراحت نام تیمهای میزبان اول امده است ... ادامه در لینک سایت منبع ...

لیگ برتر

لیگ برتروالیبال استان- هفته اول نخل شمیل فولادجنوب هرمزگان :7اذر ماه ساعت 15/30 مکان :بندرعباس -مجموعه هفت تیر -سالن جانبازان سایردیدارهابه شرح زیرمی باشد. اساخودروبستک فانوس دریا تیاب ثامن کردر جوانان هرمزگان ی تنبانو پیام نوربستک هرنگ استراحت نام تیمهای میزبان اول امده است ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فراموشی

رادیو هرنگ..نجوای جان..., تو نیز گرد فراموشی بر چهره ات نقش بسته است..آدمیزاد است,پیشه اش فراموشی ست..امروزش که بگذرد می شود دیروز,و دیروزش در صندوقچه ی قدیمی خاطرات خانه می کند و گرد و غبار نشسته بر ترمه ی کهنه و بی رنگ روی صندوقچه گواه فراموش شدن دیروز و نشان نبودن رغبت برای گشودن قفل خاطرات گذشته... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سالروز وفات حضرت ام البنین مادر گرامی حضرت عباس (علیه السلام) تسلیت باد

حضرت ام البنین(سلام الله علیها) (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه کل ه)، دختر حزام، از ن مؤمن، شجاع و فداکار بود.روایت است که المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیه السلام به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برایم خواستگارى نمایى که از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برایم به دنیا آورد.عقیل، فاطمه کل ه (ام البنین) را به ایشان معرفى نمود و گفت: در بین عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.این مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربیت کرد که همه شیفته برادر بزرگوارشان حضرت حسین علیه السلام بودند و در رکاب آن حضرت شهید شدند. حضرت ام البنین در واقعه کربلا حضور نداشت، هنگامى که بشیر به مدینه بازگشت و ام البنین را ملاقات کرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنین گفت: رگ قلبم را کردى بچه ‏هایم و آنچه زیر آسمان است فداى ابا عبد الله علیه السلام، از حسین برایم بگو . ام البنین براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبید الله (فرزند عباس علیه السلام) به بقیع م‏ی رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گریست و این اشعار را ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تو را من دوست می دارم...

تو را من دوست می دارم، چو بلبل مر گلستان رامرا دشمن چرا داری، چو کودک مر دبستان را چو یک نظر در تو، دلم شد مهربان بر تومُسخّر گشت بی لشکر ولایت چون تو سلطان را به خوبی خوب رویان را اگر وصفی کند شاعر،تو آن داری به جز خوبی که نتوان وصف کرد آن را دلم کز رنج راه تو، به جانش می رسد راحتچنان خو کرد با دردت که نارد یاد، درمان را ز همت عاشق رویت بمیرد تشنه در کویتوگر خود خون او باشد بریزد آب حیوان را چو بیند روی تو کافر، شود دین اوچو زلف کافرت بیند، نماند دین مسلمان را به عهدِ حُسن تو پیدا نمی آیند نیکویانز ماه و اختران خورشید خالی کرد میدان را بسی سلطان و لشکر را هزیمت کرد در یک دمش ته دل که همره کرد با خود جان مردان را اگر چه در خورت نبود غزلهای رهی لیکنمکن عیبش که کم باشد اصولی قول نادان را وص راست دل لایق، که شبها در فراق تومددها کرد مسکین دلْ به خون این چشم گریان را همی ترسم که روز او سراسر رنگ شب گیرداز آن با نمی گویم غم شبهای هجران را وصال تو به شب را میسر چون شود هرگزکه تو چون روز گردانی به روی خود شبستان را مرا گویی بده صد جان و بوسی از لبم بستانندانستم که نزد تو چنین قیمت بود جان را به جان مهمان لعل ... ادامه در لینک سایت منبع ...

طواف آسمان

تو سرآمدِ همه آرزوهای منی.از سمت مشرق می وزی و همه بادها و بیدها در یاد تو گیسو شانه می کنند؛ای بادبان نجات!رضا گویان به درگاهت آمده ام و تشنه ام، تشنه!مرا جرعه ای از سقّاخانه ات بنوشان و در رودخانه ای که از پشت پنجره فولادِ تو تا آن سوی آسمان جاری است، زلال کن.مرا پَر و بال کبوترانه ای ببخش تا در طواف گنبد طلایی ات هفت بار، به نیّتِ هفت پرنده و هفت آسمان بچرخم و با کبوتران بارگاهت رهاتر از نسیم تا فصلی از اردیبهشت آواز نیاز و راز سر دهم.ای بالانشین که دریچه های آسمان به سمت رواق های بارگاه تو باز می شود!تشنه شفاعت خویش را پیاله رضایتی ببخش و در سایه زیارتْ خوانی اش، رضایش کن.ای آبروی آسمان و زمین!دل های شب زده ما را به نور ایمان شکوفا کن و با حرف و حدیثِ خلوت و خدا آشنا!ای تمنّای روشن آسمان!کمتر از آهوی بی پناه نیستم، مرا هم ضمانت کن!قول می دهم از این پس، دلْ سپارِ زیارتِ خلوت تو باشم و دلم را از هرچه جز خدا و تو پنهان کنم.به سرا خویشت بخوانَم و همصحبت کبوتران آستانه ات کن که بی مدد عنایتِ تو در کوچه های تلواسه سرگردانم.ای غریب نواز!زخم های بی شماره ام به دست های نوازش تو محتاج است.بی پناهِ خویش را ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جدیدترین عاشقانه ها, جملات عاشقانه, حرفهای عاشقانه, ع های عاشقانه, تصاویرعاشقانه

دلْ تنگے اَم را با فاصلــہ مے نویسَمْـــ ... تا شایدْ فاصلــہ اے بین دِلَمْـــ و تنگے بیُفـــتدْ ... چــہ خیالــــِ خامے ... ! اینْ مَدار فاصلــہ مُـــوَربْ اَستْ ... چندے کــہ بگذردْ ... دوباره مے شَودْ : " تَــــــنْـــــــــگے ِ دِلْ... بـــعضـــی وقـــتـــا دوســـتـــ دارمـــ کـــنارمـــ بـــاشیـــ مـــحکـــم بـــغـــلـــمـــ کـــنیـــ بـــزاریـــ آرومـــ گـــریـــهـــ کـــنمـــ راحـــتـــ بـــشـــم بـــعد آهـــســـتهـــ تـــو گـــوشـــمـــ بـــگیـــ: دیـــوونـــهـــ منـــکهـــ بـــاهـــاتـــمـــ....! در گلویم منفجر میشود خاطراتی که تو را بیاد می آورد! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بسم الله الرحمن الرحیم

پَه چَمان ( به چشم) تو شاد ببئ ْمَن وتا سازئنا ،پَه چمان (تو شادشی من خودمو می سازم ، به چشم) تو وپسئ من تَرا نازنئنا، پَه چمان(تو بخو من واست لالایی می خونم ، به چشم) تو بیا دلِ منی مرهمُ درمانی ت ( تو بیا برای دل مرهم و درمونم باش) من وتی دلا په ته تازیئنا ،پَه چمان (منم این دل مو به دورت می گردونم، به چشم) تونَذانئْ کِه مَنی دلْ پَه نام تَه زِندَگِنْ ( تو نمیدونی مگه این دل بنام تو زنده است) پَه نام تَئ وَتی دلا سوْچینا ،پَه چَمان (بنام تو من این دل ُ می سوزنم ، به چشم) دامنت بوی گل ریحانن په منی خاطرا (ببین بخاطرم دامنت بوی گل ریحان میده و ) بیاکه من په تئ جامَگئ دوچیْنا ،پَه چَمان ( بیا که منم برات یه پیراهن می دوزم ، به چشم) تو گوشه منی دل زنگارن ؛زنگ گلاسئ (تو میگی دل من زنگ زده ، زنگ آهن ) من گلاسئ دلا په ته سک شوْدئنا ،پَه چَمان ( من همین دل آهنی زنگ زدمو می شورمش ، به چشم ) وَتی دلا صافی کَن ،گوْن مَنی خاطرا هانی من ( دل تو بخاطرم صیقلش کن هانی من ) مَن کُلْ ءِ دلا پَه خاطرِتْ روْپیْنا ، پَه چمان ( منم کل دل مو بخاطرت جاروش می زنم ، به چشم) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ای دوستان آبرودار در نزد حق درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید

شبی که در آن خطاب می آید: کجایند جوانمردان شب خیز که در آرزوی دیدار، بی خواب و بی آرام بوده اند و در راه عشق شربت بلا نوشیده اند، تا خستگی ایشان را مرهم گذاریم و اندر این شب قدر ایشان را با قدر و منزلت گردانیم؛ که امشب، شب نوازش بندگان است و وقت توبه گن اران. آه امشب لیلةُ القدرِ خداست / ذکر یا رب یا رب و سوز و دعاست گاهِ استغفار و دلْ لرزیدن است / گاه توبه، گاهِ آمرزیدن است گاهِ عجز و ماس و هم نیاز / رو به درگاه حکیم چاره ساز . . . لطف تو یارب! ازل است و ابد این منم و این گنه بی عدد روی سیه، بار خطا، فعل بد نمی زنی به ام دست رد یا واحد یا احد یا صمد تشنـه لبم آب حیاتم بده غرق گنـاهم حسناتم بده از کرم خویش نجاتم بده اگرچه باشدگنهم بی عدد یا واحد یا احد یا صمد بنده ولی بنـده شرمنده ام رو سیه و زار و سرافکنده ام باز به سوی تو پناهنده ام ای همه عفو تو فراترزحد یا واحد یا احد یا صمد آمده ام تا کـه قبولم کنی وصل به اولاد رسولم کنی سائل زهرای بتولم کنی جزکرمت هیچ ندارم سند یا واحد یا احد یا صمد مرا به قرآن پیمبر ببخش به اشک صدیقه اطهر ببخش به آ ین حیدر ببخش که بوده ذکرم همه حیدرمدد یا واحد یا احد یا صمد عبـد فراری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت هرنگ دل توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.