پس به چه دردی میخورد

عبارت پس به چه دردی میخورد مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت پس به چه دردی میخورد میباشد.



موی توتاب میخورد وقتی نسیم ، می وزد .... دیده ازخواب می پرد ،

موی توتاب میخورد وقتی نسیم ، می وزددیده ازخواب می پرد ، وقتیکه شب میرسدپیش توخم شد و ، دست رد برخواب زد پیش چشم روشنت ، قلبم تند میزندداشتنت ساده نیست ، فکرش عذابم میدهدزین گذر تذکره را ، مهرعذاب میزندمیخورد موی تو تاب و ، بی تاب میشومآن نگاهت تیربرقلب ، غلام میزند غ..ر..آ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وی

وی از روزهای تعطیل خوابگاه حالش به هم میخورد وی از اتوبوس حالش به هم میخورد هواپیما گرون بود و او دوست داشت قبل از خواب مامان را صدا بزند و بعد که آمد یگویدشب به خیر وی خیلی حالش به هم میخورد یک آب هایی از چشمهاش می آمد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قرص لوراتادین برای چه دردی است + شربت لوراتادین برای چی خوبه

قرص لوراتادین برای چه دردی است + عوارض شربت لوراتادین - شربت لوراتادین به چه دردی میخوره - شربت و قرص لوراتادین برای چه مریض های خوب استقرص لوراتادین برای چه دردی است شربت لوراتادین به چه دردی میخورهدر این مقاله از سایت جونا اطلاعات کاملی درباره قرص لوراتادین برای چه خوبه و چه عوارض دارد به طور کامل قرار داده می شود و همچنین برای مطالعه پست های مرتبط به بخش دانستنی ها سایت جونا مراجعه کنیداطلاعاتی درمورد قرص لوراتادین متاسفانه قرص لوراتادین به راحتی قابل دسترس است و بدون نیاز به نسخه به اسانی به دست مریض ها مى رسد.قرص لوراتادین بی در بسته هاى 20تایى قرار دارند و لوراتادین به اسانی از طریق لوله هاى گوارش جذب خون مى شود و بین یک تا سه ساعت پس از مصرف اثر درمانى اش شروع مى شود و معمولاً اوج خاصیت درمانى قرص لوراتادین حدود 8 تا 12 ساعت پس از مصرف آن است که بیمار به طور واضح اثرات بهبودى را در خود احساس مى کند. ادامه مطلب... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بو داغلارا

کؤچ ائیله ییر آغیر ائللر دردی قالیر بو داغلارا سولور واختسیز ، آچان گوللر دردی قالیر بو داغلارا کؤچوب گئدیر اوبالاری دوشوب سسدن قایالاری قیروو آلیر اوجالاری دردی قالیر بو داغلارا واختسیز اسیر خازان یئلی بره لری ییخیر سئلی دیدر گین اولور هر ائلی دردی قالیر بو داغلارا قورویوبدور شوخ اورمانلار یئیه سیزدیر گول ائیوانلار یوخ اولودور چن دومانلار دردی قالیر بوداغلارا دوشوب « ائلگین » ائلدن ائله سورور حیات ائله بئله چکمه ییر هئچ دردین دیله دردی قالیر بو داغلارا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خدای، این چه وضعی است، این چه دردی است ، اینکه مریضم؟

خدای، این چه وضعی است، این چه دردی است ، اینکه قفیرم؟ کـــــــــــدام دنـیا ، کـــــــــــدام آدم ، کــــــدام یـقه بـــــــگیرم تــــــو فرستادی ، تــــــو دادی ، تـــــوناظری ، من کــــــه حقیرم کـــــــــــــجا رفت و ، کــــــــــــــــــجا باید گشت ، من که مریضمسروده هادی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

باز باران

باز باران، با ترانه میخورد بر بام خانه. خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران؟ گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر، کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین. در پس آن کوی بن بست… در دل تو، آرزو هاست. کودک خوشحال دیروز، غرق در غمهای امروز. یاد باران رفته از یاد، آرزوها رفته بر باد. باز باران، باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه بی بهانه شایدم، گم کرده خانه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شهادت مومنان، حضرت علی(ع) تسلیت باد

درد علی (ع) دو گونه است: یک درد، دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه های شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند. اما این درد علی (ع) نیست، دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است که ما آن را نمی شناسیم! باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را که علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی کند و ... ما درد علی (ع) را ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دردی جانکاه...

ــ « دردی اگر داریّ و همدردی نداری،با چاه آن را در میان بگذار! با چاه!غم روی غم اندوختن دردی ست جانکاه! »*گفتند این را پیش از این اما نگفتند،گر همرهان در چاهت افکندند و رفتند؛آنگاه دردت را کجا فریاد کن. آه! فریدون مشیری ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عجیبه!

پست قبلی که هیچ کامنتی نداشته رو سه نفر کپی ! چقدر عجیب! واقعا به چه دردی میخورد اون متن برا اونایی که کپی واقعا؟ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نفس ها به شماره افتاده است

حالم از خودم بد بهم میخورد ح ان ازم بد بهم میخورد اگر... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تنهاااااا

تنهام تنهای تنها بچه ها کربلان خیلی دلم براشون تنگ شده...خیلی زیااااااد.. دلم برای حرف زدنای حدیث و گیردادنای فهیم هم تنگ شده... دلم برای اوی دور از من هم تنگ شده... به قول شاعر: نزار از نسیم تو خالی شه دنیا...که عادت کنه برگ میخک به زردی... تو پنهونی از چشم عالم ولی من..چه بسیار دیدم سواری و مردی نمیخوام که مرهم رو زخمم بذاری.... تو را دوست دارم...چه دردی...چه دردی.... تورا دوست دارم...چه دردی چه دردی.... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دبیرستان میخورد :(

خب مدرسه شروع شده . مدرسه میخورد . بسی رنج می بریم . مدرسه میخورد . معلم عربیمون بسی میخورد . مدرسه هم میخورد . معلم ریاضیمون ، اش بسی میخورد . مدرسه هم باهاش میخورد . یه تارزان هم داریم اسمش مجید هست . حدود نیم متر هست . باز هم مدرسه میخورد . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دبیرستان میخورد :(

خب مدرسه شروع شده . مدرسه میخورد . بسی رنج می بریم . مدرسه میخورد . معلم عربیمون بسی میخورد . مدرسه هم میخورد . معلم ریاضیمون ، اش بسی میخورد . مدرسه هم باهاش میخورد . یه تارزان هم داریم اسمش مجید هست . حدود نیم متر هست . باز هم مدرسه میخورد . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حس خوبیه ...

صب که از خواب بیدار شدم دیدم توی اینستا یه کامنت دارم از سالار زیر یه پست خیلی قدیمیم که مخاطبش ی بود که هیچ وقت براش خاص نبودم ... متن پستم راجع به معمولی بودنم بود ... به اضافه ی یه پی نوشت ... + من از اون دسته آدمام که درمون درد ی نیستم ... که برام بنویسن خوشا دردی که درمانش تو باشی ! برام کامنت گذاشته بود : خوشا دردی که درمانش تو باشی :قلب چقدر صبر کرده بودم واسه این روز ... که درمون درد ی باشم ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

علی تنهاست

اما درباره ی علی ... همه اش ستایش است و مدح و شعر.اما معلوم نیست که این ی را که این همه میستاییم ،کیست؟چه میگوید؟این مردی که ایمان ملتی را در این قرنهای سخت و دشوار به خودش وقف کرده و ملت ما،سالهای فراوان محبت او را به قیمت زندانها و شکنجه ها در دل خود مشتعل نگه داشته و نسل به نسل به بهای جان خود به دست ما س و مردی که این همه تجلیل میشود و این هم دلها برایش میتپد و این همه عشقها نثارش میشود کیست...؟ نمیدانم!! این درد است. اگر میبینیم پیرو علی و ی که برای علی اشک میریزد،و ی که محبت علی در قلبش موج میزند،سرنوشتش و سرنوشت جامعه اش دردناک است،معلوم است که علی را نمیشناسد و تشیع را نمیفهمد.هر چند که ظاهرا شیعه باشد......علی مجهول،مساوی است با هر انسان و یا قهرمان ملی دیگری که مجهول است.زیرا محبت به خودی خود نجات بخش نیست،بلکه معرفت است که نجات میبخشد...... درد علی دو گونه است:دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده... و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کنداما این درد علی نیست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یا علی!

درد علی. دو گونه است:دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می کندو درد دیگر دردی است که اورا تنها در نیمه خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده و به ناله در آورده است.... ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند؛ اما این درد علی نیست... دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است،تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم. باید این درد را بشناسیم نه آن درد را که علی درد شمشیر را احساس نمی کند و... ما درد علی را احساس نمی کنیم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مرد را دردی اگر باشد خوش است

یک شب آتش در نیستانی فتادسوخت چون اشکی که بر جانی فتادشعله تا سرگرم کار خویش شدهر نی ای شمع مزار خویش شد نی به آتش گفت کاین آشوب چیستمر تو را زین سوختن مطلوب چیستگفت آتش بی سبب نه افروختم دعوی بی معنیت را سوختمزانکه می گفتی نی ام با صد نمود همچنان در بند خود بودی که بودمرد را دردی اگر باشد خوش استدرد بی دردی علاجش آتش است فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وقتی ..

وقتی قرار است همه برویم نوشتن خاطره به چه دردی میخورد همۀ ما دیر یا زود در پیچ و خمهای زمان فراموش خواهیم شد اما، هرگز نمیتوانم از صدای دلنشین باران وقتی با چتر سیاهم برخورد میکند بگذرم، تو نیز از صدای روح نواز پرندگان تازه شو و کمک کن مور بینوا راه خانه اش را پیدا کند ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پس کجایی تو؟

دلِ ش ته که رودست میخورد گاهی شبیه جاده به بن بست میخورد گاهی به متن های عجیب و غریبِ عاشقی ام دو سطر دردِ تو پیوست میخورد گاهی عبور میکنی از من اگر اراده کنی و خواستی که از این فرصت استفاده کنی دلم اگر که شود جای پای هر قدمت ملال نیست اگر عابر پیاده کنی مرا چو مار، گزیدند... پس کجایی تو؟! به دارِ درد کشیدند... پس کجایی تو؟! چه مردمان بدی دارد این زمانه، ببین... چقدر پست و پلیدند... پس کجایی تو؟! *hossein* ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیست و هشتمین

همه به یه دردی می خورن. من به چه دردی می خورم؟ هیچی. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیست و هشتمین

همه به یه دردی می خورن. من به چه دردی می خورم؟ هیچی. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شبهای قدر

"... درد علی دو گونه است :یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است.ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق اش احساس می کند.اما، این درد علی نیست.دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن را نمی شناسیم!!باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را...که علی درد شمشیر را احساس نمی کند.و...ما...درد علی را احساس نمی کنیم..." علی شریعتیذکر زهرا یا علی، ذکر علی یا فاطمه لا فتی الا علی لا سیف الا فاطمه ماس دعا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خون دل میخورد

نعمت روی زمین قسمت پر رویان است خون دل میخورد آن که حیایی دارد . . . . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کلیپ موریانه ای که دینداری را میخورد-حجت السلام لقمانی

سخنرانی حجت السلام لقمانی پیرامون موریانه ای که دینداری را میخورد کلیپ موریانه ای که دینداری را میخورد مستقیم کلیپ،موریانه ای که دینداری را میخورد بخشی از سخنرانی حجت السلام لقمانی در برنامه سمت خدا که از طریق شبکه سه سیما پخش شده است... ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیست : حالم به هم میخورد

من از بیشعوری ناراحت نمیشوم.خودت سعی کن دغدغه های درستی داشته باشی.و به حرف سارا فکر کن "جای دوری نمیرود." همان طور که تا الان فکر کردی.و همین.عروسی هم به غایت خسته کننده است. این لاکچری بازی ها و ادای خارجی ها را در آوردن ها و فلان و فلان. بچه ها را جمع کنید و صندلی ها را درست بگذارید که عروس خانم خوشگل شود :| این قدر بی معنی، این قدر تقلید. اینقدر "چه خوشگل شدی"، این قدر ظاهربینی. حالم از همه ی این ها به هم میخورد. این قدر بی معنی که اصلا نمیفهمم.و سرم درد میکند زیاد. خلاصه ی این پست هم این است که حالم به هم میخورد. + 5 روز گذشته من کلا چهار وعده غذا خورده ام، آن هم به زور. واقعا اشتها ندارم، واقعا تهوع دارم. واقعا حالم به هم میخورد. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بایرنی حذف شد

ب بازی را باختیم .واقعا باورش خیلی سخته. بایرنی من چطور می تونه 4 تا گل توی آلیانز بخوره؟ همش تقصیر این گودزیلاست. آخه تیک تاکا به چه دردی می خوره؟ درصد مالکیت توپ به چه دردی می خوره ؟ما چه سودی از این پاس کاری ها بردیم ؟حتی بایرن یه موقعیت گل هم نداشت و هیچ کدوم از بازیکنا در حد واندازه ی خودشون نبودند. اگه نویر توی دروازه نبود شاید سه چهار گل دیگه هم می خوردیم.به هر حال نمی شه دیگه کاری کرد فقط امیدوارم گواردیولا را با اردنگی بندازن بیرون.پرو می دونستم تیممون را اب می کنه ماریو گومزون را فروخت و اون وقت الان دنبال لواندوفسکیه .من بایرن یوپ رو دوس داشتم.یوپ برگرد........... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

باز باران

`باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه 、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ ║∩田│║▓田▓∩║ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、``、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه... خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟؟؟؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران! گردش یک روز دیرین.. پس چه شد؟! دیگر کجا رفت؟! خاطرات خوب و شیرین باز باران، بی ترانه، بی هوای عاشقانه، بی نوای عارفانه، درسکوت ظالمانه، خسته از مکر زمانه، غافل از حتی رفاقت، حاله ای ازعشق ونفرت، اشکهایی طبق عادت، قطرهایی بی طراوت، روی دوش آدمیت، میخورد بربام خانه… ... ادامه در لینک سایت منبع ...

باز باران...

ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ ║∩田│║▓田▓∩║ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、``、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه... خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟؟؟؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران! گردش یک روز دیرین.. پس چه شد؟! دیگر کجا رفت؟! خاطرات خوب و شیرین باز باران، بی ترانه، بی هوای عاشقانه، بی نوای عارفانه، درسکوت ظالمانه، خسته از مکر زمانه، غافل از حتی رفاقت، حاله ای ازعشق ونفرت، اشکهایی طبق عادت، قطره هایی بی طراوت، روی دوش آدمیت، میخورد بربام خانه ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ ║∩田│║▓田▓∩║ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、``、ヽヽ`、ヽ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سایت چیست ؟ چرا باید سایت داشته باشیم ؟

اگر شما هم نمیدانید دقیقا وبسایت چیست و به چه دردی میخورد ، این مقاله را ازدست ندهید .در این مقاله به طور کامل به شما میگوییم که سایت دقیقا چیست و چرا به سایت نیاز داریم . وب سایت اصطلاحا به مکانی در اینترنت گفته می شود که یک صفحه یا تعداد بیشتری از صفحات را در خود جا داده است. به بیان دیگر به مجموعه ای از صفحات در اینترنت که متعلق به مکان خاصی هستند، اصطلاحا وب سایت گفته می شود.محتویات وب سایت ها عموما بر روی کامپیوتری به نام سرور قرار دارد و مجموعه ای از سرورها، شبکه جهانی وب را تشکیل می دهند. هر سرور می تواند یک یا تعداد بیشتری از سایت ها را درون خود جای دهد.همانند دنیای واقعی که هر انسانی برای خود یک نام منحصر بفردی دارد، در دنیای مجازی یا اینترنت نیز اوضاع به همین منوال است. هر سرور ( یا کامپیوتر) برای آنکه از سرورهای دیگر متمایز شود و نیز هر وب سایت برای آنکه از وب سایت های دیگر متمایز شود، توسط یک شماره شناسایی منحصر بفرد یا ip مشخصی می شود.همانطور که گفته شد، یک سایت، از چندین صفحه تشکیل می شود. تنها سوالی که در اینجا مجهول است آنست که یک صفحه، از چه چیزی تشکیل می شود و چطور می توان آن را ساخ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شــــــــــــــــــــــــــــــــــعر

باز باران، بی ترانه میخورد بر بام خانه. خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران؟ گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر، کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین. در پس آن کوی بن بست… در دل تو، آرزو هااست. کودک خوشحال دیروز، غرق در غمهای امروز. یاد باران رفته از یاد، آرزوها رفته بر باد. باز باران، باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه بی بهانه شایدم، گم کرده خانه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

"غروب برفی"

خاکی سپید و پاکاسکی و موی تیزحرفی که یخ زدهآنسوی دور میزچشمم به بادبر چلچراغ برفچنگال روی سرقلبی درون ظرفآنسوی شیشه هاسر میخورد جنونزخمی درون کفشدردی بدون خونمیسایم از شعفرانها به صندلیفکرم غروب شدصورت قلندریبرخیز نازنیندیرست ساعتمبا اینکه دوریترا نیست طاقتمدر فکر زرد نرمروی افقچه امتا خانه میدومانگار بچه ام ... ادامه در لینک سایت منبع ...

"غروب برفی"

خاکی سپید و پاکاسکی و موی تیزحرفی که یخ زدهآنسوی دور میزچشمم به بادبر چلچراغ برفچنگال روی سرقلبی درون ظرفآنسوی شیشه هاسر میخورد جنونزخمی درون کفشدردی بدون خونمیسایم از شعفرانها به صندلیفکرم غروب شدصورت قلندریبرخیز نازنیندیرست ساعتمبا اینکه دوریترا نیست طاقتمدر فکر زرد نرمروی افقچه امتا خانه میدومانگار بچه ام ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همه چی به ظاهر نیست

همه چی به ظاهر نیستدرد ما آدما این که همه چی و به ظاهر می بینیم و قضاوت می کنیم اگه یکی و ببینیمکه هیچ مشکلی نداره بهشمیگیم خوش به حالش هیچ دردی ندارهاما اونی که رو ویلچره دردش و همه می بیننهمه دلشون براش می سوزه و میگن خدایاشفاش بده به دادش برس خیلی سخته اما افسوس که شاید اونی که تو گفتیهیچ دردی نداره از همه بدتر باشهدرسته س اهه اما داره از تو میمیره اونی که می خنده یه دردی داره اونی هم که گریه می کنه یه دردی داره ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رها کن غیر ما .. سوی ما باز آ ... منم پروردگار پاک بی همتا

درد علی دو گونه است: دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده...و به ناله درآورده است. ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند. اما این درد علی نیست دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ،تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم .باید این درد را بشناسیم نه آن درد را..... که علی ….درد شمشیر…. را احساس نمی کند و ما .…درد علی….. را احساس نمی کنیم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد..............

من که به هیچ دردی نمیخورم این درد ها هستند که شب و روز به دنبال من اند............. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی چه دردی بیشتر از این که

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی ولی غم را نمیخوانیچه باشی یا نباشی من برایت آرزو چه دردی بیشتر از این که این ها را نمی دانیبرایم روز روشن بود میدانستم از اولکه میاید چنین روزی که میگوئی نمیمانیبرای من گن لاغری اسلیم لیفت نه گن وی کر که بعد از تو ندارم شاخه ی سبزیچه فرقی میکند دیگر هوای صاف و بارانیشبیه موریانه،خاطرت در ذهن می ماندکه میپوسد مرا کم کم به آرامی و پنهانیدل آئینه ام حتی اگر کوهی شود آ به سنگی، د می گردد به یک لحظه به آسانیچه میدانی؟تمام پیکرم چون شمع می سوزدکه امشب در دلم ب است یک شام غریبانیشاعر:رضا خادمه مولوی دیگر اشعار : ... ادامه در لینک سایت منبع ...

همه چی به ظاهر نیست

همه چی به ظاهر نیستدرد ما آدما این که همه چی و به ظاهر می بینیم و قضاوت می کنیم اگه یکی و ببینیمکه هیچ مشکلی نداره بهشمیگیم خوش به حالش هیچ دردی ندارهاما اونی که رو ویلچره دردش و همه می بیننهمه دلشون براش می سوزه و میگن خدایاشفاش بده به دادش برس خیلی سخته اما افسوس که شاید اونی که تو گفتیهیچ دردی نداره حالش از همه بدتر باشهدرسته س اهه اما داره از تو میمیره اونی که می خنده یه دردی داره اونی هم که گریه می کنه یه دردی داره ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد ابدی...

به اندازه ی این قلب ها درد دارم دردی فراموش نشدنی دردی از بدی درد از زندگی درد از عشق درد از پوچی درد از همه چیز و همه ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دردی درونم هست ... | میم پناهی

دردی درونم هست به اندازه ی دریا!امشب انگار تنم غرق شدن میخواهد!#میم_پناهی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد علی

درد علی دو گونه است:دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده...و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند اما این درد علی نیست دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده استءتنهایی است، که ما آن را نمی شناسیم. باید این درد را بشناسیم نه آن درد را که علی درد شمشیر را احساس نمی کند و ....ما درد علی را احساس نمی کنیم! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد علی (ع)

"... درد علی دو گونه است : یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است. ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق اش احساس می کند. اما، این درد علی نیست. دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن را نمی شناسیم!! باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را… که علی درد شمشیر را احساس نمی کند. و...ما... درد علی را احساس نمی کنیم..." شریعتی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد علی (ع)

"... درد علی دو گونه است : یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است. ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق اش احساس می کند. اما، این درد علی نیست. دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن را نمی شناسیم!! باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را… که علی درد شمشیر را احساس نمی کند. و...ما... درد علی را احساس نمی کنیم..." شریعتی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد علی دو گونه است :

یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده… و به ناله در آورده است. ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق اش احساس می کند. اما، این درد علی نیست. دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن را نمی شناسیم!! باید این درد را بشناسیم… نه آن درد را… که علی درد شمشیر را احساس نمی کند. و…ما… درد علی را احساس نمی کنیم!! “ علی شریعتی” ... ادامه در لینک سایت منبع ...

هشتصد و هشتاد و شش

می گویند یک سیب که از آن بالا بیفتد هزاربار چرخ میخورد تا برسد به زمین آن سیب به منزله ی اتفاق های اطرافمان است وچرخ خوردنش به منزله ی پستی بلندی های زندگی حالا فکر میکنید ما می ایستیم گوشه ای و نظاره میکنیم تا سیب بیفتد و برداریمش؟ نچ نخیر ما عینهو چی! همراه سیب می چرخیم و می چرخیم و بالا ه سرمان گیج می رود ووقتی گیج رفت سیب مستقیم میخورد وسط ملاجمان و ما میشویم سانحه دیده آن سیب چرخ خورده، یا همان اتفاق حالا ما همچنان میچرخیم و تعادلمان را حفظ می نماییم تا ببینیم آن سیب کف دستمان صحیح و سالم فرود می آید یا میخورد کف ملاجمان و قس علی هذه!!! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد همیشگی...

یه درد یه دردی تهِ تهِ تهِ قلبمه یه دردی ... آه قلبم.. چرا باهاش خوو نمیگیری... چرا عادت نمیکنی... چرا؟ این درد مثل یه زخمِ ... در اعماق قلبم... هر از چندگاهی نمک رو زخمم میریزن این درد ... این زخم ... قرار نیست هیچ وقت خوب بشه ... من هنوزم درد دارم :( ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آیـــا رسیــــدن من و تـــو اتفاق بود یاکه شروع غصه و دردی فراق بودامپراطور ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد علی

درد علی دو گونه است: یک درد دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند، و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستانهای مدینه کشانده است و به ناله در آورده است. ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم بر فرق سرش احساس می کند، اما این درد علی نیست. دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، تنهایی است، که ما آن را نمی شناسیم. باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را، که علی درد شمشیر را احساس نمی کند، وما درد علی را احساس نمی کنیم. شریعتی واقعا این جملات شریعتی رو دوست دارم و نمیدونم چرا هر سال این موقع تو این شب ها بیشتر این جملات تو ذهنم تکرار میشه ایشالا خدا به هممون توفیق شناخت علی رو بده نه فقط گریه و زاری بدون شناخت. ماس دعای فراوون دارم دوستای گلم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد علی

درد علی دو گونه است: یک درد دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند، و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستانهای مدینه کشانده است و به ناله در آورده است. ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم بر فرق سرش احساس می کند، اما این درد علی نیست. دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، تنهایی است، که ما آن را نمی شناسیم. باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را، که علی درد شمشیر را احساس نمی کند، وما درد علی را احساس نمی کنیم. شریعتی واقعا این جملات شریعتی رو دوست دارم و نمیدونم چرا هر سال این موقع تو این شب ها بیشتر این جملات تو ذهنم تکرار میشه ایشالا خدا به هممون توفیق شناخت علی رو بده نه فقط گریه و زاری بدون شناخت. ماس دعای فراوون دارم دوستای گلم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آهنگ جدید محمدرضا هدایتی به نام چه دردی

آهنگ چه دردی محمدرضا هدایتی آهنگ جدید محمدرضا هدایتی به نام چه دردی new song by mohammadreza hedayati che dardi آهنگ محمدرضا هدایتی چه دردیمتن آهنگ جدید محمدرضا هدایتی بنام چه دردی :نه رویای دوری نه آغوش سردینه حتی سلامی نه عشقی نه دردینه چشمی به راهی تو این بی پناهینه دودی نه عودی نه خاکی نه دردیدلا خسته میشن تو وقتی نباشیدرا بسته میشن اگه برنگردیکجا رفتم از خود که پیشم نموندیکجا موندم از تو که یادم نکردیکجا رفتم از خود که پیشم نموندیکجا موندم از تو که یادم نکردی♫♫♫♫♫♫آهنگ جدید محمدرضا هدایتی بنام چه دردی♫♫♫♫♫♫نزار از نسیم تو خالی شه دنیامکه عادت کنه برگ میخک به زردیتو پنهونی از چشم عالم ولی منچه بسیار دیدم صبایی و مردینمیخوام که مرحم رو زخمم بزاریتو را دوست دارمچه دردی چه دردیتو را دوست دارمچه دردی چه دردینه رویای دوری نه آغوش سردینه حتی سلامی نه عشقی نه دردی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اولین سقف

اولین سقف مان محقر بود و کم اثاث. دیوار گچی اش اما دیوار بهشت. ک نت ف ی اش جعبه گنج. اشعه طلایی خورشید که به ارزان قیمت میخورد، جادو میکرد: زیباترین طلوع و پرامیدترین بیداری رقم میخورد... ایامی بود کوتاه؛ اما عریض به پهنی دریا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نمک قصه

سحری و اذان ... دردی از دانستن و دردی از ندانستن همه از درد میگویند درمان را چه کنیم؟ چسب زخمی از توهم و خیال ؟؟ یا پادزهری آمیخته با مصلحت ؟؟؟ باید نمک داستان را به زخم بست می سوزاند می چزاند اما در خاطر می ماند با نمک داستان جنگیدن فراموش نمی شوز ... ادامه در لینک سایت منبع ...

رد بی دردی علاجش آتش است

یک شب آتش در نیستانی فتاد سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد شعله تا سرگرم کار خویش شد هر نی ای شمع مزار خویش شد نی به آتش گفت: کاین آشوب چیست؟ مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟ گفت آتش بی سبب نفروختم دعوی بی معنی ات را سوختم زانکه می گفتی نیم با صد نمود همچنان در بند خود بودی که بود مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش آتش است ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آهنگ جدید محمدرضا هدایتی به نام چه دردی

آهنگ چه دردی محمدرضا هدایتی آهنگ جدید محمدرضا هدایتی به نام چه دردی new song by mohammadreza hedayati che dardi آهنگ محمدرضا هدایتی چه دردیمتن آهنگ جدید محمدرضا هدایتی بنام چه دردی :نه رویای دوری نه آغوش سردینه حتی سلامی نه عشقی نه دردینه چشمی به راهی تو این بی پناهینه دودی نه عودی نه خاکی نه دردیدلا خسته میشن تو وقتی نباشیدرا بسته میشن اگه برنگردیکجا رفتم از خود که پیشم نموندیکجا موندم از تو که یادم نکردیکجا رفتم از خود که پیشم نموندیکجا موندم از تو که یادم نکردی♫♫♫♫♫♫آهنگ جدید محمدرضا هدایتی بنام چه دردی♫♫♫♫♫♫نزار از نسیم تو خالی شه دنیامکه عادت کنه برگ میخک به زردیتو پنهونی از چشم عالم ولی منچه بسیار دیدم صبایی و مردینمیخوام که مرحم رو زخمم بزاریتو را دوست دارمچه دردی چه دردیتو را دوست دارمچه دردی چه دردینه رویای دوری نه آغوش سردینه حتی سلامی نه عشقی نه دردی آهنگ چه دردی محمدرضا هدایتی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد علی علیه السلام

"... درد علی دو گونه است :یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است.ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق اش احساس می کند.اما، این درد علی نیست.دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن را نمی شناسیم!!باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را...که علی درد شمشیر را احساس نمی کند.و...ما...درد علی را احساس نمی کنیم..." شریعتی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نمیتونم تو رو همصدای خودم بخونم آحه تو یه روز دردی یه روز ..

نمیتونم تو رو همصدای خودم بخونم آحه تو یه روز دردی یه روز .. باور کن نمیشه تو رو همصدام بخونم تو یک روز دردی یک روز غم یا یه روز مثل مهره ای در شطرنج با تو بازی می کنند تو رو به بازی وا میدارند تو اینجوری درست شدی. اگر فکر میکنی در مورد تو اشتباه فکر می کنم خوب بگو تا بدونم از جه دردی از جه جیزی ازار میبینی راستش نکنه حرفهای خامم خاطر تو رو آزرده خاطر کنه نگنه عشق قشنگمون ناگهان توی کتابهای تو خط بخوره میدونی بعضی وقتها فکر می کنم همه حرفهای تو یک بهونه هست اون جهنمی که میگن این خونه است........................ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد علی

درد علی دو گونه است :یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است.ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق اش احساس می کند.اما، این درد علی نیست.دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن را نمی شناسیم!!باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را…که علی درد شمشیر را احساس نمی کند.و...ما...درد علی را احساس نمی کنیم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وقت خوشحالی ندارم...

درد من این روزها از جنس دردی دیگر است کوچه ات بی من مسیر کوچه گردی دیگر است راه آن راه است و کفش آن کفش و پا آن پا ولی – رهنورد این بار اما رهنوردی دیگر است فرق ما در " آنچه بودیم" است با " آنچه شدیم" تو همان زن هستی و این مرد ‘ مردی دیگر است! نقشه ی گنجی که من میخواستم پیش تو نیست! ظاهرا در ی دریانوردی دیگر است چشمهایت را که بستی با خودم گفتم : جهان – باز هم در آستان جنگ سردی دیگر است در درونم جنگجویی از نفس افتاده و با وجود این به دنبال نبردی دیگر است وقت خوشحالی ندارم! زندگی من فقط – داغ روی داغ و دردی روی دردی دیگر است اصغر عظیمی مهر ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وقت خوشحالی ندارم...

درد من این روزها از جنس دردی دیگر است کوچه ات بی من مسیر کوچه گردی دیگر است راه آن راه است و کفش آن کفش و پا آن پا ولی – رهنورد این بار اما رهنوردی دیگر است فرق ما در " آنچه بودیم" است با " آنچه شدیم" تو همان زن هستی و این مرد ‘ مردی دیگر است! نقشه ی گنجی که من میخواستم پیش تو نیست! ظاهرا در ی دریانوردی دیگر است چشمهایت را که بستی با خودم گفتم : جهان – باز هم در آستان جنگ سردی دیگر است در درونم جنگجویی از نفس افتاده و با وجود این به دنبال نبردی دیگر است وقت خوشحالی ندارم! زندگی من فقط – داغ روی داغ و دردی روی دردی دیگر است اصغر عظیمی مهر ... ادامه در لینک سایت منبع ...

وقت خوشحالی ندارم...

درد من این روزها از جنس دردی دیگر است کوچه ات بی من مسیر کوچه گردی دیگر است راه آن راه است و کفش آن کفش و پا آن پا ولی – رهنورد این بار اما رهنوردی دیگر است فرق ما در " آنچه بودیم" است با " آنچه شدیم" تو همان زن هستی و این مرد ‘ مردی دیگر است! نقشه ی گنجی که من میخواستم پیش تو نیست! ظاهرا در ی دریانوردی دیگر است چشمهایت را که بستی با خودم گفتم : جهان – باز هم در آستان جنگ سردی دیگر است در درونم جنگجویی از نفس افتاده و با وجود این به دنبال نبردی دیگر است وقت خوشحالی ندارم! زندگی من فقط – داغ روی داغ و دردی روی دردی دیگر است اصغر عظیمی مهر ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مروارید-داستان کوتاه

صدفی به صدف مجاورش گفت:در درونم درد بزرگی احساس میکنم ،دردی سنگین که سخت مرا می رنجاند.صدف دیگر با راحتی و تکبر گفت: ستایش از آن آسمان ها و دریاهاست.من در درونم هیچ دردی احساس نمیکنم.ظاهر و باطنم خوب و سلامت است.در همان لحظه چنگ آبی از کنارشان عبور کرد و سخنانشان را شنید.به آن که ظاهر و باطنش خوب و سلامت بود گفت:آری ! تو خوب و سلامت هستی اما دردی که همسایه ات در درونش احساس میکند مرواریدی است که زیبایی آن بی حد و اندازه است.برگرفته از: کتاب سرگشته جبران خلیل جبران ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از دردی به دردی سفر می کنم

خو ده ام روی تخت جری تر از سیلوستر استالونه مادر پماد می مالد روی گرفتگی کمرم چهل هزارتا دراز نشست زده ام برای مبارزه با حریف خیالی ام اشک هایم می ریزد روی بالش مادر از دردی به دردی سفر می کنم | سارا محمدی اردهالی | ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از دردی که با کمال میل می نوشم

مثل یک ورزش چند ساعته ی رنج آور که درد عضلانی میدهد بی هیچ رنگ و نشان دیگری برای قوای خودم درد می کشم، دردی که از کشیدنش لذت بی نهایتی در وجودم حس می کنم و شاید این درد جنسش با تمام دردهای دیگر فرق کند و قیاس بی خودی زده باشم اصلا فلان درد جنس دردش فرق می کند. تو همایونت را گوش بده... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد!

میان تمام دردهای دنیا که هر روز و هر ثانیه آدم را خفه می کنند، میان فقر، ا، اعتیاد، جنگ ، تعصب، جه و... دردی هست که درست به اندازه ی همه ی این ها می تواند کشنده باشد... دردی هست به نام "زن بودن"... دردی که گاه تا چشم های آدم بالا می آید... از میان گوشت و ناخن آدم مثل خون بیرون می زند... جغرافیا را که طی کنی ، این درد کاسته نمی شود... زخم است... عمیق ... و متعفن... که گه گاه دهن باز می کند... باز می کند و تو را چنان می بلعد که نگی فراموشت می شود... پی نوشت 1: دخترانگی ام مرده است میان این همه توهیت و تحقیر و تبعیض و تنفر... پی نوشت 2: درد نبود این نگی ! درد شد... از تاریخ که گذشت ، درد شد... شدیم یک مکعب خشک و خالی که مدام دست هایمان کوبید توی سر خودمان... و نفهمیدیم که این درد از کجا می آید... حواسمان به دست های خودمان هم نبود... شدیم عروسک های رنگی... شدیم مثل میز و صندلی و پتو و هزار چیز دیگر... جای ما توی خانه بود.. توی خانه است...توی چهار دبواری... هر جا که باشیم جای ما توی یک چهار دیواری است... ما سند داریم.... هر بار به اسم یکی... دردی هست...به اسم "زن بودن".... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شریعتی

درد علی [ علیه السلام ] دو گونه است، دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند ودرد دیگر درد [بسیار بزرگتر] ی است که او را تنها در نیمه خاموش به دل نخلستانهای اطرافمدینه کشانده و به ناله درآورده است. ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند،اما این درد علی [ علیه السلام ] نیست؛ دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ، تنهایی است،تنهایی که ما آن را نمی شناسیم.باید این درد را بشناسیم نه آن درد را، که علی [ علیه السلام ] درد شمشیر را احساس نمی کند و ما دردعلی را احساس نمی کنیم. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد علی (ع) از نگاه علی

درد علی (ع) از نگاه علی درد علی (ع) دو گونه است: 1- یک درد، دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند؛ 2- درد دیگر، دردی است که او را تنها در نیمه های شب خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در قرق سرش احساس می کند. اما این درد علی (ع) نیست، دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است که ما آن را نمی شناسیم! باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را که علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی کند و ... ما درد علی (ع) را احساس نمی کنیم. علی شریعتی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شادو....

بادهای گرسنه ک میایند سایه ها فرو میریزند و درد معنا میگیرد دردی برای قریتر شدن دردی برای رنج کشیدن باید از واهمه دستها گریخت به سمت نکاهی اویزان بین رخوت افتاب و خواهش زمین و من نردبان بلند عصیانم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

درد و عشق و زندگی

درد من به امتدادی پوچ، رو به روی هیچ درد من به انتهای هیچ، رو به سوی پوچ ... درد من شبیه دردی مردگان بی کفن درد من شبیه دردی زندگان بی وطن درد من شبیه دردی بی ی ی آفتاب درد من شبیه دردی کرمی زیر فاضلاب ... عشق من به امتدادی درد، رو به روی مرگ عشق من به انتهای مرگ، رو به سوی درد ... عشق من نگفته های یک خدای لنگ و لاش عشق من نکرده های یک الاغِ بد قماش عشق من سرخ یک جماعت شریف عشق من کتاب پاکِ یک جماعت کثیف ... زندگی ی من شبیه خواب، رو به روی خویش زندگی ی من شبیه خویش، رو به سوی خواب ... زندگی ی من به باتلاق، دست و پا زدن زندگی ی من به اشتیاق، دست و پا زدن زندگی ی من بدست القضا و القدر زندگی ی من بدست وارثان بی پدر ... زندگی ی من به گور هرچه آدم و حواست زندگی ی هرچه آدم و حوا، به گور من... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

زمانه

روزی زنی با شوهرش غذا میخورد. فقیری درب خانه را زد. زن بلند شد و دید که فقیر است. غذایی برداشت تا به او بدهد. شوهرش گفت: کیست ،؟زن جواب داد،: فقیر است برایش غذا میبرمشوهرش مانع شد تا اینکه جر و بحثشان بالا گرفت و کارشان به طلاق کشید.سالیان سال گذشت و زن شوهر دیگری گرفت. روزی با شوهر دومش غذا میخوردکه فقیری در خانه را زد مرد در را باز کرد. دید که فقیری است که نیاز به غذا دارد. به خانه برگشت و گفت. : ای زن غذایی برای فقیر ببر.زن فورا بلند شد و غذا را برداما زن با چشمانی پر از اشک برگشت. شوهرش گفت چه شده ای زن.زن گفت.: این فقیر که در خانه آمده شوهر قبلی من است. مرد زنش را در آغوش گرفت و سپس رو به او کرد و گفت.: من هم همان فقیری هستم که آن روز به در خانه شوهرت آمدم. هیچ گاه زمانه را دست کم نگیریم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تابستان 97 - 5 مرداد

دختری که در نیمه های شب ، تاب میخورد و ماهی که خودش را گرفته /. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

باز باران..............

`باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه 、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ ║∩田│║▓田▓∩║ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、``、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه... خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟؟؟؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران! گردش یک روز دیرین.. پس چه شد؟! دیگر کجا رفت؟! خاطرات خوب و شیرین باز باران، بی ترانه، بی هوای عاشقانه، بی نوای عارفانه، درسکوت ظالمانه، خسته از مکر زمانه، غافل از حتی رفاقت، حاله ای ازعشق ونفرت، اشکهایی طبق عادت، قطرهایی بی طراوت، روی دوش آدمیت، میخورد بربام خانه…خاطرات خوب و شیرینکودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروزکودکی ها رفته از یادآرزوها رفته بر باد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت پس به چه دردی میخورد توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.