چل تیکه پونزدهم و شونزدهم آبان سیزده نود و هفت یه بوس کوچولو

عبارت چل تیکه پونزدهم و شونزدهم آبان سیزده نود و هفت یه بوس کوچولو مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت چل تیکه پونزدهم و شونزدهم آبان سیزده نود و هفت یه بوس کوچولو میباشد.



چل تیکه - پونزدهم و شونزدهم آبان سیزده نود و هفت: یه بوس کوچولو

۱. از بلندگوهای مساجد صدا می کنند که مردم تسلیم شوند تا کشته نشوند... دونفر از اقوام دوست افغانستانی من در جنگ با کشته شدن، این غم و فقدان رو بهشون تسلیت می گم. خدا صبر بده بهشون... ۲. عزرائیل اومد جلو و دست داد، حال و احوالم رو پرسید. لباش رو آورد جلو که لپام رو ماچ کنه... سریع عقب کشیدم. فرمون ماشین رو چرخوند و پیچید - برگشتیم تو لاین خودمون. کامیون لب به لب زوزه کشان رد شد و رفت. تن گاد - به خیر گذشت. طی همین ۲۴ ساعت، سه بار با مرگ مواجه شدم. کشته شدن توسط - کشته شدن در تصادف ( تو راه سفر اربعین ) - و یه دونه بوس کوچولو از جانب عزرائیل که به ثمر ننشست... به نظرم وقتش رسیده که وابسته یک دم رو بخونم! ۳. بعد پیاده شدن از ماشین، از راننده به کرات تشکر می کنین و پول رو با احترام تقدیمش می کنین؟ به این می گن احترام برانگیخته شده از ترس، مثلا یه چیزی تو مایه های این که مرسی ما رو به فاک ندادی داداش، می دونم که موقعیت های خوبی بین کامیون های جاده قدیم براش داشتی - دمت گرم، bro. ۴. راپید f. اسکارف. ۵. حتی روی ماسک های سرماخوردگی مون هم ایموجی لبخند بکشیم مثلا. مهم نیست که ضخامتش کمه و ی نمی بینتش. ۶. آخه مگه من اژدهام که آتیش ... ادامه در لینک سایت منبع ...

چه سبزها!

از لحاظ ابراز شادی بی حدواندازه م از پنج تا جوونه ی قدونیم قد که سر از خاک گلدون کوکبی که شونزدهم کاشتم، دراوردن و الآن چند تا برگ کوچولو هم دارن! گل دادنتونو ببینم من الهی ریزه میزه ها! از همون اوّلین جوونه هی می خواستم بیام این جا و بگم که مستغرق در ذوقم براشون؛ هی نشد. الآن که یه کم آب ریختم براشون، گفتم بیام و احساساتم رو فوران بدم؛ سبز شه این جا هم. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ایمان کوچولو و سیزده بدر سال 97

ایمان کوچولو در سیزده بدر سال 1397 رفته باغ محمد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فرحناز کوچولو و سیزده بدر سال 97

فرحناز کوچولو در سیزده بدر سال 1397 با خانواده رفته باغ عمو محمد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

13 آبان روز استکبارستیزی

سه چهره ی استکبار در 13 آبان سیزده آبان هنوز روز مبارزه با استکبار جهانی است دقت در واژه هایی چون استکبار، مبارزه و اینکه چرا روز سیزده آبان به نام مبارزه با استکبار نام گذاری شده همواره ذهن جوانان ما را به خود مشغول داشته است . بیان روشن دلایل استکبار ستیزی و مبارزه با هر گونه خود برتر بینی ابر قدرت ها به عنوان یک اصل ریشه ای در انقلاب ی می تواند زمینه های حضور آگاهانه دانش آموزان انقل و دانشجویان دانش دوست را در مراسم سیزده آبان بهتر از گذشته فراهم سازد. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

داستان شازده کوچولو

داستان شازده کوچولو داستان شازده کوچولو داستان شازده کوچولو داستان شازده کوچولو داستان شازده کوچولو ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آبان رسید ...

آبان امسال ، حس فوق العاده تری نسبت به آبان های قبلی داره ...شروع آبان امسال مصادف شد با به پایان رسیدن بخش داخلی ...آبان امسال تنها هستم ... اصلا آبانیه و تنهاییش ...و اصولا پاییز ، پادشاه فصلها ، بدون آبان بیابان است ...آبان رو عشقه ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سواستفاده پمپئو از مراسم سیزده آبان

برترین ها: امور خارجه در توییتی خصمانه به مراسم سیزده آبان واکنش نشان داد. مایک پمپئو، امور خارجه در توییتی با اشاره به وقایع سیزده آبان و تسخیر لانه جاسوسی ، مدعی شد: ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ا هفته ی زیبا :))

و قسم به روز های خووووووووب! مثل چهارشنبه سیزدهم دیپنج شنبه چهاردهم دی پونزدهم دی:دی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

داستان ماهی سیاه کوچولو

داستان ماهی سیاه کوچولو داستان ماهی سیاه کوچولو داستان ماهی سیاه کوچولو داستان ماهی سیاه کوچولو داستان ماهی سیاه کوچولو ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

داستانی از پائولو کوئیلو

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینی هاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینی هاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو د و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری که خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده باور کنید عذاب وجدان همیشه مال ی است که صادق نیست آرامش مال ی است که صادق است. لذت دنیا مال ی نیست که با آدم صادق زندگی می کند آرامش دنیا مال اون ی است که با وجدان صادق زندگی میکند ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مرغ عش مجنون17

فرداش اومدم پارک دیدم شقایقو دختر کوچولو تو پارکن ولی شقایق اخم داشت قشنگ معلوم بود که عصبانیو کلافیه نگاهش صورتشو برگردون بعد دختر کوچولو بادکنک میخواست واسش ن ید با دست محکم زد پشت دست دختر کوچولو بعد دختر کوچولو گریه کرد از چشم شقایقم یه قطره اشگ چکید شقایق پشتشو به من کرد با گوشی زنگ زد به یکی و داشت حرف میزد با خودم گفتم چی کار کنم حالشو عوض کنم سریع رفتم کلی بادکنک یدم بعد به بچه ها دادم دختر کوچولو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

متن اس ام اس تبریک سیزده بدر 94

امیدوارم با جمع هفت سین نوروزی قرآنش نگهدارتان، آینه اش روشنایی زندگیتان سکه اش برکت عمرتان،سبزیش طراوت و شاد دلتان ماهی اش شوق ادامه زندگیتان را به شما هدیه دهد سیزده بدر مبارک . . . . . . پیامک سیزده بدر ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست / دریاب که هفته ی دگر خاک شده ست می نوش و گلی بچین که تا در نگری / گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست (با آرزوی روزی شاد در کنار طبیعت) . . . sms سیزده بدر 92 از فرمایشات آقوی همساده ! سیزده بدر باس باشه که غروبش همچی آسف ت کنه نه اینکه امسال تا شونزدهم تعطیلیه اصن ابهت خودش رو از دست داده غروب سیزده ! . . . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

۲۸۵. علی کوچولو

جو یه خواهرزاده دو ساله و یه برادرزاده سه ساله داره که هر دو اسمشون علی ه... هر دوشون اون یکی رو علی کوچولو صدا میکنن و هر دوشونم اصرار دارن که کوچولو نیستن!! :)) سوژه جدیدن :دی هر بار یکیشون داره به اون یکی میگه که من علی کوچولو نیستم!! علی کوچولو دو ساله هه با دختر یکی از اقوامشون که اونم دو ساله بوده دعواش شده، بهش گفته دیگه بوست نمیکنم ^__^ با علی کوچولو سه ساله هه تو ماشین بودیم. جو منو اذیت میکرد. علی حرص میخورد. ( این علی کوچولوعه خیلی منو دوس داره ) جو بهش گفت یا منو بوس کن یا گندمو اذیت میکنم. بوسش کرد، گفت حالا که بوست تو هم گندمو بوس کن ^__^ حرصی شده بود از دست جو، بهم میگفت دیگه زنعموش نشو!! :)) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

صد و شونزدهم

ناخن پای بلند بدم میاداز لاک زدن به پا هم بدم میاد مگه اینکه خیلییی کمرنگ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ابان چت,چت ابان,چتروم نازلی چت::

آبان چت,وبلاگ آبان چت,چت آبان,سایت آبان,جامعه مجازی آبان چت,سایت آبان چت,کاربران آبان چت,لیست آبان چت,سیستم امتیازات آبان چت,سیستم نظرسنجی آبان چت,سایت پیام مدیریت آبان چت,انجمن آبان چت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پونزدهم.

این ۳ ماه لعنتی تموم بشه فقط. از این رخوت و خستگی دربیام فقط. یه ذره زندگی کنم فقط جای این کارای اجباری خسته کننده. « من خواب دیدم، پس می شه، یه روز دنیا هم عوض می شه... » ... ادامه در لینک سایت منبع ...

در عمق آبان ..

درخت ها میبارند و دانه دانه برگ ها به آغوش آبان می آیند به آغوش مرگ فصل سبز تولد نارنجی ها و چشم های ابری آبان می آید و خیلی ها میروند آبان می آید و دنیا متحول میشود حتی پاییز .. و من هر سال دچار این فصل میشوم آلوده آبان و غرق در هوای گرفته اش و هر سال در اوج این داستان متولد میشوم ... در عمق آبان .. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

داستان کوتاه_صداقت کودک

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خو دو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده نتیجه اخلاقی داستانعذاب وجدان همیشه مال ی است که صادق نیستآرامش مال ی است که صادق استلذت دنیا مال ی نیست که با آدم صادق زندگی می کندآرامش دنیا مال اون ی است که با وجدان صادق زندگی میکند ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سیزده بدر

سیزده بدر به نظرم اگه واسه تفریح باشه خیلی هم خوبه ولی اگه به نیت نحسی سیزده و چه میدوتم از اینجور چیزاست اشتباهه کلی هم گناه داره به همراه خودش از اب طبیعت تا رسم و رسومات اشتباه و رابطه های نامشروع خودم که از وقتی بزرگ شدم یه کوچولو(6 ، 7سالی هست تقریبا) دیگه سیزده بدر نرفتم بجاش هر روزی که حوصله بود میرفتم تفریح ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مسافر کوچولو

مسافر کوچولواز تب داغ شهریور شی تا سوز دی و سرمای زمستانییک برگریزان گذشت و فرخ خبر امدنت , در پس یلدای اریایی رسید .مسافر کوچولو بهار را در برگیر و اواز سفر را از سر و فراموش نکن , همه ما به شوق دیدن خنده های مستانه ات از امروز تا تابستان بعد , تک تک روزها را خواهیم شمرد ... ***مسافر کوچولو ضربان تو که میزند جهان به تماشا می ایستد و زمان به انتظار . دنیا می خندد و ماه دی بهاری میشود و ایوان مهت .مسافر کوچولوامشب نفسمان در حبس است و روحمان از این کوچ رویایی مسخ .و سخت دل بسته ایم به کوچکی که تو برای سفر بسته ای و چشمانمان همچنان ، چشم به راه لحظه رسیدن است .... پی نوشت : مسافر کوچولو , مسافر من نیست ... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فرار یا مواجهه؟

شازده کوچولو: داری چکار میکنی؟ می خواره با لحنی غمزده گفت : مِی میزنم شازده کوچولو: مِی میزنی که چی بشه؟ مِی خواره: که فراموش کنم شازده کوچولو: چی رو فراموش کنی؟ مِی خواره: سر ش تگیم رو شازده کوچولو: سر ش تگی از چی؟ مِی خواره: سرش تگی از مِی خواره بودنم رو ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شازده کوچولو

شازدهـ کوچولو گفت: بعضی کارا بعضی حرفا بدجور دل آدمو آشوب میکنه ، گل گفت : مث چی؟ شازدهـ کوچولو گفت: مث وقتی که میدونی دلم برات بی قراره ولى کاری نمیکنی :) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

فال روزانه 7 آبان 1396 | فال امروز شما پنجشنبه 7 آبان 96

فال روزانه 7 آبان 1396,فال امروز شما پنجشنبه 7 آبان 96،فال روزانه بر اساس تاریخ تولد,فال روزانه 5 آبان 96 فال روز تولد امروز 7 آبان ماه 1396,فال روزانه | فال امروز | فال روز تولد - نمناک,فال روزانه دوشنبه 7 آبان 1396 | فال روزانه یکشنبه,فال روزانه یکشنبه 7 آبان 1396,فال روز تولد امروز 7 آبان ماه 1396 فال روزانه روز تولد نم تان,فال روزانه یک شنبه 7 آبان 1396 - میهن فال,انواع فال و طالع بینی روزانه - آلامتو [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه در لینک سایت منبع ...

یه خواهش

سلام بچه ها اومدم یه خواهش ازتون م جون ماماناتون ایی که اصلا نمیدونن توت فرنگی کوچولو چیه کیه و چه کارتونیه اصلا پا شون رو توی وبلاگ من نذارن اگه میذارن قدم شون روی تخم چشم من ولی حداقل نظر ندین تورو خدا.عذر می خوام شما که نمی دونین توت فرنگی کوچولو چیه چرا میای تو وبی که اسمش توت فرنگی کوچولو هستش بعد نظر نامربوط میذاری قربون اون چشات برم اگه آدم بزرگی یا حتی بچه هستی اگه نمیدونی توت فرنگی کوچولو چیه نظر نده.سخنانم تموم شد امیدوارم ملتفت شده باشی که من چی میگم. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

من یک آبان ماهی ام

من یک آبان ماهی ام مغرورم اما دلم صافه احساساتی ام اما عشقم نابه ، روحم پاکه پس به من سخت نگیر که اگر من بسوزم تو را هم با خود می سوزانم وقتی یک آبان ماهی میگه " دوست دارم " یعنی حاضره بخاطر تو دنیا را ویران کند پس به این آبان ماهی بچسب که اگه آبان ماهی تصمیم بگیره بره هیچ وقت بر نمیگرده... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

صداقت

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو دو خوابش برد٬ ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده٬ شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده!نتیجه اخلاقیعذاب وجدان همیشه مال ی است که صادق نیست.آرامش مال ی است که صادق است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

13 آبان (روز دانش آموز گرامی باد)

آشنایی با سیزده آبان روز مبارزه با استکبار جهانی 13 آبان در تاریخ انقلاب ی برگی زرین و مقطعی حساس و مناسبتی پرخاطره است.14 سال بعد از تبعید حضرت (ره) در روز 13 آبان 1357 فرزندان و صدها دانش آموز و دانشجو در مقابل تهران و خیابان های اطراف با شعار درود بر و مرگ بر شاه پایه های حکومت را به لرزه در آوردند و با گلوله های مأموران شاه به خاک و خون غلتیدند. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گل من

شازده کوچولو می گفت: گُلِ من، گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود، امّا ماندنی بود، این بودنش بود که، او را تبدیل به گل من کرده بود! اگزوپری شازده کوچولو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تقویم و روزها و تعطیلات و حوادث مهم آبان ماه ماه سال 1396

تقویم و روزها و تعطیلات و حوادث مهم آبان ماه ماه سال 1396 یکشنبه ۷ آبان روز کوروش بزرگدوشنبه ۸ آبان روز نوجوانچهارشنبه ۱۰ آبان آبان روز، جشن آبانگانشنبه ۱۳ آبان روز دانش آموزیکشنبه ۱۴ آبان روز فرهنگ عمومیدوشنبه ۱۵ آبان جشن میانه پاییزپنجشنبه ۱۸ آبان روز ملی کیفیتپنجشنبه ۱۸ آبان اربعین حسینیچهارشنبه ۲۴ آبان روز کتاب و کتابخوانی ۲۶ آبان رحلت رسول اکرم؛شهادت حسن مجتبی علیه السلام ۲۶ آبان روز جهانی فلسفهیکشنبه ۲۸ آبان شهادت رضا علیه السلام ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شازده کوچولو

شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد. بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند. اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت: نرو, تو را دادگستری میکنیم. شازده کوچولو گفت: اینجا ی نیست که من او را محاکمه کنم ! فروانروا گفت: خب,،خودت را محاکمه کن ... این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حضور در مراسم سیزده آبان

بمناسبت گرامیداشت سیزده آبان روز دانش آموز مراسمی در مدرسه شهید جواد سلیمی ل دره با حضور معلمان ، مسئول کتابخانه ی عمومی حافظ و دانش آموزان برگزار گردید و دانش آموزان با در دست داشتن پلاکارتهایی شعار مرگ بر و مرگ بر سر دادند. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شازده کوچولو...

شازده کوچولو پرسید: تو که هستی؟ چه خوشگلی! روباه گفت: من روباه هستم. شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن . من انقدر غصه به دل دارم که نگو. روباه گفت: من نمی توانم با تو بازی کنم .مرا اهلی نکرده اند! شازده کوچولو آهی کشید و گفت: ببخش! اما بعد از کمی تامل باز گفت: اهلی ینی چه؟ روباه گفت: اهلی چیز بسیار فراموش شده ای است یعنی علاقه ایجاد ..... ...... فاطمه م.... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مسابقه پیامکی به مناسبت سیزده آبان

به مناسبت سیزده آبان".بسیج دانش آموزی شهید باهنر و کتابخانه عمومی آیت الله سعادت(ره)حسن آباد" مسابقه پیامکی برگزار می کنند/. ¯شرکت کنند گان می توانند پاسخ صحیح را به صورت یک عدد ده رقمی از چپ به راست به همراه نام ونام خانوادگی به سامانه پیامکی 986600032067 ارسال نمایند. ¯به قید قرعه به پنج نفر از برگزیدگان جوایزی اهداء خواهد شد. ¯مهلت ارسال : روز شنبه مورخ: 15/08/1395 ¯شرکت برای عموم آزاد است. ........................................................................................................................................................................................................................ 1- سیزده آبان یادآور کدامیک از وقایع زیر است؟ 1-تسخیر لانه جاسوسی 2-تبعید (ره) 3-روز دانش آموز 4- همه موارد 2- (ره) درچه تاریخی به ترکیه تبعید شدند؟ ا-سیزده آبان 1341 2-سیزده آبان1342 3-سیزده آبان 1343 4-سیزده آبان 1344 3- (ره) از این واقعه بعنوان" انقلاب دوم" یاد کرده اند؟ 1- مشهر 2- تسخیر لانه جاسوسی 3- ماجرای طبس 4-ش ت کودتا نوژه 4-شهید حسین فهمید ه در کجا به شهادت رسید؟ 1-آبادان 2- اهواز 3-دزفول 4- مشهر 5-دانش آموز شهیدی که کم سن ترین شهید شهر حسن آباد است ،چه نام دارد؟ 1-شهید محمد صادقی 2-شهید رضا جمشیدی 3-شهید محمود صادقی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

حضور حجت ال اروجی در ۱۳ آبان مردم ت آباد

مراسم ۱۳ آبان ماه مردم شهر ت آباد برخوار با حضور حجت ال اروجی مدیرکل تبلیغات ی استان اصفهان برگزار شد. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ecg

یه نوار قلب کوچولو... یه خط کوچولو با با سه تا موج اصلی یه دنیا حرف میزنه با آدم... از سکته،هاپیرتروفی،انسداد و مشکلات عروقی و بافتی قلب گرفته تا حتی مشکلات ریه... اولین بار به صورت سیستمیک آگوستوس والر استفاده کرد. خیلی وقتا خیلی چیزای کوچولو تو زندگی دنیایی حرف دارن... از نوار قلب باید یاد بگیریم! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آبان

آبان هم رسید قلب پاییز صدای تپش های سی روزه اش به گوش میرسد گرمای دستانش نهفته در سوزی سرد آرام نوازش میدهد موهایم را آبان مرا خوب میشناسد من زاده ی قلب پاییزم زاده ی آبان و عاشقانه دوستش دارم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آبان

آبان هم رسید قلب پاییز صدای تپش های سی روزه اش به گوش میرسد گرمای دستانش نهفته در سوزی سرد آرام نوازش میدهد موهایم را آبان مرا خوب میشناسد من زاده ی قلب پاییزم زاده ی آبان و عاشقانه دوستش دارم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

س تنبل

بهار اومده و برفا آب شدند و بر درختان از دوباره در اومدند و همه ی حیوانات جنگل بیدار شدند و با هم بازی می کنند.اما س کوچولو هنوز خوابه و نمی دونه که بهار اومده. گوش بدید صدای ش میاد.حالا فصل تابستونه. هوا گرم شده و حیوونای جنگل مشغول بازی و شادی اند. اما بازم س کوچولو نیست. اون کجاست؟ س کوچولو هنوز خوابه. اون نمی دونه که تابستون شده.حالا پاییزه. برگ درخت ها زرد و قرمز و نارنجی شده. همه ی حیوونا دارن خودشون رو برای زمستون آماده می کنن. اما س کوچولو کجاست؟ س کوچولو هنوز خوابه. اون نمی دونه که پاییزم اومده.حالا زمستون شده! هیچ حیوونی تو جنگل دیده نمی شه. اونا همه به خونه های گرمشون رفتند و خو دند. اما س کوچولو کجاست؟ س کوچولو از خواب بیدار می شه و می گه: وای که چه خواب خوبی بود. چقدر خو دم! الان زمستونه! من که خیلی تنهام! و باز دوباره خو د.دوبار بهار اومد و همه ی حیوونا شاد و سرحال بودند. اونا با هم یک جشن بزرگ گرفتند. اما س کوچولو کجاست؟همه با صدای بلند س کوچولو رو صدا د. س کوچولو! بالا ه س کوچولو از خواب بیدار می شه و فصل بهار رو می بینه. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

قوری کوچولو

یک قوری خیلی کوچولو دارم برای دم زعفران.دیروز دخترک وقتی قوری کوچولو را دید بهانه کرد و خواستش. نزدیک نیم ساعت باهاش سرگرم بود!! چند تا چای الکی هم درست کرد و من نوشیدم! باید براش ازین کاسه بشقابهای اسباب بازی ب م!! . . . . . . ما از اون خانواده ها هستیم که وسط چله تابستان سرما می خوریم! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جملات زیبا از کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو پرسید:از کجا بفهمم وابسته شدم؟روباه جواب داد:تا وقتی هست نمی فهمی!ﺷﺎﺯﺩﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﭘﺮﺳﯿﺪ:ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪﺑﯿﺎﯼ ﻭ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻧﺸﻪ ﭼﯿﻪ؟ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮔﻔﺖ:ﺑﺮﯼ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﻪ...!شازده کوچولو: اهلی یعنی چی؟روباه: چیزی ست که پاک فراموش شده..معنی اش ایجاد علاقه استشازده کوچولو گفت:بعضی کارابعضی حرفابدجور دل آدمو آشوب میکنهگل گفت مث چی؟شازده کوچولو گفت:مث وقتی کهمیدونیدلم برات بی قرارهو کاری نمیکنی... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

صداقت

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو دو خوابش برد٬ ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده٬ شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده! نتیجه اخلاقی عذاب وجدان همیشه مال ی است که صادق نیست. آرامش مال ی است که صادق است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

زیباترین قسمت داستان شازده کوچولو

روباه گفت:-سلام.شازده کوچولو مودبانه جواب داد:-سلام.سر برگرداند ولی ی را ندید.صدا گفت:-من اینجا هستم،زیر درخت سیب...شازده کوچولو گفت:-تو کی هستی؟خیلی خوشگلی...روباه گفت:-من روباهم.شازده کوچولو به او پیشنهاد کرد:-بیا با من بازی کن.من خیلی غمگینم...روباه گفت:-نمی توانم با تو بازی کنم.مرا اهلی نکرده اند.شازده کوچولو آهی کشید و گفت:-ببخش!اما کمی فکر کرد و باز گفت:-اهلی یعنی چه؟روباه گفت:-تو اهل اینجا نیستی.پی چه می گردی؟شازده کوچولو گفت:-پی آدمها می گردم.اهلی یعنی چه؟روباه گفت:-آدمها تفنگ دارند و شکار می کنند.این کارشان اسباب زحمت است!مرغ هم پرورش می دهند.فایده شان فقط همین است.تو پی مرغ می گردی؟شازده کوچولو گفت:-نه.من پی دوست می گردم.اهلی یعنی چه؟روباه گفت: ... ادامه در لینک سایت منبع ...

13آبان روز مبارزه با استکبار جهانی گرامی باد

سیزده آبان نماد است؛ در دل خود، در عقبه ی خود معانی فراوانی دارد؛ که این معانی، همه برای ما درس است؛ باید اینها را به یاد داشته باشیم: طمع ورزی ، وابستگی رژیم طاغوت به و فساد آن دستگاه، ایستادگی ایمانِ متکی به بصیرت بزرگوار و مردم، حضور نسل جوان، شجاعت و جسارت نسل جوان انقل در مقابل هیمنه و چهره ی آرایش کرده و بزک کرده ی ؛ اینها همه در دل کلمه ی سیزده آبان است. پس سیزده آبان یک حرف کوچکی نیست. ی 13آبان89 ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خیاطی مان :)

در حال دوختن یک روبالشتکی چهل تیکه واسه خودم هستم.البته چندین روزه. منتظر میمونم یه تیکه کوچولو پارچه از جایی اضافه بیاد تا برش دارم و به تیکه های قبلی متصلش کنم. نمیدونم چقدر طول خواهد کشید.بستگی داره به چه سرعتی پارچه گیرم بیاد. خلاصه خیاط شدم رفت =))))) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ابوالفضل کوچولو و لباس ماه محرم

لباس ابوالفضل کوچولو مخصوص ماه محرم . در محرم امسال ( شهریورماه 97 ) ابوالفضل کوچولو 17 ماهه شده و این دومین ماه محرم هست که داره تجربه میکنه . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

انشا در مورد 13 آبان روز دانش آموز|انشا درباره ی روز دانش اموز|تحقیق در مورد 13 آبان

13ابان روز دانش اموزروز دانش آموز شعرشعر در مورد 13 آبان روز دانش آموزمطلب در مورد روز دانش اموز13 آبان چه روزی استتسخیر لانه جاسوسی در 13 آبانمقاله 13 آبانمحله 13 آبان ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

تحقیق درباره حرکت سیزده آبان از نگاه جامعه شناسی و نقش

اختصاصی از رزفایل تحقیق درباره حرکت سیزده آبان از نگاه جامعه شناسی و نقش با و پر سرعت . فایل word ( لینک پایین صفحه ) 35 صفحه مصاحبه ای بسیار قوی و پر مغز از آقای محمد علی صدر دانشجوی سال آ علوم صادق علیه السلام با محمد صادق کوشکی یکی از اساتید علوم . مصاحبه هم در بخش سوالات به نکات بسیار ظریف و کمتر عنوان شده ای اشاره می کند هم اینکه جوابهای دقیق و کارشناسی شده ای دریافت می کند در برخی اوقات مصاحبه به گفتگو و مناظره نیز تبدیل می شود و این هم از شیرینی و لطافتهای مصاحبه است. به هر صورت مصاحبه از نقش در ی انقلاب تا حرکت سیزده آبان از زاویه جامعه شناسی شروع و در میانه آن به تحلیل نهضت مشروطه و انحراف آن می پردازد و در نهایت به آسیب شناسی دانشجویی و را ارهایی برای زنده این خاتمه می یابد. با تحقیق درباره حرکت سیزده آبان از نگاه جامعه شناسی و نقش ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سیزده آبان گرامی باد

روز 13 آبان که در تقویم نظام مقدس ایران به عنوان روز مبارزه با استکبار جهانی نام گذاری شده یادآور سه واقعه مهم در تاریخ معاصر ایران است که در سه دوره مختلف رخ داده و به همین دلیل این روز را در تاریخ کشور به عنوان روزی به یادماندنی به ثبت رسانده است. تبعید (ره) به ترکیه در 13 آبان 1343، 13 آبان 1357 که روز دانش آموز نام گرفت و تسخیر لانه جاسوسی در 13 آبان 1358 عنوان این سه واقعه تاریخی است که نمی توان هیچ یک را از نظر اهمیت نسبت به دیگری اولی تر دانست چرا که هر کدام در دوره وقوع تاثیر گذاری خاص خود را داشته و شرایط را به نحوی تغییر داده اند. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

خانم خنده رو

خانم خنده رو در کلبه ی خنده زندگی می کرد.او با خنده از خواب بیدار میشد،با خنده از پله ها پایین آمد.با خنده صبحانه اش را میخورد،و با خنده مسواک را میزد.امروز مثل همیشه خانم خنده رو با خنده از خواب بیدار شد ، با خنده صبحانه اش را خوردر ، با خنده مسواکش را زد و بعد به پیاده روی رفت یک لحظه فهمید که خنده بر لبهایش نیست در همان لحظه آقای شادمان از راه رسید خانم کوچولو را دید و پرسید خانم کوچولو چرا دیگر نمی خندید خانم کوچولو جواب داد خنده ام را گم کرده ام آقای شادمان گفت چی? خنده تان را گم کرده آید! بله خنده ام را گم کرده هیچ اشکالی ندارد ما با هم میریم و خنده ی شما را پیدا می کنیم . خانم کوچولو قبول کرد اما زیاد امیدوار نبود آنها پیش آقای بامزه رفتند و ماجرا را برای آقای بامزه تعریف د آقای بامزه گفت من خودم یک جک بامزه درست کرده ام آن را حتمأ برایتان تعریف می کنم آقای شادمان و آقای بامزه از خنده روده بر شدند . اما خانم کوچولو حتی یک لبخند کوچک هم نزد . روز بعد آقای شادمان با یک جعبه ی بزرگ به خانه ی خانم کوچولو رفت خانم کوچولو پرسید :آقای شادمان این چیست ? آقای شادمان گفت :این جعبه ی شما است خانم کوچولو گفت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اهلی شدن

روباه گفت سلام ..شازده کوچولو سر برگرداند و مودبانه جواب سلام روباه را داد.شازده کوچولو :تو کی هستی؟ چه خوشگلی ! روباه : من روباه هستم.شازده کوچولو : بیا بازی کنیمروباه : نمیتونم ! ی مرا اهلی نکرده ! شازده کوچولو :اهلی یعنی چه؟؟روباه :یعنی علاقه ایجاد . سپس روباه مدت زیادی به شازده کوچولو نگاه کرد آ گفت بی زحمت مرا اهلی کن هیچ چیز را تا اهلی نکنی نمی توانی بشناسی.روباه توضیح داد:اول کمی دور از من بنشین من از گوشه ی چشم به تو نگاه خواهم کردوتوهیچ حرفی نخواهی زد چون زبان سرچشمه سوء تفاهم است ! وهر روز قدری جلوتر بیا ...فردا شازده کوچولو آمد.روباه گفت :اگر هر روز ساعت چهار بیایی من از ساعت سه به بعد کم کم خوشحال خواهم شد و سر ساعت چهار نگران و هیجان زده خواهم شد وآن وقت به ارزش خوشبختی پی خواهم برد!بدین گونه شازده کوچولو روباه را اهلی کرد ...و همین که ساعت وداع رسید...روباه گفت :من خواهم گریست .شازده کوچولو گفت :گناه از خود توست. تو خود خواستی تو را اهلی کنم !روباه گفت درسته ولی من باز گریه خواهم کرد ولی راز خود را به تو خواهم گفت.بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید .آنچه اصل است از دیده پنهان است !و این حقیقت ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مسابقه تنیس روی میز بزرگداشت سیزده آبان

مسابقه تنیس روی میز بزرگداشت سیزده آبان با شرکت نه نفر به صورت انفرادی در سالن ورزشی آّبش احمد از ساعت 18 تا 19/30 به مدت سه روز از تاریخ 95/08/15 در حال برگزاری می باشد علاقمندان میتوانند جهت تماشای بازیها در سالن حضور بهم رسانند. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

روز سوم...

امروز مامی مرخص شد... برای آ ین بار اومدم و شما رو دیدم پسر کوچولو اگه امروز شیر میخورد با مامی میومد خونه اما دختر کوچولو یه ذره بیشتر باید میموند... امروز دختر کوچولو شیرشو پس زده بود و کلی گریه کرد... وقتی مامی اومد رو سر دختر کوچولو با چشای سیاهش زل زد به مامی و زیر چشم مامی رو نگاه میکرد... عصر که برگشتم خونه کلی بغض داشتم... یه دل سیر گریه و شب با 60 سی سی شیر برگشتم بیمارستان و یه بار دیگه با بابا تنها مسیر خونه و بیمارستان رو طی کردیم... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بیست و چهارم آبان

حرف ها و اعداد و تاریخ ها و بیست و چهارم آبان ها...کاش آدم تهی می شد از همه چیز و کاش پاییز طولانی تر بود. اگر هر روزش به اندازه سال کش می آمد شاید تو هنوز در لباس صورتی ات روبه روی پنجره نشسته بودی و من هنوز وعده شامی را می دادم که هیچ وقت بین برای ما اتفاق نیفتاد... پاییز اما کوتاه است و بیست و چهارم آبان هر سال خیلی زود می آید. کاش می شد آبان را از تقویم پاک کنم. کاش آبان هرگز تو را از من نمی گرفت. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ابوالفضل کوچولو و خونه مسکن مهر

این ع ابوالفضل کوچولو هست که جلوی درب خونشون ع گرفته . ابوالفضل کوچولو که الان حدود 17 ماهشه در اوا مردادماه 1397 با این خونه مسکن مهر خداحافظی کرد و به خونه جدیدشون رفتن . حدود سه سال در مسکن مهر و طبقه دوم زندگی و حالا ابوالفضل کوچولو زندگی جدیدی رو در خونه جدید که همکف هست تجربه میکنه . خونه جدیدشون در حوالی میدان توحید هست . انشاالله بسلامتی باشه . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شازده کوچولو

روباه گفت: -سلام. شازده کوچولو برگشت اما ی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت: -سلام. صداگفت: -من اینجام، زیر درخت سیب... شازده کوچولو گفت: -کی هستی تو؟ عجب خوشگلی! روباه گفت: -یک روباهم من. شازده کوچولو گفت: -بیا با من بازی کن. نمیدانی چه قدر دلم گرفته... روباه گفت: -نمیتوانم بات بازی کنم. هنوز اهلیم نکردهاند آ . شازده کوچولو آهی کشید و گفت: -معذرت میخواهم. اما فکری کرد و پرسید: -اهلی یعنی چه؟ روباه گفت: -یک چیزی است که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه است. شازده کوچولو گفت: ایجاد علاقه ؟ روباه گفت: -معلوم است. تو الان واسه من یک پسر بچه ای مثل صد هزار پسر بچه دیگر. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یک روباهم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگر منو اهلی کردی هر دوتامان به هم احتیاج پیدا میکنیم. تو واسه من میان همه عالم موجود یگانه ای می شوی من واسه تو. شازده کوچولو گفت: -کم کم دارد دستگیرم میشود. یک گلی هست که گمانم مرا اهلی کرده باشد. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ببر کوچولو من

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه در لینک سایت منبع ...

پنجاه وسومیـ ـن ستاره

کافیه یه بچه کوچولو ببینم،،، انقد ذوقشو دارم که نزدیکه قلبم وایسه! این فرشته کوچولو ها ... عزیزای دلم❤ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شعر و قصه ک نه موش کوچولو و آینه

شعر و قصه ک نه موش کوچولو و آینهموش کوچولو و آینهیک روز موش کوچولویی در میان باغ بزرگی می گشت و بازی می کرد که ص شنید:میو میو.موش کوچولو خیلی ترسید.پشت بوته ای پنهان شد و خوب گوش کرد.صدای بچه گربه ای بود که تنها و سرگردان میان گل ها می گشت و میومیو می کرد. موش کوچولو که خیلی از گربه ها می ترسید، از پشت بوته ها به بچه گربه نگاه می کرد و از ترس می لرزید.بچه گربه که مادرش را گم کرده بود، خیلی ناراحت بود. موش کوچولو می ترسید اگر از پشت بوته خارج شود، بچه گربه او را ببیند و به سراغش بیاید و او را بخورد؛ اما بچه گربه آن قدر نگران و ناراحت بود که موش کوچولو را پشت بوته ی گل سرخ نمی دید. او فقط می خواست که مادرش را پیدا کند.با صدای بلند می گفت:«میومیو مامان جون من اینجام، تو کجایی؟» او آنقدر این جمله را تکرار کرد تا مادرش صدای او را شنید و به طرفش آمد و او را با خود از باغ بیرون برد. موش کوچولو نفس راحتی کشید و دوباره مشغول بازی شد.همین طور که زیر بوته ها می دوید و ورجه ورجه می کرد، چشمش به چیزی افتاد که زیر بوته ها برق می زد. به طرف آن رفت، یک آینه کوچک با قاب طلایی بود.موش کوچولو توی آینه نگاه کرد و خودش را دید.خی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شعر و قصه ک نه موش کوچولو و آینه

شعر و قصه ک نه موش کوچولو و آینهموش کوچولو و آینهیک روز موش کوچولویی در میان باغ بزرگی می گشت و بازی می کرد که ص شنید:میو میو.موش کوچولو خیلی ترسید.پشت بوته ای پنهان شد و خوب گوش کرد.صدای بچه گربه ای بود که تنها و سرگردان میان گل ها می گشت و میومیو می کرد. موش کوچولو که خیلی از گربه ها می ترسید، از پشت بوته ها به بچه گربه نگاه می کرد و از ترس می لرزید.بچه گربه که مادرش را گم کرده بود، خیلی ناراحت بود. موش کوچولو می ترسید اگر از پشت بوته خارج شود، بچه گربه او را ببیند و به سراغش بیاید و او را بخورد؛ اما بچه گربه آن قدر نگران و ناراحت بود که موش کوچولو را پشت بوته ی گل سرخ نمی دید. او فقط می خواست که مادرش را پیدا کند.با صدای بلند می گفت:«میومیو مامان جون من اینجام، تو کجایی؟» او آنقدر این جمله را تکرار کرد تا مادرش صدای او را شنید و به طرفش آمد و او را با خود از باغ بیرون برد. موش کوچولو نفس راحتی کشید و دوباره مشغول بازی شد.همین طور که زیر بوته ها می دوید و ورجه ورجه می کرد، چشمش به چیزی افتاد که زیر بوته ها برق می زد. به طرف آن رفت، یک آینه کوچک با قاب طلایی بود.موش کوچولو توی آینه نگاه کرد و خودش را دید.خی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دیوار ستم ش تنی است

سلام بر 13 آبان، روزی که ملت ایران با عشق و ایمان به آرمان خویش، همه قدرت های استکباری را به س ه گرفت و شکوه پوشالیشان را پایمال کرد .سیزده آبان از جمله روزهای پرفروغی است که در تاریخ ایران زمین، همواره برجسته و سربلند است، روزی است که فرزندان ایثارگر و فداکار این مرز و بوم به جهانیان فهماندند که با توکل به قدرت ایمان می توان در برابر هر طاغوتی ـ هرچند خودش را قدرت مند نشان دهد ـ ایستاد. در سیزده آبان ثابت شد که با تکیه بر قدرت آن بزرگوار آفریننده و توانای زنده می توان، استعمار را به خاک مذلت افکند و این نکته به اثبات رسید که امنیت و آرامش را از حق کشان و ستم کیشان که به مظلومان امنیت و آسایش نمی دهند، می توان باز گرفت. حماسه سیزده آبان ثابت کرد که همه قدرت های به اصطلاح عظیم ی و طاغوتی، از درون، پوچ و پوشالی است. در این روز، مردم عد خواه و ایمان مدار ما، خویشتن را باور د و به چشم خود دیدند آن قدرتی که در ذهن عده ای کج ش و کوته فکر، هم چون کوهی استوار است، «کاهی» بیش نیست. در سیزدهم آبان، وحدت کلمه معنا شد؛ تکیه بر محبوب بندگان و خدای آفرین، تفسیر شد و قدرت ی دینی بار دیگر تجربه گشت.در چنین روزی دانش ... ادامه در لینک سایت منبع ...

از شازده کوچولو

شازده کوچولو گفت: شاید باورت نشه! گل با تعجب پرسید: چیو؟ شازده کوچولو گفت: اینکه بعضی شبا میشه نخو د و تا صبح به تو فکر کرد... کجایی...! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

13آبان روز مبارزه با استکبار جهانی گرامی باد

سیزده آبان نماد است؛ در دل خود، در عقبه ی خود معانی فراوانی دارد؛ که این معانی، همه برای ما درس است؛ باید اینها را به یاد داشته باشیم: طمع ورزی ، وابستگی رژیم طاغوت به و فساد آن دستگاه، ایستادگی ایمانِ متکی به بصیرت بزرگوار و مردم، حضور نسل جوان، شجاعت و جسارت نسل جوان انقل در مقابل هیمنه و چهره ی آرایش کرده و بزک کرده ی ؛ اینها همه در دل کلمه ی سیزده آبان است. پس سیزده آبان یک حرف کوچکی نیست. ی 13آبان89 ... ادامه در لینک سایت منبع ...

13آبان روز مبارزه با استکبار جهانی گرامی باد

سیزده آبان نماد است؛ در دل خود، در عقبه ی خود معانی فراوانی دارد؛ که این معانی، همه برای ما درس است؛ باید اینها را به یاد داشته باشیم: طمع ورزی ، وابستگی رژیم طاغوت به و فساد آن دستگاه، ایستادگی ایمانِ متکی به بصیرت بزرگوار و مردم، حضور نسل جوان، شجاعت و جسارت نسل جوان انقل در مقابل هیمنه و چهره ی آرایش کرده و بزک کرده ی ؛ اینها همه در دل کلمه ی سیزده آبان است. پس سیزده آبان یک حرف کوچکی نیست. ی 13آبان89 ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کوچولو

ب اومدم تهران. واقعا دل کندن از کوچولو سخت بود. احتمالا بعد از عید فطر برمیگردم خونه. بالا ه یکی باید این امتحانا رو بخونه دیگه. ولی دلم قد یه دنیا تنگشه، از همین حالا. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شیطنت باحال و خنده دار ابوالفضل کوچولو

یک شب ابوالفضل کوچولو به همراه حسین و با موتور برای ید نان تافتونی به بازار رفتند . حسین و ابوالفضل وارد مغازه شدن و حسین دو بسته تافتون از داخل قفسه برداشت و رفت که حساب کنه که یکباره متوجه شد ابوالفضل کوچولو خودشو به یک بسته نان تافتونی رسونده که بسته آن باز بوده و ابوالفضل کوچولو هم شروع کرده به خوردن نان تافتونی . ع های این شیطنت خنده دار ابوالفضل کوچولو در پایین آمده است . * * # خاطرات ابوالفضل کوچولو # شهریورماه 1397 # مواظب ک ن خود باشیم ... ادامه در لینک سایت منبع ...

داستان سنگ کوچولو

یک سنگ کوچولو وسط کوچه ای افتاده بود.هر ی از کوچه رد می شد، لگدی به سنگ می زد و پرتش می کرد یک گوشه ی دیگر.سنگ کوچولو خیلی ناراحت بود.تمام بدنش درد می کرد.هر روز از گوشه ای به گوشه ای می افتاد و تکه هایی از بدنش کنده می شد.سنگ کوچولو اصلاً حوصله نداشت.دلش می خواست از سر راه مردم کنار برود و در گوشه ای پنهان شود تا ی او را نبیند و به او لگد نزند. ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

داستان سنگ کوچولو

یک سنگ کوچولو وسط کوچه ای افتاده بود.هر ی از کوچه رد می شد، لگدی به سنگ می زد و پرتش می کرد یک گوشه ی دیگر.سنگ کوچولو خیلی ناراحت بود.تمام بدنش درد می کرد.هر روز از گوشه ای به گوشه ای می افتاد و تکه هایی از بدنش کنده می شد.سنگ کوچولو اصلاً حوصله نداشت.دلش می خواست از سر راه مردم کنار برود و در گوشه ای پنهان شود تا ی او را نبیند و به او لگد نزند. ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

داستان سنگ کوچولو

یک سنگ کوچولو وسط کوچه ای افتاده بود.هر ی از کوچه رد می شد، لگدی به سنگ می زد و پرتش می کرد یک گوشه ی دیگر.سنگ کوچولو خیلی ناراحت بود.تمام بدنش درد می کرد.هر روز از گوشه ای به گوشه ای می افتاد و تکه هایی از بدنش کنده می شد.سنگ کوچولو اصلاً حوصله نداشت.دلش می خواست از سر راه مردم کنار برود و در گوشه ای پنهان شود تا ی او را نبیند و به او لگد نزند. ادامه مطلب ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اعتراف مرد بی رحم به قتل رقیه کوچولو

پدر عصبانی پس از یک هفته سکوت در ماجرای مرگ رقیه کوچولو، سکوتش را ش ت و ماجرا قتل دخترش را فاش کرد. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت چل تیکه پونزدهم و شونزدهم آبان سیزده نود و هفت یه بوس کوچولو توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.