یعنی

عبارت یعنی مابین هزاران خبر و مطلب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه مطالب جستجو شده با ذکر منبع آن منتشر شده است لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت مجله مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت یعنی میباشد.



عشق یعنی...

عشق یعنی... عشق بیداد من باختن یعنی لحظه عشق جان سرزمین یعنی یعنی زندگی پاک عشق لیلی و من مجنون در عشق یعنی ... شدن ساختن عشق دل یعنی کلبه وامق و یعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای یعنی کودک مسجد یعنی الاقصی عشق من عشق آمیختن افروختن یعنی به هم عشق سوختن چشمهای یکجا یعنی پر ز و غم دردهای گریه خون/ درد بیشمار عشق من یعنی الاسرار کلبه مخزن اسرار یعنی ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عشق یعنی..................

عشق بیداد من باختن یعنی لحظه عشق جان سرزمین یعنی یعنی زندگی پاک عشق لیلی و من مجنون در عشق یعنی ... شدن ساختن عشق دل یعنی کلبه وامق و یعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای یعنی کودک مسجد یعنی الاقصی عشق من عشق آمیختن افروختن یعنی به هم عشق سوختن چشمهای یکجا یعنی پر ز و غم دردهای گریه خون/ درد بیشمار عشق من یعنی الاسرار کلبه مخزن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

سلامتی هرچی رفیقه

سلام تقدیم به همه دوستان با معرفت ودوست داشتنی: دوست یعنی انتخاب یعنی از بنده سلام از تو جواب دوست یعنی دل به ما بستی رفیق؟ دوست یعنی یاد ما هستی رفیق؟ دوست یعنی مطلبت را دیده ام یعنی احوال تو را پرسیده ام دوست یعنی در رفاقت کاملی دوست یعنی: نیستی و... در دلی دوست یعنی: دوستی را لایقم؟ تو حقیقت، من مجازی عاشقم دوست یعنی کار و بارم خوب نیست تو نباشی، روزگارم خوب نیست دوست یعنی بغض لبخندم ش ت دوری و جای تو گلدانی نشست دوست یعنی مثل جان و در تنی دوست یعنی خوب شد تو با منی دوست یعنی حسرت و لبخند و آه میشوم دلتنگ رویت گاه گاه دوست یعنی جای پایت بر دل است دوری از تو جان شیرین مشکل است دوست یعنی نکته های پیچ پیچ دوست یعنی جز محبت، هیچ هیچ دوست یعنی از سکوت من بخوان دوست یعنی در کنار من بمان دوست یعنی خنده های ریز ریز دوست یعنی دوستت دارم عزیز .... برای همه آنهایی که رد پایشان در زندگیم پررنگ است. ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دهه شصت یعنی ....

یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی یعنی اپول مانتو یعنی ویدئو قاچاق یعنی آتاری و میکرو یعنی ف فروختن با کتونی میخی..! یعنی تلویزیون سیاه و سفید یعنی کپسول بوتان و پرسی یعنی نوار کاست یعنی یدن لبو و لواشک از سر کوچه ی مدرسه یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی... . یعنی نیمکت سه نفره یعنی چوبین و زبل خان یعنی تیله بازی عاشق شدن از پس حیا و شرم یعنی صدای آژیر قرمز یعنی سریال اوشین یعنی نامه پسر همسایه . دهه شصت یعنی من... یعنی تو... یعنی ما دهه 60کپیییییییییی کنننننننننن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

داداش

داداش یعنی غول مرحله ا خاستگار .... داداش یعنی هرکول کارای سخت... . داداش یعنی بتمن رویاها.... داداش یعنی غیرت زورو .... داداش یعنی بت واس پرستش .... یعنی اگه نباشه میخوام دنیا نباشه .... (((دلنوشته واسه بهترین داداش و امید زندگیم))) rrrrrr ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عشق یعنى..

عشق یعنی آنچنان در نیستی / تاکه معشوقت نداند کیستی عشق یعنی ذهن زیبا آفرین / آسمان روی زمین عشق گوید مست شو گر عاقلی / از غیر انگوری ولی هرکه باعشق آشنا شد مست شد / وارد یک راه بی بن بست شد کاش در جامم عشق باد / خانه ی جانم اب عشق باد هرکجا عشق آید و ن شود / هرچه ناممکن بود ممکن شود در جهان هر کار خوب و ماندنی / ردپای عشق در او دیدنی سالک آری عشق رمزی در دل است / شرح ووصف عشق کاری مشکل است عشق یعنی شور هستی در کلام / عشق یعنی شعر، مستی والسلام عشق یعنی خدمت بی منتی / عشق یعنی طاعت بی جنتی گاه بر بی احترامی احترام / بخشش و مردی به جای انتقام عشق یعنی مشکلی آسان کنی / دردی از درمانده ای درمان کنی عشق یعنی خویشتن را گم کنی / عشق یعنی خویش را گندم کنی عشق یعنی خویشتن را نان کنی / مهربانی را چنین ارزان کنی عشق یعنی نان ده و از دین مپرس / در مقام بخشش از آئین مپرس هر ی او را خدایش جان دهد / آدمی باید که او را نان دهد در تنور عاشقی سردی مکن /در مقام عشق نامردی مکن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عشق یعنى..

عشق یعنی آنچنان در نیستی / تاکه معشوقت نداند کیستی عشق یعنی ذهن زیبا آفرین / آسمان روی زمین عشق گوید مست شو گر عاقلی / از غیر انگوری ولی هرکه باعشق آشنا شد مست شد / وارد یک راه بی بن بست شد کاش در جامم عشق باد / خانه ی جانم اب عشق باد هرکجا عشق آید و ن شود / هرچه ناممکن بود ممکن شود در جهان هر کار خوب و ماندنی / ردپای عشق در او دیدنی سالک آری عشق رمزی در دل است / شرح ووصف عشق کاری مشکل است عشق یعنی شور هستی در کلام / عشق یعنی شعر، مستی والسلام عشق یعنی خدمت بی منتی / عشق یعنی طاعت بی جنتی گاه بر بی احترامی احترام / بخشش و مردی به جای انتقام عشق یعنی مشکلی آسان کنی / دردی از درمانده ای درمان کنی عشق یعنی خویشتن را گم کنی / عشق یعنی خویش را گندم کنی عشق یعنی خویشتن را نان کنی / مهربانی را چنین ارزان کنی عشق یعنی نان ده و از دین مپرس / در مقام بخشش از آئین مپرس هر ی او را خدایش جان دهد / آدمی باید که او را نان دهد در تنور عاشقی سردی مکن /در مقام عشق نامردی مکن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عشق یعنی

عشق یعنی... عشق یعنی رازقی؟ یعنی نسیمعشق یعنی مست گشتن از شمیمعشق یعنی آفتاب بی غروبعشق یعنی آسمان؟ یعنی فروغعشق یعنی آرزو؟ یعنی امیدعشق یعنی روشنی؟ یعنی سپیدعشق یعنی غوطه خوردن بین دو موجعشق یعنی رد شدن از مرز اوج عشق یعنی از سپیده تا سحرعشق یعنی پا نهادن در خطرعشق یعنی لحظه لحظه دیدار یارعشق یعنی دست در دستِ نگارعشق یعنی عقل شد مدهوش توعشق یعنی لحظه لحظه بی قرارعشق یعنی صبر؟ یعنی انتظارعشق یعنی اشتیاق و انتظارعشق یعنی دلهوره؟ یعنی شتابعشق یعنی اشک؟یعنی عاطفهعشق یعنی یادگاری؟ خاطرهعشق یعنی لایق مریم شدنعشق یعنی با خدا همدم شدنعشق یعنی جام لبریز از عشق یعنی خواستن له له زدنعشق یعنی سال های عمر سختعشق یعنی زهر شیرین؟ بخت تلخعشق یعنی با خدایا ساختنعشق یعنی چون همیشه باختن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

دختر یعنی...

دختر یعنی دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن ! دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن ! دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی … دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟! دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های د یت دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و و ت هستن دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار! دختر بودن یعنی دختر و چه به رانندگی؟ تو باید ماشین ظرفشویی برونی ! دختر بودن یعنی باید مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی! دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن! دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه! دختر بودن یعنی شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا یده ?? میلیون؟ دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟! دختر بودن یعنی به به خانوم خوشگل….هزار ماشالااااااا… دختر بودن یعنی برو تو ، دم در وای نستا! دختر بودن یعنی لباست ? متر و نیم پارچه ببره! دختر بودن یعنی خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم! دختر بودن یعنی کجا داری میری؟! دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم! دختر بودن یعنی کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟! گوشیت و بده ببینم ! دختر بودن یع ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بوسه

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب بوسه یعنی عشق در اعماق شب بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب لذت از دیوانگی طعم شیرینی به رنگ سادگی بوسه اغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبران تنها شدن بوسه اتش میزند بر جسم وجان بوسه برمیدارد این شرم از میان بوسه یعنی خستگی از من بکاه بوسه یعنی عشق خالی از گناه بوسه یعنی قلب تو از ان من بوسه یعنی تو همیشه مال من ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عشق مشکل

عشق یعنی مشکلی آسان کنیدردی از درمانده ای درمان کنیمهربانی را چنین ارزان کنیدر تنور عاشقی سردی مکندر مقام عشق نامردی مکنلاف مردی می زنی مردانه باشدر مسیر عاشقی افسانه باشعشق یعنی ظاهر باطن نماباطنی آکنده از نور خ ق یعنی ذهن زیبا آفرینآسمانی روی زمیندر جهان هر کار خوب و ماندنیردپای عشق در او دیدنی ستعشق یعنی شور هستی در کلامعشق یعنی شعر، مستی والسلام ( مجتبى کاشانى . سالک) ... ادامه در لینک سایت منبع ...

عشق یعنی می ستایم من تو را

عشق یعنی با تو خواندن از جنونعشق یعنی سو ا از درون عشق یعنی سوختن تا ساختنعشق یعنی عقل و دین را باختن عشق یعنی دل تراشیدن ز گلعشق یعنی گم شدن در باغ دل عشق یعنی تو ملامت کن مراعشق یعنی می ستایم من تو را عشق یعنی در پی تو در به درعشق یعنی یک بیابان درد سر عشق یعنی با تو آغاز سفرعشق یعنی قلبی آماج خطر عشق یعنی تو بران از خود مراعشق یعنی باز می خوانم تو را عشق یعنی بگذری از آبرو عشق یعنی کلبه های آرزو عشق یعنی با تو گشتن هم کلامعشق یعنی انتظار یک سلام عشق یعنی دستهایی رو به دوستعشق یعنی مرگ در راهت ن ت عشق یعنی شاخه ای گل در سبدعشق یعنی دل سپردن تا ابد عشق یعنی سروهای سر بلندعشق یعنی خارها هم گل کنند عشق یعنی تو بسوزانی مراعشق یعنی سایه بانم من تو را عشق یعنی بشکنی قلب مراعشق یعنی می پرستم من تو را عشق یعنی آن نخستین حرفهاعشق یعنی در میان برفها عشق یعنی یاد آن روز نخستعشق یعنی هر چه در آن یاد توست عشق یعنی تک درختی در کویرعشق یعنی عاشقانی سر به زیر عشق یعنی بگذری از هفت خانعشق یعنی آرش و تیر و کمان عشق یعنی بی پروا شدنعشق یعنی سعی از قطره تا دریا شدن ... ادامه در لینک سایت منبع ...

کولی 1388 و پیش تر از آن

اولین گفتگویم با ناشر از معنی کولی آغاز شد . چرا کولی ؟ کولی یعنی چة ؟ - البته ، حتماً . من این کلمه را زندگی کرده ام . با آن معنی شده ام . و باور کرده ام که کولی ام . چیزی میان یاد داشت نشده ها ، اهل هیچ کجا ، راهش از همه جدا ، غریبه ، موضوع داغ وسط گذاشتن و دور زدن ، ناخوانده ، حاشیه و "بی سرزمین تر از باد" . کولی یعنی ؛ وجدان ی برای محرومیت هایش درد نمی گیرد ، .... کولی که باشی و زن ، یعنی مهدور الدم . یعنی آ مکافات . یعنی به جهنم . یعنی بی طبقه و لمپن ، یعنی رجم بدون ... بله داداشم ، یعنی اگر چه کولی ها در تیرة انسان قرار دارند اما ی آنها را به یاد نمی آورد و در تقسیم منزلت ، عد و رفاه اجتماعی ، شناسنامة قابل ارایه ندارند ! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ش ت را چگونه تعریف کنیم ؟

ش ت را چگونه تعریف کنیم ؟گفتند : ش ت یعنی تو یک انسان در هم ش ته ای !گفتم : نه ! ش ت یعنی من هنوز موفق نشده ام .گفتند : ش ت یعنی تو هیچ کاری نکرده ای .گفتم : نه ! ش ت یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام .گفتند : ش ت یعنی تو حماقت کردی .گفتم : نه ! ش ت یعنی من به اندازه کافی جرات و جسارت داشتم .گفتند : ش ت یعنی تو دیگر به مقصود نمی رسی . گفتم : نه ! ش ت یعنی باید از راهی دیگر به سمت هدفمم حرکت کنم .گفتند : ش ت یعنی تو کوچک و نادان هستی . گفتم : ش ت یعنی من هنوز کامل نیستم .گفتند : ش ت یعنی تو زندگی و عمرت را بیهوده تلف کردی . گفتم : نه ! ش ت یعنی من بهانه ای برای شروع دارم.گفتند : ش ت یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی ! گفتم : نه ! ش ت یعنی من باید بیشتر تلاش کنم ." ش ت پل پیروزی است . از ش ت ها باید درس گرفت تا پیروز شد . "ناکامی ها همیشه به فرداهای بهتر می انجامد . ناکامی ، ش ت نیست؛ تأخیر در پیروزی است . ... ادامه در لینک سایت منبع ...

ناشاد

وقتی که تو دومین کشور ناشاد دنیا زندگی می کنی............آره ناشاد............اصلا ناشاد یعنی چی؟!یعنی غمگین؟!.......یعنی ناراحت؟!.......یعنی افسرده؟!...........یعنی بی پول؟!...............یعنی بی معرفت؟! اگه هزار تا کلیپ هپی بسازید و تو مراسم عروسی وتولد از اول تا آ ب ی........هیچ چیز تغییر نکرده!!! در بهترین ح فقط یک ناشادی!!! ... ادامه در لینک سایت منبع ...

note 117

سکوت ک میکنم، یعنی دردم آنقدر زیاد است که زبانم بند آمده است... یعنی دلم آنقدر گرفته است که راه گلویم بسته شده است... سکوت ک میکنم، یعنی حالم آنقدر وخیم است که توانی برای حرف زدن نمانده یعنی آنقدر حرف برای گفتن دارم که مانده ام از کجا شروع کنم... سکوت ک میکنم...یعنی...دلم گرفته... کمی نگاهم کن...کمی برایم حرف بزن..... #.......... ... ادامه در لینک سایت منبع ...

بوسه...

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب بوسه یعنی خلسه در اعماق شب بوسه یعنی مستی از مشروب عشق بوسه یعنی آتش و گرمای تب بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب ، لذت از دیوانگی بوسه یعنی حس طعم خوب عشق طعم شیرینی به رنگ سادگی بوسه آغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه سرفصل کتاب عاشقی بوسه رمز وارد دلها شدن بوسه آتش می زند بر جسم و جان بوسه یعنی عشق من ، با من بمان شرم در دلدادگی بی معنی است بوسه بر می دارد این شرم از میان طعم شیرین عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است بهترین هدیه پس از یک انتظار بشنوید از من فقط یک بوسه است بوسه را تکرار می باید نمود بوسه یعنی عشق و آواز و سرود بوسه یعنی وصل جانها از ب بوسه یعنی پر زدن ، یعنی صعود "abolfazl" ... ادامه در لینک سایت منبع ...

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جستجو و بازنشر مطالب مرتبط با عبارت یعنی توسط ربات های هوشمند خبری از بین منابع معتبر فارسی زبان دریافت و نمایش داده میشوند.