چند پارگراف از داستان من

عبارت چند پارگراف از داستان من مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت چند پارگراف از داستان من میباشد.



نقد کورش اسدی از مجموعه داستان«سایه تاریک کاج ها» از غلامرضا رضایی

مقاله ای از کورش اسدی درباره مجموعه داستان «سایه ی تاریک کاج ها» اثر غلامرضا رضاییاقلیم اوهام*کورش اسدی «سایه ی تاریک کاج ها» آ ین مجموعه داستان منتشرشده از غلامرضا رضایی داستان نویس مسجدسلیمانی است. او در دهه ی هشتاد با مجموعه ی «نیمدری» آغاز کرد و از آن زمان تا امروز آرام آرام و پیوسته نوشته و پیش آمده و با قاطعیت باید گفت هر مجموعه نسبت به مجموعه ی پیشین پروپیمان تر و از نظر صناعت و زبان و روایت، حاوی تجربه های جدیدی است. رضایی تا امروز چهار مجموعه داستان به نام ِ « نیمدری»، «دختری با آدامس وس نشان»، «عاشقانه ی مارها» و «سایه ی تاریک کاج ها» و رمانی با عنوان «وقتی فاخته می خواند» منتشر کرده است. گفتنی است مجموعه داستان «عاشقانه ی مارها»، مجموعه ی قبلی این نویسنده، سالِ پیش موفق به دریافت جایزه ی ادبی هفت اقلیم شد. آ ین مجموعه ی رضایی به گمان من با تمام ضعف و قدرت هاش بهترین مجموعه داستان او تا امروز است. این مجموعه، نقطه ای است که او باید بر آن درنگ کند و قدرت و توانش را در نوشتنِ فضاها و درونمایه هایی که تا امروز در ساختن آن ها مه را نشان داده است، افزایش دهد. این نوشته در پی شناساندن دنیا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

داستان و داستان نویسی نوین فارسی

منصوررستگار فسایی داستان و داستان نویسی نوین فارسی* (story)که در اینجا معادل داستان به کار می رود، در یک معنی با تاریخ و سرگذشت هم قرابت دارد، بخصوص که کلمة تاریخ در انگلیسی (history) از حیث لغوی به (story) بسیار نزدیک است .تاریخچه (modern persian fiction, history)داستان نویسی نوین یا مدرن فارسی ، تحت تأثیر ترجمه رمان و داستان کوتاه غربی ، اندکی پیش از انقلاب مشروطیت ، پا گرفت و چون با اوضاع و احوال جدید و زندگی طبقه متوسط ، هماهنگ و مرتبط بود، پذیرشی روزافزون یافت و به تدریج در میان عامه خوانندگان ایرانی ، تثبیت شد.سیاحت نامة ابراهیم بیگ یا بلای تعصب او اثر زین العابدین مراغه ای و مسالک المحسنین ، نوشتة عبدالرحیم طالبوف . بعد از رمان های انتقاد اجتماعی و تعلیمی ، رمان های تاریخی ، شایع شد که از خصوصیت ناسیونالیستی یا ملیت گرایی برخوردار بود و در آنها زنده مفا تاریخی و برانگیختن احساسات وطن پرستانه ، مورد نظر نویسندگان بود؛ از جمله این رمان ها می توان از رمان های شمس و طغرا نوشتة محمدباقر میرزا خسروی ، دام گستران یا انتقامخواهان مزدک ، اثرعبدالحیسن صنعتی زاده کرمانی و عشق و سلطنت یا فتوحات کورش کبیر ، نوشتة شیخ ... ادامه در لینک سایت منبع ...

مینی مالیسم و ادبیات داستانی

مینی مالیسم و ادبیات داستانی در دهه ی ۱۹٦۰ میلادی مینی مالیسم در بیش تر هنرها از موسیقی و ادبیات تا هنرهای تجسمی رخنه کرد و شکل ویژه و منحصر به فرد خود را یافت و در ادبیات داستانی به نوع داستان کوتاه در آمد. از مهم ترین ویژگی های این نوع داستان کوتاه می توان پیرنگِ (طرح) (۱) ساده، زمان و مکان محدود و استفاده از گفت و گو را نام برد. «سامرست موام» (۲) زمان پیدایش داستان کوتاه (۳) را تا انسان های اولیه که گرد آتش می نشستند و حادثه ی عجیب و غریبی که دیده اند را تعریف می د به عقب می برد، زمانی که وی آن را «ظلمت زمان» می خواند و ادامه ی آن را تا نقالی در مشرق زمین و حکایت های فناناپذیر «هزار و یک شب» می آورد، اما داستان کوتاه را به عنوان یک نوع (۴) ادبی مربوط به سده ی نوزدهم می داند: «گمان می کنم فقط در سده ی نوزدهم بود که داستان کوتاه رواج یافت. رواجی که سبب شد داستان کوتاه یکی از انواع مهم تولید ادبی شود.» [۷- برگ ۳۲۱] در چند سده ی پیش – سده ی شانزدهم تا هیجدهم میلادی- در اروپا به روایت ها و حکایت های منثور داستانی که شخصیت ها یا کنش هایشان معرف زندگی روزمره شان بود «نوول» (۵) می گفتند. [۴- برگ ۱۷] اما واژه ی داست ... ادامه در لینک سایت منبع ...

شهادت غم انگیز حضرت فاطمه صغری و یا رقیه علیها سلام، دختر حسین(ع) چنین است:

عصر روز در ابه در کنار حضرت زینب(س) نشسته بود. جمعی از ک ن شامی را دید که در رفت و آمد هستند.پرسید: جان! اینان کجا می روند؟ حضرت زینب(س)فرمود: عزیزم این ها به خانه هایشان می روند. پرسید: ! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.بلافاصله پرسید: ! پدرم کجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل دیگر سخن نگفت، به گوشه ابه رفته زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤیا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد، مجدداً سراغ پدر را از گرفت و بهانه جویی نمود، به گونه ای که با صدای ناله و گریه او تمام اهل ابه به شیون و ناله پرداختند.خبر را به یزید رساندند، دستور داد سر بریده پدرش را برایش ببرند. رأس مطهر سید ال را در میان طَبَق جای داده، وارد ابه د و مقابل این دختر قرار دادند. س وش طبق را کنار زد، سر مطهر سید ال را دید، سر را برداشت و د رآغوش کشید. و در «منتخب» آمده است که او پدرش را مخاطب قرار داده می فرمود:«یا أبَتاهُ، مَنْ ذَاالَّذی خَضبکَ بِدِمائکَ» «پدر جان، کی صورت منوّرت را غرق خون ساخته؟». «یا أبتا ... ادامه در لینک سایت منبع ...

نگاهی گذرا به ادبیات داستانی در ایران

تاریخ داستان نویسی در ایران به سده های نخستین بازمی گردد و ادبیات کهن ما با انواع و اقسام صورت های داستانی افسانه ، تمثیل ، حکایت و روایت آمیخته است ؛ اما داستان نویسی جدید ایران ادامه طبیعی و منطقی این ادبیات نیست و در شیوه ی جدید داستان پردازی حتا جای پایی از این میراث کهن باقی نمانده است . ما در این نوشته می کوشیم تا ضمن ارایه ی تاریخ کوتاهی از روند شکل گیری و تکامل رمان در جهان ، تحول تاریخی شیوه های قصه گویی و داستان پردازی در ایران را نیز بکاویم و شماری از نویسندگان و آثار شاخص هر دوره را معرفی کنیم. داستان نویسی به صورتی که کمال یافته ترین شکل آن رادر قالب رمان می شناسیم ، به تاریخی برمی گردد که تقابل جهان بینی نو و کهنه ، در فاصله ی زمانی اندکی در اروپا و در زمینه های فلسفه و دانش و هنر و ادبیات آغاز شده بود. از این زمان ، رمان از رمانس فاصله می گیرد و عالم جادویی و مینوی با جهان واقعی در ادبیات داستانی تفاوت می یابد. نقطه ی آغاز رمان را به عنوان شکل نوینی در ادبیات ، عمومن "دن کیشوت" اثر سروانتس (۱۵۴۷-۱۶۱۶) می دانند که به دلیل شکل ویژه ی روایتی ، سرآغاز رمان نویسی به شمار می آید. ولی حرکت رو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

آشنایی با عناصر داستان نویسی

عناصر داستان ، اجزای بنیادین تشکیل دهنده ی داستان هستند . در میان اهل فن و نویسندگان در مورد تعداد و ترکیب عناصر بنیادین داستان اتفاق نظر وجود ندارد. به عنوان مثال: داستان دربردارنده چند عنصر اصلی است: پیرنگ، شخصیت ، معنا ، روایت و زاویۀ دید. یک تصویر می تواند بیانگر تمام عناصر داستان باشد: درونمایه (تم)، شخصیت، کشمکش، صحنه، سبک و ... نویسنده با افزودن عناصری نظیر شخصیت، گفتگو و صحنه به پیرنگ داستانش رنگ و بوی شخصی می دهد. در چاچوب داستان چند عنصر مهم داستانی قرار می گیرند: شخصیت، کنش و کشمکش. به نظرمن زاویه دید برای نگارش یک داستان موفق باید درک درستی از عناصر بنیادین داستان گویی داشت، نظیرزاویه دید، گفتگو و صحنه. پیرنگ پیرنگ، یا خط داستانی، اغلب به عنوان یکی از عناصر بنیادینادبیات داستانی برشمرده می شود. پیرنگ عبارت است از ساخت و پرداخت کنش های یک داستان. در سطح د، پیرنگ مجموعه ای ست از کنش ها و واکنش ها، یا محرک ها و پاسخ به محرک ها. در کنش واقع می شود. سپس، نوعی تحول یا گذار از موقعیت فعلی صورت می گیرد و در پی آن پایان بندی می آید: جمع بندی و پیامد داستان. مقدمه چینی سطح کلان پیرنگ آغاز، میان ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عشق؟؟؟..هه

داستان های کوتاه عاشقانه:داستان کوتاه عاشقانه سی دی فروش از قضا پسری به دختر مغازه سی دی فروشی علاقه پیدا کرده بود اما در رابطه با داستان کوتاه عاشقانه اش چیزی به او نگفته بود. هر روز به اون مغازه می رفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت و دیدن اون دختر... از بد روزگار بعد از یک ماه پسرک این دنیا را وداع گفت ... وقتی دخترک دید خبری از پسر نیست به در خونه پسر رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک ماجرای مرگ پسر ا تعریف کرد و اون رو به اتاق پسرش برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها هنوز باز نشده اند... دخترک با دیدن این صحنه شوکه شد و گریه کرد و سخت گریه کرد ... میدونی چرا گریه می کرد؟ چون تو تمام این مدت نامه های عاشقانه اش به پسرک رو توی جعبه سی دی ها می گذاشت و به پسرک میداد ... امیدواریم از این داستان کوتاه عاشقانه لذت برده باشید. داستان های کوتاه عاشقانه : داستان کوتاه عاشقانه دختر ن نا از بد روزگار دخترکی ن نا عاشق پسری می شود که او هم دخترک را با وجود معلولیتش دوست می دارد. دخترک همیشه به پسر می گفت اگه من بینا بودم می فهمیدی که چقدر تو را دوست دارم، اتفاقا فردی پیدا می شود و دو چشم خود را به دخترک ن نا هدیه می کند. بعد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ظرفیت های درام در ادبیات پارسی

ادبیات همواره از مهم ترین بسترها و زمینه های شکل گیری درام بوده و اقتباس از آن علاوه بر افزایش ظرفیت های دراماتیک، ساختار و بیان نمایشی را هم تقویت کرده است. اقتباس دراماتیک، از منابع غنی داستانی و شعری، یکی از شیوه های متداول نمایشنامه نویسی در ادبیات نمایشی سراسر جهان است که البته در تئاتر جایگاه و مرتبة چندان قابل قبولی ندارد. این در حالی است که ادبیات فارسی و به ویژه شعر ایرانی همواره ظرفیت های داستانی ارزشمندی را برای اقتباس نمایشی در خود داشته و هرازگاه این ظرفیت ها در آثاری معدود به خوبی هم دراماتیزه شده اند. شعر به عنوان مهم ترین ابزار بیان ایرانی و به لحاظ در بر داشتن قالب های داستانی سرشار می تواند به تقویتِ بخش مهمی از کمبودهای ادبیات دراماتیک ما کمک کند. به علاوه، آن که این ابزار ادبی بیان بدون شک برخاسته از نیازهای تاریخی، فرهنگی، ملی و خاستگاه نیازهای جمعی ایرانی هم هست. در این یادداشت کوتاه، به اختصار، به برخی ویژگی ها و قابلیت های دراماتیک اشعار فردوسی و عطار و ارزش اشعار خیام در تأکید بر اهمیت حضور نمایش ایرانی اشاره می شود. ● شاهنامه و دنیای داستان های نمایشی قصه گویی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

گزارش سومین جلسات نقد کتاب جنون تا مجنون ( فرهنگسراى انقلاب)

سومین نشست کانون ادبی "ادبیات قلم انقلاب " فرهنگسرای انقلاب ،با بازخوانی و نقد و بررسی دو داستان از مجموعه داستان کتاب "از جنون تا مجنون " روز دوشنبه ۱۰آبان ماه ۹۵ درساعت۴/۲۵ بعد ازظهر با حضورفاطمه میرصانع نویسنده داستانها و هما ناعمی منتقد ادبی و لیلا احمدی کارشناس مجری و با حضورجمعی از اعضا وهنرجویان چهار کانون ادبی "بانوی قلم "فرهنگسرای آفتاب، "ادبیات داستانی "فرهنگسرای سرو، "ادبیات قلم انقلاب "فرهنگسرای انقلاب و "زنگ داستان " فرهنگسرای اخلاق و علاقه مندان به نویسندگی ونقد در سالن سپیده فرهنگسرای انقلاب برگزار شد.در سومین نشست این بار نیز به بحث وبررسی نقد داستانهای یکی از اعضای کانون سرو و از هنرجویان فارغ حصیل آموزش داستان نویسی پبشرفته ده ترمی ، ابوالفضل درخشنده (مدرس آموزش داستان نویسی پیشرفته) فاطمه میرصانع پرداخته شد. این نشست با خوانش دو داستان توسط خود نویسنده ،فاطمه میرصانع به ترتیب با نامهای" آ دنیا کجاست؟" ، "من هم نمیدانم" انجام شد و نقد داستانها توسط هما ناعمی یکی دیگر از اعضای کانون سرو وفارغ حصیل آموزش داستان نویسی پیشرفته ده ترمی به عنوان منتقد و لیلا احمدی دبیر کانو ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کزازی: من این گونه داستان را می پسندم

کتاب فرزند ایران به همت میر جلال الدین کزازی نوشته است. این کتاب همان طور که در زیر عنوان نقل شده، داستانی است بر پایه ی سرگذشت حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی. فرزند ایران در دسته ی پرفروش های تازه های نشر جای دارد. کتاب فرزند ایران، بیست و دوم مردادماه با حضور مولف و طاهری در مرکز فرهنگی شهر کتاب نقد و بررسی شد. ایرانی راستین فروتن است کزازی، در پاسخ به سوالی، انگیزه ی خود از نگارش این اثر را این گونه تشریح کرد: من هرگز هیچ کت یا هیچ جستاری را ننوشته ام، مگر آن که نیازی در من بوده است، به نوشتن آن. آن چه من نوشته ام و می نویسم، نخست به پاس دل من است. من برای خود می نویسم، اگر دیگران خواندند و بهره بردند، چه به از آن؟ اما راست و روشن، بی هیچ و پروا بگویم، چندان بیم و باکم نیست که کتاب های مرا دیگران نخوانند، چون اگر برای آنان هم می نویسم، در رده ی دوم است. نیازی شکیب سوز و تاب ربای در من، مرا به نوشتن بر می انگیزد. از همین روست که بازنوشت نوشته هایم، در چشم من یکی از دوزخی ترین کارهاست؛ من هرگز آن چه را می نویسم دوباره ننوشته ام و نخواهم نوشت. آن چه می نویسم به همان شیوه به ناشر س می شود، درست است که گاهی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بازنشر گفتگوی حسین سناپور با آرمان

گفت وگوی زیر را یکی دو هفته پیش با رو مه آرمان و به بهانه ی رمان "دود" انجام دادم، که امروز درصفحه ی ادبیات این رو مه، و هم راه با دو یادداشت و یک مقدمه چاپ و منتشر شده شده است، که دعوت تان می کنم به خواندن شان. اما چون هم رسم الخط تغییر کرده (نمی فهمم چرا تغییراتی مثل گذاشتن ی به جای همزه را که حتا مدارس هم دیگر پذیرفته اند، رو مه ها نمی پذیرند و بعد همان همزه را هم حذف می کنند) و چون خواستم عین مصاحبه را خوانده باشید، سؤال و جواب ها را به صورتی که خودم براشان فرستادم، این جا می گذارم. و متاسفم بگویم که جاهایی نه فقط سؤال هاشان را عوض کرده اند، که حتا در متن جواب های من هم دست برده اند. راستش من نمی دانم این چه آفتی است که گریبان نسل جوان تر ما را گرفته، که متوجه اعتمادی که باید بین آدم ها باشد نیستند و آن را به ساده گی اب می کنند و گاهی حتا برای هیچ. نمی فهمم چرا متوجه نیستند که حق ندارند در متن ی دیگر دست ببرند، ولو به اندازه ی دو سه جمله یا حتا کلمه. و حق ندارند سؤال هاشان را، حتا به اندازه ی عبارت و جمله، عوض کنند، چون من دقیقاً به سؤال های مشخصی جواب داده ام. نمی فهمم چرا متوجه نیستند که با این کارهاش ... ادامه در لینک سایت منبع ...

اولین جملات داستان /شیوه های متفاوت /

. 1 در پاراگراف اول، کشمکش داستان را مشخص کنید. کشمکش همیشه از رویارویی دو نیروی ناسازگار یا ناهمپیوند حاصل می آید. مثلاً اگر کشمکش به اصطلاح «بیرونی» و بین دو شخصیت باشد، آن گاه کشمکش آن ها در واقع رویارویی یا ناسازگاری دو گفتمان است. گاهی هم کشمکش نشان دهنده ی تعارض دو ی ناسازگار در روان یا ضمیر ناخودآگاه شخصیت اصلی داستان است. با برجسته تضاد گفتمان های شخصیت ها یا دوپارگی روان شخصیت اصلی در پاراگراف اول داستان، حسی از اضطرار در خواننده به وجود می آورید و از همان ابتدا او را با خود همراه می کنید، زیرا خواننده به طور طبیعی می خواهد بفهمد علت این ناسازگاری یا دوبودگی چیست و در پایان داستان چه راه حل یا فرجامی پیدا می کند، یا اصلاً راه حل و فرجامی پیدا می کند یا نه. در بخش های بعدیِ داستان (بعد از پاراگراف اول) می توانید اطلاعات ضروری درباره ی علت این کشمکش را با اپیزودها یا صحنه های مجزا به خواننده نشان دهید.حُسن این شیوه: شروعی پُراحساس که از همان ابتدا خواننده را درگیر داستان می کند.ضعف این شیوه: اگر کشمکش انتخاب شده مسئله ی خواننده نباشد، داستان بهترین بختش برای خوانده شدن را از دست می دهد ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت چند پارگراف از داستان من توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.