همدرد

عبارت همدرد مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت همدرد میباشد.



اسوه صبر و تحمل

روز گاری تلخ بود روزگار بی تو بودنروزگاری سرد بود روزگار بی تو دیدنروزگاری سخت بود روزگار بی تو مردنروز گار و عمرم گذشته و تو آمدی.و چه زیبا و چه دلنشین و چه دلتنگ آمدی , از دیار آفتاب و خاکوچه زیبا مرا به ژرفای واژه بودن بردی و به عمق دریای خوب بودنو چه همدرد بودیم در فهمیدن صدای غصه ی سنجاقکها , که فقط نیلوفر می دانست وبس ولی ما همدرد بودیم تو آشکارا و من نهان ولی همدرد بودیموحال تو آمده ای و در کنار هم سماع موج و ساحل را می نگریمولی باز لذتمان را خواهند گرفت لحظه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مگر همدرد ما

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ... ادامه در لینک سایت منبع ...

میدانم ........ نیامده بودی که بمانی !!!!!

میدانم ........نیامده بودی که بمانی !!!!!چند روزی گذرت افتاد به سرنوشت من .........قرار بود , همدرد هم باشیم نه درد هم !!!!!قرار بود , همدیگر را درک کنیم نه ترک !!!!!لعنت به تمام قرارهایی که بود اما .......... نبود !!!مانند ,, خودت ,..!!من ماندم و چشمانی ک نبودنت را باور نمیکند... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یه شبایی

یه شبایى تو زندگى هست که وقتى دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنى به چیزایى میرسى که نمیدونى تقدیرت بوده یا تقصیرت... به آدمایى میرسى که نمیدونى دردن یا همدرد... به لحظه هایى میرسى که هضمش واسه دل کوچیکت سخته و به دردایى میرسى که براى سن و س. بزرگه... به آرزوهایى که توهم شد... رویاهایى که گذشت.... به چیزایى که حقت بود اما شد توقع... و زخمهایى که با نمک روزگار آغشته شد..... و احساسى که دیگران اشتباه مى نامند... و دست آ. دنیایى که بهت پشت کرده...... وبازهم انتهاى دفتر خودت میمانى.... و زخمهایى که روزگار پشت هم میزند... و سکوت هم دواى دردش نیست... کاش دنیا مهربان تر بودى ! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همراه و همدل

"با تو هستم ای همراه و همدل و همدرد نا آشنای آشنایم.با تو که همچون من اما به گونه ای دیگر زخم خورده نامردمیهای این زمانه هستی و اشکهای بی جواب جاری بر گونه هایت را از نگاه نامحرمان دوست نما پنهان نگاه داشته تا زخمی تر از همیشه نگردی.. هر دو مسافر گمگشته در زمانیم که با خاطراتی تلخ و شیرین از گذشته به امروز پا نهاده ایم تا که شاید تجلی رویاهای شیرین دیروزمان را نظاره گر باشیم اما افسوس که در این زمانه عشق،محبت،مهربانی و.... مهجور و غریب تراز ما گشته اند و اینک ما هر دو خسته و رمیده از این قفس تنهایی گویا فقط باید به غروب ارزوهایمان بین.یم اما چنین نخواهد شد.... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

داستان اولین مراجعه من به روان پزشک

واقعا یک نفر اگر از بیرون به کارهای ما که با اختلال وسواسی روبرو هستیم نگاه کند، می خند و واقعا هم حق دارد بخندد. من می خواهم جریان اولین باری را که به روان پزشک مراجعه . را برای شما بگویم. دوست دارم شما بخندید و اگر همدرد من هستید اینقدر این . رفتن را برای خودتان گنده نکنید. شاید قبلا گفته باشم که من اصلا تا سال هشتاد و چهار نمی دانستم دچار اختلال وسواسی هستم. بیشتر فکر می . اضطراب دارم ولی در این سال در اثر حملات سنگین اضطراب اصلا روال عادی زندگی من با مشکل روبرو شده بود. که البته شدید شدن اختلال من دلایل قابل پیشگیری داشت که باید در موقع مناسب به آن بپرد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت همدرد توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.